مهدی جمشیدی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، گفت: بررسی مستند گفتارهای امام خمینی(س) نشان میدهد هیچ گسست معناداری میان «امام پاریس» و «امام تهران» وجود ندارد. آنچه در دهههای بعد بهعنوان «امام سانسورشده پاریس» مطرح شده، بیش از آنکه بر متن صحیفه امام استوار باشد، حاصل خوانشهای گزینشی و ایدئولوژیک از تاریخ انقلاب است.
دوازدهمین نشست از سلسله نشستهای «حرف شنیدنی» با عنوان «امام پاریس»، به همت معاونت پژوهش، آموزش و برنامهریزی راهبردی – مدیریت پژوهش، در حسینیه جماران برگزار شد و به یکی از مناقشهبرانگیزترین پرسشهای تاریخ انقلاب اسلامی پرداخت.
به گزارش خبرنگار جماران، مهدی جمشیدی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، طی سخنانی در این نشست با اشاره به رواج این فرضیه در محافل فکری و رسانهای، توضیح داد که منتقدان مدعی هستند امام خمینی(س) در دوران اقامت در نوفللوشاتو، گفتارهایی متفاوت با مواضع پس از پیروزی انقلاب داشته است. بهزعم این جریان، امام در پاریس از تکثر نیروهای سیاسی و نقش همه جریانها در انقلاب سخن گفته، اما پس از استقرار نظام این روایت را کنار گذاشته است.
وی تأکید کرد: مسأله اصلی، خود واقعیت اجتماعی انقلاب نیست، بلکه روایت امام از انقلاب است؛ یعنی ما با یک بحث روایتپژوهانه مواجهیم، نه داوری احساسی یا سیاسی.
جمشیدی با تأکید بر اینکه تنها راه داوری علمی در این مناقشه، رجوع مستقیم به صحیفه امام و تحلیل گفتارهای مستند ایشان در دوران پاریس است، تصریح کرد: معیار بحث، نه خاطرات شفاهی و روایتهای ثانویه، بلکه متون رسمی و ثبتشده امام خمینی(س)، بهویژه در جلدهای چهارم و پنجم صحیفه امام است که گفتارهای نوفللوشاتو را در بر میگیرد. چون اگر قرار است ادعای تغییر موضع امام اثبات شود، باید در خود گفتارهای پاریس نشانهای روشن از آن وجود داشته باشد.
نقد ادعای تکثرگرایی سیاسی امام
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با استناد به بیانات امام در پاریس، گفت: امام خمینی(س) در همان دوران، صراحتاً از وجود یک جریان غالب و اصیل سخن میگوید و سایر جریانها را در حد «خردهجریان» و «شبهجریان» معرفی میکند. یعنی امام هرگز انقلاب اسلامی را حاصل ائتلاف برابر نیروهای متکثر ایدئولوژیک تصویر نکرده است.
نقدی بر طرح ادعای «اسلام حداقلی» توسط امام
وی همچنین در خصوص ادعای «اسلام حداقلی در گفتار امام پاریس» با استناد به بیانات امام اظهار داشت: ایشان اسلام را نه صرفاً مجموعهای از توصیههای اخلاقی، بلکه «نظام اجتماعی» معرفی میکند؛ نظامی که سیاست، اقتصاد و فرهنگ را در بر میگیرد. این تعریف، بهصراحت با قرائتهای سکولار از دین مرزبندی میکند و نشان میدهد نفی سکولاریسم در متن گفتارهای پاریس نیز حضور دارد.
جمشیدی با اشاره به یکی از بیانات امام در جلد پنجم صحیفه امام (ص ۱۷۵) تأکید کرد: امام، «آرمانگرایی اصیل اسلامی» را محور اصلی حرکت مردم ایران میداند و نقش سایر جریانها را حاشیهای و محدود توصیف میکند.
ولایت، مردم و حکومت اسلامی
وی در خصوص نسبت «جمهوری» و «اسلام»، گفت: تعبیر امام از «جمهوری مثل سایر جمهوریها»، ناظر به شکل اداره حکومت است، نه محتوای ایدئولوژیک آن. شواهد متنی نشان میدهد امام همزمان و بدون تعارض، از «جمهوری اسلامی» سخن گفته و هرگونه تقلیل آن به جمهوری سکولار را رد کرده است.
هدایت بهجای تصدی؛ روایت امام از نقش خود در قدرت
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی یادآور شد: حضرت امام در پاریس بارها تأکید میکند که مسئولیتهای اجرایی مانند ریاست دولت یا جمهوری را نمیپذیرد. ایشان نقش خود را «هدایت» معرفی میکند؛ تعبیری که برای مخاطب رسانههای غربی قابل فهم بوده و در عین حال، دلالت روشنی بر جایگاه رهبری دینی دارد.
نسبت «رأی مردم» و «امر ولایت دینی»
وی با تأکید بر اینکه عدم تکرار اصطلاح «ولایت فقیه» در مصاحبههای پاریس، به معنای کنار گذاشتن این مبنا نیست. امام با استفاده از مفاهیمی چون «حق شرعی»، «نظارت علما» و ارجاع به حکومت صدر اسلام، همان معنا را با زبانی متناسب با مخاطب بینالمللی منتقل کرده است.
جمشیدی با رد این تصور که امام در پاریس از امر ولایی سخن نگفته، تصریح کرد: امام در همان مصاحبهها، از حق شرعی، حکومت اسلامی صدر اسلام و نقش نظارتی علمای اسلامی سخن میگوید که همگی دلالتهای روشن ولایی دارند. امام در پاریس، حکومت مطلوب را با حکومت پیامبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین(ع) مقایسه میکند و از الگویی سخن میگوید که در آن، امام و امت در پیوندی ساختاری قرار دارند؛ الگویی که با قرائتهای لیبرالی از حاکمیت ناسازگار است.
تداوم گفتار، نه تغییر موضع
وی در بخش پایانی سخنان خود تأکید کرد: بررسی مستند گفتارهای امام خمینی(س) نشان میدهد هیچ گسست معناداری میان «امام پاریس» و «امام تهران» وجود ندارد. آنچه در دهههای بعد بهعنوان «امام سانسورشده پاریس» مطرح شده، بیش از آنکه بر متن صحیفه امام استوار باشد، حاصل خوانشهای گزینشی و ایدئولوژیک از تاریخ انقلاب است.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی افزود: امام خمینی(س) از آغاز نهضت تا استقرار نظام جمهوری اسلامی، دارای یک گفتار منسجم، صریح و مبتنی بر مبانی اسلامی بوده است؛ گفتاری که هم به نقش مردم توجه دارد و هم به ضرورت هدایت ولایی، و این دو را در تقابل با یکدیگر قرار نمیدهد.