اعترافات یک قاتل؛ دوستم گفت به همسرش نظر دارم، برای همین دلیل درگیر شدیم

یکشنبه –یکم اردیبهشت- ساعاتی پس از اینکه مرد جوانی به‌نام «محمدرضا» با همسر و دختر 8 ساله‌اش از مراسم ختم یکی از بستگانشان خارج شدند دیگر هیچ‌کس از سرنوشت آنها خبری نداشت و به شکل عجیبی ناپدید شدند.

لینک کوتاه کپی شد

به گزارش جی پلاس، همزمان با اعلام گزارش گم شدن این خانواده به پلیس، خانواده آنها نیز با انتشار تصویر «بیتا» - دختر خانواده- و پدر و نامادری اش در شبکه‌های اجتماعی از مردم برای یافتن این خانواده کمک خواستند. در حالی که فرضیه‌های زیادی از سوی پلیس در این پرونده مطرح بود، صبح شنبه –هفتم اردیبهشت- با دستگیری دوست نزدیک و همکار سابق «محمدرضا» راز جنایتی هولناک فاش شد.

قاتل که با ردگیری‌های تخصصی مأموران پلیس شرق استان تهران دستگیر شده بود، در بازجویی‌های اولیه به قتل اعضای این خانواده اعتراف کرد اما پس از چند روز منکر قتل زن جوان و دختر کوچولو شد.

«مهدی» 28 ساله در حالی که هنوز آثار درگیری با مقتول روی گردنش دیده می‌شود، اظهارات عجیبی درباره روز جنایت و درگیری با مقتول به زبان آورد.

گفت‌وگو با متهم


از چه سالی «محمدرضا» را می‌شناختی؟

5 سالی می‌شد که همدیگر را می‌شناختیم و با هم رفت و آمد داشتیم. مدتی هم همکار بودیم.
 

تو هم در کشتارگاه کار می‌کنی؟

الان نه، اما آنجا هم کار می‌کردم. من و «محمدرضا» هر دو راننده بودیم. من روی ماشین سنگین کار می‌کردم.

اعتیاد داری؟

شیشه و هروئین می‌کشم. گاهی هم مواد می‌فروختم.

چند سال است مواد می‌کشی؟

یادم نمی‌آید خیلی سال است. پدرم مواد می‌کشید، من هم پای بساط او می‌نشستم. من بچه باهوشی بودم اما رفیق بازی می‌کردم و تا راهنمایی درس خواندم. یادم می‌آید همه به خاطر خانواده‌ام به ما احترام می‌گذاشتند، از طرفی هم خوب دعوا می‌کردم و همیشه پای دعواها مرا می‌بردند.

چند خواهر و برادر داری؟

2 خواهر و سه برادر دارم.

آنها هم معتادند؟

نه، فقط یکی از برادرهایم چند باری به جرم حمل و فروش مواد به زندان افتاد.

پدرت هم سابقه دار است؟

بله، او به جرم قتل 15 سالی زندان بود اما خانواده مقتول رضایت دادند و آزاد شد.
هیچ وقت نخواستی اعتیادت را ترک کنی؟چند باری مادرم مرا برای ترک برد اما نتوانستم و دوباره سراغ مواد مخدر رفتم.
از روز حادثه بگو. «محمدرضا» و خانواده‌اش را کجا دیدی؟ من مواد فروشم و گاهی به «محمدرضا» هم مواد می‌دادم. آن روز ظاهراً از مراسم ختم یکی از بستگانش برگشته بود که به من زنگ زد و خواست جایی برویم و مواد بکشیم. من هم به او گفتم به باغ من در روستای کلاته ورامین بیاید. او هم با همسرش و دخترش بیتا آمد.

چرا آنها را کشتی؟

من زن و بچه «محمدرضا» را نکشتم. وقتی آنجا رسیدیم من برای خرید بیرون رفتم و وقتی دوباره برگشتم حشیش و شیشه کشیدم. هر دوی‌مان مواد کشیده بودیم که ناگهان او شروع به فحاشی کرد و با هم درگیر شدیم...
سر چه چیزی دعوایتان شد؟او مدعی بود من به همسرش چشم دارم و سر همین دعوایمان شد. او چاقو کشید و ضربه‌ای به گردنم زد. من هم با او درگیر شدم و چاقو را از او گرفتم و بعد با آجر چندین بار به او زدم و با چاقو او را کشتم. وقتی روی زمین افتاد به آن طرف باغ رفتم که متوجه شدم زن و بچه‌اش هم مرده‌اند. اما من آنها را نکشتم.

پس چرا آنها را دفن کردی؟

ترسیده بودم و با هر سختی بود هر سه‌شان را دفن کردم و از باغ بیرون رفتم.

خانواده ات به رفتارت مشکوک نشدند؟

 چندان به رفتارهای من حساس نبودند. پس از جنایت پلیس با بررسی تماس‌های تلفنی «محمدرضا» سراغم آمد اما اظهار بی‌اطلاعی کردم. دست آخر خودم ماجرا را برای مادر و برادرم تعریف کردم و آنها به پلیس زنگ زدند.

پس اتهامت را قبول داری؟

من فقط قتل «محمدرضا» را قبول دارم. پس از کشیدن مواد و تهمت‌هایی که به من زد عصبانی شدم و او را کشتم اما همسر و دخترش را یکی قبل از من کشته بود و من در قتل آنها نقشی نداشته‌ام. شاید خود محمد رضا زن و دخترش را کشته باشد.

اختلاف قبلی عامل جنایت

سردار عبدالرضا ناظری، فرمانده انتظامی پلیس شرق استان تهران درباره جزئیات این پرونده گفت: موضوع ناپدید شدن این خانواده نخستین بار از سوی مادر بیتا- دختر 8 ساله- در روز اول اردیبهشت مورد رسیدگی کارآگاهان پلیس آگاهی شرق استان قرار گرفت. در تحقیقات اولیه مشخص شد مادر این کودک که مدتی قبل از محمد رضا طلاق گرفته بود طبق قانون یک روز در هفته حق ملاقات دخترش را داشته اما وقتی بیتا را به پدرش تحویل داد دیگر خبری از دخترش نشده بود.

وی افزود: کارآگاهان پلیس با انجام اقدامات تخصصی و پایش‌های اطلاعاتی دریافتند دختر خردسال به‌همراه پدرش و نامادری خود از خانه به مقصد یک باغ در روستای کلاته ورامین رفته بودند. همزمان مأموران پس از بررسی تماس‌های تلفنی پدر دختر بچه دریافتند که او آخرین بار با «مهدی» تماس گرفته که بلافاصله او را احضار کردند.

ناظری با اشاره به پیدا شدن خودروی محمدرضا مقابل باغ مهدی ادامه داد: مهدی در تحقیقات پلیسی، منکر هرگونه دیدار با محمد و اعضای خانواده وی شد، اما هنگامی که با مستندات و ادله پلیسی مواجه شد، به ناچار اعتراف کرد و گفت که با چاقو محمد و اعضای خانواده‌اش را به قتل رسانده و در زمین همان باغ دفن کرده و متواری شده است.

براساس اظهارات متهم، او چند روز قبل از حادثه نیز با قاتل مشاجره لفظی داشته است. تحقیقات تکمیلی از سوی پلیس همچنان ادامه دارد.

 

دیدگاه تان را بنویسید