یک تحلیلگر مسائل بینالملل گفت: این برای آمریکا مهم است که تا این لحظه، ایران با اعمال کنترل خود بر تنگه هرمز، عملا تبدیل به هژمون خلیجفارس شده است.
دیاکو حسینی در گفتوگو با خبرنگار جماران، با اشاره به سخنرانی بامداد پنجشنبه ترامپ، اظهار کرد: این سخنرانی، کاملا تکرار حرفهای گذشته ترامپ بود که بار دیگر اغتشاش فکری او را نشان داد. کاملا روشن است که آمریکا هیچ استراتژیای برای پایاندادن به این جنگ ندارد و تنها فکر میکند باید فشار را بر ایران افزایش دهد تا جمهوری اسلامی تسلیم شود؛ در واقع این استراتژی فشار، تنها چیزی است که ترامپ بلد است و در تمام زندگی خود همین کار را انجام داده است.
وی با بیان اینکه ترامپ دو هدف از انجام این سخنرانی داشت، افزود: ترامپ به درستی به این نتیجه رسیده که بسیاری از آمریکاییها موافق شروع و ادامهیافتن این جنگ نیستند. لذا میخواست مردم کشورش را نسبت به وجود تهدیدی به نام ایران متقاعد کند که البته به نظر نمیرسد موفق بوده باشد. همچنین ترامپ با انجام این سخنرانی و تکرار وعده قریبالوقوع بودن پایان جنگ، میخواست بازارها را آرام و از افزایش قیمت بنزین در آمریکا و سقوط برخی سهامها جلوگیری کند، اما به نظر نمیرسد در حصول این هدف هم موفق شده باشد.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با اشاره به تظاهرات اخیر مردم آمریکا در اعتراض به سیاستهای ترامپ، بیان کرد: چند ماه دیگر، موعد انتخابات میاندورهای کنگره فرامیرسد و جمهوریخواهان نیز نگران اند که تا آن زمان، همچنان جنگ با ایران ادامه داشته باشد و افزایش هزینههای نظامی و تلفات انسانی آمریکا، باعث شود که حزب جمهوریخواه این انتخابات را از دست دهد؛ خصوصا که اکنون محبوبیت ترامپ نیز بسیار پایین است. شکست جمهوریخواهان در انتخابات کنگره، میتواند موازنه سیاسی در آمریکا را کاملا دگرگون کند.
حسینی ادامه داد: انتخابات در ماه نوامبر برگزار میشود و حدودا تا ژوئن که زمان آغاز به کار کمپینهای انتخاباتی است، برای پایاندادن به این جنگ فرصت وجود دارد. ترامپ همچنان امیدوار است که طی هفتههای آینده، بتواند جنگ را به نتیجهای که میخواهد، برساند؛ یعنی ایران به توافقی که مطلوب آمریکاست، تن دهد و ترامپ بتواند به اهداف اعلامی خود دست یابد. اما این یک فرضیه غلط است، زیرا در حال حاضر، هیچ نشانهای مبنی بر اینکه افزایش فشارها بتواند منجر به تسلیم ایران شود، وجود ندارد. حتی ممکن است افزایش حملات آمریکا و اسرائیل خصوصا به اماکن غیرنظامی، ناسیونالیسم ایرانی را بیشتر تقویت کند و این کار را برای ترامپ سختتر خواهد کرد.
وی اضافه کرد: اگر ترامپ تصور میکند که با اعلام یکجانبه پایان جنگ، میتواند از معرکه خارج شود، سخت در اشتباه است. تا امروز نیز ایران به خوبی مقاومت کرده و نیروهای آمریکایی و اسرائیلی را به مرز فرسایش رسانده است و احتمالا از حالا به بعد، حملات ایران شدیدتر هم بشود. اگر در چنین شرایطی، آمریکا دست به حمله زمینی بزند، ترامپ مجبور خواهد شد یا با یک افتضاح سیاسی ایران را ترک کند یا در یک جنگ بلندمدت و پرهزینه با ایران درگیر شود که میتواند صدها برابر بدتر از ویتنام برای آمریکا باشد. من احتمال حمله زمینی به ایران را زیاد میدانم، زیرا آمریکا هیچ استراتژیای برای اتمام جنگ ندارد و کاملا تحت تاثیر غرائز شخصی ترامپ آن را به پیش میبرد.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با بیان اینکه هر چه میگذرد، وضعیت ترامپ بدتر و اهرمهای فشار ایران قویتر میشود، گفت: فرسودگی نیروهای نظامی، کاهش ذخایر موشکی و افزایش فشار بر اقتصاد جهانی، از عواملی است که باعث شده وضعیت ترامپ هر روز بدتر شود. از طرف دیگر، علیرغم ادعاهای آمریکا و اسرائیل مبنی بر نابودسازی ذخایر موشکی ایران، همچنان حملات پیوستهای از سمت ایران به سمت اسرائیل و پایگاههای منطقهای آمریکا در حال انجام است. این فشار نظامی، هم برای آمریکا و اسرائیل فرسودهکننده است و هم برای کشورهای منطقه.
حسینی همچنین با اشاره به انسداد تنگه هرمز به عنوان یکی از دیگر اهرمهای فشار در اختیار ایران، بیان کرد: نگرانی کشورهای جهان این است که در فردای جنگ نیز ایران همچنان کنترل تنگه هرمز را ادامه دهد و عملا ۲۰ درصد از نفت جهان را تحت نظارت خود دربیاورد. این باعث میشود ایران بتواند مشابه یک قدرت بزرگ در منطقه عمل کند؛ این مسألهای است که هیچ راهحل نظامی برای آن وجود ندارد و این هم برای آمریکا و هم برای بسیاری از کشورهای اروپایی و آسیایی نگرانکننده است.
وی با اشاره به اینکه ترامپ اعلام کرده نیازی به نفت عبوری از تنگه هرمز ندارد و بازگشایی این آبراهه را وظیفه دیگر کشورها دانسته، افزود: نباید روی هیچ کدام از حرفهای ترامپ حساب خاصی باز کرد؛ او کاملا بر اساس غریزه و تکانشهای مقطعی حرف میزند و عمل میکند. فارغ از حرفهای ترامپ، این برای آمریکا مهم است که تا این لحظه، ایران با اعمال کنترل خود بر تنگه هرمز، عملا تبدیل به هژمون خلیجفارس شده است.
این تحلیلگر مسائل بینالملل خاطرنشان کرد: از سال ۱۹۴۵ میلادی به بعد و خصوصا پس از فروپاشی شوروی، یکی از اهداف کلیدی آمریکا این بوده که هیچ کشوری نتواند در سه منطقه اروپای غربی، آسیای شرقی و خلیجفارس به عنوان هژمون عمل کند. اکنون اما در نتیجه عملکرد ترامپ، ایران به هژمون خلیجفارس تبدیل شده و هیچ راهحلی هم برای پایاندادن به آن وجود ندارد، مگر اینکه یا ترامپ اعلام کند در اهداف خود شکست خورده، یا به توافقی برسد که خواستههای ایران را هم تأمین کند و یا وارد یک جنگ زمینی بلندمدت با ایران شود که در هر صورت برای دولت ترامپ که با هدف تسلیم ایران وارد جنگ شده بود، یک شکست محسوب میشود.
حسینی با اشاره به بخش دیگری از سخنرانی ترامپ مبنی بر حمله شدید به ایران طی دو تا سه هفته آینده، عنوان کرد: ترامپ در تلاش است ابزارهای نظامی خود را با اهرمهای روانی ترکیب کند تا از این طریق، بتواند ایران را به تسلیم بکشاند. در این راستا، همان طور که گفتم ممکن است دست به عملیات زمینی هم بزند، اما به محض اینکه پای اولین سرباز آمریکایی به ایران باز شود، این جنگ فرسایشی خواهد شد.
وی ادامه داد: با توجه به تعداد سربازان اندکی که آمریکا برای حمله زمینی در نظر گرفته، این کشور یا ناگزیر خواهد شد با تلفات گسترده خاک ایران را ترک کند که به یک افتضاح سیاسی برای ترامپ تبدیل میشود که در تاریخ آمریکا کمنظیر است، یا مجبور خواهد شد تعداد نیروها را افزایش دهد تا بتواند آبرومندانه از این جنگ خارج شود. در هر صورت، حمله زمینی، این جنگ را فرسایشی و طولانیمدت میکند و تمام محاسبات زمانی ترامپ را برهممیزند و شکست جمهوریخواهان در انتخابات نوامبر را قطعی خواهد کرد و حتی ممکن است به سرنگونی زودهنگام ترامپ از قدرت نیز منجر شود.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با بیان اینکه نمیتوان احتمال بالایی را برای موفقیت مذاکرات قائل شد، اظهار کرد: شکاف بین انتظارات طرفین بسیار بالاست. ۱۵ شرطی که ترامپ گذاشته، برای ایران معنای تسلیم میدهد و جمهوری اسلامی پس از این همه هزینهای که داده، نمیتواند این موارد را بپذیرد. از طرف دیگر، ایران نیز شروطی از جمله اخذ غرامت، لغو تمام تحریمها و دریافت عدم تضمین عدم شروع جنگی دیگر را مطرح کرده که به نظر نمیرسد ترامپ خصوصا در مقطع فعلی، حاضر به پذیرش آنها باشد، زیرا هنوز فکر میکند که با افزایش حملات، میتواند به پیروزی برسد.
حسینی اضافه کرد: همچنین ایران نیز گذر زمان را به نفع خود میداند و لذا از شروط خود عدول نخواهد کرد. وجود این امیدواری در دو طرف، باعث شده احتمال حصول توافق بسیار پایین باشد. با نگاهی واقعبینانه، به نظر میرسد جنگ همچنان ادامه خواهد داشت و حتی ممکن است از ماه ژوئن (دو ماه دیگر) هم بیشتر به طول بیانجامد، زیرا ایران فرسایشی شدن جنگ به گونهای که باعث تغییر معادلات در آمریکا شود را به نفع خود میبیند.
وی ادامه داد: اگر هزینهها برای آمریکا و اسرائیل افزایش یابد، اقتصاد جهانی تحت فشار بیشتری قرار گیرد و کشورهای منطقه از ادامه وضعیت ناامید شوند، آنگاه ممکن است جنگ پایان یابد. شاید تا کمتر از یک ماه آینده به چنین نقطهای برسیم و شاید هم تابآوری کشورها، باعث ادامهیافتن جنگ شود. ادامه جنگ به شکلی که تأثیرات منفی بر وضعیت داخلی ترامپ بگذارد، در راستای منافع ایران است. بنابراین، این جنگ استعداد این که حتی تا ۶ ماه دیگر هم به طول بیانجامد را دارد.
این تحلیلگر مسائل بینالملل همچنین با اشاره به اینکه ترامپ بر خلاف ادعاهای قبلی خود مبنی بر «بازگرداندن عظمت به ایران» و «کمک به ایرانیان»، مدعی شده که میخواهد ایران را به «عصر حجر» بازگرداند، گفت: آمریکا برای آغاز این جنگ، به دستاویزی برای پروپاگاندای سیاسی نیاز داشت تا تجاوز به ایران را به عنوان یک مداخله بشردوستانه جلوه دهد. لذا اعلام کرد که با حمله به ایران، به دنبال کمک به ایرانیان است. اما زمانی که جنگ آغاز شد، این دستاویز اهمیت خود را برای ترامپ از دست داد.
حسینی اضافه کرد: همچنین آمریکا انتظار داشت در یکی، دو هفته نخست آغاز تجاوزات، اعتراضات گستردهای در ایران علیه جمهوری اسلامی آغاز شود که نهایتا به سقوط نظام منجر گردد یا حداقل جمعیت معترضین، به عنوان پیادهنظام ارتش آمریکا و اسرائیل عمل کنند و تمرکز فرماندهی نظامی ایران را برهمزنند. اما این اتفاق رخ نداد و اکنون آمریکا و اسرائیل کاملا نسبت به شکلگیری یک جنبش بزرگ ضدحکومتی در داخل ایران ناامید شدهاند. لذا نقاب مقامات آمریکا و اسرائیل افتاده و آنان نشان دادند که هیچ اهمیتی برای سرنوشت مردم ایران قائل نیستند و صرفا به اهداف خود میاندیشند.
وی ادامه داد: این درس بزرگی برای ایرانیانی است که در یک سادهلوحی تاریخی فکر میکردند ممکن است ارتشهای خارجی برای کمک به دموکراسی وارد کشوری شوند و بر اساس این تفکر اشتباه، جادهصافکن حمله به کشورمان شدند. تجربه جنگهای عراق، لیبی و سوریه، نشان داده هرگز چنین اتفاقی رخ نخواهد داد. در تجاوز به ایران نیز آمریکا و اسرائیل حتی به ابتداییترین حقوق مردم رحم نکردند. این واقعیت از روز اول هم به خوبی روشن بود و ممکن است در آینده با افزایش توحش آمریکا و اسرائیل در حمله به کشورمان، آشکارتر هم بشود.