یادداشت پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

یادداشت؛

لامِرد؛ شهری زیر باران ۷۲۰ هزار ترکش

روزنامه نیویورک تایمز در گزارشی تحقیقی، با استناد به تحلیل تصاویر و ویدئوهای تأییدشده، از به‌کارگیری موشک‌هایی خبر داده است که هر یک توانایی پراکندن بیش از ۱۸۰ هزار ترکش تنگستنی را دارند. بر این اساس، چهار موشک شلیک‌شده به لامِرد مجموعاً حدود ۷۲۰ هزار ترکش را در سطح شهر پراکنده کرده‌اند؛ حجمی از قدرت تخریب که تنها در چند ثانیه، زندگی صدها خانواده را تحت تأثیر قرار داد.

در میانِ روایت‌های پُرشمار جنگ رمضان، هنوز نامی هست که آن‌گونه که شایسته است در حافظه عمومی کشور ثبت نشده است؛ نام شهری در جنوبی‌ترین نقطه استان فارس که در نخستین روز جنگ، یکی از تلخ‌ترین روزهای تاریخ خود را تجربه کرد.

لامِرد؛ شهری که بنا بر گزارش‌های منتشرشده، تنها در چند ثانیه زیر باران حدود ۷۲۰ هزار ترکش قرار گرفت.

گاهی اعداد آن‌قدر بزرگ هستند که ذهن از درک کامل آن‌ها ناتوان می‌شود. ۷۲۰ هزار ترکش روایتی از یک فاجعه انسانی است که پشت هر رقم آن، خانه‌ای آسیب‌دیده، خانواده‌ای داغدار شده و زندگی‌ای قرار دارد که مسیر آن برای همیشه تغییر کرده است.

روزنامه نیویورک تایمز در گزارشی تحقیقی، با استناد به تحلیل تصاویر و ویدئوهای تأییدشده، از به‌کارگیری موشک‌هایی خبر داده است که هر یک توانایی پراکندن بیش از ۱۸۰ هزار ترکش تنگستنی را دارند. بر این اساس، چهار موشک شلیک‌شده به لامِرد مجموعاً حدود ۷۲۰ هزار ترکش را در سطح شهر پراکنده کرده‌اند؛ حجمی از قدرت تخریب که تنها در چند ثانیه، زندگی صدها خانواده را تحت تأثیر قرار داد.

 

بهرام حسن زاده
بهرام حسن‌زاده، فعال سیاسی_اجتماعی و کارشناس ارشد علوم سیاسی

 

در تاریخ جنگ‌ها، شهرهای بسیاری هدف حملات نظامی قرار گرفته‌اند؛ اما آنچه لامِرد را به روایتی متفاوت تبدیل می‌کند، تنها میزان خسارت یا شمار قربانیان نیست. مسئله این است که هنوز بسیاری از مردم ایران از ابعاد آنچه در این شهر رخ داد آگاهی کافی ندارند و این بخش از رنج جنگ کمتر روایت شده است.

آثار چنین رخدادهایی به لحظه انفجار محدود نمی‌شود. صدای انفجارها خاموش می‌شود، دودها فرو می‌نشیند و زندگی به ظاهر به جریان عادی بازمی‌گردد، اما پیامدهای انسانی آن سال‌ها در زندگی مردم باقی می‌ماند. هنوز یاد شهدا در خانه‌های بسیاری زنده است، هنوز خانواده‌هایی با خاطرات عزیزان از دست‌رفته خود زندگی می‌کنند و هنوز زخم‌های آن روز در حافظه جمعی مردم لامِرد حضور دارد.

در کنار این رنج بزرگ، نباید از نقش نیروهای امدادی، کادر درمان، نیروهای خدمات‌رسان و همه کسانی که در ساعات و روزهای دشوار پس از حادثه در کنار مردم بودند، غافل شد. همدلی مردم و تلاش دستگاه‌های مسئول، بخشی از بار سنگین این بحران را کاهش داد و جلوه‌ای از همبستگی اجتماعی را به نمایش گذاشت.

آنچه در لامِرد رخ داد، فراتر از یک حادثه محلی و  بخشی از تجربه ملی ایرانیان در روزهای جنگ بود. ثبت و بازخوانی این رخداد، برای حفظ حافظه تاریخی جامعه ضروری است. نسل‌های آینده باید بدانند که در آن روزها، مردم این شهرستان نیز هزینه‌ای سنگین پرداختند و در معرض آسیب‌هایی جدی قرار گرفتند.

امروز پرسش مردم لامِرد پرسشی انسانی است؛ آیا رنج آنان دیده می‌شود؟ آیا روایت این شهر در میان روایت‌های بزرگ‌تر جنگ شنیده خواهد شد؟ آیا نام قربانیان و شهیدان آن در حافظه عمومی کشور باقی خواهد ماند؟

شاید در سال‌های آینده پژوهشگران درباره ابعاد نظامی این رخداد، نوع تسلیحات به‌کاررفته و آثار آن مطالعات بیشتری انجام دهند؛ اما آنچه برای مردم اهمیت دارد، حفظ یاد انسان‌هایی است که زندگی و آرزوهایشان در آن روز دستخوش تغییر شد.

از همین رو، روایت لامِرد؛ روایت مردمانی است که بخشی از رنج جنگ را بر دوش کشیدند. بازگویی این روایت، ادای دینی به شهیدان، مجروحان و خانواده‌هایی است که همچنان با پیامدهای آن روز زندگی می‌کنند.

لامِرد نباید در حاشیه حافظه تاریخی کشور بماند. تاریخ تنها نام جنگ‌ها و سلاح‌ها را ثبت نمی‌کند؛ بلکه سرگذشت انسان‌هایی را نیز به یاد می‌سپارد که در میانه این حوادث زندگی کرده‌اند.

جهان باید لامِرد را بشناسد؛ شهری که در چند ثانیه زیر باران ۷۲۰ هزار ترکش قرار گرفت، اما روایت رنج و ایستادگی مردمانش همچنان ادامه دارد.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.