به نظر می‌رسد نتیجه این نبرد نابرابر هرچه باشد تا اینجای کار ما پیروزیم، دشمنان ایران باید فهمیده باشند که اینجا ایران است و این شیر خفته را نباید بیدار می‌کردند؛ با این کشور نباید با زبان زور سخن می‌گفتند، صبر و نجابت ما را آزموده بودند، انقلاب نرم الهی ما را دیده بودند، تحمل و حوصله‌ی ما را در دفع تجاوز دشمن هم مشاهده کرده بودند؛ اما شاید لازم بود یک بار دیگر ما را بیازمایند؛ شاید به برخی نارضایتی‌ها امید بسته بودند، یا به هر دلیل دیگر دچار خطای محاسباتی شدند؛ اکنون باید فهمیده باشند که با ملت ایران نه با زبان زور، تحریم و تسلیم بلکه باید با زبان تکریم سخن بگویند.

ز مشکلات طریقت عنان متاب ای دل  

که مرد راه نیندیشد از نشیب و فراز

طهارت ار نه به خون جگر کند عاشق  

به قول مفتی عشقش درست نیست نماز (حافظ)

تماشای مجدد رویش سبزه و گل، هدیه سالانه خالق هستی و تقارن آن با عید بازگشت به فطرت، پس از طی طریق ضیافت را به انسان‌های شریف تبریک می‌گویم.سالی که بر ما ایرانیان گذشت، سال سختی بود، در این سال کشورمان مورد تهاجم مکرر تبهکاران قرار گرفت و در این هجمه‌های ناجوانمردانه، خون‌های مظلومانی از نوزادان و کودکان دبستانی تا رهبر فرزانه انقلاب اسلامی و سرداران عرصه‌های نظامی و سیاسی بر زمین ریخت و آن چنان که طبیعت جنگ است، خانه‌هایی ویران شد و خانواده‌هایی سوگوار شدند؛ اما باز هم چنان که اقتضاء جنگ است و چه بسا بسیاری از دشمنان و حتی دوستان فکر نمی‌کردند شاهد شگفتی‌های بسیاری بودیم. یکی از این شگفتی‌ها قوام و استحکام بنیان‌های نظام جمهوری اسلامی ایران است که برخلاف تصور بداندیشان، در برابر هجوم هم زمان ایالات متحده آمریکا و رژیم کودک‌ کش اسرائیل و تفاله‌های داخلی آنان خم به ابرو نیاورد و ساختار سیاسی، نظامی آن بدون اتکاء به افراد هرچند مهم از خودش دفاع و  همانند بدن سالم ویروس‌های کشنده را دفع کرد؛ شگفتی دیگر حضور غیر قابل وصف ملت ایران در عرصه‌های مختلف مقابله با شیطنت‌های بدخواهان ایران و اسلام است که برای نسل ما یادآور خیزش فراگیر و مؤمنانه نسل پنجاه و هفت برای نفی سلطه اجانب و اخراج خاندان فاسد پهلوی و تأسیس نظام جمهوری اسلامی ایران و در پی آن مقاومت در برابر تهاجم صدام پلید به میهن عزیز است؛ راستی تصاویر و صداهایی که این روزها از خیابان‌های تهران و دیگر شهرها و روستاهای ایران دیده و شنیده می‌شود چقدر آشنا است؛ گویی روح نسل پنجاه و هفت در کالبد نسل دهه‌های اخیر حلول کرده و ما بار دیگر شکوفایی نهال ایثار و فداکاری و مقاومت شیرمردان و شیر زنان ایرانی در سال‌های دفاع مقدس را به نظاره نشسته‌ایم. و شگفتی دیگر حماسه‌ی حضور رزمندگان سلحشوری است در جنگی نابرابر با دشمنی که از نظر ابزار جنگی برتری دارد اما در نبرد اراده‌ها، در نقطه‌ای فراتر بدخواهان ایران و اسلام را به چالش کشیده است. و این در حالی است که بخش‌های دیگر زیست اقتصادی، اجتماعی و دیپلماسی هوشمند دولت-ملت با مدیریت قابل تحسین در حدی فراتر از انتظار جریان دارد. هرچند ظرفیت‌های بسیار دیگری هست که باید به جریان بیفتد؛ علما و مراجع تقلید، استادان دانشگاه. رؤسای جمهور و وزرای سابق، دیپلمات‌های ارشد، هنرمندان و ورزشکاران هر کدام می‌توانند منادی مظلومیت ملت ایران باشند.

به نظر می‌رسد نتیجه این نبرد نابرابر هرچه باشد تا اینجای کار ما پیروزیم، دشمنان ایران باید فهمیده باشند که اینجا ایران است و این شیر خفته را نباید بیدار می‌کردند؛ با این کشور نباید با زبان زور سخن می‌گفتند، صبر و نجابت ما را آزموده بودند، انقلاب نرم الهی ما را دیده بودند، تحمل و حوصله‌ی ما را در دفع تجاوز دشمن هم مشاهده کرده بودند؛ اما شاید لازم بود یک بار دیگر ما را بیازمایند؛ شاید به برخی نارضایتی‌ها امید بسته بودند، یا به هر دلیل دیگر دچار خطای محاسباتی شدند؛ اکنون باید فهمیده باشند که با ملت ایران نه با زبان زور، تحریم و تسلیم بلکه باید با زبان تکریم سخن بگویند.

در این نقطه از سخن با رژیم کودک کش اسرائیل حرفی ندارم اما هم چنان از دولت آمریکا می‌خواهم که به ۷۲ سال دخالت خود در امور داخلی ایران پایان دهد و بیش از این آلت دست خون‌خواران حاکم بر تل‌آویو نشود. مردم ایران با میراث تاریخی چند هزار ساله و ریشه‌های اعتقادی قوی از حدود نیم قرن قبل تصمیم گرفتند مستقل زندگی کنند و تقویم تاریخ این ملت بزرگ به گذشته بر نمی‌گردد و اگر نگاهی به گذشته داشته باشد بازگشت به سنت مردی است که او را منادی بیداری خود و مسلمانان و آزادگان جهان می‌داند و نه رجعت به دوران خاندانی که در سایه سلطنت منحوس‌شان به نظامیان و جاسوسان آمریکایی حق توحش می‌پرداختند؛ این روح خمینی است که در کالبد ملت ایران دمیده شد و با خون خلف صالح او و صلابت رهبر جوان دوباره بیدار شد و اکنون در ایران باز انقلاب است؛ انقلابی بزرگتر از انقلاب پانزده خرداد ۴۲ و ۲۲ بهمن پنجاه و هفت، دیر یا زود متجاوزان و کودتاچیان را پشیمان خواهد کرد؛ و البته این راه، راه همواری نیست؛ وادی پر از فرعونیان و قبطیان است؛ اما مردان این راه از مشکلات و نشیب و فرازهای آن هراسی ندارند؛ و به وعده خدا در نصرت صابران و مجاهدان واقفند. یاد شهیدان به‌ویژه رهبر شهید و نیز برادر و همکارم در دوره نمایندگی مردم ایران، شهید دکتر علی لاریجانی را ارج می‌نهم و در عین دلتنگی برای فراق از آن به حق پیوستگان از خدای شهیدان برای آن جاودانه‌های تاریخ، حشر با اولیاءالله مسألت دارم.

اول فروردین ۱۴۰۵

اول شوال ۱۴۴۷

احمد مازنی

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.