محمدرضا جوادی یگانه، استاد علوم اجتماعی دانشگاه تهران، در همایش «امر ملی و جنگ» گفت: آنچه امروز اهمیت دارد، شکلگیری «ایده خیابان» بهعنوان یک زیرساخت اجتماعی است؛ این ایده از عناصر مختلف فرهنگ اجتماعی ایران بهره گرفته است؛ از سنت فتوت و مروت گرفته تا تجربه راهپیمایی اربعین، فرهنگ موکب و تجربههای جمعی حضور اجتماعی. خیابان در این معنا صرفاً یک فضای فیزیکی نیست، بلکه محل بروز همبستگی اجتماعی و شجاعت جمعی است و طی حدود ۷۰ روز گذشته توانسته جامعه را سرپا نگه دارد.
استاد علوم اجتماعی دانشگاه تهران با اشاره به اینکه جامعه و نظام سیاسی ایران تمام تلاش خود را به کار گرفتند تا کشور وارد جنگ نشود، گفت: برای نخستینبار در تاریخ معاصر، ایران نه با یک همسایه همتراز، بلکه با بزرگترین قدرتهای نظامی جهان مواجه شد و با وجود فشارها، عقبنشینی نکرد و تسلیم نشد. در کنار توان نظامی و اقدامات دفاعی، آنچه اهمیت ویژهای داشت حضور مردم در خیابانها و شکلگیری نوعی «شجاعت اجتماعی» بود که توانست جامعه را در شرایط بحرانی سرپا نگه دارد.
به گزارش خبرنگار جماران، محمدرضا جوادییگانه، طی سخنانی در همایش «امر ملی و جنگ» گفت: در این جنگ، صرفاً توان نظامی یا مسأله هستهای ایران هدف قرار نگرفت، بلکه هر آنچه بهعنوان ابزار قدرت و اقتدار ایران شناخته میشد، مورد حمله قرار گرفت. از پژوهشکده لیزر دانشگاه شهید بهشتی و مجموعه پاستور گرفته تا زیرساختهای شهری و پلها، همگی در فهرست اهداف قرار داشتند و طرف مقابل نیز صراحتاً از «تسلیم بیقید و شرط» یا «بازگرداندن ایران به عصر حجر» سخن میگفت.
وی تأکید کرد: جامعه و نظام سیاسی ایران، فارغ از هر نوع اختلافنظر یا روایت تاریخی، تمام تلاش خود را به کار گرفتند تا کشور وارد جنگ نشود. با این حال، وقتی حمله رخ داد، جامعه ایرانی با وضعیتی مواجه شد که در آن نه فقط ساختارهای نظامی، بلکه کلیت عناصر قدرت ملی هدف قرار گرفته بودند.
این استاد دانشگاه تهران با اشاره به ذهنیت تاریخی ایرانیان اظهار داشت: در تاریخ و ادبیات ایران همواره نوعی حس بازگشت به گذشتهای باشکوه وجود داشته است؛ گذشتهای که ایرانیان تصور میکنند در آن در موقعیتی برتر قرار داشتند. حتی در آثار مربوط به ایران باستان، مانند روایت گزنفون از کوروش، نیز این حس دیده میشود که ایرانیان پس از دوران شکوه، دچار افول و ضعف شدهاند.
وی با اشاره به تجربه تاریخی ایران در مواجهه با تهاجمها یادآور شد: در تاریخ ایران کمتر دورهای را میتوان یافت که پایتخت کشور در همان مراحل نخست مورد حمله قرار گرفته باشد. به همین دلیل نیز در طول تاریخ، پایتختهای ایران معمولاً به مناطق مرکزیتر منتقل میشدند تا از دسترس تهاجمهای خارجی دور باشند؛ همانگونه که در دوره صفویه، پایتخت از تبریز به قزوین و سپس به اصفهان منتقل شد.
جوادی یگانه با اشاره به حمله محمود افغان به اصفهان در اواخر دوره صفوی گفت: در آن دوره، پس از محاصره چندماهه اصفهان، تقریباً هیچ نیرویی از سایر مناطق ایران برای کمک به دولت صفوی وارد عمل نشد. شاه سلطان حسین صفوی در نهایت با حالتی شکستخورده و اندوهگین از کاخ خارج شد و تاج را با دست خود بر سر محمود افغان گذاشت.
وی یادآور شد: بسیاری از روایتهای تاریخی درباره جامعه ایرانی، جامعهای آغشته به ترس و انفعال را ترسیم کردهاند، اما وضعیت کنونی از جهاتی متفاوت از آن تجربه تاریخی است. برای نخستینبار در تاریخ معاصر، ایران نه با یک همسایه همتراز، بلکه با بزرگترین قدرتهای نظامی جهان مواجه شد و با وجود فشارها، عقبنشینی نکرد و تسلیم نشد. در کنار توان نظامی و اقدامات دفاعی، آنچه اهمیت ویژهای داشت حضور مردم در خیابانها و شکلگیری نوعی «شجاعت اجتماعی» بود که توانست جامعه را در شرایط بحرانی سرپا نگه دارد.
استاد علوم اجتماعی دانشگاه تهران با اشاره به اینکه بخش قابل توجهی از روایتهای تاریخی، ایرانیان را جامعهای سازگار، محتاط و مبتنی بر پرهیز از درگیری تصویر کردهاند، گفت: وامبری که در دوره قاجار با پوشش یک درویش اهل سنت به ایران و آسیای مرکزی سفر کرده بود، در آثار خود اشاره میکند که در آسیا، ایرانیان عموماً به شجاعت شناخته نمیشدند. بسیاری از تحلیلها درباره تاریخ اجتماعی ایران، از جمله برخی دیدگاهها درباره سیاست سرزمینی ایران، بر این مبنا شکل گرفتهاند که جامعه ایرانی بیشتر راهبرد سازگاری و پرهیز از مقاومت مستقیم را دنبال میکرده است.
وی با اشاره به اینکه جنگ تحمیلی هشت ساله عمدتا محدود به شهرهای مرزی بود، یادآور شد: آنچه امروز اهمیت دارد، شکلگیری «ایده خیابان» بهعنوان یک زیرساخت اجتماعی است؛ این ایده از عناصر مختلف فرهنگ اجتماعی ایران بهره گرفته است؛ از سنت فتوّت و مروّت گرفته تا تجربه راهپیمایی اربعین، فرهنگ موکب و تجربههای جمعی حضور اجتماعی. خیابان در این معنا صرفاً یک فضای فیزیکی نیست، بلکه محل بروز همبستگی اجتماعی و شجاعت جمعی است و طی حدود ۷۰ روز گذشته توانسته جامعه را سرپا نگه دارد.
جوادییگانه اظهار داشت: در کنار مقاومت نظامی و دفاعی، دولت نیز توانسته تا حدّی اطمینان خاطر عمومی را حفظ کند و اجازه ندهد کشور به سمت وضعیت دولت فرسوده یا فروپاشیده حرکت کند. با این حال، آنچه بیش از هر چیز احساس ایستادگی و حتی احساس پیروزی را در جامعه تقویت کرد، حضور مردم و شجاعت اجتماعی آنان بود.
وی با اشاره به ابعاد تاریخی تحولات اخیر گفت: ما اکنون در میانه رخدادی بسیار بزرگ قرار داریم؛ رخدادی که به دلیل عظمت آن، هنوز درک کاملش برای جامعه دشوار است. گویی در میانه جنگلی ایستادهایم که درختان اجازه نمیدهند کل جنگل را ببینیم؛ یعنی هنوز فاصله تاریخی لازم برای فهم کامل این تجربه ایجاد نشده است. آنچه در این ۷۰ روز رخ داده، میتواند آغازگر شکلگیری «ایران جدید» باشد؛ مشروط بر آنکه این تجربه به یک ایده ملی و فراگیر تبدیل شود.
این استاد دانشگاه تهران با اشاره به شکافهای اجتماعی در ایران، گفت: طی سالهای اخیر تلاش کردهام مفهوم «دو جامعهای شدن جامعه ایران» را برای توضیح وضعیت اجتماعی کشور به کار ببرم. نشانههای این وضعیت را میتوان در واکنشهای متفاوت اجتماعی به رویدادهای مهم مشاهده کرد؛ از تفاوت در رسانههای مرجع گرفته تا تفاوت در زمان دریافت اخبار و حتی واکنشهای احساسی کاملاً متضاد.
وی با تأکید بر اینکه جامعه ایران نباید برخی شکافها و تجربههای تلخ را فراموش کند، افزود: فضای جنگ و شکلگیری همبستگی حول نام ایران، فرصتی تاریخی برای بازسازی مفهوم نوین ایران و احیای امر ملی فراهم کرده است. بر اساس پیمایشها و دادههای موجود، حدود ۵۰ درصد جامعه ایران بهصورت فعال در خیابان حضور داشتند و بخش دیگری از جامعه نیز در این حضور مشارکت نکردند؛ مسألهای که نشاندهنده تداوم وضعیت «دو جامعهای شدن» در ایران است.
جوادییگانه اظهار داشت: با وجود شکافهای اجتماعی، حضور مردم در خیابانها با پرچم ایران و شکلگیری نوعی همبستگی عمومی، یک حماسه ملی ایجاد کرد که میتواند زمینهساز بازتعریف مفهوم ایران باشد. اگر با ایده بندیکت اندرسون به مسأله ملت نگاه کنیم، ملت یک «جامعه خیالی» است؛ البته خیالی نه به معنای توهم، بلکه به این معنا که ملت و هویت ملی ساخته میشوند.
وی با اشاره به برخی مفاهیم و شعارهای رایج در فضای اجتماعی اخیر گفت: امروز برخی مضامین و شعارها، به سطحی از فراگیری رسیدهاند که در کنار سرود ملی قرار میگیرند و از دل تاریخ حماسی ایران الهام میگیرند. این وضعیت نشان میدهد ظرفیت احیای امر ملی و ساختن یک ایران نوین وجود دارد، اما صرف وجود ظرفیت به معنای تحقق آن نیست و این امر نیازمند پرورش و ساختن است.
استاد علوم اجتماعی دانشگاه تهران تأکید کرد: تحقق ایران جدید منوط به آن است که دولت، به معنای واقعی کلمه «دولت ملی» باشد. دولت ملی یعنی حکومتی که نسبت به همه شهروندان بیغرض و بیطرف باشد و میان افراد بر اساس گرایشها یا تعلقات مختلف تفاوتی قائل نشود. در چنین وضعیتی، همه افراد جامعه باید بهصورت برابر از فرصتها بهرهمند شوند و در عین حال، همه نیز به یک اندازه خود را در قبال ایران مسئول بدانند؛ یعنی هم در منافع کشور سهیم باشند و هم آمادگی فداکاری برای آن را داشته باشند.
وی با اشاره به برخی شکافها و ادبیات تفرقهانگیز در فضای عمومی گفت: اینکه در رسانهای متعلق به عموم مردم، امکان طرح جملاتی مانند «اگر نمیخواهید، به افغانستان، سوریه یا عراق بروید» وجود دارد، نشان میدهد هنوز تا تحقق آن مفهوم فراگیر از ایران فاصله داریم. ساختن ایران جدید نیازمند شکلگیری نگاهی همهشمول و ملی است؛ نگاهی که بتواند همه ایرانیان را فارغ از تفاوتها در درون یک مفهوم مشترک از ایران گرد آورد.
جوادی یگانه با اشاره به برخی دیدگاههای نظری درباره مفهوم ملت و ایران گفت: هرچند ذهنیت و هویتی به نام ایران در طول تاریخ وجود داشته، اما ایران جدید محصول فرایندهای تاریخی و اجتماعی متأخر است و باید بهطور مستمر بازتولید و بازسازی شود. اکنون یک فرصت طلایی و تاریخی در اختیار جامعه ایران قرار گرفته است، اما تحقق کامل آن نیازمند زمان، تلاش و ساختن تدریجی است.
وی در پایان تأکید کرد: در میانه جنگ، نه زمان مناسبی برای تخریب و نزاعهای فرسایشی است و نه چنین رویکردی منصفانه و جوانمردانه محسوب میشود.