نشریه آمریکایی «سمافور» در تحلیلی از وضعیت عربستان سعودی گزارش میدهد که جنگ با ایران، تشدید تهدیدات امنیتی، افزایش کسری بودجه و عقبنشینی از پروژههای عظیم اقتصادی، محمد بن سلمان را با محدودیتهای جدی قدرت خود روبهرو کرده است. به نوشته این نشریه، اختلال در بازار انرژی، حملات انصارالله و ناکامی ریاض در تأثیرگذاری بر تحولات منطقه، چشمانداز بلندپروازانه ولیعهد عربستان برای تحول اقتصادی این کشور تا سال ۲۰۳۰ را بیش از هر زمان دیگری با ابهام مواجه کرده است.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، نشریه آمریکایی «سمافور» (Semafor) در تحلیلی به بررسی چالشهای اقتصادی و امنیتی عربستان سعودی در پی جنگ با ایران پرداخته است. این نشریه با اشاره به افزایش کسری بودجه، حملات انصارالله و ناکامی پروژههای بزرگ اقتصادی، از آشکار شدن محدودیتهای قدرت محمد بن سلمان و دشوارتر شدن تحقق چشمانداز ۲۰۳۰ عربستان خبر داده و مینویسد:
تنها چهار سال پیش، محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، در اوج قدرت قرار داشت. رئیسجمهور چین بهگرمی از او استقبال میکرد و او نیز به رئیسجمهور آمریکا بیاعتنایی نشان میداد؛ آن هم در شرایطی که با تکیه بر ثروت عظیم نفتی کشورش، از منابع مالی هنگفتی برای تحقق بلندپروازانهترین طرحها و ایدههای خود برخوردار بود.
اما اکنون به نظر میرسد آن روزها به گذشتهای بسیار دور تعلق دارند.
از همان ابتدا روشن بود که سال جاری برای محمد بن سلمان سال دشواری خواهد بود. حتی پیش از آغاز جنگ با ایران، کسری بودجه عربستان سعودی روندی افزایشی پیدا کرده بود، ابعاد پروژههای شاخص سرمایهگذاری این کشور در حال کاهش بود و شور و اشتیاق اولیه ناشی از اصلاحات گسترده اقتصادی و اجتماعی نیز بهتدریج فروکش میکرد.
جنگ دونالد ترامپ با ایران، که محمد بن سلمان پیشتر درباره وقوع آن هشدار داده بود، شرایط را دشوارتر کرده است. ولیعهد عربستان اکنون همزمان در چندین جبهه با بحران روبهروست؛ از شوک جهانی در بازار انرژی و وضعیت اضطراری امنیتی در منطقه گرفته تا تیرهتر شدن چشمانداز اقتصاد داخلی. مجموعه این عوامل، شرایطی بحرانی ایجاد کرده که محدودیتهای توانایی او برای تأثیرگذاری بر تحولات منطقه را بیش از پیش آشکار ساخته است.
از منظر بازار نفت، حملات به کشتیرانی در تنگه هرمز و بابالمندب موجب افزایش قیمتها به سطحی شده که کاهش حجم صادرات را جبران کرده است. بااینحال، این منافع کوتاهمدت، خطراتی بلندمدت را پنهان میکنند. با وجود تلاشهای گسترده و کمسابقه برای حفظ جریان صادرات نفت خام، اعتبار منطقه خلیج فارس بهعنوان تأمینکنندهای مطمئن و قابلاتکا در بازار جهانی انرژی آسیب دیده است.
هرچه اختلال در عرضه انرژی طولانیتر شود، کشورهای بزرگ واردکننده نفت بیش از گذشته خود را برای شرایطی آماده خواهند کرد که در آن دیگر به نفت عربستان سعودی دسترسی نداشته باشند. در چنین وضعیتی، مصرفکنندگان به جستوجوی منابع جایگزین هیدروکربنها روی خواهند آورد و سرمایهگذاری در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر را سرعت خواهند بخشید.
پیامد این روند میتواند شکلگیری رقابتی جهانی برای افزایش هرچه سریعتر تولید نفت باشد؛ رقابتی که پس از پایان درگیریها، در شرایط مازاد عرضه و کاهش قیمتها، عربستان سعودی را ناگزیر خواهد کرد برای بازپسگیری سهم خود از بازار جهانی تلاش کند.
بااینحال، این پیامدها هنوز به آینده مربوط میشوند و در شرایط کنونی، احتمال تشدید دوباره جنگ نیز وجود دارد. چنین وضعیتی تحقق چشمانداز محمد بن سلمان برای تبدیل عربستان سعودی به مرکزی شکوفا در خاورمیانه را دشوارتر میکند؛ کشوری که قرار است شرکتهای بینالمللی در آن سرمایهگذاری کنند، گردشگران برای گذراندن تعطیلات به آن سفر کنند و ثروتمندان در آن خانه بخرند.
البته همانطور که توافق اخیر درباره خطوط لوله نفت کویت نشان داد، جذب سرمایهگذاری جهانی برای برخی زیرساختهای حیاتی همچنان ادامه خواهد یافت. بااینحال، تداوم فضای بیاطمینانی، تلاشهای عربستان سعودی برای تنوعبخشی به ساختار اقتصادی خود را با دشواریهای بیشتری روبهرو خواهد کرد.
انصارالله یمن، که عربستان سعودی از سال ۲۰۰۹ تاکنون بهصورت مقطعی با آن درگیر بوده است، توانایی نگرانکننده خود را برای اجرای حملات در عمق خاک عربستان به نمایش گذاشته است؛ حملاتی که اهدافی از فرودگاهها گرفته تا دفتر مرکزی شرکت نفتی آرامکو را دربر گرفتهاند.
این حملات نگرانی و اضطراب را در میان ساکنان عربستان سعودی و افرادی که قصد سفر به این کشور را دارند، افزایش داده است. در صورت تشدید دوباره جنگ با ایران، مدیران ارشد شرکتهای خارجی حتی برای سفر به عربستان نیز تمایل چندانی نخواهند داشت، چه رسد به آنکه بخواهند در این کشور سرمایهگذاری کنند.
در همین حال، تلاشها برای کاهش وابستگی اقتصاد داخلی عربستان به درآمدهای نفتی و ایجاد صنایع جدید نیز با کاهش شتاب روبهرو شده است. دولت عربستان پس از اختصاص بودجهای معادل حدود ۸ درصد تولید ناخالص داخلی به پروژه «نئوم»، با درنظرگرفتن هزینههای ناشی از لغو قراردادها، عملاً به شکست پرهزینه این طرح اذعان کرده است.
برنامههای عربستان سعودی برای میزبانی جام جهانی فوتبال مردان در سال ۲۰۳۴ نیز در حال کوچکتر شدن است؛ همانگونه که دیگر پروژههای عظیم این کشور با بازنگری، تعدیل و کاهش ابعاد مواجه شدهاند.
بااینحال، بحران امنیتی و افزایش هزینه سوخت موجب شده است مخارج دولت عربستان با سرعتی بیشتر از درآمدهای نفتی افزایش یابد. بدهی دولت این کشور همچنان در مقایسه با استانداردهای جهانی در سطح پایینی قرار دارد، اما روند آن صعودی است. در چنین شرایطی، افزایش هزینههای دفاعی ضرورتی اجتنابناپذیر خواهد بود؛ هرچند این هزینهها کمک چندانی به تحقق هدف تنوعبخشی به اقتصاد عربستان نخواهند کرد.
محمد بن سلمان اکنون در موقعیتی دشوار و ناخوشایند قرار گرفته و بیش از گذشته با محدودیتهای قدرت خود مواجه شده است.
تلاشهای ولیعهد عربستان برای نزدیکشدن به دونالد ترامپ، از طریق وعده سرمایهگذاری در ایالات متحده و تزریق منابع مالی به منافع تجاری خانواده ترامپ، نتوانسته است اهرم نفوذ مؤثری برای ریاض در واشنگتن ایجاد کند.
با وجود تعهد عربستان سعودی به سرمایهگذاری یک تریلیون دلاری در آمریکا، ترامپ در ماه مارس گفت که محمد بن سلمان هرگز تصور نمیکرد روزی مجبور شود «پاچهخواری مرا بکند». این اظهارنظر رکیک بهروشنی نشان میدهد که از زمان بیاعتنایی ولیعهد عربستان به جو بایدن، رئیسجمهور پیشین آمریکا، جایگاه دو طرف تا چه اندازه تغییر کرده است.
چین نیز که در سال ۲۰۲۳ برای بهبود روابط میان عربستان سعودی و ایران میانجیگری کرده بود، اکنون یا تمایلی به کمک ندارد یا توانایی انجام آن را از دست داده است. از سوی دیگر، نیروهای نظامی عربستان با وجود هزینههای هنگفت دفاعی، همچنان در بازداشتن دشمنان این کشور از انجام اقدامات خصمانه با دشواری مواجهاند.
محمد بن سلمان پیشتر چشماندازی جسورانه و بلندپروازانه برای تحول عربستان سعودی و کل منطقه تا سال ۲۰۳۰ ترسیم کرده بود؛ اما اکنون به نظر میرسد تحقق این چشمانداز بیش از هر زمان دیگری از دسترس دور شده است.