وقت آن رسیده تا الگوی کهنه دیپلماسی و میدان که توسط برخی تحلیل‌گران در مصداق جواد ظریف و سردار سلیمانی تلخیص و البته تنزیل می‌شود، بایگانی شده و الگوی جنگ و مقاومت احیا شود. جنگ را باید به استعدادهای امنیتی و دفاعی و  مقاومت را باید با روحیه سلحشوری و رزمندگی پیش برد. غیاب هر یک به دیگری لطمه خواهد زد.

چندی است پیشنهاد آتش‌بس به عنوان راهبرد صلح معرفی شده و راهکارهای مبتنی بر لزوم بهره‌برداری از دیپلماسی در برابر میدان به سرخط تحلیل‌های سیاسی بازگشته است. اینکه آتش‌بس فاصله معناداری با صلح و حتی ترک مخاصمه دارد یک نکته است، اینکه دیپلماسی و میدان، به مثابه دوگانه‌ای همچنان پرکاربرد در ادبیات برخی تحلیل‌گران، آن هم در وضعیتی که هجوم پردامنه دشمنان به کشور در جریان است، نفوذ دارد نکته دیگری است که به آن خواهیم پرداخت.

حتی اگر بپذیریم دوگانه دیپلماسی و میدان از ابتدای طرح آن در گفت‌وگوی جواد ظریف با سعید لیلاز دچار نقص نبود، اما امروز نقض شده است. به عبارت بهتر بی‌آنکه با رتوریک اصول‌گرایانه بخواهیم دوگانه دیپلماسی و میدان را دوگانه‌ای کاذب بنامیم، اکنون مشخص شده دوگانه‌ای غیرمعتبر در تحلیل راهبرد نظامی ایران در مواجهه با دشمنانش است. 

بارها شنیده‌ایم که دشمنان ایران به دیپلماسی خیانت کردند و میدان نظامی را به جای میز مذاکره برگزیدند. این تعبیر اگر چه برای برساخت باور عمومی مناسب است، اما با واقعیت ناساز است. چه اینکه ایالات متحده دیپلماسی را نه به عنوان پوشش جنگ، بلکه به عنوان مقدمه جنگ انتخاب کرده است. همان‌طور که در اصول دکترین دانش نوین سیاست، جنگ را ادامه سیاست می‌دانند، آمریکا نیز در مواجهه با ایران از رویکرد سرکوب‌گرایانه‌ای بهره می‌برد که بخشی از آن با دیپلماسی و بخش دیگری از آن با جنگ برآورده می‌شود. بدین ترتیب است که تحلیل نحوه برخورد ایران با تجاوز نظامی آمریکا با تداوم دادن به ادبیات مبتنی بر دوگانه میدان و دیپلماسی آدرس غلط دادن است.

در برابر رویکرد سرکوب‌گرایانه آمریکا که با ریاست فردی با وضعیت ناپایدار ذهنی، اختلال شخصیتی و دلال‌صفتی به موقعیت پیش‌بینی‌ناپذیر و سرشار از شگفتی نیز تبدیل شده است، به گونه‌ای باید رفتار کرد که نیروهای دفاعی ایران انجام داده‌اند. 

مقابله‌‌به‌مثل مشروع در دکترین چشم در برابر چشم، راهکاری صحیح در برابر زیاده‌خواهی تهاجمی آمریکا است که البته متوجه سرزمین‌های اجاره‌ای آن در جنوب خلیج فارس است. جز آن، ارزش افزوده ایران، خلاقیت در بهره‌برداری از موقعیت برتری ژئوپولوتیک خلیج فارس و تبدیل جغرافیای ایران به اسلحه‌ای کارآمد، کوبنده و نابودگر از طریق اختلال در دسترسی متجاوزان و شرکای آنان در استفاده از تنگه هرمز است. بازدارندگی اسلحه جغرافیایی ایران به قدری است که رئیس‌ جمهور آمریکا را در وضعیت مطلق استیصال، ناچار به دشنام‌های غیردیپلماتیک و تهدید به حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی کرده است. امری که بیش از آنکه اختلالات شخصیتی رئیس جمهوری آمریکا را نشان دهد، کارآمدی انسداد تنگه هرمز را یادآور می‌شود. چیزی که نه تنها تعیین‌کننده نتیجه جنگ تحمیلی سوم، بلکه برگ برنده دائمی ایران در برکشیدن هژمونیک ساختارهای دفاعی و امنیتی طراحی شده توسط ایران و تحمیل آن به سرزمین‌های استیجاری آمریکا در جنوب خلیج فارس است.

برای وصول نتیجه مطلوبی که ناظر به دفع تجاوز و ترک مخاصمه و در نهایت قرارداد صلحی بلندمدت شود، بیش از آنکه نیازمند بهره‌برداری از کهن الگوی دیپلماسی ‌میدان که ناساز با هر گونه واقعیت در دو سوی جبهه نبرد است، نیازمند الگوی جنگ و مقاومت هستیم. جنگ نیازمند برنامه‌ریزی و تسلیحات است و مقاومت نیازمند انگیزه و اراده است. ترکیب برنده‌ای که ایران نیازمند آن است، دخیل کردن نیروهای هوشمند با تجربه‌های دفاعی امنیتی نظیر حسن روحانی در جنگ و پشتیبانی همه‌جانبه اجتماعی از فرماندهان و رزمندگانی نظیر سید مجید موسوی است. 

وقت آن رسیده تا الگوی کهنه دیپلماسی و میدان که توسط برخی تحلیل‌گران در مصداق جواد ظریف و سردار سلیمانی تلخیص و البته تنزیل می‌شود، بایگانی شده و الگوی جنگ و مقاومت احیا شود. جنگ را باید به استعدادهای امنیتی و دفاعی و  مقاومت را باید با روحیه سلحشوری و رزمندگی پیش برد. غیاب هر یک به دیگری لطمه خواهد زد. اگر تنها مقاومت و رزمندگی را مدنظر قرار دهیم، فرسایشی را شاهد خواهیم بود که در برخی مقاطع جنگ هشت ساله شاهد آن بودیم. اما اگر جنگ و استراتژی‌ها و طراحی‌های نظامی و دفاعی را به مقاومت بیفزاییم، تببین دست برتر ایران در تنگه هرمز و پایان دادن به کارزار غیرمشروع تحمیلی کنونی و اخذ غرامت از متجاوزان اصلی و همچنین نیروهای اجاره‌ای آنان در دسترس‌تر از همیشه قرار خواهد گرفت.

........................................................

*سردبیر مجله سیاست‌نامه

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.