پشت هر جابه‌جایی در رتبه‌بندی پلتفرم‌ها، داستانی از وابستگی عمیق، بقای اقتصادی و ترفندهای سازگاری نهفته است. داده‌های موجود، نقشه‌ای روشن از این میدان ارائه می‌دهند که می‌تواند هم برای سیاست‌گذار و هم برای فعالان این عرصه درس‌آموز باشد.

پایگاه خبری جماران، محمد تقی‌زاده: در سال‌های اخیر، بازار شبکه‌های اجتماعی در ایران به عرصه‌ای برای دوئل میان عادت‌های دیرپای کاربران و سیاست‌های کنترلی تبدیل شده است. مرور رفتار کاربران در پنج بازه زمانی متمایز از روزهای عادی گرفته تا بحران‌های سیاسی و نظامی نشان می‌دهد که الگوی مصرف محتوا نه تصادفی است، نه ساده.

پشت هر جابه‌جایی در رتبه‌بندی پلتفرم‌ها، داستانی از وابستگی عمیق، بقای اقتصادی و ترفندهای سازگاری نهفته است. داده‌های موجود، نقشه‌ای روشن از این میدان ارائه می‌دهند که می‌تواند هم برای سیاست‌گذار و هم برای فعالان این عرصه درس‌آموز باشد.

 

 

رفتارنگاری کاربر ایرانی در شبکه‌های اجتماعی در میانه بحران‌ها (1)

 

تلگرام؛ زیرساختی که از تخت پادشاهی کنده نمی‌شود

تلگرام در تمام مقاطع آرام، رتبه نخست را بی‌منازع در دست داشت، اما در جریان جنگ رمضان اتفاقی تاریخی افتاد: سقوط از رتبه ۱ به ۶. این بزرگ‌ترین سقوط ثبت‌شده در میان تمام پلتفرم‌ها در هر بحرانی بود. تصادفی نبود؛ ترکیب محدودیت شدید اینترنت بین‌الملل و فشار مستقیم روی زیرساخت‌های فنی تلگرام، موقتاً شریان حیاتی آن را بست. اما نکته اصلی نه خود سقوط، که بازگشت جهشی بلافاصله پس از پایان بحران به رتبه اول است.

این الگو یک حقیقت اساسی را فاش می‌کند: کاربر ایرانی تلگرام را رها نکرد، فقط نتوانست به آن برسد. وفاداری‌ای که ریشه در میلیون‌ها کانال، گروه، مخاطب و درآمدهای برآمده از آن دارد، مثل وفاداری به شبکه برق و گاز است. وقتی قطع می‌شود، همه خلأ را حس می‌کنند. تلگرام اکنون برای زیست دیجیتال ایرانی، حکم «زیرساخت» را پیدا کرده است؛  نه صرفاً یک پیام‌رسان. این یعنی سیاست مسدودسازی، حتی اگر موقتاً موفق باشد، نمی‌تواند این لایه تودرتو از منافع و عادت‌ها را از میان بردارد.

 

رفتارنگاری کاربر ایرانی در شبکه‌های اجتماعی در میانه بحران‌ها (2)

 

 

اینستاگرام؛ ویترین شکننده اما ریشه‌دار معیشت

اینستاگرام در بحران نظامی دوازده‌روزه و جنگ رمضان به شدت آسیب دید و از رتبه ۲ به ۵ سقوط کرد. دلیل فنی روشن است: محتوای بصری سنگین آن پهنای باند زیادی می‌بلعد و وقتی دروازه‌های اینترنت بین‌الملل تنگ می‌شود، اولین قربانی همین تصویر و ویدئوست. در بحران سیاسی اعتراضات دی‌ماه نیز یک عامل انسانی به آن اضافه شد: ترس از شناسایی. اینستاگرام با ماهیت هویت‌محور و متکی بر چهره و زندگی شخصی، در شرایط التهابی هزینه روانی و امنیتی تولید محتوا را بالا می‌برد.

 با این همه، حتی در بدترین شرایط هم از رتبه ۵ پایین‌تر نرفت. این یعنی با وجود شکنندگی، عمق رخنه آن در کسب‌وکارهای کوچک، برندهای شخصی و نمایش زندگی روزمره به قدری است که نمی‌توان آن را حذف کرد. اینستاگرام امروز «ویترین هویت و معیشت» ایرانی است و رها کردن آن به معنای قطع درآمد بسیاری از کاربران است. چنین وابستگی‌ای، هر محدودیت را با یک ضربه اقتصادی همراه می‌کند که اثرگذاری آن را پیچیده‌تر می‌کند.

 

رفتارنگاری کاربر ایرانی در شبکه‌های اجتماعی در میانه بحران‌ها (3)

 

 

ایکس (توییتر سابق)؛ پیام‌آور بحران‌های سیاسی

رفتار ایکس در میان همه پلتفرم‌ها استثنایی است. در دوره عادی رتبه ۳، ولی هر بار که موج اعتراض یا بحران سیاسی می‌رسد، جایگاهش بالا می‌رود و در اعتراضات دی‌ماه حتی به رتبه ۱ جهش کرد.

دو ویژگی فنی و رفتاری این خیز را توضیح می‌دهد: نخست، متن‌محور بودن آن است که در شرایط اختلال اینترنت، مصرف پهنای باند را به کسری از اینستاگرام می‌رساند. دوم، کاربر ایرانی در لحظات التهاب سیاسی، این پلتفرم را «بلندگوی بین‌المللی» خود می‌بیند نه برای گفت‌وگوی روزمره، که برای ارتباط با جهان. اما این قدرت، موقعیتی است نه ساختاری. پس از هر بحران، ایکس دوباره به رتبه ۳ برمی‌گردد؛ مثل مأمنی که فقط هنگام طوفان میزبان جمعیت می‌شود.

 این الگو نشان می‌دهد که ایکس نتوانسته به زیست روزمره کاربر ایرانی راه پیدا کند، اما توانسته در ذهن او بهاره‌ای برای اضطراب سیاسی تعبیه کند.

 

رفتارنگاری کاربر ایرانی در شبکه‌های اجتماعی در میانه بحران‌ها (4)

 

 

روبیکا و ایتا؛ از مقصد اضطراری تا سنگر تحمیلی

پلتفرم‌های داخلی در دو بحران نظامی جنگ دوازده‌روزه و جنگ رمضان رشد کردند. روبیکا در بحران نخست رتبه ۳ و در جنگ رمضان رتبه ۱ را گرفت. ایتا نیز در جنگ رمضان ناگهان از ۵ به ۲ جهش کرد. هر دو جهش همزمان با سقوط تلگرام و اینستاگرام رخ دادند.  بنابراین، رابطه‌ای علّی میان دسترس‌ناپذیری پلتفرم‌های خارجی و پناه بردن به داخلی‌ها کاملاً مشهود است.

با این حال، الگوی بازگشت آنها به رتبه‌های ۴ و ۵ بلافاصله پس از عادی‌شدن فضا، یک حقیقت تلخ را آشکار می‌کند: این سکوها هنوز نتوانسته‌اند «ترجیح» کاربر را تسخیر کنند، او صرفاً در نبود گزینه‌های مأنوس، به سویشان کشیده شده است. نکته ظریف اینکه مهاجرت از تلگرام به ایتا در بحران اخیر، بیش از آنکه نشانه اعتماد باشد، نشانه شباهت فنی و انتظار کاربر برای دریافت خدمات مشابه است. ولی وقتی موانع برداشته می‌شود، شبکه اجتماعی اصلی دوباره نفس می‌کشد. برای سیاست‌گذار، این یعنی اگر کیفیت تجربه، تنوع محتوا و حس تعلق در پلتفرم‌های داخلی جهش نکند، هر بحران بعدی هم فقط یک فرصت موقت خواهد بود، نه یک پیروزی پایدار.

 

 

رفتارنگاری کاربر ایرانی در شبکه‌های اجتماعی در میانه بحران‌ها (5)

 

 

رفتارنگاری کاربر ایرانی در شبکه‌های اجتماعی در میانه بحران‌ها (6)

 

واتس‌اپ؛ خلوت خصوصی که نباید با معیارهای نادرست سنجید

واتس‌اپ در تمام بازه‌ها رتبه‌ای در قعر جدول داشت. اما این را شکست نباید خواند، که خطای معیارسنجی است. ذات واتس‌اپ خصوصی و بسته است و شاخص «تولید محتوای عمومی» درباره آن ناقص عمل می‌کند. تنها در جنگ رمضان اندکی بالا آمد که احتمالاً بازتاب مهاجرت موقت گروه‌هایی از تلگرام به خلوت‌های رمزنگاری‌شده بود. واتس‌اپ در ذهن کاربر ایرانی به نماد فضای خصوصی بدل شده و این جایگاه، با بحران‌های خیابانی و اینترنتی به سادگی جابه‌جا نمی‌شود.

 

رفتارنگاری کاربر ایرانی در شبکه‌های اجتماعی در میانه بحران‌ها (7)

 

 

بحران سیاسی یا نظامی؟ برنده از پیش تعیین شده است

یکی از بدیع‌ترین یافته‌های این گزارش  آن است که گونه بحران، تعیین می‌کند کدام پلتفرم اوج بگیرد. در بحران سیاسی داخلی مانند اعتراضات دی‌ماه، ایکس برنده است. دلیل، نه فقط سبکی فنی، که طبع کاربر برای رساندن صدا به گوش جهانی است. در مقابل، در بحران‌های نظامی و تنش‌های بیرونی آنجا که محدودیت اینترنت با امنیت ملی گره می‌خورد انسداد پهنای باند بین‌الملل چنان شدید می‌شود که به ناگزیر کاربر را به سوی گزینه‌های داخلی می‌راند. یا به زبان دیگر، نوع تهدید، جهت فرار ترافیک را عوض می‌کند. این الگوی دوگانه سیاسی-فنی، نشان می‌دهد که کنترل صرف اینترنت نمی‌تواند ذائقه کاربر را یکدست کند، بلکه صرفاً در بزنگاه‌های خاصی می‌تواند او را به انتخاب‌های تحمیلی هدایت کند؛  تا وقتی که فشار برداشته شود.

 

 

رفتارنگاری کاربر ایرانی در شبکه‌های اجتماعی در میانه بحران‌ها (8)

 

حافظه نمادین پلتفرم‌ها در ذهن ایرانی

در این سال‌ها، هر پلتفرم نقشی نمادین در ادراک جمعی یافته که از نوسان‌های رتبه هم مهم‌تر است:

- تلگرام «زیرساخت زندگی» شده؛ مثل آب و برق، قطعش بحران است.

- اینستاگرام «ویترین معیشت و هویت» است؛ قطعش ورشکستگی صنفی با خود می‌آورد.

- ایکس «بلندگوی اضطراری» است؛ فقط هنگام اعتراض به سراغش می‌روند تا به جهان نشان دهند چه می‌گذرد.

- روبیکا و ایتا هر دو «مقصد ناگزیر» هستند؛ در تعطیلی بازار خارجی، مشتری به آنها پناه می‌برد.

- واتس‌اپ «خلوت شخصی» است؛ کاربر ایرانی از آن مخفی‌گاه ساخته و حتی در بحران هم آن را به رسمیت نمی‌شناسد مگر برای ارتباطات خصوصی.

 

نتیجه‌ای برای سیاست‌گذاری که داده‌ها فریاد می‌زنند

پایداری نظم مصرف پس از هر بحران، یک پیام روشن دارد: آنچه عادت‌های دیجیتال را می‌سازد، فشار بیرونی نیست، که منافع درهم‌تنیده کاربران است. سرمایه‌های اجتماعی انباشته در یک پلتفرم (کانال‌ها، مخاطبان، داده‌ها، روابط اقتصادی) به قدری سنگین است که هیچ قطعی موقتی نمی‌تواند آن را جابه‌جا کند.

بنابراین، سیاست‌گذاری مؤثر در سپهر دیجیتال ایران نمی‌تواند تنها به ابزار انسداد و فیلترینگ متکی باشد؛ چنین رویکردی تنها ترجیح حقیقی را سرکوب می‌کند، اما نابودش نمی‌کند. برای آنکه پلتفرم‌های داخلی به انتخاب اول بدل شوند، باید بتوانند سرمایه اجتماعی معادل را در خود بسازند. یعنی اکوسیستمی از محتوای غنی، تجربه کاربری روان، امنیت روانی و فرصت‌های اقتصادی. تا زمانی که این معادله حل نشود، هر بحران جدید فقط تکرار نمایشی خواهد بود که پرده آخرش بازگشت به نظم قبلی است. واقعیت تلخ آن است که داده‌ها از سیاست جلوتر حرکت کرده‌اند.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.