نهضت امام مسیر خود را پیدا کرده و روز به روز سرعت عمل بیشتری می یافت و در این میان عوامل رژیم با بیخردی های خود، نقش کاتالیزور را ایفا می کردند طوری که دیگر شاه توان ماندن در کشور را نداشت و به قصد سفر از ایران خارج شد که امام این فرار را طلیعه پیروزی نامیدند.

به گزارش خبرنگار جماران، روز 26 دی‌ماه 1357 ساعت  13:08، محمدرضا پهلوی به‌همراه همسرش فرح، خاک ایران را به مقصد مصر ترک کرد. شاپور بختیار نخست‌وزیر، جواد سعید رئیس مجلس شورای ملی، علینقی اردلان وزیر دربار و جمعی از وابستگان درباری برای بدرقه وی حضور داشتند.

شاه در فرودگاه علت سفر خود به خارج را اینگونه توصیف کرد "مدتی است احساس خستگی می‌کنم و احتیاج به استراحت دارم. ضمناً گفته بودم پس از این که خیالم راحت شود و دولت مستقر گردد، به مسافرت خواهم رفت."

 
سه روز قبل از فرار، شاه شورای سلطنت را تشکیل می‌دهد تا این شورا موجبات استمرار حکومتش و امکان مذاکره با سران انقلاب را فراهم کند که البته در این هدف ناکام ماند.

 

این فرار زمینه تسریع پیروزی انقلاب اسلامی را رقم زد. شاه در حالی ایران را ترک کرد که نفرت از او سراسر ایران را پر کرده بود و این نفرت عمومی نسبت به دومین و آخرین حاکم سلسله پهلوی نتیجه تبهکاری های او و پدرش در طول چندین دهه بود.

 

همین که در ساعت دو بعد از ظهر خبر خروج شاه از رادیو شنیده شد، مردم تکبیرگویان از ادارات و خانه ها بیرون ریختند. شور و نشاط و شادی، جشن و سرود و پایکوپی، پخش نقل و شیرینی ... سراسر کشور را فرا گرفت.

 

هیجان مردمی با وحدت و یکدلی زنان و مردان و کودکان، فقیر و غنی همه و همه با تبریک و شادباش همراه بود. شور و هیجان آمیخته با خشم انقلابی، صحنه هایی به یادماندنی در تاریخ انقلاب اسلامی خلق کرد. مجسمه های شاه یکی پس از دیگری در مقابل خشم مردم تسلیم شده و از بالای ساختمانها و معابر عمومی بر زمین می افتاد. در میدان سپاه مردم مجسمه بزرگ شاه را بر زمین انداخته، به دنبال خود بر روی زمین می کشیدند. اینک با فرار شاه همه چیز تمام شده، و پیروزی قطعی است. شاه با این بهانه که «خسته ام و نیاز به استراحت دارم ...» کشور را ترک کرد. 

 

علت فرار شاه

با روشن شدن جرقه های اولیه انقلاب و فشار نیروهای مخالف رژیم و هماهنگی قیام های مردمی به رهبری امام خمینی (س) و کشتار 17 شهریور و برگزاری مراسم چهلم های مختلف شهدا در تهران، تبریز، اصفهان، مشهد و ...، و اعتصاب کارگران شرکت ملی نفت و چاپ مقاله توهین آمیز احمد رشیدی مطلق علیه امام، کنترل امنیت کشور از دست نیروهای رژیم و حتی حکومت نظامی خارج شد و پایه های اقتدار رژیم 2500 ساله شاهنشاهی سست شده و منجر به فرار شاه شد.

 

گسترش موج اعتصابات در سراسر کشور، بخصوص صنعت نفت، مملکت را به حال فلج کامل در آورد و درآمد ارزی کشور به صفر رسید. شاه برای خروج از بن بستی که در آن گرفتار شده بود به رهبران جبهه ی ملی روی آورد و قبل از همه دکتر غلامحسین صدیقی را برای مقام نخست وزیری در نظر گرفت. دکتر صدیقی پس از یک هفته مطالعه و مشورت، پاسخ رد داد. شاه از شاپور بختیار دعوت کرد. بختیار این پیشنهاد را به شرط گرفتن اختیار کامل و خروج شاه از کشور بعد از رأی اعتماد مجلسین به دولت پذیرفت. شاه ناگزیر، تمام شرایط را پذیرفت. 

 

در آن تاریخ همه ناظران سیاسی متفق القول بودند که حل بحران، با حضور شاه در ایران امکان پذیر نیست و رهبر انقلاب اسلامی، به هیچ عنوان حضور شاه و رژیم سلطنتی را تحمل نخواهد کرد. شاه نیز پس از عدم موفقیت دولت نظامی ازهاری در برقراری نظم و آرامش و رفع اعتصاب ها که اقتصاد کشور را فلج کرده بود، راه دیگری جز خروج از کشور نداشت. تشریفات مربوط به خروج شاه خصوصی و غیررسمی بود. مشایعت کنندگان، نخست وزیر، رؤسای مجلسین، وزیر دربار، رئیس ستاد ارتش و گروهی از مقامات وابسته به دربار بودند. فرودگاه مهرآباد در محاصره یگان های گارد شاهنشاهی بود. مقارن ساعت یازده و نیم صبح، شاه و همسرش، با یک هلیکوپتر وارد فرودگاه شدند.

 

در آخرین روزها فرح کوشید تا موافقت شاه را به استعفا از مقام سلطنت و تفویض مقام نیابت سلطنت به وی، طبق قانون اساسی جلب کند. شاه نپذیرفت و گفت این کار مشکلی را حل نخواهد کرد. سرانجام شاه فرار را بر قرار ترجیح داد. از اعضای خانواده ی سلطنتی تنها فرح مانده بود که او نیز همراه همسرش از ایران خارج شد. پس از خروج شاه از ایران، موج شادی مردم را فرا گرفت و ملت با آمدن به خیابان ها و اظهار شادمانی و پخش گل و شیرینی این پیروزی بزرگ را جشن گرفت. وی با زمینه سازی قبلی ایران را به مقصد مصر ترک کرد ولی سیر حوادث به خواست او پیش نرفت. وی با اقامت در مصر، امیدوار بود که بار دیگر به ایران بازگردد و قدرت از دست رفته خویش را دوباره به دست آورد ولی با ورود امام خمینی (س) به ایران و سیر سریع انقلاب، همه نقشه های شاه نقش بر آب شد. عاملین حکومتی یکی پس از دیگری در برابر خشم مردم عقب نشینی کردند و اصولا با خروج شاه، انگیزه های دفاع از حکومت از بین رفت.

 

سیاست های آمریکا در منطقه به دلیل برداشت نادرست دولتمردان غربی از وضعیت ایران با شکست مواجه شد و رژیم سلطنتی کمتر از یک ماه پس از فرار شاه سقوط کرد و طومار عمر رژیم سرتاسر ظلم و جور 2500 ساله ی شاهنشاهی روز 22 بهمن 1357، درهم پیچیده شد.

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.