پایگاه خبری جماران: یک جامعهشناس سیاسی گفت: امروز ما همچنان از همان جامعهسازی امام بهرهمند هستیم و همین باعث شده علیرغم تمام فشارهای ۴۷ ساله، عملکردی قدرتمند در مواجهه با قویترین و شرورترین قدرت نظامی جهان داشته باشیم.
پرویز امینی در گفتوگو با خبرنگار جماران، ضمن گرامیداشت سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)، در تحلیل ابعاد جنگ اخیر از منظر اندیشه امام، اظهار کرد: جنگ رمضان تحقق رویای ۲۰۰ ساله ایرانیان بود؛ در دو قرن گذشته، مردم ایران در تمنای این آرزو بودند که بتوانند در برابر تهدید خارجی بایستند و در این ایستادگی و مقاومت، سرافراز شوند. اوایل قرن ۱۹، در جنگ با روسها، ما شکست خوردیم و تعداد زیادی از شهرهای ایران از خاک کشورمان جدا و دو عهدنامه ننگین ترکمانچای و گلستان به ما تحمیل شد و یک تحقیر عمومی در جامعه ایران شکل گرفت. سپس هم در دوره یکی دیگر از پادشاهان قاجار، ما افغانستان و هرات را از دست دادیم.
وی با اشاره به اینکه در جنگ جهانی اول نیز علیرغم اعلام بیطرفی توسط ایران، بخشهای مختلف کشورمان اشغال شد، بیان کرد: بزرگترین قحطی تاریخ معاصر ایران در آن دوره شکل گرفت و حتی برخی از مورخان نوشتهاند که نیمی از جمعیت ایران، در آن قحطی جان خود را از دست دادند. در شهریور سال ۲۰ هم در جنگ جهانی دوم، دوباره ایران اعلام بیطرفی کرد، اما با این وجود دوباره کشورمان اشغال شد و نیروی مسلح ما در عرض چند ساعت فروپاشید. مهمترین برنامه نوسازی پهلوی اول، توسعه نیروی مسلح بود و ۵۰ درصد بودجه کشور خرج برنامههای نظامی شد، اما این نیرو حتی در برابر روسیه و انگلیس که جبهه اصلیشان آلمان بود و نیروی چندانی به ایران اعزام نکرده بودند، نتوانست حتی به اندازه چند ساعت دوام بیاورد.
این جامعهشناس سیاسی اضافه کرد: در قراردهای ۱۹۰۷ نیز ایران به سه بخش تقسیم شد؛ بخش جنوبی قلمروی نفوذ انگلیسیها، بخش شمالی قلمروی روسها و مرکز ایران هم بیطرف ماند که در قرارداد ۱۹۱۵، همین منطقه هم تقسیم شد. در قرارداد ۱۹۱۹، ایران تحتالحمایه انگلیس درآمد. بعد از جنگ جهانی اول، هیأت کشورهای مختلف به کنفرانس صلح پاریس رفتند، اما هیأت ایرانی را راه ندادند، زیرا آن را به عنوان یک موجودیت مستقل نمیشناختند.
امینی ادامه داد: این وضعیت تحقیری بود که جامعه ایرانی تجربه میکرد؛ در برخی از این شکستها و تحقیرها، حکومت ایران اراده مقاومت نداشت و در برخی دیگر، فاقد توان برای مقاومت بود. اما در جنگ رمضان، بعد از ۲۰۰ سال، ایران برای اولین بار در برابر یک نیروی متخاصم خارجی هم اراده ایستادگی داشت و هم توان این کار را و اجازه تسلیم یا تحمیل قراردادی به کشور داده نشد؛ آن هم در برابر کشوری که از تمام نیروهای متخاصم تاریخ علیه ایران، قویتر است. این در حالی است که امام و رهبر جامعه و فرمانده کل قوا نیز در ساعت اول ترور شده بود. این وضعیت، تحقق آرزوی ۲۰۰ ساله ایرانیها بود.

تجربه «جامعهسازی و نظامسازی خمینی» در دهه ۴۰
وی با بیان اینکه ما از دهه ۴۰، با تجربه جدیدی در جامعه ایران مواجه شدیم و آن «جامعهسازی و نظامسازی خمینی» است، عنوان کرد: این عاملی است که باعث شد جامعه ایرانی رفتهرفته از آن تجربه تلخ تحقیرهای پیدرپی خارج شود. این کار امام را مقایسه کنید با دو حرکت مشروطه و ملیشدن صنعت نفت که در آغاز، رو به جلو بود و با هدف رهانیدن ایران از بحران ضعف و تحقیر آزاد شد، اما به آن نتیجهای که باید، نرسید. در مشروطه، گفته شد ریشه عقبماندگی کشور، استبداد است که از خودسر بودن حاکمان در اداره کشور ناشی میشود و لذا این جنبش در صدد قاعدهمندساری اداره حکومت با ایجاد پارلمان و تدوین قانون اساسی برآمد تا اجازه ندهد شاه بر حسب اراده و علاقه شخصی خود، کشور را اداره کند.
این استاد دانشگاه افزود: نتیجه جنبش مشروطه، این شد که ۲۰ سال بعد یک دیکتاتوری بر سر کار آمد که استبداد شاهان قاجار در برابر آن، حکم دموکراسی را داشت و لذا آن جنبش، عملا به ضد خود تبدیل شد. ملیسازی صنعت نفت نیز با هدف خروج از وضعیت تحقیر و سلطه خارجی شکل گرفت که آن هم به ضد خودش تبدیل شد. پس از شکست این نهضت با کودتای خارجی ۲۸ مرداد، یک شاه ضعیف به یک شاه قویتر تبدیل شد، پارلمان که در دهه ۲۰ موضوعیت داشت، از قدرت افتاد، نخستوزیر که در دورههای مصدق و قوام میتوانست استقلال نظر داشته باشد، جایگاه خود را از دست داد و سلطه بیگانه نیز شدیدتر شد.
امینی با بیان اینکه در اینجا، عمق و عظمت کار امام مشخص میشود، اظهار کرد: امام تغییری را در این روند جامعهسازی و نظامسازی ایران ایجاد کرد که منجر به اولین پیروزی جامعه ایران، یعنی انقلاب اسلامی شد که جزو سه انقلاب کبیر جهان محسوب میشود. نتیجه این کار امام، پیروزی ایران در جنگ رمضان بود. کار بزرگ امام در دهه ۴۰ این بود که چشمانداز و افقی بلند را برای جامعه ایران ترسیم کرد که شامل استقلال ایران و مردمسالاری و جمهوریت و رد استبداد و سلطنت میشد.
وی ادامه داد: یعنی در حالیکه مشروطه در محدودسازی سلطنت ناکام شده بود، امام اساس سلطنت را در ایران برچید. امام در دو کتاب «کشفالاسرار» و «ولایت فقیه» نیز این افقگشایی را تشریح و اساس سلطنت را ممنوع اعلام کرد. بدین ترتیب، راه برای آلترناتیو دیگری در جامعه ایران باز شد و در زمانی که اصلا اداره کشور بدون شاه قابل تصور هم نبود، جامعه متوجه شد میتواند ساختار سیاسی دیگری جز سلطنت داشت.
این جامعهشناس سیاسی با بیان اینکه دومین افقی که امام پیش روی جامعه ایرانی گشود، استقلال بود، عنوان کرد: آن نطق پرقدرت امام درباره کاپیتولاسیون که کاملا از موضع دفاع از ایران مطرح شد، اهمیت استقلال را برای امام نشان میدهد. در نهضت ملیشدن صنعت نفت، ما تنها خواهان استقلال شرکت نفت بودیم که در همان هم موفق نشدیم، اما امام کل استقلال ایران را میخواست. این یک چشماندازه وسیع را در جامعه ایران ایجاد کرد. به تدریج امام تمرکز را بر افزایش آگاهی عمومی گذاشت. در کتاب ولایت فقیه، امام تشکیل حکومت اسلامی را در گرو افزایش آگاهی عمومی از طریق تبلیغ و تعلیم میداند.
امام به جامعه ایران اراده، ایمان و شجاعت داد
امینی با بیان اینکه پس از آن، نطقها و بیانیههای امام، باعث ایجاد آگاهی عمومی در جامعه شد، اضافه کرد: همچنین امام، به جامعه ایران «اراده» داد، در حالیکه تا پیش از آن، اراده ملت ایران تحقیر شده بود و جامعه به این نتیجه رسیده بود که امکان ایجاد هیچ تغییری در کشور وجود ندارد. همچنین امام باعث شد جامعه ایرانی به توان خودش و وعدههای خداوند «ایمان» بیاورد. به علاه، امام که خودش یک انسان شجاع بود، به ملت ایران «شجاعت» داد تا دیگر از هیچ چیزی نترسد.
وی با بیان اینکه امروز نیز ما همچنان از همان جامعهسازی امام بهرهمند هستیم و همین باعث شده علیرغم تمام فشارهای ۴۷ ساله، عملکردی قدرتمند در مواجهه با قویترین و شرورترین قدرت نظامی جهان داشته باشیم، گفت: امام، مردم را وارد میدان اجتماعی و سیاسی کرد و نظام سیاسی را به مردم تکیه داد و بدون شلیک گلوله، ساختار پهلوی را در حالیکه در اوج قدرت بود، ساقط کرد و با برگزاری انتخابات و تقویت نهادهای مردمی، نظام سیاسی را رفتهرفته بالغ کرد و نهایتا در جنگ رمضان، ما به یک آزمون رسیدیم تا ببینیم آیا آن جامعهسازی در غیاب رهبری کار میکند یا خیر و دیدیم که در نبود امام نیز جامعه کار کرد؛ خیابانها پر شد و دستگاه نظامی بهترین عملکرد را داشت. هیچ جامعهای در تاریخ بشر، چنین تجربهای ندارد. این نتیجه جامعهسازی خمینی است.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه ما پس از پایان جنگ ۸ ساله، دچار یک شکاف شدیم و بر سر دوراهی ادامه مسیر امام و در پیش گرفتن راهی دیگر قرار گرفتیم، ابراز عقیده کرد: ما در برخی برههها، از آن جامعهسازی امام فاصله گرفتیم. دوره مرحوم هاشمی رفسنجانی اولین زمینه بروز این مسأله بود و اوج آن، در دهه ۹۰ رقم خورد که بدترین دوره جمهوری اسلامی است، زیرا کسانی در رأس کشور قرار گرفتند که برعکس مسیر امام، تلاش داشتند تمام عناصر قدرت و امکانات جامعهسازی را تخلیه کنند.
امینی ادامه داد: امام چشمانداز استقلال ایران را ساخته بود، در حالیکه دولت ایران در دهه ۹۰، چشماندازی که برای ایران در نظر داشت، در حد اعتبار پاسپورت و داشتن هواپیمای جدید بود. اینها بد نیست، اما نباید به عنوان غایت جامعه قرار گیرد و باعث تخلیه امکانات اجتماعی ایران و از بین بردن اعتمادبهنفس ملی و روحیه مقاومت شود. این دوره تلخی بود که امکانات ما را تضعیف کرد. در آن دوره حتی وضع اقتصادی کشور بدترین شرایط خود را سپری کرد و بسیاری از مشکلات ما در سالهای بعدی نیز محصول مینگذاریهایی است که در دولت روحانی شد.
وی بیان کرد: ما در دهه ۹۰، سه نقطه قوت شامل هستهای، موشکی و پیوند با جبهه مقاومت داشتیم که برای دولت وقت دردسر بود و میخواست وارد توافقی با آمریکا شود که بر اساس آن ابتدا هستهای را بدهد و سپس و منطقهای و موشکی را. در این جا بود که شهید سلیمانی با هوشمندی گفت ته این برجامهایی که شما میروید، به برجام موشکی و هستهای ختم نمیشود و برجام دیگری پیش خواهد آمد به نام برجام داخلی، و طرف مقابل از شما خواهد خواست که در نحوه اداره جامعه خودتان نیز با او توافق کنید؛ مانند همان چیزی که در دوره پهلوی وجود داشت.

طهرانی مقدم، قاسم سلیمانی و رهبر شهید، همه محصول اندیشه امام اند
این جامعهشناس سیاسی با اشاره به اینکه تمام موفقیتهای این ۴۷ سال به دلیل انگیزهای است که امام در جامعه ایجاد کرد، گفت: طهرانی مقدم را امام ساخت و آن اعتمادبهنفس و ایمانی که باعث توسعه توان موشکی ایران شد را امام به طهرانی مقدم داد. قاسم سلیمانی نیز محصول جامعهسازی امام و چشمانداز ایجادشده توسط او بود، کما اینکه سردار سیدمجید موسوی که شمایل رستم را در جامعه ایران دارد نیز محصول اندیشه امام است. خامنهای شهید نیز محصول کارسازی امام است؛ این شهید در دوران پس از رحلت امام، میگفت، «ما مرده بودیم؛ امام ما را زنده کرده، ما گمراه بودیم؛ امام ما را هدایت کرد، ما غافل بودیم؛ امام ما را بیدار کرد و ما مرعوب بودیم امام ما را شجاع کرد». امام یک تجربه عملی موفق است، نه یک خط نظری که باعث شده ۴۷ سال این کشور را علیرغم تمام فشارها به جلو پیش ببرد.
امینی با بیان اینکه رجال سیاسی و نیروهای فکری ما آشنایی چندانی با اندیشههای امام ندارند، اظهار کرد: هنوز آن ارتباط عمیق با فکر و عمل امام برقرار نشده و حتی کتب ایشان مطالعه نشده است. امام در کتاب ولایت فقیه، توضیح میدهد که حکومت اسلامی یک حکومت مشروطه و بر اساس قانون است که کسی در آن نمیتواند خودسرانه عمل کند، حتی اگر رأی اکثریت را داشته باشد. امام معتقد بود باید به سراغ منبعی رفت که فراتر از نظر اقلیت و اکثریت و هیأت حاکمه باشد و آن، همان قانون خداست.
چهار دوره فکری امام
وی با بیان اینکه عناصر فکری امام به شکل مقطع به مقطع شکل میگرفت و تقویت میشد، عنوان کرد: فکر سیاسی امام چهار دوره دارد؛ در دوره اول، تمام تأکید امام بر حاکمیت قانون اسلام بود، زیرا قانون خدا را تنها راه برای رعایت مصلحت عمومی میدانست. در دوره دوم، امام به این قائل بود که ولایت فقیه باید عهدهدار اجرای قانون خدا باشد. در دوره سوم، امام موضوع جمهوریت را مطرح کرد و نظام را بر اساس جمهوری اسلامی شکل داد. نهایتا در دوره چهارم، امام مفهوم «مصلحت» را مطرح کرد تا حکومت بتواند متناسب با اقتضائات زمانه کند. ما هنوز این منظومه فکری امام را نمیشناسیم.
این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه ما اکنون باید ضمن آشنایی با فکر امام، برای پاسخ به نیازهای خودمان در اندیشه امام اجتهاد کنیم، افزود: یکی از کسانی که سفت و سخت به فکر امام معتقد بود و در تجربه عملی، اعتقادش به این فکر مضاعف شد، رهبر شهید بود. یکی از دو، سه برنامه مهم ایشان در طول سال، سخنرانی روز ۱۴ خرداد در مرقد امام بود، زیرا اعتقاد داشت اگر از راه امام برگردیم، سیلی خواهیم خورد. رهبر شهید، قویترین نماد خط امام در جمهوری اسلامی بود.
امینی با تأکید بر اینکه برای اداره آینده کشور، ما باید رویکرد «تدوام و تغییر» را در پیش گیریم، بیان کرد: تداوم یعنی امکانات فعلی جامعه و نظم سیاسی که باعث پیروزی ما در جنگ اخیر شد را حفظ و این امکان را به سمت تابآوری اجتماعی هدایت کنیم. دو گروه در برابر این تداوم مقاومت میکنند؛ نخست ارتجاعیون و طرفداران پهلوی که خواهان بازگشت به دوران پیش از ۵۷ هستند و گرده دوم، رادیکالهایی که هیچ قابلیت و امکانی را برای جامعه قائل نیستند.
وی ادامه داد: اما در کنار تداوم، باید به تغییر هم بیاندیشیم، زیرا در کنار این جامعهای که در این ۳ ماه در خیابان حاضر شده، ما ۱۸ و ۱۹ دی را هم داشتیم و ماجراهای ۱۴۰۱ و ۹۸ را هم تجربه کردیم. بنابراین، ما باید در اولویتها، بازسازی اجتماعی و... نیز تغییراتی را ایجاد کنیم. این اجتماعات خیابانی و جنگ اخیر، به ما یاد داد چه با جمهوری اسلامی موافق باشیم و چه نباشیم، همسرنوشت هستیم. همچنین، جامعهای با این کثرت، نیاز به رواداری دارد. بنابراین، باید در رویههای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، اصلاحاتی صورت گیرد. هم تداوم و هم تغییر، با ارجاع به اندیشه امام و رهبری شهید قابل انجام است.