گفتگوی اختصاصی پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

در گفت و گو با جماران؛

شیخ فاضل رضوی، از بزرگان اهل سنت سامرا: «ولایت فقیه» مختص به شیعه نیست/ ایران در مذاکره حوصله زیادی دارد/ احتمال می‌دهم که بعد از نیمه دوم سال ۲۰۲۶ اوضاع به نفع ایران باشد

شیخ فاضل رضوی از بزرگان اهل سنت سامرا که نسبت به برگزاری مراسم جشن در ایام ولادت معصومین مخصوصا امام زمان علیهم‌السلام و ایجاد وحدت بین شیعه و سنی سهم زیادی دارد و از علاقمندان به امام و انقلاب اسلامی است و با شهید سلیمانی و ابومهدی المهندس ارتباط داشته و در گفت‌وگو با خبرنگار جماران خاطراتی از حمله داعش نقل می‌کند.

پایگاه خبری جماران: عضو عراقی مجمع جهانی اهل بیت(ع) با تأکید بر اینکه مسأله «ولایت فقیه» مختص به شیعه نیست، گفت: ایران در مذاکره حوصله زیادی دارد. یعنی با سیاستشان کاری کردند که آمریکا را در همین حالتِ مذاکره نگه دارند. آمریکایی‌ها هفته پیش می‌گفتند ما می‌زنیم؛ اما الآن می‌گویند داریم مذاکره می‌کنیم. در نهایت منطقه پیروز می‌شود. بله، پیروزی با ما است و آن‌ها نمی‌توانند ارتش‌هایشان را بیاورند. روابط ایران قوی است و هرقدر روابط قوی‌تر و بیشتر شود، قدرت ایران هم در منطقه بیشتر می‌شود. من پیش‌بینی می‌کنم یا احتمال می‌دهم که بعد از نیمه دوم سال ۲۰۲۶ اوضاع به نفع ایران باشد.

مشروح گفت‌وگوی خبرنگار جماران با شیخ فاضل رضوی را در ادامه می‌خوانید:

 

لطفاً ابتدا خودتان را کامل معرفی کنید و بفرمایید اولین‌بار چه زمانی و کجا با امام خمینی(س) آشنایی پیدا کردید؟

من شیخ فاضل رضوی، یکی از مشایخ سامرا هستم.

سابقاً در سامرا یک مدرسه متعلق به شیرازی‌ها و یک مدرسه دینی متعلق به اهل‌سنت وجود داشت. این‌ها در کنار هم بودند و این امر، نماد وحدت بود. در واقع کشمکشی وجود نداشت و چالش‌ها بیشتر علمی و یک هم‌زیستی مسالمت‌آمیز برقرار بود. مرحوم آیت‌الله شیرازی حتی به طلبه‌های اهل‌سنت هم شهریه می‌دادند.

این فرهنگِ شهر سامرا است و تا الآن هم این فرهنگ ادامه دارد. بنده متولد سال ۶۲ میلادی هستم. همان موقع که امام خمینی در عراق بودند، صحبت‌های ایشان را می‌شنیدیم. عموهایم در نجف ساکن هستند و ما به این واسطه از حضور امام آگاه بودیم. امام تدریس داشتند و طلبه‌ها با ایشان رفت‌وآمد می‌کردند. تمرکز امام خمینی در آن زمان بر روی مسأله «ولایت مطلقه فقیه» بود و آیت‌الله اختری نیز از شاگردان امام بودند.

ما آن زمان صحبت‌های امام خمینی(س) را می‌شنیدیم؛ یعنی سخنان ایشان بیشتر به‌صورت نوار کاست به دستمان می‌رسید. می‌دیدیم که ایشان در مورد حکومت اسلامی و مدیریت کشورها صحبت می‌کردند. اینکه حقیقتِ نقش اسلام در مدیریت دولت، وقتی که مثلاً آن نظام را به دست گرفتند، چگونه است؟ آیا اصلاً کمکی می‌کند یا خیر؟ از نظر ما مسأله «ولایت فقیه» مختص به شیعه نیست؛ بلکه امامتِ مسلمین است.

برای ما هم که آن موقع جوان بودیم، این یک افق بسیار بلند بود که یک عالمی با ایده‌ای جدید آمده و دارد آن را ارائه می‌کند؛ لذا به‌عنوان قشر جوان به این مسأله جذب شدیم. بعد از جنگ رابطه ما قطع شد. صدام فقط ظالم نبود، بلکه سعی می‌کرد همه آثار اسلام را از بین ببرد. بعد از امام خمینی(س)، ما از آرا و اندیشه‌های شهید آیت‌الله سید محمدباقر صدر تبعیت می‌کردیم، چون دیدگاهشان تقریباً شبیه و نزدیک به هم است.

 

آیا با امام خمینی(س) هم ملاقاتی داشته‌اید؟

خیر؛ من در سن نوجوانی بودم، ولی عمویم همیشه در درس‌ها و جلسات شرکت می‌کردند. تا زمانی که صدام سقوط کرد، کلاً رابطه قطع بود. آچیزی که ما به‌صورت کلی از امام خمینی فهمیدیم، این بود که هدف ایشان این است که مسلمین را زیر یک پرچم به وحدت برساند و کل امت اسلامی یک اقتصاد جهانی داشته باشد. علاوه بر مسأله دعوت و نشر دین، دشمنان ایشان هم صهیونیست‌ها و آمریکا بودند. تمرکزشان هم روی شعار «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» بود. نگاهشان نسبت به‌دشمن این‌گونه بود و آمریکا را به‌عنوان «شیطان بزرگ» خطاب می‌کردند. وقتی بزرگ شدیم، تازه فهمیدیم که شیطان به چه معنا است و چه توطئه‌هایی علیه ایران و کشورهای اسلامی شد. مسلمین دیدند که دشمنان همه قدرتشان، مخصوصاً قدرت رسانه‌ای را ضد مسلمین به کار بردند.

بعد از سقوط صدام ما را دعوت کردند به «مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی» برویم. سید حسن خمینی و سید علی از ما استقبال کردند و شروع به همکاری کردیم؛ از آن‌ها کتاب گرفتیم و این فرهنگ را در جامعه گسترش دادیم. ما بر همین مسیر پیش آمدیم و الآن هم تمرکز خودِ من بر روی مسأله «اسلام عملی» است و موضوع پایان‌ناه ارشدم هم همین بود. منظور از اسلام عملی، تنها فقه و دستورات شرعی نیست، بلکه بیشتر بر عرفِ بین مردم تمرکز دارد. همین که دستور دین را اطاعت کنیم، مثلاً من شروع کنم و سلام بدهم، این همان اسلام عملی است که اسلام‌تان را با رفتارتان به دیگران نشان می‌دهید.

امام آگاهی داشت که چه اتفاقی در دنیا می‌افتد. با اینکه این‌همه امپراتوری و کشورهای بزرگ بودند که به اتم رسیدند، ولی امام فقط یک‌زبان داشت و شروع کرد آدم‌ها را به خودش جذب کند؛ نه با زور، بلکه با روش صحبت و کلام. امام شخصیت قدرتمندی داشتند. فهم و قدرت ایشان از اعتقادات آمده بود؛ یعنی قطعاً علم‌شان را از اهل‌بیت(ع) گرفته بودند.

 

نظر شما در مورد شخصیت آیت‌الله خامنه‌ای را چیست؟

من شخصیت آیت‌الله خامنه‌ای را به صلابت امام خمینی(س) می‌بینم. این‌طور به نظر می‌رسید که امام خمینی شخصیت خیلی سفت و محکمی دارند. آقای خامنه‌ای آمدند و این حالت و این مسیر را ادامه دادند، ولی سفتی و سختیِ ایشان یک معنی خاصی دارد که من متوجه می‌شوم چیست؛ یعنی جنبه منفی ندارد؛ بلکه ایستادگی در برابر دشمن است. چون ما به‌خاطر جنگ و این مسائل دور بودیم و ارتباط نبود، نمی‌توانم خیلی در مورد گذشته صحبت کنم. یعنی از دهه نود میلادی شروع شد که با شخصیت آیت‌الله خامنه‌ای آشنا شویم. بعد از سال ۲۰۰۳ بیشتر ایشان دیدیم؛ مثلاً می‌دیدیم که ایشان رمز محبت و دلسوزی هستند و با آرامش با زبان ما صحبت می‌کنند. شاید رهبری ایشان با امام خمینی متفاوت باشد.

دوست دارم بیایید سامراء، من مردم را بیاورم و شما با آن‌ها صحبت کنید. من افراد را آماده می‌کنم تا خودشان برایتان صحبت کنند؛ یعنی در مورد محبت شیعه و رابطه و دوستی بین اهل‌سنت و شیعه. می‌گویند اگر فقه را از مسأله خارج کنی، مردم در یک‌جهت پیش می‌روند. آدم ساده که نرفته بنشیند با خودِ این آقایان، مثلاً با آیت‌الله خامنه‌ای یا سیستانی مستقیم بشنود؛ در فیس‌بوک و اینجا و آنجا داده جمع می‌کند. رسانه را می‌بیند و برخی رسانه‌ها هم بین مسلمان‌ها فتنه درست می‌کند. آدم معمولی به آن اطلاعات تکیه دارد. هر چقدر هم حرف بزنی، انگار یک چیز قوی‌تری وجود دارد. البته مختص اهل سنت نیست و شیعه‌ها هم همین مسأله را دارند.

 اول که من این فتواها(حرمت اهانت به صحابه، قمه‌زنی و...) را در مجالس پخش می‌کردم، مردم می‌خندیدند و باورشان نمی‌شد. می‌گفتند پس چرا در عراق چنین مسأله‌ای هست؟ ولی مسأله خطرناک این است که مردم فکر می‌کنند اتفاقات عراق به خاطر ایران است. ولی اهل‌سنت می‌گویند این عربستان سعودی دارد این فتنه را درست می‌کند. یک آدم ساده نمی‌داند به چه کسی اعتماد کند؛ همین تلویزیون و شبکه‌های رسانه‌ای را دارد، گیج می‌شود و تکلیفش را نمی‌داند. الآن هجمه رسانه‌ای روی مردم خیلی سنگین است. رسانه‌های غربی در این مسائل کاری کردند که ما گفتیم ایران دیگر ساقط شد؛ گیج شده بودیم، نمی‌دانستیم راست است یا دروغ. تلفن نبود، راه ارتباطی قطع بود و نظام در رسانه سقوط کرده بود.

 

آینده را چطور می‌بینید؟

ایران در مذاکره حوصله زیادی دارد. یعنی با سیاستشان کاری کردند که آمریکا را در همین حالتِ مذاکره نگه دارند. آمریکایی‌ها هفته پیش می‌گفتند ما می‌زنیم؛ اما الآن می‌گویند داریم مذاکره می‌کنیم. در نهایت منطقه پیروز می‌شود. بله، پیروزی با ما است و آن‌ها نمی‌توانند ارتش‌هایشان را بیاورند. روابط ایران قوی است و هرقدر روابط قوی‌تر و بیشتر شود، قدرت ایران هم در منطقه بیشتر می‌شود. من پیش‌بینی می‌کنم یا احتمال می‌دهم که بعد از نیمه دوم سال ۲۰۲۶ اوضاع به نفع ایران باشد.

سامرا یک شهر سنی‌نشین است و نیاز به تعامل ویژه‌ای دارد. با مجمع جهانی اهل‌بیت (ع) هم کار کردم؛ قبلاً جناب آقای آصفی مسئولش بودند، بعد آقای اختری و الآن آقای رمضانی هستند. ما روی بحث ولادت ائمه(علیهم‌السلام) تمرکز کردیم، چون مثل عزاداری حساسیت‌برانگیز نیست و اهل‌سنت را با تاریخ‌های ولادت اهل‌بیت آشنا کردیم؛ یعنی ترتیب ولادت‌ها برنامه خاص خودش را دارد. جشن را به روش اهل‌سنت و صوفی‌ها برگزار می‌کنیم؛ حلوا، غذا و شیرینی پخش می‌کنیم، پارچه‌نویسی می‌کنیم.

در شهر سامرا باید همه مردم حساب ببرند و استقبال کنند؛ مردم هم مشکلی ندارند و چون مراسم شادی است، استقبال می‌کنند. جوان‌ها و بچه‌ها می‌آیند و به آنان هدیه می‌دهیم؛ به همین خاطر جذب شدند. خوششان آمد. بر اساس سنشان، هدیه‌های متناسب به آن‌ها می‌دهیم. این میراث امام خمینی که حالا شما دارید بررسی‌اش می‌کنید، دقیقاً همین کاری است که ما داریم انجام می‌دهیم. یعنی ما عملاً میراث امام خمینی را گرفته‌ایم و داریم پیاده‌سازی می‌کنیم. از فکر امام خمینی الهام گرفتیم و سعی می‌کنیم در واقعیت آن را اجرا کنیم. یک‌بار عمویم داشت برایم تعریف می‌کرد که امام از ما نمی‌خواهد سلاح برداریم و بجنگیم؛ فرمودند بروید به‌جای جنگ، دیگران را فرهنگ‌سازی کنید تا با ما آشنا بشوند و ما را بشناسند.

 

سید فاضل رضوی

 

زمانی که داعش آمد، شما سامرا بودید؟

بله؛ در سامرا بودم. اهل سنت فکر می‌کردند که ایران مردم را تحریک می‌کند تا به صحابه و زنان پیامبر(ص) اهانت کنند. تفکرشان این بود که ایران تحریک‌کننده است. من رفتم دفتر آیت‌الله خامنه‌ای؛ یک خبرنگاری بود به اسم «اسد محمد قصیر». این موضوع را برایش نقل کردم که ما داریم این‌طور می‌شنویم. او هم تعجب کرد و گفت: «من می‌روم فتواهایی که اهانت به صحابه را منع می‌کند، برایت می‌آورم». یک برنامه تلویزیونی هم دارد؛ گفت در مورد این موضوع به شکل خاص برنامه تولید می‌کنم. من از این فتواها کپی گرفتم و رفتم بین عشایر مختلف و بزرگان پخش کردم تا بدانند ایران این کار را نمی‌کند و اصلاً نه امام خمینی(س) و نه آیت‌الله خامنه‌ای این مسأله را قبول ندارند و نمی‌پذیرند.

قبل از اینکه داعشی‌ها به موصل برسند، ارتش عراق عقب‌نشینی کرد و داعشی‌ها تا یک‌کیلومتری حرم رسیدند. شهر و مردم مقاومت کردند. ساعت چهار صبح وارد سامرا شدند و نماز صبحشان را همان‌جا خواندند. ارتش کلاً عقب‌نشینی کرد، اما ساعت ۱۰ تا ۱۱ داعشی‌ها عقب‌نشینی کردند؛ چون مردم مقاومت کردند، آن‌ها مجبور به عقب‌نشینی شدند. موصل، رمادی، تکریت و همه این‌ها سقوط کردند تا به بغداد رسیدند. سامرا محاصره شد. یک مقدار زمان برد تا مسیر بین سامرا و بغداد را باز کنیم. آقای ابومهدی المهندس و حاج قاسم سلیمانی پیش من آمدند. چون جای خواب و اسکان در سامرا خیلی سخت پیدا می‌شد و نمی‌شد اعتماد کرد. من در ایران با آن‌ها آشنا شده بودم. ماه بعد از وقایع آمدند و کسی که واسطه بود زنگ زد و پرسید کجا برویم؟ خلاصه آمدند و آنجا پیش ما ماندند. آزادسازی موصل سه سال طول کشید.

 

در مورد انفجار حرم حضرت عسکریین(ع) خواستم بپرسم؛ چه اتفاقی افتاد و شما کجا بودید؟

زمستان بود. انفجار وقتی رخ داد که هوا خیلی زود غروب می‌شد؛ قبل از ساعت پنج. آمریکایی‌ها با غروب آفتاب آمدند و یک ماه حصار ایجاد کردند؛ نمی‌گذاشتند کسی نزدیک یا وارد شود. پهپادها هم همین‌طور می‌چرخیدند. به‌خاطر صدایش اینجا به آن «طَنّانه» می‌گویند. شش و نیم صبح عقب‌نشینی کردند و ساعت ده دقیقه به هفت انفجار شد؛ یعنی بیست دقیقه بعد از اینکه آن‌ها از آنجا رفتند.

 

چه کسی منفجر کرد؟

خودِ آمریکایی‌ها منفجر کردند. می‌گویند عرضِ یک و شصت است؛ برای اینکه بیاید پایین و خرد شود، گنبد را از وسط سوراخ کردند و بمب گذاشتند. عملیات آن‌ها و ما در تشخیص خیلی دقیق بوده، یعنی معلوم است کار آدم حرفه‌ای بوده است. با خودشان دریل شارژی آورده بودند که ما آن موقع اصلاً نداشتیم و چنین چیزی نبود. تفنگ سیلیکونی هم آورده بودند تا سیم را به دیوار بچسبانند. ما این را هم نداشتیم. می‌گوید دولت الآن اگر بخواهد کاری انجام بدهد، سیم‌ها را با میخ تثبیت می‌کند، ولی این‌ها سال ۲۰۰۶ با این ابزارها، تفنگ سیلیکون و دریل شارژی و این‌ها آمدند.

ما در شورای شهر بودیم و رفتیم تحقیق کردیم؛ متوجه شدیم این کار داعش نیست، مگر اینکه خود آمریکایی‌ها داعش باشند! اما آن داعش‌هایی که ما می‌دیدیم، آدم‌های خیلی سطح پایینی بودند؛ یعنی حتی سواد درست‌وحسابی هم نداشتند و کارگر و فقیر بودند. در بین آنها مهندس و این چیزها نبود که بخواهند مثلاً یک کار منظم و تمیز انجام بدهند. این کارِ یک آدم خیلی حرفه‌ای بود.

تلویزیون «الحرة» ساعت ۹ صبح خبر گذاشت که حرم منفجر شد و به‌دروغ زیرنویس کرد آیت‌الله سیستانی به مردم گفته‌اند که «با هر امکاناتی که دارید و با تمام قدرتتان بیرون بیایید؛ هر کاری می‌توانید بکنید و سنی‌ها را بکشید!» این خبر را ساعت ۹ گذاشته بودند و مدام می‌رفت و ساعت ۱۰ دوباره غیبش می‌زد.

مردم هم باور کردند که مثلاً آیت‌الله سیستانی این حرف را زده است. بعدازظهر یک چیز دیگر نوشتند؛ گفتند آقای سیستانی می‌فرمایند که صبر پیشه کنید. اما درگیری شد و در خیابان‌ها قتل صورت گرفت. بعد از پنج ماه، انفجار دوم رخ داد و مناره‌ها را زدند. من حتی الآن هم وزارت کشور را متهم می‌کنم. چون وزارت کشور یک گردان را برای حفاظت از مهمان و محافظت از مکان به آنجا آورده بود. یعنی دیگر خودشان مسلط بودند؛ این‌طور به نظر می‌آید که کار خودشان بوده است. شروع کردند بهانه‌آوردن که مثلاً این‌ها مین‌های قدیمی است و از این حرف‌ها، ولی معلوم است که بهانه است. این اتفاقی بود که در سامرا افتاد.

 

آیا قبل از داعش کسی تعرض یا بی‌احترامی به حرمین شریفین کرده بود؟

از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۵ که هنوز داعش نبود و القاعده بود، بعضی اهل سامرا در یک‌قسمتی از حرم امام حسن عسکری(ع) جمع می‌شدند. با خودشان سلاح حمل می‌کردند.  آن کسی که کلت داشت می‌گذاشت در جیبش، آن کسی که کلاشینکف داشت می‌گذاشت در ماشین؛ خجالت می‌کشیدند سلاح‌شان را بیاورند داخل. حتی اگر از اهل‌سنت کسی می‌مرد، جنازه را می‌بردند و آنجا طواف می‌دادند.

 

در خانواده و بستگان شیعه هم دارید؟

۷۰ درصد از عشیره ما شیعه و ۳۰ درصد سنی هستند. شیعیان پخش هستند اما سنی‌ها در سامرا زندگی می‌کنند؛ چون از زمان‌های خیلی قدیم آنجا ساکن بوده‌اند.

 

برخی افراد سعی دارند نگاه منفی نسبت به اهل سنت سامرا برای ایرانی‌ها روایت کنند. پاسخ شما به آنها چیست؟

یک بنده خدایی در کوفه است به نام «سید علاء عوادی»؛ با هم شوخی داریم. یا او چیزی می‌گوید من ناراحت می‌شوم، یا من چیزی می‌گویم او ناراحت می‌شود. یک‌بار در مجلسی نشسته بودیم، ناگهان در میان جمع از من پرسید:«چرا شما در سامرا شیعه را می‌کشید؟ زوار می‌آیند و شما آن‌ها را می‌کشید.» این حرف خیلی برایشان سنگین بود. با خودم گفتم نمی‌توانم به او بگویم دروغ می‌گویی. پس به او گفتم:«درست است!» (همه سکوت کردند). گفتم: «مردم عماره، زن‌ها و مردها می‌آمدند و ماشین‌هایشان را جلوی مدرسه شیرازی‌ها پارک می‌کردند؛ اتوبوس و مینی‌بوس زوار می‌آمد پارک می‌کرد.

این زن‌ها می‌آمدند عبایشان را به کمر می‌بستند و وقتی سینه می‌زدند، شعری می‌خواندند با این مضمون که:«چقدر این حرم امام هادی قشنگ است، ولی چقدر بد است که در میان دشمنانش قرار دارد!» منظورشان این است که ما دشمنیم دیگر! یعنی ما را به‌عنوان دشمن جا زده‌اند. گفتم:«وقتی ما دشمنیم، پس ما هم آن‌ها را می‌کشیم!» با شنیدن این حرف یکی از مشایخ که آنجا نشسته بود گفت:«خدا تفرقه‌افکنان را لعنت کند؛ لعنت بر پدر و مادرشان.» این‌طوری توانستم قضیه را جمع‌وجور کنم. حالا دوباره شروع کردم به هجوم‌آوردن و گفتم:«یک نفر اسم بیاورید برای من که مثلاً کسی شیعه کشته باشد و مشکلی ایجاد کرده باشد؛ من ۱۰ میلیون دینار به او می‌دهم.» حتی یک اسم هم نشنیدند. این حرف‌ها را چه کسی در می‌آورد؟ جاسوس انگلیس است که این حرف‌ها را درمی‌آورد.

 

چرا سامرا آن‌قدر فقیر است و ساخت‌وساز خوبی ندارد؟

صدام خیلی از سامرا بدش می‌آمد. خیلی از مشایخ خوب سامرا را اعدام کرد. سال 69 عبدالعزیز البدری را اعدام کرد که دوستِ آیت‌الله خامنه‌ای بود. اولین کسی که در عراق اعدام کرد سنی بود، اصلاً شیعه نبود. برایش فرقی نمی‌کرد، اعدام می‌کرد؛ همه را اعدام می‌کرد. سامرا هم همیشه می‌خواست علیه صدام انقلاب کند.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.