پایگاه خبری جماران: نایب رئیس پیشین مجلس شورای اسلامی با اشاره به اقدامات تروریستی و خشونت باری که با سوءاستفاده از اعتراضات اخیر انجام شد، گفت: باید قبول کنیم که ما نسبت به کارهایی که برنامهریزی کرده بودند و افرادی را که مسلح کرده و آموزش داده بودند تا در زمان خاص وارد میدان شوند، دوباره غافلگیر شدیم. همانطور که در جنگ دوازده روزه غافلگیر شدیم. نهادهای اطلاعاتی و امنیتی وظیفه ویژهای دارند که زودتر این افراد را کشف کنند و اجازه عرضاندام به آنان ندهند.
مشروح گفت و گوی خبرنگار جماران با دکتر علی مطهری در پی می آید:
علت تهدید رهبر انقلاب توسط ترامپ و صهیونیستها از دیدگاه شما چیست؟
دلیل این تهدیدها روشن است. ترامپ و نتانیاهو و تمام سلطهگران جهان پس از انقلاب اسلامی ایران دریافتند که آنچه مانع نقشههای آنان، از جمله نقشههایشان در خاورمیانه برای تسلط بر منابع این منطقه است، اسلام است. آنان احساس میکنند تا زمانی که نیروی اسلام را مهار نکنند، نمیتوانند به اهداف خود برسند و آنچه اسلام را در جریان حرکت جامعه قرار میدهد، رهبری و امامت جامعه اسلامی است.
همانگونه که مستحضرید، این رهبری و زعامت اجتماعی و سیاسی در شیعه پررنگتر است و کارکرد بیشتری دارد؛ لذا مشاهده میکنید که میآیند آن مظهر نیروی اسلام را که رهبر و امام جامعه است مورد هدف قرار میدهند. البته نمیتوانند آسیبی برسانند، زیرا هر اندازه از این تهدیدها صورت بگیرد، محبوبیت رهبری در میان مردم بیشتر میشود و این در واقع نوعی نقض غرض برای آنان است.
مردم نیز کاملاً به میزان تأثیر دستگاه رهبری اسلام آگاه هستند و در طول این چهل و هفت سال بهوضوح دیدند که آنچه در نهایت انقلاب را حفظ کرده و باعث قدرت آن شده، همین رهبری جامعه است. بنابراین، بعید میدانم آنان بتوانند به هدف خود برسند.
به نظر من این سخنان آقای ترامپ نشانه ضعف اوست؛ نشانه شکست روحی اوست. فکر میکنم از نظر روحی در مقابل مقام رهبری شکستخورده است. این که دائماً این تهدیدها را تکرار میکند، نشان میدهد که از درون دچار آشفتگی روحی شده و همواره میخواهد این ناراحتی خود را بهنحوی ابراز کند. شخصیت ترامپ بهگونهای است که فکر میکند حاکم بر جهان است و باید طبق میل او تغییراتی در دنیا پیدا شود. همانطور که مشاهده کردید درباره جزیره گرینلند چگونه برخورد کرد، با اروپاییها و درباره کانادا چگونه برخورد کرد، درباره غزه چگونه برخورد کرد که گفت میخواهیم اینجا را یک منطقه سیاحتی بکنیم، یعنی بر مزار هفتاد هزار شهید غزه کازینو و قمارخانه و هتلهای مختلف بسازد و آنجا را یک منطقه سیاحتی کند تا اساساً موضوع فلسطین را از ذهن مردم پاک کند.
او خواب و خیالهایی برای خود دارد که تا بینی او به خاک مالیده نشود، از این غرور و تکبر پایین نمیآید. همانگونه که رهبر انقلاب فرمودند، امثال ترامپ مانند فرعون و نمرود هستند که در اوج غرور سقوط خواهند کرد و شکسته خواهند شد.
با توجه به اتفاقات منطقه، آیا ترامپ امکان حمله محدود یا گسترده به ایران را دارد؟
احتمال آن وجود دارد. آنها میخواهند از این شرایط استفاده کنند. البته هدف اصلی آنها فروپاشی از درون است؛ یعنی میخواهند ایران از درون خود فروبپاشد و وقتی همه چیز به هم ریخت، آنگاه ورود نظامی هم داشته باشند؛ کاری که با عراق انجام دادند. اما زمانی که اتحاد مردم را میبینند، میدانند که اگر حمله کنند، این اتحاد بیشتر خواهد شد و هیچ سودی برای آنان ندارد. همانطور که در جنگ دوازده روزه دیدند که مردم چگونه با هم متحد شدند. اگر اندک اختلافی هم در داخل کشور باشد، با حمله آمریکا و اسرائیل بهشدت تبدیل به یک اتحاد قوی میشود و دوباره آنان شکست خواهند خورد.
آنها فعلا میخواهند یک جنگ روانی ایجاد کنند و داخل را به هم بریزند و زمینه دخالت خود را فراهم کنند و ایران را شبیه لیبی و سوریه کنند تا کاملاً تابع آنان باشد. درحالیکه مردم ایران قابل قیاس با مردم لیبی یا سوریه نیستند و از یک رشد اجتماعی و سیاسی بالایی برخوردارند و فریب آنان را نمیخورند. در این ایام اخیر نیز دیدیم که آمریکا و اسرائیل با تمام نیرو وارد شدند و مردم دوباره پاسخ آنان را دادند. هیچگاه مردم ما حاضر نیستند کشورشان تبدیل به لیبی و سوریه شود. هر مقدار هم انتقاد به وضع اقتصادی و حتی به کل نظام داشته باشند، در اینگونه مواقع همه با هم متحد میشوند. اینها خواب و خیالهایی است که آنها دارند. با تلاش دولت و سایر ارکان حکومت، وضع معیشت مردم بهتر خواهد شد و زمینه این شیطنتها انشاءالله از بین خواهد رفت.
به نظر شما برای خنثیسازی اقدامات آمریکا و اسرائیل چه اقداماتی باید انجام داد؟
یکی از اقدامات این است که سازمانها و نهادهای اطلاعاتی و امنیتی ما باید هوشیارتر باشند. در همین روزهای اخیر در بازداشت این افراد مسلح موفق بودند و توانستند بسیاری از رهبران آنان را در داخل بازداشت کنند. ولی باید تلاش بیشتری برای مقابله با نقشههای آمریکا و اسرائیل داشته باشند. باید قبول کنیم که ما نسبت به کارهایی که برنامهریزی کرده بودند و افرادی را که مسلح کرده و آموزش داده بودند تا در زمان خاص وارد میدان شوند، دوباره غافلگیر شدیم. همانطور که در جنگ دوازده روزه غافلگیر شدیم. نهادهای اطلاعاتی و امنیتی وظیفه ویژهای دارند که زودتر این افراد را کشف کنند و اجازه عرضاندام به آنان ندهند.
همچنین آمادگی نیروهای مسلح روشن است که در هر شرایطی باید آماده و دست به ماشه باشند. حتی اگر احتمال حمله نزدیک به صفر باشد، آنها باید آماده باشند، زیرا اسرائیل همیشه از اصل غافلگیری استفاده میکند و در زمانی که احتمال حمله بسیار کم است، حمله میکند. وظیفه مردم نیز روشن است که همان اتحاد و انسجام است. دولت هم روشن است باید مردم را بیشتر نسبت به جراحی اقتصادی خود توجیه کند و همزمان تلاش کند تا کالاهای اساسی بهراحتی به دست مردم برسد. الحمدلله دارند تلاش میکنند و اوضاع تا حدی رو به بهبود است.
با توجه به فضای ایجادشده توسط تروریستها و اغتشاشگران، آیا مطالبات مردم به حاشیه رفت یا صدای ملت شنیده شد؟
نه، صدای ملت شنیده شد. بالاخره همه قبول داشتند که اصل اعتراض درست بوده است، اگرچه میتوانست با بیان دیگری مطرح شود. میتوانست با درخواست گفتوگو مطرح شود. اقدام اولیه بازاریان تهران توأم با بیاحتیاطی بود، زیرا در چنین شرایطی ورود به خیابان با ماست، ولی ادامه آن با ما نیست. شاید اگر بازاریان تهران که این اقدام را شروع کردند، با درخواست گفتوگو با دولت آغاز میکردند، بهتر بود تا اینکه وارد خیابان شدند و بعد کار از دستشان خارج شد. در کشور ما چون یکروال قانونی برای اعتراض وجود ندارد، این کار آنها یک ریسک بود و دیدیم از دستشان در رفت و منجر به این حوادث شد.
اصل اعتراض کار درستی بود و همگان آن را پذیرفتند. حتی رئیسجمهور با رهبرانشان صحبت کردند. اما دیدیم در گوشه و کنار کشور این فرصت را مغتنم شمردند و افراد مسلح و آموزشدیده و لاتهای محلهها وارد شدند. اعتراض مردم طبیعتاً شنیده شد. همه فهمیدند که مشکل چیست، زیرا مطلب کاملاً روشن بود و با زندگی همه مردم سروکار داشت. کاسبها دچار مشکل بودند و همه مردم با این افزایش قیمتها واقعاً دچار مشکل بودند مگر افراد خیلی خاصی که آنقدر ثروتمند هستند که این گرانیها در زندگی آنان تأثیری ندارد. والا در زندگی شاید نود و پنج درصد مردم کاملاً مشهود است. بنابراین، حرف درست بود، اما میشد به شکل دیگری مطرح شود تا سوءاستفاده نشود.
آیا دلیل این اقدامات را شوک اقتصادی میدانید یا دلایل اجتماعی دیگری وجود دارد؟
دلیل اصلی همین فشارهای اقتصادی بود و دولت هم اصل کاری که انجام داد کار درستی بود و بالاخره روزی باید انجام میشد. دولتهای قبلی هم میخواستند این کار را انجام دهند، اما جرأت نمیکردند. ولی بهتر بود که این کار در حالت ثبات اقتصادی اتفاق میافتاد. به نظر من دولت مجبور شد که این کار را شروع کند، زیرا با کمبود ارز شدید مواجه شده بود و راه دیگری نداشت. همه اقتصاددانان و افرادی که دستی در مسائل اقتصادی و اجتماعی دارند، میدانند که اجرای تکنرخی کردن ارز باید در شرایط ثبات اقتصادی رخ دهد، نه در حالتی که قیمت ارز در حال افزایش است؛ ولی مطابق اطلاعات من دولت مجبور بود در همین شرایط این کار را انجام دهد و برای مردم نیز مقداری عجیب بود؛ مخصوصاً که دولت متأسفانه همان اشتباه دولت دوازدهم را تکرار کرد. یعنی بهجای این که با مردم صحبت کند، کار را شروع کرد. یعنی بدون اینکه بیاید با زبان ساده توضیح دهد که ما داریم چه کاری انجام میدهیم و این کار چه محاسنی دارد و وضع موجود چه معایبی دارد و این کار باعث یک تورمی در دو-سه ماه آینده خواهد شد و باید آماده باشید که با این تورم مقابله کنیم و مسأله یارانه یکمیلیونی را برای جبران آن تورم مطرح کند و قبل از اجرای این طرح این پولها را بهحساب مردم واریز کند، این طرح را شروع کردند و به طور ناگهانی اعلام کردند که بهزودی قیمت مرغ و تخممرغ و روغن به میزان زیادی بالا میرود. مردم یکدفعه غافلگیر شدند و فکر کردند که کار از دست دولت خارج شده و این یارانه یکمیلیونی را هم دولت به ناچار واریز کرده، درحالیکه اینگونه نبود.
این طرح دولت حسابشده بود، اما چون مردم در جریان نبودند، برایشان غیر قابل انتظار بود و منجر به این شد که وقتی بازاریها تظاهرات کردند، زمینه فراهم شد که عدهای بپیوندند و بعد هم افراد مسلح وارد شوند و این مشکلات ایجاد شود. در واقع دولت فعلی همان اشتباه دولت دوازدهم را درباره افزایش قیمت بنزین انجام داد که به طور ناگهانی انجام شد و منجر به اعتراضاتی شد و متأسفانه عدهای تلفات داشتیم.
نظر شما درباره مصوبه اخیر مجلس برای مجاز بودن راهپیمایی اعتراضی چیست؟ و آیا اگر زودتر انجام میشد، از حوادث اخیر جلوگیری میکرد؟
بله، این کار مجلس کار خوبی بود. کاری بود که در واقع باید خیلی زودتر از این انجام میشد. ما در مجلس دهم هم طرحی را مطرح کردیم؛ اواخر مجلس بود و متأسفانه گفتند مصلحت نیست و از این حرفها، و مانع شدند که این کار انجام شود. اما اگر به شکل قانون درآید، خوب است، اگرچه چندان هم نیاز به قانون ندارد، زیرا در اصل بیست و هفتم قانون اساسی آمده که افراد میتوانند راهپیمایی داشته باشند، بهشرط این که مسلحانه نباشد و مخل به مبانی اسلام نباشد. چندان نیاز به قانون ندارد، اما برای این که نظمی پیدا کند، اشکال ندارد که سازوکاری در قالب یک قانون مشخص شود که احزاب و گروهها بتوانند از وزارت کشور اجازه بگیرند که از کجا تا کجا راهپیمایی کنند و نظم این راهپیمایی را نیز به عهده بگیرند و پلیس هم مراقب اوضاع باشد. بعد هم متفرق شوند و وضع به حالت عادی درآید. یعنی برای مردم روشن باشد که عدهای اعتراض دارند، میآیند فلان روز، فلان ساعت از اینجا تا آنجا میروند و اعتراض میکنند، شعار میدهند، بعد متفرق میشوند. هم مردم تکلیف خود را میدانند، هم پلیس تکلیف خود را میداند و دیگر اینگونه بهسرعت منجر به درگیری نمیشود. این کاری که مجلس کرد، کار خوب و لازمی بود. انشاءالله به نتیجه برسد.
باتوجه به فرار داعشیها از زندانهای سوریه و نگرانی مردم، آینده را چگونه پیشبینی میکنید و چه توصیهای دارید؟
این فرار داعشیها از زندانهای سوریه بیشتر برای عراق خطرناک است که در عراق نیز آنگونه که من اطلاع دارم آمادهباش هست و با آن مقابله خواهند کرد. در درجه دوم برای ما خطرناک است. طبیعتاً با این آگاهی که مردم ما دارند، بعید میدانم آنان بتوانند کاری انجام دهند.
با توجه به اینکه جمع زیادی از معترضان، جان باختگان و دستگیر شدگان اعتراضات اخیر جوانان و نوجوانان بودن.د شما برای آنها چه نظر و توصیهای دارید؟
معتقدم که آنان بیایند مقداری تاریخ معاصر را مطالعه کنند. ببینند در زمان پهلوی وضع کشور چگونه بود. دستاوردهای انقلاب اسلامی را ببینند. موقعیت ایران را در جهان امروز با موقعیت ایران در دوره پهلوی مقایسه کنند که در آن دوره اصلاً روی ایران حساب نمیشد. ایران در واقع فرمانبر آمریکا و ژاندارم آمریکا در منطقه بود و اسرائیلیها در همه نهادهای ایران حضور داشتند. اینها را با وضعیتی که ایران امروز در جهان دارد مقایسه کنند که یکی از عناصر تعیینکننده تحولات جهان است. هر تصمیمی که بخواهند برای منطقه خاورمیانه یا جاهای دیگر بگیرند، بدون ایران نمیتوانند تصمیم بگیرند. این یک قدرت است. اینها را درک کنند و صرفاً به رسانههایی مثل ایران اینترنشنال توجه نکنند. اگر آن را میبینند، رسانههای دیگر را هم ببینند و فریب آنان را نخورند. اینها خیرخواه مردم ما نیستند؛ وابسته به اسرائیل هستند و دنبال هدفهای خودشان هستند. شما را ابزار قرار دادهاند. سعی کنید ابزار کسی واقع نشوید. خودتان تصمیم بگیرید. حتی اگر تصمیم بگیرید که با نظام جمهوری اسلامی مبارزه کنید، اما تصمیم واقعاً مال خودتان باشد، این خیلی بهتر از این است که به دستور ایران اینترنشنال و اسرائیل و آمریکا بخواهید وارد میدان شوید.
مستقل باشید، فکر کنید، خودتان تصمیم بگیرید. ببینید واقعاً حق با کدام طرف است. کدام یک بیشتر شاخصهای حق را دارند و اینگونه راحت خود را در اختیار اینگونه رسانهها قرار ندهید. این که فقط بروید آن طرف را گوش دهید، طبعاً در کار شما اثر میگذارد. بنابراین، مستقل باشید. هر فکری که پیدا کنید، اگر واقعاً فکر خودتان باشد، برای ما قابل احترام است اما این که تحتتأثیر و ابزار دست دیگران واقع شوید کار درستی نیست.
توصیه دیگر من به جوانان و نوجوانان این است که پیوند خود را با دین محکم کنند. اگر از جمهوری اسلامی دل خوشی ندارید، آن را به اسلام سرایت ندهید. در همین حوادث اخیر، طبق اخبار موثق، بیشتر افرادی که این جنایتهای عجیب و فجیع و بیسابقه را انجام دادند، افرادی بودهاند که رابطهای با دین و معنویت نداشتهاند. بسیاری از آنها بعد از مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی دست به این کارها زدهاند و البته یک تحقیق جامع روانشناسی و جامعهشناسی درباره این افراد لازم است که معلوم شود تربیت خانوادگی و مدرسهای و غیره اینها چگونه بوده است که جنبه انسانی آنها ضعیف شده و توانستهاند این گونه قساوت به خرج بدهند.
توصیه دیگر من این است که شرایط سیاسی جهان و منطقه خاورمیانه را در نظر بگیرند و ببینند موقعیت ایران چگونه است. الآن آمریکا و به طور کلی غرب تحمل ندارد که در خاورمیانه کشوری باشد که قدرت نظامی مستقل داشته باشد و اسرائیل در تیررس او باشد. از نظر آنها نظام سیاسی چنین کشوری باید از بین برود یا آن کشور تجزیه شود. از نظر آنها همه کشورهای خاورمیانه باید مثل سوریه و لبنان و اردن و تحت فرمان غرب و فرمانبر اسرائیل باشند تا منابع انرژی منطقه در اختیار و تحت کنترل غرب باشد. الآن آمریکا نفت عراق و سوریه را میبرد، همان طور که نفت ونزوئلا را می برد. پس ما نباید با این سیاست غربیها همراه باشیم.
باتوجه به اینکه بخش معظمی از امور مردم و حتی درآمد خیلیها با اینترنت و شبکههای مجازی گره خورده است، نظرتان درباره قطع اینترنت و ادامه این روند چیست؟
قطع اینترنت در شرایط خاص و به خاطر امنیت کشور یک کار لازم است و در همه کشورها جاری است. ولی اکنون ظاهراً به مرور در حال وصل شدن است و به نظر میرسد که ادامه آن ضرورتی ندارد و نوعی عقب نشینی تلقی می شود. البته تصمیم با شورای عالی امنیت ملی است، مخصوصاً اگر احتمال حمله نظامی قوی باشد. حتی بهنظرم غیر حضوری شدن امتحانات دانشگاهها هم عقب نشینی بود و کار درستی نبود.