بهترین راه برای آن که نمایندگان همان باشند که در قانون و عرف سیاسی از آنها انتظار میرود. یعنی خود را مسئول در برابر مردم و خواستههای آنها بدانند تغییر و اصلاح ساختار انتخاباتی است، اما در نهایت از همین نمایندگان فعلی مجلس هم به عنوان مسئولان کشور محسوب می شوند و اتفاقا در بازی سیاست به جایگاه با شأن و منزلتی دست یافته اند، میتوان انتظار داشت اگر در ورود رقابتی درست شکل نگرفته و به پارلمان راه یافتند حداقل در ادامه یک سیاستمدار اخلاق مدار باشند.
سخنان اخیر کامران غضنفری درباره مذاکرات، آتش بس، نقش آفرینی و نظرات مسئولان و خواسته جامعه درباره جنگ واکنشهای مختلفی در پی داشت. از جمله یکی از واکنشهای جالب توضیحات روزنامه اصولگرای خراسان است که به یک تهمت، یک ادعا و ۵ دروغ مطرح شده در این سخنان پرداخته و به آن پاسخ داده است. علاوه بر اینکه در پی هر سخنی که رسانه ای میشود بررسی صحت و سقم آن اهمیت پیدا میکند، آنچه در این بین در کنار محتوا و ادعاهای مطرح شده قابل تأمل است، جایگاه و موقعیت بیان کننده آن مطلب است. در این مورد، غضنفری در کسوت نمایندگی مجلس به بیان این سخنان پرداخته است. جایگاه هایی که علاوه بر بحث آزادی بیان، که امیدواریم روزی برای همه مردم کشورمان محقق شود، براساس اصل ۸۴ و ۸۶ قانون اساسی مصونیت پارلمانی نیز برای آن تعریف شده است.
بر اساس اصل 84 قانون اساسی «هر نماینده در برابر تمام ملت مسئول است و حق دارد در همه مسائل داخلی و خارجی کشور اظهارنظر نماید.» و بر اساس اصل 86 قانون اساسی نیز «نمایندگان مجلس در مقام ایفای وظایف نمایندگی در اظهارنظر و رای خود کاملاً آزادند و نمیتوان آنها را به سبب نظراتی که در مجلس اظهار کردهاند یا آرایی که در مقام ایفای وظایف نمایندگی خود دادهاند تعقیب یا توقیف کرد.».
مکمل این اصل مصونیت پارلمانی، اصل تعرضناپذیری است که به استناد آن تعقیب نمایندگان در برابر ارتکاب اعمال خارج از حوزه نمایندگی نیازمند اجازه پارلمان است که بر اساس نظر تفسیری شماره ۴۲۳۷ مورخ ۸/۱۱/۱۳۶۰ شورای نگهبان: «... مطابق اصل ۸۶ قانون اساسی در مقام ایفای وظایف نمایندگی در اظهارنظر و رأی کاملاً آزاد میباشید... بدیهی است اگر خارج از حدود این اصل باشد، قانونی نیست و عمل به آن تخلف از قانون میباشد.»
با توجه به این مفاد قانونی وقتی کسی در چنین جایگاهی قرار میگیرد و تریبونی در اختیارش قرار داده می شود یک فرصت کم نظیر در راستای تحقق خواست مردم، بیان حقایق و پاسخگو کردن مسئولان دارند و اگر بر سخنان مسئولان در فضای جامعه اثرگذاری قائل باشیم، احتمالا مردم تصورشان این است که باید نماینده مجلس به خاطر روابطش با سایر مسئولان از پشت پرده ها با خبر باشد و از طرفی انتظار دارند که چون نسبت به مردم احساس مسئولیت میکنند باید بی پروا به بیان حقایق و انتقاداتش از عملکردها بپردازند.
حالا اگر به سخنان غضنفری و سایر نمایندگانی که از چنین اظهارنظراتی ابایی ندارند، بازگردیم آنچه مهمتر از ادعاها، تهمت یا سخنان غیرواقعی میتوان به آن توجه کرد، تأثیری است که این سخنان به طور مشخص بر افکار عمومی و نگاه جامعه به نمایندگان و با تعمیم آن به جایگاه مجلس به جا میگذرد. اگر سخنان این نمایندگان همراه با ادلّه متقن و مکفی است که چه بهتر هر چه زودتر دست به ارائه مستنداتشان بزنند که از نامشان، ننگ دروغ پاک شود، اگر نه هم که با تخریب این جایگاه بیش از پیش مردم را از انتخابات و مشارکت در آن ناامید میکنند.
بنابر توضیحات پیشین، مشکل مجالس اخیر ما چیزی فراتر از سخن یک یا دو نماینده است. متأسفانه ساختار انتخابات و رقابتهای انتخاباتی در کشور ما با بحران نظارت استصوابی به جای نظارت استطلاعی و شبه استطلاعی روبه رو است. همین هم موجب شده با هرچه محدودتر شدن خروجی گیت شورای نگهبان در بررسی صلاحیتها و کمتر شدن کاندیداهایی که نمایندگی طیفهای رنگین کمانی مردم را دارند، مشارکت رو به کاهش رفته و نتیجه اش مجالسی باشد که نگاه آنها در بخش قابل توجهی از موارد و موضوعات، معطوف به اکثریت جامعه نیست. به عبارتی یکی از آسیبهایی که چنین مجالسی به دنبال می آورد، این است که نمایندگان چون خواهان افزایش مشارکت برای موفقیتشان نیستند و تا الان با حداقلی از حامیان روی کار آمدند بنابراین به شدت برای حفظ موقعیت به تایید همان حداقلها توجه دارند و همین هم میتواند موجب آن شود که در این نمایندگان نگاه جریانی و خواسته های احزاب و تشکلهای متبوعشان بر نگاه و خواسته مردم و منافع ملی ارجحیت پیدا کند. چنانچه سخنان چنین نمایندگانی ادامه دهنده همان رویهای است که برخی رسانه ها در مقابله با مذاکره و تلاشها برای پایان جنگ در پیش گرفتهاند.
به عبارتی، در همین شرایط مجلس شاهد آن هستیم برخی اعضای جبهه پایداری و طیفهای نزدیک به آن که در چنین شرایطی بخشی از کرسیهای مجلس دوازدهم را در اختیار دارند و مخالف مذاکره هستند از این کسوت و موقعیت برای مخالفت با رقبای سیاسی یا حتی تخطئه آنها استفاده میکنند. برایشان هم فرق ندارد به جریان نواصولگرای حامی محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و رئیس تیم مذاکره کننده حمله کنند یا جریان توسعه گرای حامی دولت و یا مخالفان و منتقدان وضع موجود؛ مهم آن است که سخنانشان برای طیف همسو رضایت کافی به بار آورد. این جریان به انحای گوناگون هم در جنگ 12 روزه و هم در این روز با سخنان و رسانه های خود تلاش کردند تیشه بر ریشه مسیر دیپلماسی و مذاکره بزنند؛ آن هم با روش دور از اخلاق قطبی سازی و دشمنسازی از رقبای سیاسیشان برای مردم و کشور.
البته بهترین راه برای آن که نمایندگان همان باشند که در قانون و عرف سیاسی از آنها انتظار میرود. یعنی خود را مسئول در برابر مردم و خواستههای آنها بدانند تغییر و اصلاح ساختار انتخاباتی است، اما در نهایت از همین نمایندگان فعلی مجلس هم به عنوان مسئولان کشور محسوب می شوند و اتفاقا در بازی سیاست به جایگاه با شأن و منزلتی دست یافته اند، میتوان انتظار داشت اگر در ورود رقابتی درست شکل نگرفته و به پارلمان راه یافتند حداقل در ادامه یک سیاستمدار اخلاق مدار باشند. چه بزرگانی که در سیاست با مشقت بسیار روبه رو بودند و منافع ملی را فدا نکردند و در مسیر انجام وظایفشان از دعوای سیاسی و خواسته تشکیلاتی گذر کردند.
بنابراین این فعالان سیاسی نیز حالا که در کسوت نمایندگی مجلس به اظهارنظر و تحلیل میپردازند، علاوه بر اینکه به عنوان یک وظیفه اخلاقی باید سخنانشان مبتنی بر واقعیت و مستندات باشد در کنار آن به عنوان شخصی که در قبال مردم مسئول است، نباید سخنانش از حب و بغض سیاسی نشات گرفته باشد.