آتلانتیک در تحلیلی با مرور سابقه مداخلات آمریکا در آمریکای لاتین نوشته است سیاست دولت ترامپ در ونزوئلا، از برکناری مادورو و مهندسی ساختار سیاسی تا تلاش برای دسترسی به ذخایر عظیم نفتی این کشور، میتواند همان چرخه تاریخی مداخله، بهرهبرداری اقتصادی و واکنشهای ضدآمریکایی را بازتولید کند؛ چرخهای که به نوشته این نشریه، سود فوری آن بیشتر نصیب منافع اقتصادی خواهد شد، اما هزینههای راهبردیاش ممکن است دههها متوجه ایالات متحده باشد.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، نشریه «آتلانتیک» در گزارشی تحلیلی با بررسی سابقه مداخلات آمریکا در آمریکای لاتین، به پیامدهای سیاست دولت ترامپ در ونزوئلا، تلاش واشنگتن برای دسترسی به ذخایر عظیم نفتی این کشور و خطر بازتولید چرخه مداخله، بهرهبرداری اقتصادی و تشدید احساسات ضدآمریکایی پرداخت و نوشت: تا زمانی که سرلشکر اسمدلی باتلر در سال ۱۹۳۱ از نیروی تفنگداران دریایی آمریکا بازنشسته شد، در مکزیک، هائیتی، کوبا، فیلیپین، نیکاراگوئه، جمهوری دومینیکن، هندوراس و چین خدمت کرده بود. آن دوره، عصر طلایی امپریالیسم آمریکایی بود و باتلر نیز یکی از چهرههای شاخص آن به شمار میرفت؛ نظامیای که در زمره پرافتخارترین نظامیانتاریخ ایالات متحده قرار داشت.
اما با گذشت زمان، باتلر درباره ماهیت مأموریتهایی که انجام میداد دچار تردید شد. او در سال ۱۹۳۵ نوشت: «من ۳۳ سال و ۴ ماه در خدمت فعال بودم. در این مدت، بیشتر وقتم را صرف این کردم که یک قلدر حرفهای و سطحبالا برای شرکتهای بزرگ، والاستریت و بانکداران باشم. خلاصه اینکه من یک باجگیر بودم؛ یک گانگستر در خدمت سرمایهداری.»
به نوشته او، هزینه این لشکرکشیها از یک سو با پول مالیاتدهندگان و از سوی دیگر با جان سربازان پرداخت میشد. جنگهایی که باتلر در آنها شرکت داشت، در نقاط مختلف جهان نیز زخمهایی عمیق بر جای گذاشتند؛ موضوعی که جاناتان ام. کتز، روزنامهنگار، در زندگینامهای که در سال ۲۰۲۲ درباره باتلر منتشر کرد، به آن پرداخته است.
این مداخلات که در ایالات متحده تا حد زیادی به فراموشی سپرده شدهاند، برای مردمی که مستقیماً تحت تأثیر آنها قرار گرفتند، تجربههایی سرنوشتساز و شکلدهنده بودند و به شکلگیری و تداوم احساسات ضدآمریکایی دامن زدند.
به نظر میرسد دولت ترامپ امروز مصمم است همین چرخه را در ونزوئلا بازسازی کند: اقدام نظامی، روی کار آوردن یک دولت دستنشانده، بهرهبرداری از ذخایر نفتی و تقریباً بهطور قطع، شکلگیری نارضایتی و کینهای تازه که میتواند در آینده به درگیریهای بیشتری منجر شود.
در ماه ژانویه، نیروهای آمریکایی وارد ونزوئلا شدند و نیکلاس مادورو، رئیسجمهور این کشور، را بازداشت کردند. اگرچه دونالد ترامپ برای ظاهرسازی، اتهامهای فدرال مرتبط با قاچاق مواد مخدر علیه مادورو را مطرح کرد، اما درباره دلیل واقعی این عملیات پنهانکاری چندانی نداشت: او خواهان دسترسی به ذخایر عظیم نفتی ونزوئلا بود.
ترامپ این هفته مدعی شد که ذخایر راهبردی نفت آمریکا را با نفت ونزوئلا دوباره پر خواهد کرد و آن را «هدیهای از ونزوئلا به مردم ایالات متحده» خواند. دولت ترامپ، طبق معمول، جزئیات مشخص چندانی درباره این طرح ارائه نکرده است. با این حال، همانطور که جاناتان چیت نوشته است، آنچه در حال شکلگیری است کمتر به یک «توافق» شباهت دارد و بیشتر شبیه «پرداخت خراج از سوی ونزوئلا زیر سایه اسلحه» است.
مردم ونزوئلا در شرایطی نیستند که بتوانند آزادانه رضایت دهند باارزشترین منبع طبیعی کشورشان را بهطور رایگان در اختیار یک ابرقدرت منطقهای ثروتمندتر قرار دهند؛ چرا که ونزوئلا سالهاست انتخابات آزاد و منصفانه نداشته است.
پس از کنار زدن مادورو، ایالات متحده نه ساختار حکومتی او را برچید و نه تلاش کرد ماریا کورینا ماچادو، مخالف دموکراسیخواه و برنده جایزه صلح نوبل، را بر سر کار بیاورد. در واقع، واشنگتن حتی موانعی برای بازگشت او ایجاد کرده است. در عوض، آمریکا یکی از معاونان سابق مادورو را به ریاستجمهوری رسانده است؛ در حالی که مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، بر او نظارت میکند؛ نقشی که تا حدی به جایگاه یک نایبالسلطنه شباهت دارد.
از سوی دیگر، در روابط بینالملل هیچ چیز به سادگی یک «هدیه» نیست.
ترتیبات فعلی، آلخاندرو بتانکور لوپز، الیگارش نفتی ونزوئلایی را نیز در بر میگیرد؛ فردی که در چند کشور تحت تحقیق قرار داشته است. بتانکور توانسته ارتباطات خود را هم با نظام مادورو و هم با دولت آمریکا حفظ کند و با کمک رودی جولیانی از برخی اتهامات نیز جان سالم به در ببرد.
شرکت شورون نیز در حال گسترش حضور خود در ونزوئلاست. با این حال، دیگر شرکتهای نفتی همچنان برای ورود گسترده به این کشور محتاط و مردد هستند.
همزمان، سرمایهگذاران بخشهای دیگر، از جمله حوزه رمزارز، نیز در حال ورود به این روند هستند.
اگرچه در این میان امکان کسب درآمدهای عظیمی وجود دارد، اما اینکه آمریکاییهای عادی واقعاً چه میزان از این روند منتفع خواهند شد، بسیار نامشخصتر است.
بازسازی ظرفیت تولید نفت ونزوئلا سالها زمان خواهد برد و نفت این کشور نیز سنگین است و پالایش آن دشواریهای خاص خود را دارد. در نتیجه، در کوتاهمدت نمیتوان انتظار کاهش قیمت در پمپبنزینها را داشت و سالها زمان خواهد برد تا ذخایر راهبردی نفت آمریکا دوباره پر شود.
روابط میان نفت ونزوئلا و منافع آمریکا، سابقهای طولانی، پیچیده و پرتنش دارد. شرکتهای نفتی آمریکایی پس از جنگ جهانی دوم سرمایهگذاریهای گستردهای در ونزوئلا انجام دادند، اما دولت این کشور در سال ۱۹۷۶ صنعت نفت را ملی کرد.
در اوایل دهه ۱۹۹۰، دولت ونزوئلا بار دیگر درهای این صنعت را به روی شرکتهای خصوصی باز کرد. اما هوگو چاوز که خود را قهرمانی ضداستعماری معرفی میکرد و علاقه زیادی به استفاده از شعار «گرینگوها، به خانه بروید!» داشت، در سال ۱۹۹۹ به ریاستجمهوری رسید. او در سال ۲۰۰۷ بار دیگر داراییهای خارجی را مصادره کرد؛ اقدامی که وزیر انرژی دولتش آن را چنین توصیف کرد: «عملی در راستای حاکمیت کشور ما و مردم ما.»
ترامپ امسال همین مصادره را نیز بهعنوان یکی دیگر از دلایل مداخله آمریکا در ونزوئلا مطرح کرد.
رویکرد چاوز که در دوره جانشینش، نیکلاس مادورو، نیز ادامه یافت، شکست خورد. صنعت نفت ونزوئلا، همانند سایر بخشهای اقتصاد ملی این کشور، بهتدریج تحلیل رفت و فرسوده شد.
گیسلا سلیم-پیر در مقالهای که سال گذشته منتشر شد، بهتفصیل توضیح داد که ونزوئلا چگونه در دوران چاوز و مادورو به سوی اقتدارگرایی حرکت کرد. ناظران بینالمللی انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۱۸ را مهندسیشده توصیف کردند و شواهدی که ماچادو گردآوری کرد، به شکلی متقاعدکننده نشان میداد که حزب او در رقابت انتخاباتی سال ۲۰۲۵ پیروز شده بود.
در همین حال، شمار بسیار زیادی از افرادی که از ونزوئلا گریختهاند، راهی ایالات متحده شدهاند.
در حال حاضر، تحت بقایای نظام چاوز-مادورو، مردم ونزوئلا اختیار چندانی در تعیین این روند ندارند. با این حال، برای تصور اینکه این وضعیت در آینده چگونه ممکن است پیش برود، به خلاقیت زیادی نیاز نیست؛ تنها کافی است شناختی عملی از تاریخ وجود داشته باشد.
تصاحب نفت ونزوئلا توسط ترامپ احتمالاً با استقبال اکثریت مردم این کشور روبهرو نخواهد شد. همچنین هجوم شرکتهای آمریکایی به سبک یک «تب طلا» که تحت هدایت ترامپ شکل بگیرد نیز بعید است محبوبیت زیادی در میان ونزوئلاییها داشته باشد؛ فارغ از اینکه این کشور تا چه اندازه برای احیای صنعت نفت خود به کمک خارجی نیاز داشته باشد.
مخالفت با این توافق و حمله به منافع نفتی خارجی میتواند در آینده به موضعی پوپولیستی و ساده برای سیاستمداران ونزوئلا تبدیل شود. حتی ممکن است یکی از آنها بار دیگر تصمیم بگیرد داراییهای خارجی را ملی کند و به این ترتیب، همان چرخه از ابتدا آغاز شود.
برای نگران شدن از خطرات یورش نفتی ترامپ، لازم نیست یک صلحطلب ضداستعماری باشید. کافی است درک کنید که حضور عوامفریبان متخاصم در رأس قدرت در نیمکره غربی، برای منافع ایالات متحده زیانبار است؛ زیرا هم به بیثباتی جهانی دامن میزند و هم نوعی از مهاجرت گسترده را تشدید میکند که خود ترامپ بارها آن را یک بحران توصیف کرده است.
همین پیامدهای منفی تا حدی توضیح میدهد که چرا طی دهه گذشته، رویکرد ضدمداخلهگرایی در میان جمهوریخواهان محبوب شده بود.
تا پیش از یورش به ونزوئلا، ترامپ خود را مدافع سیاست «اول آمریکا» معرفی میکرد. اما برجستهترین صدای این رویکرد جی. دی. ونس بود؛ کسی که در سخنرانی پذیرش نامزدی حزب جمهوریخواه برای معاونت ریاستجمهوری، به تجربه حضور خود در عراق اشاره کرد. او گفت: «مثل همیشه، طبقه حاکم آمریکا چکها را نوشت. جوامعی مانند جامعه من هزینهاش را پرداختند.»
این سخنان شباهت زیادی به مواضع اسمدلی باتلر، همقطار او در تفنگداران دریایی آمریکا، داشت.
ونس ادامه داد: «برای دههها، شکاف میان آن اقلیت برخوردار از قدرت و آسایش در واشنگتن و بقیه ما، فقط بیشتر و بیشتر شد.»
با این حال، دولت ترامپ اکنون دقیقاً وارد همان نوع ماجراجوییای شده است که باتلر زمانی در آن نقش داشت و بعدها بهشدت آن را محکوم کرد.
آمریکاییهای ثروتمند امروز از این روند سود خواهند برد، آمریکاییهای عادی در کوتاهمدت دستاورد محسوسی نخواهند داشت و ایالات متحده ممکن است برای دهههای آینده با پیامدها و واکنشهای منفی ناشی از این اقدام روبهرو شود.