یادداشت پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

یادداشت؛

سعدی؛ آواز گلستان در هیاهوی بربریت

سعدی به ما می‌آموزد که فرهنگ، چیزی فراتر از میراثی ایستا است؛ فرهنگی زنده که در زبان، اخلاق، و رفتار ما جاری است. اگر بناهای تاریخی فرو بریزند، اگر نسخه‌های خطی خاکستر شوند، تا زمانی که اندیشه و کلامی چون سعدی در جان انسان‌ها زنده باشد، امکان بازسازی هست. اما این امید، مسئولیت نیز می‌آورد: پاسداری از آنچه باقی مانده، و بازآفرینی آنچه در خطر است.

عباس خامه یار

یکم اردیبهشت، تنها روز بزرگداشت یک شاعر نیست؛ یادآور تداوم روحی است که در برابر فراموشی، خشونت و زوال ایستاده است. سعدی، شاعرِ «گلستان» و «بوستان»، نه فقط سخن‌پرداز عشق و اخلاق، که معمارِ نوعی زیست انسانی است؛ زیستی که در آن، فرهنگ، پیونددهنده انسان‌هاست و کلمه، پناهگاه معنا.

امروز، در جهانی که آتش جنگ نه‌فقط بر جان انسان‌ها، بلکه بر حافظه تاریخی و فرهنگی ملت‌ها نیز می‌بارد، یاد سعدی معنایی تازه می‌یابد. آنجا که موزه‌ها هدف قرار می‌گیرند، کتابخانه‌ها می‌سوزند، و بناهای تاریخی در گرد و غبار انفجارِ  دشمنِ  فرهنگ‌ستیز فرو می‌ریزند، در حقیقت فقط سنگ و کاغذ نابود نمی‌شود؛ بلکه ریشه‌های هویت، روایت‌های مشترک، و خاطره‌های جمعی یک ملت در معرض محو شدن قرار می‌گیرد.

در چنین روزگاری، نمی‌توان از کنار تهدیدهایی که متوجه میراث فرهنگی ملت‌ها - و از جمله تمدن چند هزار ساله ایران - است، به‌سادگی گذشت. جنگ‌افروزانی که آگاهانه یا از سر جهل و بی‌فرهنگی، نشانه‌های هویت، حافظه تاریخی و تمدن چند هزار ساله را هدف می‌گیرند، در حقیقت نه‌فقط با یک ملت، که با میراث مشترک بشریت به ستیز برخاسته‌اند. محکومیت این رویکرد و ایستادگی در برابر آن، وظیفه‌ای انسانی و جهانی است؛ چرا که فرهنگ، مرز نمی‌شناسد و نابودی آن، زخمی بر پیکر همه انسان‌هاست.

سعدی، قرن‌ها پیش، در جهانی آکنده از جنگ‌ها و آشوب‌ها زیست. اما آنچه او بنا نهاد، نه دیواری از سنگ، که جهانی از معنا بود؛ جهانی که در آن، انسان‌ها «بنی‌آدم»‌اند، اعضای یک پیکر. این نگاه، امروز بیش از هر زمان دیگری، در برابر منطق جنگ که بر تفکیک، حذف و نابودی استوار است، ایستادگی می‌کند.

حمله به مراکز فرهنگی و هنری، تصادفی نیست. این‌ها اهدافی هستند که هویت را نشانه می‌گیرند. نابودی یک موزه، یعنی بریدن رشته اتصال نسل‌ها؛ سوزاندن یک کتابخانه، یعنی خاموش کردن صدای گذشته در گوش آینده. در چنین شرایطی، بازخوانی سعدی، صرفاً رجوع به ادبیات نیست، بلکه نوعی مقاومت فرهنگی است؛ مقاومتی در برابر فراموشی، در برابر بی‌ریشگی.

سعدی به ما می‌آموزد که فرهنگ، چیزی فراتر از میراثی ایستا است؛ فرهنگی زنده که در زبان، اخلاق، و رفتار ما جاری است. اگر بناهای تاریخی فرو بریزند، اگر نسخه‌های خطی خاکستر شوند، تا زمانی که اندیشه و کلامی چون سعدی در جان انسان‌ها زنده باشد، امکان بازسازی هست. اما این امید، مسئولیت نیز می‌آورد: پاسداری از آنچه باقی مانده، و بازآفرینی آنچه در خطر است.

امروز، در میان هیاهوی جنگ تحمیلى  و ویرانی بدخواهان دون صفت، شاید بیش از همیشه به صدای سعدی نیاز داریم؛ صدایی که از قرن‌ها پیش، ما را به همدلی، به حفظ کرامت انسانی، و به پاسداشت فرهنگ فرا می‌خواند. یکم اردیبهشت، فرصتی است برای یادآوری اینکه در برابر ویرانی، تنها سلاح ماندگار، فرهنگ است؛ و در این میدان، شاعری چون سعدی، هنوز هم زنده و راهنماست.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.