نقد محوری شهید مفتح نسبت به وضعیت دانشگاه، با یکی از بنیادی‌ترین نگرانی‌های امام خمینی(س) هم‌جهت است: خطر علمِ بی‌تعهد. امام خمینی (س) در مواضع متعددشان، به‌ویژه در قبال دانشگاه‌ها، تأکید می‌کنند دانشی که نسبت خود را با انسان، جامعه و عدالت از دست بدهد، می‌تواند به عاملی ویرانگر بدل شود.

روز وحدت حوزه و دانشگاه، تنها یادآور یک حادثه تاریخی یا بزرگداشت یک شخصیت برجسته نیست؛ بلکه فرصتی است برای بازاندیشی در یکی از مهمترین مسائل تمدنی معاصر ایران اسلامی: نسبت علم، دین و مسئولیت اجتماعی. نام شهید آیت‌الله دکتر محمد مفتح، در این میان، به‌عنوان نماد این پیوند، واجد جایگاهی ممتاز است؛ اندیشمندی که وحدت حوزه و دانشگاه را نه یک پروژه اداری، بلکه یک تحول در فلسفه آموزش و تربیت علمی می‌دانست.

در همین افق، جمله‌ای از شهید مفتح در یکی از سخنرانی‌های ایشان پیرامون وحدت حوزه و دانشگاه، واجد عمقی نظری است که هنوز به‌درستی واکاوی نشده است:

«یک چیز دیگری که به نظر من توی حوزه‌های علمیه وجود دارد و به آن توجه می‌شود و اهتمام می‌شود و خوب است که در دانشگاه‌ها بیاید، احساس وظیفه کردن در این درس خواندن است».

این گزاره کوتاه، حامل یک داوری بنیادین درباره وضعیت علم، دانشگاه و حتی پروژه وحدت حوزه و دانشگاه است. نگاره حاضر می‌کوشد این مفهوم را تبیین کرده و آن را در نسبت با دیدگاه‌های امام خمینی(س) درباره علم، تعلیم و تعهد اجتماعی بازخوانی کند.

تحصیل به‌مثابه وظیفه؛ فراتر از علم‌اندوزی خنثی

در بسیاری از قرائت‌های مدرن، تحصیل به‌عنوان روندی خنثی و فردمحور فهم می‌شود؛ فرآیندی که غایت آن، کسب مهارت، ارتقای پایگاه اجتماعی یا دست‌یابی به مزیت‌های شغلی است. در چنین نگاهی، علم از «مسئولیت» جدا می‌شود و تعلیم، به امری تکنیکی و فارغ از ارزش بدل می‌گردد.

در مقابل، آنچه شهید مفتح از آن با عنوان «احساس وظیفه در درس خواندن» یاد می‌کند، ناظر به نوعی معنابخشی اخلاقی و اجتماعی به فرآیند تحصیل است. در این تلقی، تحصیل نه صرفاً یک مسیر فردی، بلکه کنشی آگاهانه در قبال نیازهای جامعه و آینده فرهنگی و سیاسی یک ملت محسوب می‌شود.

این نگرش، ریشه در سنت علمی حوزه‌های علمیه دارد؛ سنتی که در آن، «طلب علم» همواره با تکلیف، تعهد و پاسخ‌گویی همراه بوده است. شهید مفتح معتقد است که بدون انتقال این روحیه به دانشگاه، وحدت حوزه و دانشگاه به سطحی ظاهری و ناپایدار محدود خواهد ماند.

علم بی‌تعهد؛ نقد مشترک در اندیشه امام خمینی(س) و شهید مفتح

نقد محوری شهید مفتح نسبت به وضعیت دانشگاه، با یکی از بنیادی‌ترین نگرانی‌های امام خمینی(س) هم‌جهت است: خطر علمِ بی‌تعهد. امام خمینی (س) در مواضع متعددشان، به‌ویژه در قبال دانشگاه‌ها، تأکید می‌کنند دانشی که نسبت خود را با انسان، جامعه و عدالت از دست بدهد، می‌تواند به عاملی ویرانگر بدل شود.

از منظر امام:

علم، اگر جهت انسانی و الهی نداشته باشد، به «حجاب اکبر» تبدیل می‌شود.[1]

دانشگاه و حوزه، اگر متعهد تربیت نکند، حتی می‌تواند خطرناک‌تر از نهادهای استبدادی عمل کند.[2]

در نگرش فلسفه تربیتی امام خمینی(س)، این نکته به‌وضوح نمایان است که دستیابی به پیشرفت‌های علمی، اگر از چهارچوب هدایت ارزشی و اخلاقی بی‌بهره باشد، لزوماً به ارتقاء و تعالی جنبه‌های انسانی و اخلاقی افراد منجر نخواهد شد. این دیدگاه تأکید دارد که علم و دانش، زمانی می‌توانند نقش مؤثر و سازنده‌ای در حیات بشر ایفا کنند که با اصول ارزشی و معنوی همراه باشند و در جهت گسترش انسانیت و فضائل اخلاقی به کار گرفته شوند.

در چنین چهارچوبی، «احساس وظیفه در تحصیل»، دقیقاً نقطه مقابل علم خنثی است؛ نقطه‌ای که در آن، دانشجو و طلبه از همان آغاز مسیر علمی، خود را در برابر نتایج علم خویش مسئول می‌داند.

تفاوت وظیفه با اجبار؛ بنیاد تربیتی نگاه دینی

نکته مهم در عبارت شهید مفتح، تأکید بر «احساس وظیفه» است، نه «الزام بیرونی». این تمایز، در اندیشه دینی و به‌ویژه در نگاه امام خمینی(س)، بسیار تعیین‌کننده است. وظیفه در این منطق، برخاسته از خودآگاهی، بصیرت و انتخاب آگاهانه است، نه تحمیل ساختاری یا اداری.

تحصیلِ وظیفه‌مند:

  • انسان را مسئول می‌سازد، نه مطیع صرف
  • علم را با اخلاق گره می‌زند
  • و دانشگاه و حوزه را از درون متحول می‌کند

در این معنا، وحدت حوزه و دانشگاه نه در تشابه دروس، بلکه در اشتراک فلسفه تحصیل محقق می‌شود.

علم، اصلاح جامعه و رسالت تاریخی دانشگاه و حوزه از منظر امام خمینی(س)

امام خمینی(س)، علم را ابزاری برای اصلاح جامعه و ساخت انسان می‌دانست. از نظر ایشان، دانشگاه می‌تواند مبدأ تحولات مثبت یا منشأ انحرافات عمیق باشد؛ بسته به آنکه چگونه علم را معنا کند. از همین روی است که امام، دانشگاه و حوزه را دو رکن اساسی در شکل‌دهی به آینده کشور می‌بیند.

در این چهارچوب:

  • تحصیل، مقدمه کنش اجتماعی مسئولانه است
  • علم، ذاتاً با عدالت، استقلال و آزادی پیوند دارد
  • و عالم دینی و دانشگاهی، هر دو در برابر سرنوشت جامعه مسئول هستند

بدین ترتیب، گزاره شهید مفتح را می‌توان چکیده‌ای از همین نگرش تمدنی دانست؛ نگرشی که تحصیل را به صحنه تعهد تبدیل می‌کند.

وحدت حوزه و دانشگاه؛ وحدت در معنا، نه صرفا ساختار

اگر وحدت حوزه و دانشگاه را صرفا در همایش‌ها، تفاهم‌نامه‌ها یا حضور متقابل اساتید خلاصه کنیم، از روح اندیشه شهید مفتح و امام خمینی(س) فاصله گرفته‌ایم. به این ترتیب وحدت حقیقی زمانی تحقق می‌یابد که از یک سو تحصیل در هر دو نهاد، با احساس مسئولیت معنا شود و از سوی دیگر دانشجو و طلبه، هر دو، خود را وارث یک رسالت تاریخی بدانند در این تلقی، «احساس وظیفه در درس خواندن»، هسته سخت وحدت حوزه و دانشگاه است.

خلاصه کلام اینکه بازخوانی جمله کوتاه و عمیق شهید مفتح نشان می‌دهد که مسأله اصلی امروز حوزه و دانشگاه، نه صرفاً کمبود علم، بلکه تضعیف پیوند میان علم و مسئولیت است. در پرتو اندیشه امام خمینی(س)، می‌توان گفت که علم، تنها آنگاه اصیل و ماندگار است که به تعهد اجتماعی و اصلاح انسان بینجامد.

روز وحدت حوزه و دانشگاه، فرصتی است برای یادآوری این حقیقت که: وحدت، پیش از آنکه یک پروژه نهادی باشد، یک پروژه فکری و تربیتی است؛ و شاید همچنان، بهترین راهنمای این مسیر، همان جمله‌ای باشد که شهید مفتح سال‌ها پیش بر زبان آورد: احساس وظیفه کردن در این درس خواندن است.


[1] . ر.ک: صحیفه امام، جلد 20، ص 165.

[2] . ر.ک: صحیفه امام، جلد 13، ص 418.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.