در نگاهی کلی و جمع‌بندی، گفتمان غالب در #از_دموکراسی_بگو نماینده‌ی صدایی است که خواهان عبور از گفتمان‌های مسلط گذشته و حال است. این صدا، دموکراسی را نه یک شعار اثبات‌شده یا آرمانی انتزاعی، که مجموعه‌ای به هم‌پیوسته و پیچیده از نهادها، فرآیندها، قوانین و تضمین‌های عملی برای محدود کردن قدرت، گسترش مشارکت واقعی و پاسداشت حقوق بنیادین همه‌ی شهروندان می‌داند.

پایگاه خبری جماران، محمد تقی زاده: در گستره‌ی پیچیده و پویای شبکه‌های اجتماعی فارسی، هشتگ‌ها گاه از کارکرد اولیه‌ی خود فراتر می‌روند و به عرصه‌ای برای شکل‌گیری، گفت‌وگو و بازتاب گفتمان‌های سیاسی بدل می‌شوند.

 هشتگ «از دموکراسی بگو» یکی از نمونه‌های برجسته در این زمینه است که در مقطعی خاص، توجه طیف قابل‌توجهی از کاربران را به خود جلب کرد و انبوهی از توئیت‌های پربازدید را تولید نمود.

 

تحلیل هشتگ از دموکراسی بگو (1)

 

تحلیل محتوای این مجموعه که بر اساس بازدید توئیتها، از حداقل 60 هزار تا 600 هزار بار مشاهده داشته‌اند، نه تنها بازتابی از دغدغه‌های فکری بخشی از جامعه‌ی مجازی ایران است، بلکه تصویری گویا از کوشش برای تعریف و طلب پروژه‌ای دموکراسی‌خواهانه فراتر از دوگانه‌های ساده‌انگارانه و کلیشه‌های سیاسی رایج ارائه می‌دهد.

 

تحلیل هشتگ از دموکراسی بگو (2)

 

تعمیق مفهومی: فراتر از صندوق رأی

نخستین و برجسته‌ترین مضمونی که در واکاوی این توئیت‌ها خودنمایی می‌کند، کوشش آگاهانه و جمعی برای تعریف، بسط مفهومی و عینیت بخشیدن به واژه‌ی «دموکراسی» است. در این نگاه، دموکراسی هرگز به مکانیسم ساده‌ی رأی‌گیری یا تغییر صوری حاکمان تقلیل نمی‌یابد.

کاربران با ارائه‌ی تعاریفی چندوجهه و اغلب مبتنی بر اصول بنیادین حکمرانی خوب، بر شالوده‌های نظام سیاسی مطلوب خود پای می‌فشرند. مفاهیمی همچون «تضمین حقوق اقلیت از سوی اکثریت، نه حذف اقلیت»، «تقسیم عادلانه‌ی قدرت بین همه‌ی اقشار»، «امکان تغییر مسالمت‌آمیز قدرت بدون خونریزی»، و «پاسخگویی همه‌ی مقامات در برابر مردم» بارها و از زوایای مختلف تکرار شده‌اند.

این تأکیدات تصادفی نیست؛ بلکه از تجربه‌ی زیسته‌ی تاریخی یک جامعه سرچشمه می‌گیرد که  تلاش می‌کند با یادآوری آن، بار دیگر بر اصولی چون شفافیت، حاکمیت قانون و امکان بازبینی و اصلاح نهادهای قدرت در آینده تأکید کند.

 

نقد رادیکالیسم و طلب عقلانیت

این تعریف‌سازی عمیق، به طور طبیعی با مضمون قدرتمند و هم‌تراز دیگری همراه می‌شود: نقد صریح و بی‌پرده‌ی هرگونه افراط‌گرایی، رادیکالیسم و دوقطبی‌سازی تحمیلی فضای سیاسی. گفتمان حاضر به وضوح خود را از هرگونه «تک‌صدایی» و ادعای «موقعیت ابدی فرادست» جدا می‌کند و بر طرد خشونت‌کلامی و عملی از هر جناح و ایدئولوژی پای می‌فشرد.

این موضع را می‌توان هم پاسخی به فضای به شدت قطبی‌شده‌ی کنونی و هم هشداری برای آینده دانست؛ هشداری که می‌گوید اشتیاق به تغییر نباید بار دیگر به دامن شعارهای تهییج‌کننده و گفتمان‌های تمامیت‌خواه بیفتد.

لحن بسیاری از این توئیت‌ها حاکی از خستگی عمیق از منازعات  بی‌حاصل و درخواست برای ایجاد فضایی مبتنی بر عقلانیت، مدارا و گفت‌وگوی نقادانه است. این نگاه حتی گاه تا حد نقد رفتارهای رادیکال در درون  مخالفان نیز پیش می‌رود و بر لزوم تبعیت از اخلاق و قواعد بازی دموکراتیک، حتی در سطح شعارها و کنش‌های نمادین، تأکید می‌ورزد.

 

نقد سلطنت‌طلبی: هشدار نسبت به بازتولید استبداد

اما شاید یکی از جنجالی‌ترین و پرحجم‌ترین بخش‌های این گفتمان، معطوف به نقد تند و بی‌امان جریان سلطنت‌طلبی و به طور مشخص، شخص رضا پهلوی باشد. نکته‌ی حائز اهمیت در این نقدها آن است که عمدتاً از موضعی دموکراسی‌خواهانه و معترض به مفاهیمی چون «رهبری خودخوانده»، «غیرپاسخگو» و «فاقد مشروعیت دموکراتیک» صورت می‌گیرد.

استناد به مصاحبه‌ها، سخنان و مواضع، بر نشانه‌هایی مانند شانه خالی کردن از مسئولیت در قبال هزینه‌های انسانی مبارزه، ادعاهای اثبات‌نشده درباره نفوذ و توانمندی، و مهم‌تر از همه، فقدان هرگونه مکانیسم شفاف برای نظارت و بازخواست مردمی متمرکز است.

این انتقاد صرفاً معطوف به شرایط کنونی نیست؛ بلکه با روایت‌هایی از تاریخ معاصر، به ویژه دوره پهلوی دوم، تلاش می‌شود هشداری داده شود مبنی بر اینکه فرهنگ سیاسی استبدادی، بی‌اعتنایی به حقوق مردم و تمرکز قدرت می‌تواند در قالب و قالبی جدید بازتولید شود.

 این موضع، به وضوح گفتمان حاضر را از دوگانه‌ی ساده‌انگارانه‌ی «یا جمهوری اسلامی یا سلطنت» جدا می‌سازد و آلترناتیو سومی را نمایندگی می‌کند که اساسش بر نفی هرگونه ساختار مبتنی بر امتیاز موروثی یا مشروعیت تاریخیِ خارج از رضایت مردمی استوار است.

 

تکثرگرایی و حقوق اقوام: بنیان دموکراسی آینده

در کنار این محورهای اساسی، توجه ویژه و صریح به مسأله‌ی حقوق اقلیت‌های قومی و فرهنگی، وجه ممیزه و متمایزکننده‌ی دیگر این گفتمان است. در چندین توئیت، دموکراسی مطلوب مستلزم به رسمیت شناختن کامل هویت، فرهنگ، زبان و حقوق سیاسی همه‌ی مردمان ساکن ایران دانسته شده است.

فهرست کردن اسامی اقوام مختلف و پرسش گاه دردناک از جایگاه زبان مادری، نشان از حساسیتی عمیق نسبت به تبعیض ساختاری دیرپا و سیاست‌های همسان‌ساز دارد.

نگاه این گفتمان به پدیده‌ی تجزیه‌طلبی نیز درخور تأمل است؛ آن را نه یک خواسته‌ی ذاتی و اولیه، بلکه پیامد منطقی و قابل پیش‌بینی سال‌ها انکار، تحقیر و محرومیت می‌داند. بنابراین، راه حل نهایی را نه در سرکوب این صداها یا نادیده گرفتن آنان، که در بازتعریف ایران به مثابه «خانه‌ای مشترک» مبتنی بر شهروندی برابر می‌جوید، خانه‌ای که در آن حقوق همه‌ی ساکنانش محترم شمرده می‌شود و تنوع، ثروت ملی تلقی می‌گردد.

 این موضع، گفتمان #از_دموکراسی_بگو  را از ناسیونالیسم انحصاری و مرکزگرای کلاسیک متمایز می‌سازد و آن را به سوی الگویی تکثرگرا و غیرمتمرکز سوق می‌دهد.

 

«طنز» به مثابه سلاح نقد

لحن طنزآمیز و نقد سطحی نگری نیز به عنوان ریتمی فرعی و تأمل‌برانگیز در این گفتمان حضوری پررنگ دارد. کاربران با کنایه به رفتارهای کلیشه‌ای، مانند «خسته شدن انگشت از لایک کردن» هشتگ یا با ارائه تعاریف عامیانه‌وار و طنز از دموکراسی، در واقع بر ژرفای فاجعه‌ی کم‌تفکری، پیروی گله‌وار و عادت به شعارزدگی در فضای سیاسی معترض تأسف می‌خورند. این طنز که گاه تلخ و گاه ریشخندآمیز است، خود نشانه‌ای از بلوغ نسبی، فاصله‌گیری انتقادی و توانایی نقد درون‌گروهی محسوب می‌شود. آنان با این کار همزمان، هم از جزمیت رادیکال‌های هر جناح ابراز دلخوری می‌کنند و هم بر پیچیدگی، عینیت و الزامات عملی مفهوم دموکراسی پای می‌فشرند.

 

 

درصد تقریبی

مضمون اصلی

ردیف

٪21

تعریف و تفسیر دموکراسی (فراتر از انتخابات)

۱

٪21

نقد افراط‌گرایی و دوقطبی‌سازی سیاسی

۲

۱۹٫۸٪

نقد سلطنت‌طلبی و شخص رضا پهلوی

۳

۸٫۶٪

تأکید بر پاسخگویی و حاکمیت قانون

۴

۶٫۲٪

حقوق اقلیت‌های قومی و فرهنگی

۵

۶٫۲٪

طنز و انتقاد از سطحی‌نگری سیاسی

۶

۴٫۹٪

اشاره به جنبش «زن، زندگی، آزادی»

۷

۴٫۹٪

نقد جمهوری اسلامی (به صورت مستقیم)

۸

۳٫۷٪

نگرانی از تجزیه ایران

۹

۳٫۷٪

روایت تجربیات شخصی و تاریخی

۱۰

     

 

 

جمع‌بندی: صدایی برای آینده‌ای مبتنی بر نهادها

در نگاهی کلی و جمع‌بندی، گفتمان غالب در  #از_دموکراسی_بگو  نماینده‌ی صدایی است که خواهان عبور از  گفتمان‌های مسلط گذشته و حال است. این صدا، دموکراسی را نه یک شعار اثبات‌شده یا آرمانی انتزاعی، که مجموعه‌ای به هم‌پیوسته و پیچیده از نهادها، فرآیندها، قوانین و تضمین‌های عملی برای محدود کردن قدرت، گسترش مشارکت واقعی و پاسداشت حقوق بنیادین همه‌ی شهروندان می‌داند.

 تأکید همزمان بر نقد ساختار کشور و هشدار جدی نسبت به استبداد بالقوه‌ی مدعیان جایگزینی نظام جمهوری اسلامی، از درکی تاریخی و هوشیاری سیاسی عمیق حکایت دارد. این گفتمان که در خود رگه‌هایی از لیبرالیسم سیاسی، سکولاریسم، فمینیسم و دفاع از حقوق اقوام را ترکیب کرده، هنوز در حال تبلور و پیدا کردن زبان خود است.

این جریان  اگرچه ممکن است از نظر ارائه‌ی برنامه‌های عملی دقیق، راهبردهای گذار و ائتلاف‌سازی نیاز به غنای بیشتری داشته باشد، اما بی‌تردید نشان‌دهنده‌ی شکل‌گیری خواسته‌ای آگاهانه، نقاد و مبتنی بر تجربه‌های تلخ و شیرین گذشته است. خواسته‌ای که با صدای بلند اعلام می‌کند تحول واقعی و پایدار، نه در نوستالژی بازگشت به گذشته و نه در انتظار یک ناجی، که در ساختن آینده‌ای استوار بر خرد جمعی، مسئولیت‌پذیری همگانی، پاسخگویی نهادهای قدرت و پذیرش تکثر به مثابه بنیان جامعه‌ای مدرن و آزاد ممکن خواهد بود.

نفس طرح این مباحث به شکلی گسترده و خودجوش در فضای مجازی، بدون حمایت ساختارهای سیاسی سنتی، خود گامی مهم در مسیر سیاسی‌شدن جامعه و تلاش برای تصویرسازی آینده‌ای متفاوت است.

 

توضیح ضروری پایگاه خبری جماران: نقل قول ها و توصیفات مندرج در این گزارش به معنای ترویج و تائید یک هشتگ  نیست،  بلکه به منظور بازنمایی سلایق و جریاناتی است که در دل فضای شبکه های اجتماعی  حضور دارند و احتمالا در فضای کلی موجود در رسانه ها چندان دیده یا شنیده نمی شوند.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.