یک دیپلمات سابق گفت: شاید علیالاصول حصول توافق در کوتاهمدت ممکن باشد، زیرا اکنون علاوه بر اینکه هیچ کدام از دو طرف خواهان ادامه جنگ نیستند، اهداف دیگری را هم از حصول توافق دنبال میکنند.
کوروش احمدی در گفتوگو با خبرنگار جماران با بیان اینکه برخی نشانهها حاکی از برگزاری دور دیگری مذاکرات ایران و آمریکا طی روزهای آینده است، اظهار کرد: یکی از این شواهد، این است که هم پاکستان همچنان فعالیتهای میانجیگرانه خود را ادامه داده و هم برخی از دیگر کشورها مانند ترکیه، مصر و چین نیز تلاشهایی در این راستا انجام دادهاند. همچنین صحبتهای روز گذشته ونس و لحن ملایم او حکایت از انعطاف داشت. سوال ونس این بود که «آیا ایران انعطاف نشان خواهد داد یا خیر».
وی ادامه داد: همچنین اعلام پاکستان مبنی بر تلاش برای تمدید 45 روزه آتشبس، شاهد مثبت دیگری است. احتمالا پاکستان مانند برخی از دیگر اقداماتش در یکی دو هفته اخیر، طرح علنی این موضوع را نیز با ترامپ چک کرده باشد. این به این معنی است که آمریکا حاضر است یکبار دیگر امکان حصول یک توافق را بیازماید. این صحبتها و برخی شواهد دیگر موجب امیدواری در مورد امکان برگزاری دور دیگر مذاکرات است. از طرف دیگر روشن است که مقامات ایرانی نیز درهای دیپلماسی را باز گذاشتهاند.
این دیپلمات اضافه کرد: به علاوه، حدس و گمانهایی که در مورد مسائل مطرحشده در مذاکرات اسلامآباد و موضوعات اختلافی درز کرده، شاهد دیگری است که موجب افزایش امیدواری میشود. این گمانهزنیها هم در ایران منتشر شده، هم در آمریکا و هم اسرائیل و اتفاقا همه اینها، با یکدیگر همخوانی دارند و با مواردی که در ادوار گذشته مذاکرات میشنیدیم نیز سازگار است. به عنوان مثال، بحث در مورد سالهایی که غنیسازی در ایران تعلیق خواهد شد، نشان میدهد که ممکن است در اصل موضوع توافق شده و اختلاف تنها در مورد تعداد سالهای تعلیق باشد. با توجه به اینکه مطالب مطرحشده در مذاکرات این چنین درز کرده، به نظر نمیرسد فاصله زیادی تا برگزاری دور دوم مذاکرات داشته باشیم، خصوصا که ظاهرا اختلافات موجود بین دو طرف، چندان هم شدید نیست.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با بیان اینکه مذاکرات کنونی اصلا به پیچیدگی مذاکرات برجام نیست و مانند آن طولانی نخواهد شد، افزود: دو طرف مدتها پیش، مذاکرات لازم برای روشن شدن موارد اختلافی و رسیدن به تعریف مشخص از موضوعات را انجام دادهاند. بنابراین، به نظر من همان یکی دو روز میتواند کافی باشد تا دو طرف در دور دوم مذاکرات، در مورد اصول مهم مانند تعلیق غنیسازی و مدت زمان آن و همچنین وضعیت تنگه هرمز، به یک توافق اصولی برسند. البته لازم است بعد از آن در سطوح کارشناسی در مورد جزئیات و مسائلی مانند راستیآزمایی نیز توافق شود.
احمدی ادامه داد: بنابراین، شاید علیالاصول حصول توافق در کوتاهمدت ممکن باشد، زیرا اکنون علاوه بر اینکه هیچ کدام از دو طرف خواهان ادامه جنگ نیستند، اهداف دیگری را هم از حصول توافق دنبال میکنند؛ ایران خواستار لغو تحریمها و ترمیم اقتصاد خود است و ترامپ نیز میخواهد به توافقی برسد تا آن را به عنوان یک پیروزی در داخل آمریکا اعلام کند. قاعدتا طرفین باید راه خروج را به گونهای برای یکدیگر باز بگذارند که هر کدام بتوانند در داخل کشورشان، مدعی پیروزی شوند. این پیششرط لازم برای رسیدن به هر توافق در همه شرایط مشابه و در لحظات پایانی اغلب جنگهاست و گریزی از آن نیست.
وی با اشاره به تلاش آمریکا برای محاصره دریایی ایران، بیان کرد: اولا قاعدتا کالاهای انساندوستانه نباید شامل این محاصره دریایی باشد. ثانیا ایران از طریق مسیرهای مرزی زمینی، در شرایط محاصره دریایی نیز میتواند درصدی از کالاهای مورد نیازش را البته با هزینه بسیار بیشتر وارد کند. لذا محاصره دریایی تنها در درازمدت و مثلا در طول ۴، ۵ ماه، ممکن است ایران را تحت فشار قرار دهد. اگر در این مدت، ایران نیز متقابلا از تردد کشتیهای مرتبط با کشورهای عربی و صدور نفت منطقه جلوگیری کند، فشار زیادی به بازارهای جهانی وارد خواهد شد که ممکن است خارج از حدّ تحمل بازار باشد و فشارهایی را به آمریکا نیز وارد کند.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با بیان اینکه این فشارها تنها به حوزه انرژی محدود نمیشود و به دیگر اقلام صادراتی از منطقه از جمله کودهای شیمیایی و مواد غذایی و... نیز تسرّی خواهد یافت، گفت: چنین وضعیتی برای آمریکا بسیار دشوار خواهد بود و خصوصا ترامپ با روحیه عجولی که دارد، ممکن است نتواند ۴، ۵ ماه منتظر بماند، به خصوص اینکه انتخابات میان دورهای هم نزدیک است.
این دیپلمات سابق اضافه کرد: بنابراین، به نظر میرسد هدف ترامپ این بوده که با اعلام محاصره دریایی، فشار مضاعفی را به ایران وارد کند تا جمهوری اسلامی به میز مذاکره برگردد و حاضر به دادن امتیازات بیشتر شود. یعنی بعید است آمریکا قصد محاصره دریایی طولانیمدت را داشته باشد و از آن تنها به عنوان ابزاری کوتاهمدت استفاده میکند. البته به طور کلی در روابط بینالملل، محاصره دریایی به معنای اعلان جنگ است، زیرا معنای خفهکردن اقتصاد کشور تحت محاصره را میدهد. در چنین شرایطی، کشور تحت محاصره حق دارد به امکانات دریایی و کشتیهای طرف مقابل حمله کند.
احمدی ادامه داد: اما این محاصره دریایی که آمریکا تلاش دارد علیه ایران اعمال کند، تفاوتهایی با حالت مرسوم دارد، زیرا هر دو کشور یک جنگ ۴۰ روزه را پشت سر گذاشتهاند و برای آمریکا مسلم شده که نه میتواند از طریق نظامی، خواستههای خود را به ایران تحمیل کند و نه اساسا «تغییر رژیم» از راه حمله هوایی در هیچ کشوری ممکن است. با توجه به افزایش تابآوری نظام سیاسی و جامعه ایرانی، اکنون باید برای ترامپ محرز شده باشد که ادامه حملات نظامی، فقط میتواند خسارتهای مالی و انسانی به ایران وارد کند، بدون اینکه او را به اهدافش برساند.
وی افزود: بنابراین، بعید به نظر میرسد آمریکا به دنبال از سرگیری جنگ باشد. البته جمهوری اسلامی نیز نمیخواهد با پایان آتشبس دو هفتهای، حملات مجدد آغاز شود. در این بین، تنها اسرائیل خواهان جنگ است، اما بدون مجوز آمریکا دست به اقدام نظامی نخواهد زد. بنابراین، در مجموع من احتمال اینکه پس از پایان آتشبس دو هفتهای، مجددا جنگ از سر گرفته شود را زیاد نمیدانم.