در واقع، دولت ترامپ که تصور می‌کرد با فشار نظامی می‌توانند تهران را مجبور به پذیرش یک توافق تحمیلی کرده و فهرستی از تعهدات یک‌طرفه را برای ایران ارسال کند، پای میز مذاکراتی آمد و سندی را امضا کرد که نه‌تنها به هیچ‌یک از خواسته‌های خود نرسید که امتیازات قابل توجهی را هم به ایران داد. یکی از روشن‌ترین نمونه‌ها، برنامه هسته‌ای ایران است. موضوعی که ترامپ آن را بهانه‌ای برای حمله به ایران قرار داد، اما در متن تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، نه‌تنها به یک تعهد محدودکننده تبدیل نشد، که حتی مذاکرات بر سر آن به بعد موکول شد. بندی که باعث شد، برخی اندیشکده‌های آمریکایی و اسرائیلی که از زاویه‌ای متفاوت به تفاهم نگاه می‌کنند، همین مسئله را به‌عنوان یکی از نقاط ضعف توافق از منظر منافع واشنگتن مطرح کنند.

به گزارش جماران، در شرایطی که آمریکا به سمت سیاست فشار و جنگ اقتصادی رفته است، زمزمه‌هایی از سوی برخی از مقامات ارشد کشور برای بازگشت به تفاهم‌نامه شنیده می‌شود. همان تفاهم‌نامه اسلام‌آباد که در روزهای پایانی خرداد ماه توسط مسعود پزشکیان و دونالد ترامپ به امضا رسیده بود. هرچند که برخی از دلواپسان و تندروهای داخل کشور از همان روزهای ابتدایی که این تفاهم‌نامه امضا شد، تلاش کردند تا با مخالفت‌های شدید، آن را هم به سرنوشت برجام برسانند و حتی شعارهایی چون «مرگ بر سازشگر» در برخی از تجمعات شبانه شنیده می‌شد.

تندروها در حالی مذاکره‌کنندگان را خائن می‌خوانند، که این تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، نه‌تنها بنابر اعتراف مسئولان، یک سند پیروزی برای جمهوری اسلامی است که حتی ترامپ را زیر تیغ انتقادات برد و از او به عنوان فردی که در جنگ شکست خورده، نام برده می‌شود؛ آن هم در حالی که رئیس‌جمهوری آمریکا به خواست‌های خود نرسیده بود. از همین رو، اگر تفاهم‌نامه اسلام‌آباد را فقط به چند واژه درباره پایان جنگ یا آتش‌بس، تقلیل پیدا کند، بخش مهمی از روایت‌ها را از دست می‌دهد. چرا که اهمیت این تفاهم‌نامه فقط مذاکرات مستقیم محمدباقر قالیباف با جی دی ونس و حتی امضای پزشکیان و ترامپ پای یک برگه توافق نیست. این تفاهم وقتی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که میان خواسته‌های اصلی آمریکا از ایران و آنچه در نهایت به آن رضایت دارد، فاصله زیادی وجود دارد.

 

ماجرای پیشنهاد 15 بندی آمریکا

در زمان جنگ رمضان و هنگامی که برخی از کشورهایی چون پاکستان و مصر داوطلب شدند تا با پادرمیانی ایران و آمریکا، نقش میانجی‌گیری را بازی کنند که پیش از این برعهده عمان و قطر بود، در رسانه‌ها صحبت از پیشنهاد 15 ماده‌ای آمریکا برای پایان آتش‌بس شنیده می‌شد. در واقع، ترامپ که با ادعای نابودی سلاح هسته‌ای ایران وارد جنگ شده بود، زمانی که با مقاومت و پاسخ موشکی تهران و عدم همراهی ناتو با کشورش مواجه شد، به سمت مذاکره و ارسال یک طرح 15 ماده‌ای برای آتش‌بس رفت. به بیان دیگر، آمریکا در شرایطی وارد نبرد دوباره نظامی با ایران شد که تصور می‌کرد فشار نظامی و سیاسی می‌تواند ایران را به پذیرش مجموعه‌ای از خواسته‌ها وادار کند؛ خواسته‌هایی که از پرونده هسته‌ای و غنی‌سازی ایران فراتر رفته و موضوعات موشکی، منطقه‌ای، مقاومت و حتی تنگه هرمز را هم در برگرفته بود.

مهم‌ترین رئوس طرح ۱۵ ماده‌ای ارسالی ایالات متحده به این شرح است: «1. ایران می‌پذیرد هیچ‌گاه به دنبال گرفتن یا پیگیری سلاح هسته‌ای نباشد. 2. ایران می‌پذیرد به دنبال غنی‌سازی نباشد. 3. ایران اورانیوم غنی‌سازی‌شده را ذخیره نخواهد کرد. 4. تمامی مواد غنی‌شده تحویل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و یا رقیق شده و در چرخه سوخت قرار داده خواهند شد. نطنز، اصفهان و فردو از مدار خارج خواهند شد. 5. ایران می‌پذیرد اقدام به طراحی و یا ساخت اقلامی که در غنی‌سازی و یا فرایند تبدیل – مانند سانتریفیوژ – استفاده می‌شوند، نکند. 6. آژانس امکان بازرسی و نظارت کامل بر فعالیت‌های ایران، از جمله با پذیرش پروتکل الحاقی از سوی ایران، را خواهد داشت. 7. ایران از گروه‌های نیابتی فاصله گرفته و از تسلیح و یا تأمین مالی آن‌ها خودداری خواهد کرد. 8. تنگه هرمز به عنوان یک گذرگاه دریانوردی آزاد شناخته شده و تمامی طرف‌های این توافق می‌پذیرند که هیچ اقدامی برای بستن و یا اختلال در تجارت آزاد در این گذرگاه مهم ایجاد نکنند. پروتکل لازم به نحوی توافق می‌شود که هیچ طرفی احساس تهدید نکند. 9. یک توافق در خصوص تعداد و برد موشکی میان تمامی کشورهای حوزه خلیج فارس به گونه‌ای انجام می‌شود که در عین ایجاد بازدارندگی، تحریک‌کننده نباشد. 10. ایران حق دارد از آینده‌ای روشن و شکوفایی برخوردار شده و از تمامی ظرفیت‌های اقتصادی و مردمی خود بهره‌مند شود.»

 

نه ایران به پیشنهاد آتش‌بس آمریکا

اما نه آن طرح 15 ماده‌ای و حتی طرح‌هایی دیگری که آمریکایی‌ها از طریق میانجی‌گران به ایران پیشنهاد می‌کردند، مورد قبول مسئولان ارشد کشور قرار نگرفت و تهران طرح‌های پیشنهادی خود را از طریق پاکستان به آمریکا ارسال کرد. از همین رو، هرچه مذاکرات ایران و آمریکا جلو رفت، مشخص شد قرار نیست همه مطالباتی که ترامپ خواهان آن بود، روز میز نهایی قرار بگیرد و حتی در مذاکرات ونس و قالیباف در اسلام‌آباد که 21 ساعت طول کشید، توافقی انجام نشد.

بنابر روایت محمدباقر قالیباف، رئیس هیأت مذاکره‌کننده ایران؛ «به آمریکایی‌ها از طریق میانجی گفتیم آن ۱۵ بند را قبول نداریم و اگر آمریکایی‌ها این ۱۰ بندی را بپذیرند قابل مذاکره است. بعد از آن آمریکایی‌ها پیشنهاد ۹ ماده‌ای دادند اما ما بر همان طرح ۱۰ بندی خود تأکید کردیم و آن‌ها پذیرفتند. در ۱۵ ماده‌ای که ترامپ فرستاده بود، گفته بود موشکی، مقاومت، هسته‌ای و تنگه هرمز؛ این چهارتا را گفت باید ببوسیم و کنار بگذاریم. اما ترامپ پای جبهه مقاومت و رسمیت جبهه مقاومت را به زبان فارسی امضا کرد.»

در واقع، دولت ترامپ که تصور می‌کرد با فشار نظامی می‌توانند تهران را مجبور به پذیرش یک توافق تحمیلی کرده و فهرستی از تعهدات یک‌طرفه را برای ایران ارسال کند، پای میز مذاکراتی آمد و سندی را امضا کرد که نه‌تنها به هیچ‌یک از خواسته‌های خود نرسید که امتیازات قابل توجهی را هم به ایران داد.

یکی از روشن‌ترین نمونه‌ها، برنامه هسته‌ای ایران است. موضوعی که ترامپ آن را بهانه‌ای برای حمله به ایران قرار داد، اما در متن تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، نه‌تنها به یک تعهد محدودکننده تبدیل نشد، که حتی مذاکرات بر سر آن به بعد موکول شد. بندی که باعث شد، برخی اندیشکده‌های آمریکایی و اسرائیلی که از زاویه‌ای متفاوت به تفاهم نگاه می‌کنند، همین مسئله را به‌عنوان یکی از نقاط ضعف توافق از منظر منافع واشنگتن مطرح کنند.

موضوع لبنان هم از همین زاویه قابل بررسی است. در جریان مذاکرات تهران و واشنگتن با میانجی‌گری پاکستان، ایران تلاش کرد تا مسئله لبنان و جبهه مقاومت صرفاً به یک موضوع بیرونی و خارج از متن تبدیل نشود. خاصه آنکه قالیباف هم در این باره گفت: «برادران عزیز، ما جبهه مقاومت را در ماده یک آن تفاهم‌نامه آورده‌ایم. من این‌ها را نمی‌خواهم بگویم؛ بروید ماده یک تفاهم‌نامه را نگاه کنید. ما آمدیم حاکمیت لبنان، تمامیت ارضی لبنان و جبهه مقاومت را آوردیم.»

او همچنین توضیح داد: «همان تصمیمی که ظهر، در آخرین حمله‌ای که به ضاحیه انجام دادند و مسئول اطلاعات حزب‌الله به همراه خانواده‌اش شهید شد، همان‌جا همه چیز را متوقف کردیم. گفتیم که امشب این‌طور و آن‌طور شما را خواهیم زد و اگر رژیم صهیونیستی هم پاسخ بدهد، همه منطقه را می‌زنیم و این‌طور هم می‌زنیم.»

وی در ادامه اظهار کرد: «نتیجه صحبت ما این شد که همان شب محاصره را برداشتند، نه ۳۰ روز بعد از تفاهم‌نامه؛ همان شب. توییتی که ترامپ زد و گفت ما امشب برمی‌داریم، زیرش هم نوشت البته ایرانی‌ها هم تنگه هرمز را باز خواهند کرد. وقتی این را دیدم، جلویش را گرفتم و گفتم ما چنین توافقی نداریم. گفتم به میانجی‌ها که این توییت اگر الان برداشته نشود، می‌زنیم؛ به همان شدتی که من گفتم می‌زنیم.»

این اتفاق را می‌توان یکی از مهم‌ترین تغییرات مسیر مذاکرات دانست؛ زیرا موضوعی که واشنگتن می‌خواست آن را در چارچوب عقب‌نشینی ایران تعریف کند، در نهایت وارد چارچوب یک تفاهم چندجانبه برای مدیریت بحران شد.

طرح ۱۵ ماده‌ای ارسالی آمریکا

یادداشت تفاهم ۱۴ ماده‌ای

توضیحات

ایران می‌پذیرد هیچ‌گاه به دنبال گرفتن یا پیگیری سلاح هسته‌ای نباشد.

جمهوری اسلامی ایران مجدداً تأکید می‌کند که سلاح هسته‌ای تولید و خرید نخواهد کرد.

دائمی شدن این بند منوط به اجرای تعهدات آمریکا در توافق بلندمدت است.

ایران می‌پذیرد به دنبال غنی‌سازی نباشد.

تعهدی داده نشد و مذاکره درباره مسائل هسته‌ای به بعد از اقدامات عینی و بازگشت‌ناپذیر آمریکا موکول شد.

ایران اورانیوم غنی‌سازی‌شده را ذخیره نخواهد کرد.

تعهدی داده نشد و مذاکره درباره مسائل هسته‌ای به بعد از اقدامات عینی و بازگشت‌ناپذیر آمریکا موکول شد.

تمامی مواد غنی‌شده تحویل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی شده و یا رقیق شده و در چرخه سوخت قرار داده خواهند شد. نطنز، اصفهان و فردو از مدار خارج خواهند شد.

ایران پذیرفته درباره حداقل رقیق‌سازی مواد غنی‌شده، آن هم در خاک ایران، بعد از اقدامات عینی و بازگشت‌ناپذیر آمریکا مذاکره کند. تعهدی داده نشده است و مذاکره درباره مسائل هسته‌ای به بعد از اقدامات ملموس، عینی و بازگشت‌ناپذیر آمریکا موکول شد. در صورت توافق طرفین در مذاکرات بحث می‌شود.

ایران می‌پذیرد اقدام به طراحی و یا ساخت اقلامی که در غنی‌سازی و یا فرایند تبدیل ـ مانند سانتریفیوژ ـ استفاده می‌شوند، نکند.

تعهدی داده نشد و مذاکره درباره مسائل هسته‌ای به بعد از اقدامات عینی و بازگشت‌ناپذیر آمریکا موکول شد. در صورت توافق طرفین در مذاکرات بحث می‌شود.

آژانس امکان بازرسی و نظارت کامل بر فعالیت‌های ایران، از جمله با پذیرش پروتکل الحاقی از سوی ایران، را خواهد داشت.

تعهدی داده نشد و مذاکره درباره مسائل هسته‌ای به بعد از اقدامات عینی و بازگشت‌ناپذیر آمریکا موکول شد. در صورت توافق طرفین در مذاکرات بحث می‌شود.

ایران از گروه‌های نیابتی فاصله گرفته و از تسلیح و یا تأمین مالی آن‌ها خودداری خواهد کرد.

حذف شده و تصریح شده است که این مسأله دیگر نمی‌تواند در دستورکار مذاکراتی قرار گیرد. یعنی آمریکا به‌طور دائمی پذیرفته است که روی ایران برای حمایت نکردن از مقاومت فشار نیاورد.

برخلاف خواسته اولیه آمریکا، ایران آمریکا را وادار به توقف فوری جنگ علیه گروه‌های مقاومت، به‌ویژه حزب‌الله لبنان کرده است.

تنگه هرمز به عنوان یک گذرگاه دریانوردی آزاد شناخته شده و تمامی طرف‌های این توافق می‌پذیرند که هیچ اقدامی برای بستن و یا اختلال در تجارت آزاد در این گذرگاه مهم ایجاد نکنند. پروتکل لازم به نحوی توافق می‌شود که هیچ طرفی احساس تهدید نکند.

ترافیک کشتی‌های تجاری از خلیج فارس به دریای عمان و بالعکس طی ۳۰ روز باز می‌شود. برنامه‌ریزی برای عبور ایمن به عهده ایران است.

ایران صرفاً درباره باز شدن مسیری برای عبور کشتی‌های تجاری از خلیج فارس به دریای عمان و بالعکس تعهد داده است و هرگونه عبور و مرور از خلیج فارس به دریای عمان و بالعکس با سازوکارها و دستورالعمل‌های اعلامی ایران انجام خواهد شد.

یک توافق در خصوص تعداد و برد موشکی میان تمامی کشورهای حوزه خلیج فارس به گونه‌ای انجام می‌شود که در عین ایجاد بازدارندگی، تحریک‌کننده نباشد.

حذف شده است و اجازه اضافه شدن آن به دستور کار داده نشده است. یعنی به‌طور دائمی آمریکا پذیرفته است درباره موشکی از ایران مطالبه نکند.

اساساً مسأله توان دفاعی ایران موضوع هیچ گفت‌وگو یا توافقی نیست و نخواهد بود.

وجود نداشت

آزادسازی کل اموال بلوکه‌شده ایران در دوره تفاهم ۶۰ روزه

وجود نداشت

پایان جنگ علیه متحدان ایران در منطقه و وحدت ساحات

علاوه بر پایان جنگ، عملیات‌های نظامی هم باید متوقف شود.

وجود نداشت

مدیریت ایرانی بر تنگه هرمز

وجود نداشت

تعلیق تحریم‌های نفت و پتروشیمی در دوره ۶۰ روزه و کسب درآمد ارزی از این طریق

وجود نداشت

قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل

این قطعنامه دست شرکای ایران را برای فعالیت دیپلماتیک باز می‌کند.

وجود نداشت

سازوکار نظارتی ایجاد شده است.

ایران حق دارد از آینده‌ای روشن و شکوفایی برخوردار شده و از تمامی ظرفیت‌های اقتصادی و مردمی خود بهره‌مند شود.

تعهد به عدد دقیق حداقل ۳۰۰ میلیارد دلاری برای برنامه بازسازی و توسعه ایران

در ۱۵ ماده‌ای عدد اعلام نشده بود.

وجود نداشت

خروج نیروهای آمریکایی از پیرامون ایران

باید به نحوی باشد که تهدیدی برای ایران نباشد.

وجود نداشت

احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی و تعهد به عدم دخالت در امور داخلی ایران

ضربه به اعتبار اپوزیسیون

وجود نداشت

تضمین آمریکا به احترام به تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان که به معنی الزام رژیم صهیونی به خروج از اراضی اشغال‌شده لبنان است.

 

 

ایران و آمریکا به تفاهم نامه بر می‌گردند؟

اما شاید مهم‌ترین پرسش درباره تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، حالا و بعد از بازگشت دوباره درگیری‌ها، این باشد که آیا آنچه در این تفاهم به دست آمد، هنوز می‌تواند مبنایی برای ادامه مذاکره باشد یا نه. آمریکا در حالی دوباره به اقدام نظامی علیه ایران روی آورده و ترامپ از پاسخ سخت‌تر سخن می‌گوید که تهران همچنان از آمادگی برای بازگشت به تفاهم، در صورت اجرای تعهدات آمریکا، صحبت می‌کند.

به این ترتیب، تفاهم‌نامه اسلام‌آباد امروز فقط یک سند مربوط به پایان جنگ نیست؛ بلکه به آزمونی برای این تبدیل شده که آیا دو طرف، با وجود همه اختلاف‌ها و درگیری‌های دوباره، هنوز می‌توانند به همان نقطه‌ای برگردند که در آن مذاکره جای جنگ را گرفت یا خیر.

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.