یادداشت پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

یادداشت؛

«خیابان»، به مثابه زیرساخت اجتماعی

ترکیب راهپیمایی و هیأت و موکب و جبهه در خیابان است که امروز کشور را نگه داشته است. همه این موارد، «زیرساخت‌های اجتماعی» موجود و تقویت‌شده در جامعه ایران پس از انقلاب است، که در یک زیرساخت‌ جدیدتر به نام «خیابان» با هم ترکیب شده است.

دکتر محمدرضا جوادی یگانه، جامه شناس، طی یادداشت که در اختیار جماران قرار داد، نوشت: 

این یادداشت در ۹ فروردین ۱۴۰۵ در چند گروه بحث و گفت‌وگویی در «تلگرام» و «بله» ارائه شد. بازنویسی یادداشت بر اساس نقدها و تذکرات مطرح‌شده، فرصت می‌خواهد و لذا متن اولیه به همان‌صورت بازنشر شده است:

یکی، دو روز پس از شروع سهمگین جنگ دوم، ایده حضور مردم در خیابان مطرح شد؛ همزمان با بمباران و بدون ترس از آن. تجمع و تظاهرات شبانه خیابانی، هر شب در همه جای ایران تکرار شد(علاوه بر تشییع‌ها و روز قدس و مناسبت‌ها و بهانه‌های دیگر) و این ایده درخشید و جامعه ایران را نجات داد. این بار خیابان و میدان با هم ایران را نجات دادند.

«ایده خیابان» ایده اصیلی است که از دل انقلاب اسلامی برآمده است. انقلاب اسلامی، انقلابی متفاوت بود و بدون اتکاء به نیروهای سیاسی و تنها با راهپیمایی هر روزه مردم در همه شهرها و روستاها، به پیروزی رسید. یکی دو نمونه در دسترس و به اتکای حافظه، گزارش تظاهرات روستایی زمان انقلاب را خانم مری هگلند در «روزهای انقلاب» از روستایی در شیراز و سیدنورالدین عافی، در «نورالدین پسر ایران» از روستایی در تبریز هم داده‌اند. جمعیت و حضور هر روزه این جمعیت است که قدرت ایجاد می‌کند.

پس از آن هم، جمهوری اسلامی، در یک سنت نانوشته اما تثبیت‌شده، هر سال مشروعیت خود را به حضور مردم در خیابان پیوند زد و عملا هر سال یک انقلاب مجدد کرد. من «نظریه مردمی انقلاب اسلامی»‌ را در قالب یک مقاله در کتاب «جامعه‌شناسی راهپیمایی ۲۲ بهمن» شرح داده‌ام و نوشته‌ام که انقلاب اسلامی، عامل بقایش را همان عامل حدوثش تعریف کرده و راهپیمایی ۲۲ بهمن، انقلاب مجدد و «تکرار سالانه انقلاب اسلامی» است.

ایده خیابان از راهپیمایی ۲۲ بهمن گرفته شده و اینکه عامل قدرت ایران، مردم هستند. خیابان، بر پایه حضور مردم، «یک»ی است که همه چیز، از جمله کارآمدی نظام و قدرت میدان نبرد، صفرهای پس از آن هستند و اصولا بر پایه نظریه مردمی انقلاب اسلامی، بدون مردم، نظام هیچ است. حضور هر روزه مردم در جنگی که بر پایه ناامید کردن مردم از نظام و حذف تاب‌آوری مردم شکل گرفته، باعث شد تا نادرستی محاسبات دشمن مبنی بر ریزش نیروهای نظامی و مقامات دولتی و فروپاشی نظام سیاسی اثبات شود. حضور مردم باعث شد تا تردیدی در همراهی مردم با نظام ایجاد نشود. البته هم شهادت رهبر شهید و نیز حضورشان در محل کار خود در زمان حمله دشمن بر خلاف شایعات، و آمادگی ایشان برای شهادت (که در یادداشت آرش رئیسی‌نژاد با عنوان «سیاست شهادت آیت‌الله خامنه‌ای»، چهار روز پیش از حمله هم به آن اشاره شده بود) و هم ایستادگی میدان در برخورد با دشمن هم در حمله موشکی و هم در بستن تنگه هرمز و استمرار در حمله و بسته نگه‌ داشتن تنگه در مردم این باور را تقویت کرد که میدان هم به اندازه خیابان استوار است. تعامل متقابل و هم‌افزایی خیابان و میدان باعث تقویت هر دو شد.

اما تمرکز این یادداشت بر خیابان است. آنچه در خیابان رخ داد، همان اجتماع ایرانی است که دهه‌ها و سده‌ها است ایران را نگاه داشته و پروریده است و پس از انقلاب هم وجوهی از آن تقویت شد. هیأت بازمانده حضور فتیان و جوانمردان در محلات و اصناف است. موکب نیز برگرفته از راهپیمایی اربعین است و میراثی است که مروت عراقی به فتوت ایرانی اهدا کرده است. حضور داوطلبانه در جبهه، امروز در راهپیمایی‌های زیر بمباران خود را نشان می‌دهد و همه اینها در قالب راهپیمایی‌های داوطلبانه و خانوادگی ۲۲ بهمن به هم ممزوج شده و ترکیبی به نام «خیابان» ایجاد کرده است. روشن است که این موارد بر پایه حضور داوطلبانه و غیرگزینشی از عموم جامعه ایران است. البته بدیهی است آنکه به هیأت و موکب‌های عزا در کوچه و خیابان یا راهپیمایی اربعین و راهپیمایی ۲۲ بهمن می‌رود، حداقلی از پایبندی دینی دارد، ولی کسی از او سؤالات رایج در گزینش را نمی‌پرسد. به همین شیوه، در فرم نسبتا مذهبی-انقلابی داوطلبانه خیابان، همه مردم دعوت و حاضر هستند.

همین ترکیب راهپیمایی و هیأت و موکب و جبهه در خیابان است که امروز کشور را نگه داشته است. همه این موارد، «زیرساخت‌های اجتماعی» موجود و تقویت‌شده در جامعه ایران پس از انقلاب است، که در یک زیرساخت‌ جدیدتر به نام «خیابان» با هم ترکیب شده است.

زیرساخت اجتماعی(social infrastructure) بر اساس تعریف لاتام و لیتون (۲۰۱۹) و کلاینبرگ (۲۰۱۸/۱۳۹۹) و مجموعه‌ فضاها، تسهیلات و نهادهای عمومی است که از طریق تقویت تعاملات اجتماعی، ارائه خدمات ضروری و ایجاد حس تعلق، انسجام اجتماعی و کیفیت زندگی را ارتقا می‌دهد. از نظر آنها، مکان‌هایی مانند کتابخانه، پارک، مراکز محلی، مدارس، بیمارستا‌ن‌ها، اماکن مذهبی، فضاهای عمومی و فضاهای تجاری، می‌تواند زیرساخت اجتماعی باشد. زیرساخت‌های اجتماعی، مفهومی فراتر از زیرساخت‌های سنتی است و شامل دارایی‌ها و خدماتی است که به افراد کمک می‌کند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و از خدمات پایه بهره‌مند شوند. این زیرساخت‌ها باعث افزایش حس تعلق، تقویت سرمایه اجتماعی و تاب‌آوری اجتماعی، کیفیت زندگی و عدالت و و برابری می‌شود و بستر حیات عمومی(public life) را گسترش می‌دهد.

در طول جنگ، خیابان، به تدریج به عنصر خاصی از خیابان یعنی «میدان» تبدیل شد؛ بخشی از خیابان که شناخته‌شده‌تر و در دسترس‌تر است و در حافظه جمعی به عنوان یک مکان متمایز، شناخته شده است. (از اینجا تا انتهای یادداشت، منظور از میدان، میدان شهری است و نه میدان نبرد). حضور در خیابان از میدان شروع می‌شود و به میدان هم خاتمه می‌یابد و پیرامون میدان شکل می‌گیرد. از این روی است که میدان مهمتر از خیابان است، هر چند این حضور به نام خیابان شناخته می‌شود و عملا آن حیات جمعی، در بستر میدان است که رخ می‌دهد. میدان بر پایه «حضور» است و خیابان بر پایه «حرکت». میدان گره(node) است و خیابان مسیر(path)، میدان تجمعی است و خیابان خطی، میدان، دید گسترده و چندجانبه دارد و بیشتر امکان تعامل اجتماعی را فراهم می‌کند. تعامل در خیابان پراکنده و متوالی است، اما تعامل در میدان متمرکز و همزمان است. در مقابل، خیابان، امکان حضور غیرهمزمان و با جمعیت‌های محدودتر و گذراتر را هم فراهم می‌کند. میدان به تدریج به سمت تفکیک فضایی می‌رود اما در خیابان امکان حضور خانوادگی کنار هم فراهم‌تر است. میدان امکان حضور دستفروشان را می‌‌دهد اما خیابان به دلیل گذری بودن، کمتر فعالیت اقتصادی حاشیه‌ای دارد.

میدان زیرساخت اجتماعی طراحی‌شده نیست، بلکه «زیرساخت اجتماعی برآمده از عمل» و حاصل ضرورت‌های ادارک‌شده زمان جنگ است؛ و لذا کارکرد جمعی آن، لزوما در طراحی اولیه لحاظ نشده، بلکه مردم، با عمل اجتماعی مکرر(repeated social practice) به آن کارکرد جمعی داده‌اند. میدان علاوه بر دسترسی فیزیکی و مکانی و انعطاف‌پذیری کارکردی، قابلیت دیده شدن هم دارد و تبدیل به مکان‌رویدادی می‌شود که در حافظه جمعی ماندگار می‌شود. همچنین جنگی بودن فضا و حضور در ساعت‌های آخر شب، کارکردهای اقتصادی میدان را به حداقل رسانده و آن را از یک زیرساخت اقتصادی متمایز کرده است.

البته میدان کارکرد موقت دارد و فاقد پایداری و تداوم دائم است، ولی تا همین الآن هم، میدان تبدیل به یک «زیرساخت در دسترس در سریع‌ترین زمان ممکن»‌ شده است که به سرعت می‌تواند مردم را جمع کند، به ویژه که میدان‌های محل حضور مردم، میدان‌های اصلی شهرها و نیز میدان‌های مهم در هر منطقه تهران و کلان‌شهرها است و امکان دسترسی سریع به آنها، ممکن و شناخته‌شده است.

حضور مکرر و هر شب مردم در میدان‌های مهم مناطق در تهران و در میدان مرکزی شهرها، حضوری بر پایه همسایگی و نزدیکی است و لذا - برخلاف گمنامی که ویژگی راهپیمایی‌های بزرگ و پرشمار است - اصل در آن، شناختن و شناخته شدن است. این حضور هر شب در یک میدان مشخص و نزدیک به محل زندگی، به همه حاضران اطمینان می‌دهد که تعداد کسانی که پای نظام هستند و برای آن حاضر به خطر کردن هستند زیاد است. از این روی است که تکرار حضور در میدان، مهمتر از نفس حضور آن است.  البته هر چند حضور مردم در شهرهای زیر بمباران و به ویژه تهران، مؤثر و متفاوت است، اما آنچه خیابان و میدان را مهم کرده، حضور همه مردم در همه شهرها در آن است.

خیابان و میدان با این ویژگی‌ها است که توانست نقشی برجسته در انسجام اجتماعی جامعه زمان جنگ ایفا کند و به عنصری متمایز و یکه تبدیل شود.

میدان با کارکرد اختیاری و داوطلبانه خود، کاملا متمایز است از سایر فعالیت‌هایی که هر چند در ظاهر شبیه هستند، اما چون بر پایه نفع و دستمزد هستند، فاقد این روح هستند. فعالیت‌هایی که بر اساس نفع و وظیفه سازمانی و گروهی و برای گزارش عملکرد انجام می‌شود؛ مانند انواع پویش‌ها و تولیدات  در فضای مجازی که حتی اگر ظاهر و پوشش داوطلبانه هم داشته باشد، کمتر مورد استقبال قرار گرفته است و بیشتر محل تنازع و تعارض شده تا ایجاد همدلی.

اما به چند نکته مهم درباره فعالیت میدان و خیابان باید توجه کرد.

اول اینکه در حال حاضر، هر چند حضور مردم عام است، اما عمومیت در تظاهرات عمومیت در حضور مردم است. مردم با هر گرایشی، می‌توانند شرکت کنند ولی عمومیت در اهداف و خواسته‌ها و روش‌ها نیست. کما اینکه نقالی باغ فردوس مورد نقد واقع شد و در صداوسیما هم دیده نمی‌شود. همانگونه که در این جستار اشاره شده، چون حضور مردم در میدان و خیابان، بر پایه راهپیمایی‌های دوران انقلاب و ۲۲ بهمن است، منحصرا انقلابی است و ذائقه‌های دیگر حضوری در آن ندارد. باید راه‌های دیگر را هم باز کرد. هر کسی به هر شیوه‌ای که می‌فهمد و می‌خواهد و می‌تواند، بیاید در خیابان. اصل، حضور شبانه مردم در خیابان است. حضور همه مردم در خیابان است که نجات‌بخش است. «به نام ایران» هر کس می‌خواهد بیاید.

دوم اینکه حضور در خیابان نباید مبنای تفاخر و امتیاز و رانت شود. آنها که این شب‌ها خطر می‌کنند معمولا آن اندازه سلامت و عزت نفس دارند که از امکانات و فرصت‌های نظام استفاده نکنند و لذا است که رانت‌های برپایه وفاداری، نوعا سهم کسانی می‌شود که هوشمندی «پرهیز از خطر در عین نمایش حضور در آن» را دارند.  از این روی، وفاداران واقعی مانند عباس آژانس شیشه‌ای، فقط برای انقلاب هزینه می‌کنند و از منافع بی‌بهره هستند. غیبت در صحنه‌های خطر و مطالبه منفعت توسط «مجاهدان شنبه» یک بعد تازه مضرات احتمالی اختصاص منفعت برای وفاداران و حاضران در خیابان خواهد شد. ابعاد گوناگون منفی تمایز در منفعت در قالب سهمیه و استخدام و گزینش، در این دهه‌ها دیده شده که هم موجب ناکارآمدی می‌شود و هم ریاکاری،‌ و همچنین باعث سرخوردگی کسانی می‌شود که چنین نمایشی نمی‌دهند یا آن اندازه وفادار نیستند یا کاملا هم‌سنخ جماعت انقلابی‌مذهبی حاضر در خیابان نیستند. به همین دلیل،‌ پاداش این وفاداری، باید قدرشناسی و تقرب باشد، نه منفعت مادی یا بهره‌مندی از فرصت‌ها و امکانات نظام.

نکته سوم اینکه بخش قابل توجهی از جامعه هم هستند که من از آنها در نظریه «دوجامعه‌ای‌شدن ایران» به جامعه دوم تعبیر می‌کنم. آنها که عملا نسبتی با نظام ندارند و از آن دل کنده‌اند و راه خود را از نظام جدا کرده‌اند. این بخش از جامعه، هم در جنگ دوازده روزه و هم در جنگ رمضان، سکوت کردند و با دشمنانی که به اعتراض آنها امید بسته بودند، همراهی نکردند. البته آنها نگران این هستند که رفتن نظام با جنگ داخلی و ناامنی و تجزیه ایران همراه خواهد شد. لذا است که نه از سر علاقه به نظام، که به دلیل تعلق به این سرزمین و بودن در ایران، همراه دشمنان نمی‌شوند. ولی در هر حال، نادیده گرفتن این بخش،‌ و اتکای یک‌سره به وفاداران باعث تکرار تجربه مهر ماه سال شصت تاکنون خواهد شد. لذا است که باید به آنها هم وعده داده شود که در ساخت ایران آینده، آنها هم به اندازه شایستگی و تلاش‌شان از امکانات و فرصت‌های جامعه ایران بهره‌مند خواهند شد. 

توجه به جامعه دوم به ویژه از آن روی اهمیت دارد که بر پایه شواهد، حمله خارجی با امید به اعتراض داخلی شکل گرفته و تا اینجا هم دشمنان از کشاندن نائره جنگ به آنجا که مردم معترض هم آسیب مستقیم می‌بینند پرهیز کرده‌اند. پیام‌های مداوم مقامات اسرائیلی و آمریکایی هم مؤید این است که نوک پیکان حملات، جمهوری اسلامی و وفاداران اصلی آن است و نه عموم جامعه؛ و هنوز هم امیدوارند که بتوانند این معترضان(و به تعبیر من، جامعه دوم)‌ را به خیابان بکشند.

لذا است که امیدوار کردن جامعه دوم به شکسته شدن این فضای دوجامعه‌ای و لحاظ شدن نظرات آنها در اداره کشور،‌ از همین حالا باید آغاز شود و موکول کردن آن به بعد، خطا است. (درباره بند آخر این تذکر ضروری است که این مسأله در ده روز آخر جنگ کاملا دگرگون شد و با پایمردی ایران و نیز همراهی همه مردم با نظام و ناامیدی دشمن و نیز بی‌اعتباری سلطنت‌طلبان نزد مردم، حملات و تهدید حملات بعدی مستقیما زیرساخت‌ها را نشانه گرفت و به جنگ همه‌جانبه تبدیل شد. اما هنوز هم مسأله ذکر شده محل تأمل است.)

...............................................................................

جوادی یگانه، محمدرضا (1394) «نقش مهم اما کمرنگ شده مردم در «راهپیمایی 22 بهمن»: بازسازی «نظریه مردمی» انقلاب اسلامی». جامعه شناسی «راهپیمایی 22 بهمن». به اهتمام علی جعفری. پژوهشکده باقرالعلوم(ع) و سوره مهر. صص 140-149. (لینک)

جوادی یگانه، محمدرضا و سروش افخمی تابان (۱۴۰۲) «تاملاتی در باره دوجامعه‌ای‌ شدن ایران» روزنامه شرق. ۱۲ اسفند ۱۴۰۲. صص ۶ و ۷. (لینک)

رئیسی‌نژاد، آرش (۱۴۰۴) «سیاست شهادت آیت‌الله خامنه‌ای» ترجمه جستار منتشرشده در مجله فارن پالیسی در کانال آرش رئیسی‌نژاد. ۴ اسفند ۱۴۰۴. (لینک)

کلاینبرگ، اریک (۱۳۹۹) .کاخ‌هایی برای مردم: زیرساخت‌های اجماعی، مبارزه با نابرابری و قطبی شدن و افول حیات مدنی. ترجمه حسین ایمانی جاجرمی. تهران: شیرازه کتاب ما.

Latham, A., & Layton, J. (2019). Social infrastructure and the public life of cities: Studying urban sociality and public spaces. Geography Compass, 13(7),

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.