در بازه زمانی 13 تا 15 فروردین ۱۴۰۵ و همزمان با تهدید دونالد ترامپ مبنی بر «بازگرداندن ایران به عصر حجر»، بیش از 63 محتوا در توییتر فارسی منتشر و بازنشر شد.
پایگاه خبری جماران، محمد تقی زاده: در بازه زمانی 13 تا 15 فروردین ۱۴۰۵ و همزمان با تهدید دونالد ترامپ مبنی بر «بازگرداندن ایران به عصر حجر»، بیش از 63 محتوا در توییتر فارسی منتشر و بازنشر شد. این رویداد دو لایه قابل تحلیل دارد. لایه اول، گراف همبازنشری است که نشان میدهد کاربران از نظر رفتاری (بازنشرهای مشترک) چگونه در کنار یا دور از یکدیگر قرار گرفتهاند. لایه دوم، گفتمانهای محتوایی است که نشان میدهد هر کاربر یا خوشه چه معنایی از «عصر حجر» ساخته و چه موضعی در برابر تهدید ترامپ گرفته است.
گزارش حاضر این دو لایه را ترکیب کرده و نشان میدهد که هر طیف سیاسی چه گفتمانی را منتشر کرده، این گفتمان چگونه در گراف بازنشرها منعکس شده، و چه نسبتی میان جایگاه گرافی و محتوای گفتمانی وجود دارد.
تطبیق خوشههای گراف با گفتمانهای محتوایی
تحلیل گراف همبازنشری چهار خوشه اصلی را شناسایی کرد: اصولگرایان و پایداری، اصلاحطلبان و ملیگرایان مخالف پهلوی، سلطنتطلبان و هواداران رضا پهلوی، و روزمرهنویسان(با دو زیرگروه حامی ترامپ و غیرسیاسی). تحلیل گفتمان توییتهای پربازدید نیز چهار گفتمان اصلی را شناسایی کرد: دفاع از تمامیت ملی و تمدن ایرانی، ضدجمهوری اسلامی، جمهوری اسلامی خواهان بقاء، و انتقاد درونی(عصر حجر درونساخته). تطبیق این دو لایه نشان میدهد که هر خوشه گرافی لزوماً به یک گفتمان واحد محدود نیست، بلکه برخی گفتمانها در چند خوشه با شدت و ضعف متفاوت حضور دارند.

گفتمان هر خوشه بر اساس جایگاه گرافی
خوشه اصولگرایان و پایداری با کاربرانی مانند yas_s_1، mahdirasouli_ir و Fans_raefipour در قطب چپ گراف قرار دارد. گفتمان غالب در این خوشه، «جمهوری اسلامی خواهان بقا» با حدود ۷۰ درصد فراوانی است. این کاربران تهدید ترامپ را متوجه «تمدن ایران» و «ملت ایران» میدانند، نه صرفاً جمهوری اسلامی. مضامین کلیدی عبارتند از: دفاع از دستاوردهای انقلاب، تأکید بر مقاومت در برابر دشمن، و انتقاد از رسانههایی که تهدید ترامپ را فقط متوجه «نظام» ترجمه کردهاند. حدود ۳۰ درصد باقیمانده در این خوشه به گفتمان دفاع از تمامیت ملی تعلق دارد، اما با لحنی جمهوریخواهانه. نکته مهم این است که در خوشه اصولگرایان، هیچ اثری از گفتمان ضدجمهوری اسلامی یا انتقاد درونی دیده نمیشود. بازنشرهای درون این خوشه بسیار متراکم است و کاربران عمدتاً توییتهای یکدیگر را بازنشر میدهند، که باعث شده این خوشه در گراف به صورت یک بلوک فشرده دیده شود.
خوشه اصلاحطلبان و ملیگرایان مخالف پهلوی با کاربرانی مانند JZarif، Drpezeshkian، PhilEngoneer و ToukaNeyestani در میانه چپ گراف و متمایل به اصولگرایان جای گرفته است. این خوشه از نظر گفتمانی متنوعترین خوشه است. حدود ۴۰ درصد از محتوای این خوشه به گفتمان دفاع از تمامیت ملی اختصاص دارد. این کاربران تهدید ترامپ را محکوم میکنند، اما بدون دفاع از جمهوری اسلامی. حدود ۳۵ درصد به گفتمان انتقاد درونی تعلق دارد؛ یعنی کاربرانی که جمهوری اسلامی را خود مصداق عصر حجر میدانند و تهدید ترامپ را نسبی تلقی میکنند. حدود ۱۵ درصد نیز به گفتمان ضدجمهوری اسلامی (جمهوریخواه انتقادی) تعلق دارد که ضمن مخالفت با جمهوری اسلامی، بمباران و تهدید خارجی را نیز رد میکنند. تنها حدود ۱۰ درصد از محتوای این خوشه به گفتمان جمهوری اسلامی خواهان بقا نزدیک است. نزدیکی گرافی این خوشه به اصولگرایان، ناشی از بازنشر مشترک توییتهای محکومکننده ترامپ است (که عمدتاً در گفتمان دفاع از تمامیت ملی قرار میگیرد)، نه به دلیل اشتراک در گفتمان جمهوری اسلامی خواهان بقا.
خوشه سلطنتطلبان و هواداران رضا پهلوی با کاربرانی مانند Alighazizade، mogharebati، Realneo101 و gohardaddy در قطب راست گراف و در دورترین فاصله از اصولگرایان قرار دارد. گفتمان غالب در این خوشه، «ضدجمهوری اسلامی (زیرگفتمان سلطنتطلبانه)» با حدود ۸۰ درصد فراوانی است. مضامین کلیدی عبارتند از: «ما ۴۷ سال است در عصر حجر هستیم»، تأیید ضمنی یا آشکار تهدید ترامپ، خواهان تعامل آمریکا با رضا پهلوی، و معرفی جمهوری اسلامی به عنوان تنها مانع پیشرفت ایران. حدود ۲۰ درصد باقیمانده به گفتمان دفاع از تمامیت ملی تعلق دارد، اما این دفاع معمولاً با لحنی طعنهآمیز و با تأکید بر این نکته است که «جمهوری اسلامی ایران را به عصر حجر کشانده است». در این خوشه، هیچ اثری از گفتمان جمهوری اسلامی خواهان بقا دیده نمیشود. بازنشرها در این خوشه نیز متراکم است و کاربران به طور گسترده توییتهای یکدیگر را بازنشر میدهند.
خوشه روزمرهنویسان به دو زیرگروه تقسیم میشود. زیرگروه اول، روزمرهنویسان حامی ترامپ و پهلوی (مانند plasticartman2، Iliaaa6 و Bestynisha) هستند که عملاً درون یا در همسایگی خوشه سلطنتطلبان قرار گرفته و گفتمان آنها تقریباً مشابه همان خوشه است. زیرگروه دوم، روزمرهنویسان غیرسیاسی هستند که توئیتشان پربازنشر شده. این کاربران گفتمان مشخصی ندارند و محتوای آنها بسته به نوع بازنشری که دریافت کرده، در گراف جابهجا میشود. اگر توییت غیرسیاسی آنان توسط سلطنتطلبان بازنشر شده باشد، در قطب راست ظاهر میشوند و اگر توسط اصولگرایان بازنشر شده باشد، به سمت چپ متمایل میگردند.
تحلیل ترکیبی بازنشر و گفتمان
ترکیب گراف بازنشرها و تحلیل گفتمان نشان میدهد که بازنشرهای مشترک میان خوشه اصولگرایان و اصلاحطلبان عمدتاً در چارچوب گفتمان دفاع از تمامیت ملی اتفاق افتاده است. توئیتهایی که در آنها تأکید بر تاریخ کهن ایران، مقایسه تمدن ایران با تاریخ کوتاه آمریکا، و محکومیت تهدید ترامپ به عنوان اهانت به همه ایرانیان وجود دارد، به صورت گسترده توسط هر دو خوشه بازنشر شدهاند. همین اشتراک بازنشری باعث شده فاصله گرافی این دو خوشه کم باشد. با این حال، تفاوت اساسی در گفتمانهای دیگر این دو خوشه باعث شده که آنها درون یک خوشه ادغام نشوند. اصولگرایان به طور سیستماتیک توییتهای دارای گفتمان «انتقاد درونی» یا «ضدجمهوری اسلامی» را بازنشر نمیدهند، در حالی که اصلاحطلبان چنین توییتهایی را بازنشر میکنند.
از سوی دیگر، بازنشرهای مشترک میان خوشه سلطنتطلبان و روزمرهنویسان حامی ترامپ عمدتاً در چارچوب گفتمان ضدجمهوری اسلامی (سلطنتطلبانه) اتفاق افتاده است. توئیتهایی که در آنها جمهوری اسلامی مصداق عصر حجر معرفی شده یا تهدید ترامپ به عنوان فرصت تلقی گردیده، به صورت گسترده در این دو گروه بازنشر شده و باعث روی هم افتادن آنها در گراف شده است.
یک یافته کلیدی، ناپیوستگی میان گفتمان انتقاد درونی و جایگاه گرافی است. گفتمان انتقاد درونی (عصر حجر درونساخته) عمدتاً در خوشه اصلاحطلبان و تا حدودی در میان روزمرهنویسان غیرسیاسی دیده میشود، اما این گفتمان بازنشر گستردهای از سوی سایر خوشهها دریافت نمیکند. به عبارت دیگر، کاربرانی که میگویند «خود جمهوری اسلامی عصر حجر است» نه توسط اصولگرایان بازنشر میشوند و نه توسط سلطنتطلبان (چون سلطنتطلبان تهدید ترامپ را تأیید میکنند و نیازی به چنین نقد درونی ندارند). در نتیجه، این گفتمان در گراف به صورت جزیرههای پراکنده و بدون پیوند قوی با دیگر خوشهها ظاهر شده است.
|
گفتمان |
درصد تقریبی |
مضامین کلیدی |
نمونه عبارات شاخص |
|
دفاع از تمامیت ملی و تمدن ایرانی |
35 |
تاریخ کهن ایران در برابر تاریخ کوتاه آمریکا، توهین به همه ایرانیان، تمایز بین رژیم و ملت، غرور تمدنی |
«ایران در قلب گهواره تمدن بود در حالی که اجداد شما در اروپا هنوز در عصر حجر بودند» |
|
ضدجمهوری اسلامی (سلطنتطلبانه) |
20 |
۴۷ سال عصر حجر، تهدید ترامپ به عنوان فرصت، تأیید ضمنی بمباران، تعامل با رضا پهلوی |
«ما ۴۷ ساله در عصر حجر هستیم. همین که میگوییم به عصر حجر برویم بهتر از ماندن این رژیم است» |
|
ضدجمهوری اسلامی (جمهوریخواه انتقادی) |
10 |
مخالفت با بمباران، خواهان دموکراسی سکولار، تهدید ترامپ به عنوان مانع تغییر |
«بمباران ایران تا عصر حجر به مردم ایران کمک نمیکند و موجب تغییر رژیم نمیشود» |
|
جمهوری اسلامی خواهان بقا |
20 |
تهدید متوجه ایران است نه رژیم، دفاع از دستاوردهای انقلاب، مقاومت در برابر دشمن، ملی جلوه دادن مسئله |
«بیاید توضیح بده چه جوری جمهوری اسلامی برمیگرده به عصر حجر و نه ایران؟ طرف گفته ایران» |
|
انتقاد درونی (عصر حجر درونساخته) |
15 |
وضعیت موجود خود عصر حجر است، نقد حقوقی و اجتماعی، اعدامها، تبعیض، فقر و گرانی |
«عصر حجر یعنی اعدام یک پسر ۱۸ ساله. عصر حجر یعنی خرید گوشت و مرغ قسطی، کشتن معترضان» |
جدول ترکیبی خوشهها، گفتمانها و رفتار بازنشری
ترکیب گراف بازنشرها و تحلیل گفتمان نشان میدهد که در رویداد «عصر حجر»، مرزهای گرافی تا حد زیادی با مرزهای گفتمانی همخوانی دارد، اما با یک استثنای مهم. خوشه اصولگرایان و اصلاحطلبان علیرغم تفاوتهای گفتمانی عمیق (به ویژه در نسبت با جمهوری اسلامی)، در گفتمان «دفاع از تمامیت ملی» با یکدیگر اشتراک بازنشری پیدا کردهاند. این اشتراک باعث شده فاصله گرافی آنها به طور قابل توجهی کم باشد. در مقابل، خوشه سلطنتطلبان با هیچ یک از دو خوشه دیگر در هیچ گفتمانی اشتراک بازنشری ندارد و به همین دلیل در دورترین فاصله ممکن قرار گرفته است.
گفتمان «انتقاد درونی» که در آن کاربران جمهوری اسلامی را خود عصر حجر میدانند، عمدتاً در خوشه اصلاحطلبان حضور دارد اما بازنشر گستردهای از سایر خوشهها دریافت نمیکند. این گفتمان در واقع در میانه نزاع دو قطب اصلی (اصولگرایان و سلطنتطلبان) گرفتار شده و نتوانسته به یک بلوک گرافی مستقل تبدیل شود.
روزمرهنویسان حامی ترامپ و پهلوی عملاً استقلال گفتمانی ندارند و به عنوان یک زیرمجموعه از خوشه سلطنتطلبان عمل میکنند. روزمرهنویسان غیرسیاسی نیز به دلیل نداشتن گفتمان مشخص، نقش «پلهای ضعیف» را در گراف ایفا میکنند.
در مجموع، تهدید ترامپ باعث شکلگیری یک ائتلاف ناخواسته بازنشری میان اصولگرایان و اصلاحطلبان در چارچوب گفتمان دفاع از تمامیت ملی شد، اما این ائتلاف به معنای همگرایی گفتمانی نیست. دو گفتمان رقیب اصلی، یعنی «جمهوری اسلامی خواهان بقا» و «ضدجمهوری اسلامی سلطنتطلبانه»، در دو قطب متضاد گراف قرار گرفتهاند و هیچ نقطه تماسی با یکدیگر ندارند. گفتمان انتقاد درونی نیز به عنوان یک گفتمان سوم، در حاشیه باقی مانده و نتوانسته به یک نیروی گرافی مستقل تبدیل شود.