گزارش «جیمزتاون» هشدار میدهد که «اتحاد مجاهدین پاکستان» با متحد کردن جناحهای جهادی پراکنده، استفاده فزاینده از پهپادها، توسعه شبکه رسانهای و اجرای حملات هماهنگ علیه نیروهای امنیتی، در حال تبدیل شدن به یکی از مهمترین تهدیدهای شبهنظامی پاکستان است؛ ائتلافی که با افزایش شکافها در تحریک طالبان پاکستان، میتواند نفوذ خود را در خیبرپختونخوا و مناطق مرزی بیش از پیش گسترش دهد.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، اندیشکده «جیمزتاون» در گزارشی تحلیلی به بررسی ظهور و گسترش «اتحاد مجاهدین پاکستان» پرداخت و نوشت: اتحاد مجاهدین پاکستان در حال ظهور بهعنوان یک تهدید شبهنظامی جدی است که پتانسیل رقابت با تحریک طالبان پاکستان را دارد. این ائتلاف جناحهای جهادی ازهمپاشیده را یکپارچه کرده، فناوری پهپادی را به کار گرفته، یک روایت رسانهای پیچیده را توسعه داده و حملات هماهنگی را علیه نیروهای امنیتی دولتی انجام داده است. فراتر از عملیاتهای میدانی اتحاد مجاهدین در حال تطبیق و ارتقای تبلیغات خود از طریق ترکیب مضامین جهادی، ضد غربی و ملیگرایانه است. این روایت ایدئولوژیک خشونت را در قالب مفاهیم اخلاقی و سیاسی توجیه میکند، به دنبال افزایش جذب نیرو است و قصد دارد حمایت محلی را خصوصاً در میان اقشار دارای ثبات اقتصادی جلب کند. توانمندیهای عملیاتی در حال ظهور این گروه پیوندهای فرامرزی، رقابت فزاینده با تحریک طالبان پاکستان و گزارشهای مبنی بر هماهنگی با جماعتالاحرار و گروههای شورشی بلوچ، همگی نشاندهنده تغییر خطرناکی در چشمانداز شبهنظامیگری پاکستان هستند.
اتحاد مجاهدین پاکستان ائتلافی متشکل از گروه حافظ گل بهادر، حرکت انقلاب اسلامی پاکستان و لشکر اسلام چشمانداز شبهنظامیگری پاکستان را بهویژه در ایالت خیبرپختونخوا بهطور قابلتوجهی تغییر داده است. از زمان تشکیل این گروه در ۱۱ آوریل ۲۰۲۵، این گروه بهجای اینکه بهعنوان یک سازمان مجزا عمل کند، به یک ائتلاف چتری تبدیلشده است. این ائتلاف شامل جناحهای شبهنظامی پراکندهای است که عملیاتها را هماهنگ میکنند، اطلاعات را به اشتراک میگذارند، کارزارهای دیجیتال سازمانیافتهای را اداره میکنند، تبلیغات منتشر کرده و از پهپادها در کنار حملات میدانی علیه نیروهای امنیتی دولتی استفاده میکنند.
گروه حافظ گل بهادر باتجربهترین و مسلطترین جناح در میان گروههای زیر چتر اتحاد مجاهدین پاکستان است. این گروه مستقیماً با حافظ گل بهادر مرتبط است؛ فردی که خطرناکتر از نور ولی محسود، رهبر تحریک طالبان پاکستان در نظر گرفته میشود. بهادر بهویژه به دلیل توانایی در انجام عملیاتهای برجسته، هماهنگی با گروههای متحد برای تبادل اطلاعات و حفظ نفوذ خود شناختهشده است. یک تحلیلگر برجسته امنیتی پاکستان استدلال کرده است که بهادر «استاد» مفتی نور ولی محسود در تاکتیکهای شبهنظامیگری است و بسیار خطرناکتر محسوب میشود. تشکیل این اتحاد نفوذ و دامنه عملیاتی و زیرساختهای سازمانی بهادر را در نوار مرزی و مناطق مجاور آن بیشازپیش گسترش داده است.
ایدئولوژی و عملیاتها
لفاظیهای اتحاد مجاهدین پاکستان بهطور آگاهانه احساسات ضد غربی، چارچوببندی ملیگرایانه و ایدئولوژی جهادی را ترکیب میکند تا روایتی ظریفتر و مؤثرتر برای اهداف سازمانی و عملیاتی ایجاد کند. حسابهای رسانهای وابسته به جناحهای این گروه بهویژه انقلاب اسلامی پاکستان، بهطور فعال مطالبی را منتشر کرده و مخاطبان را در جریان فعالیتهای ائتلاف قرار میدهند. پستها اغلب شامل تصاویری از حملات، آموزش جنگجویان، جلسات آمادهسازی و سخنرانیهای صوتی و تصویری چهرههای کلیدی با مضامین اسلامگرایانه جهادی است. باوجود لفاظیهای گسترده ضد غربی، به نظر میرسد این ائتلاف از استخدام عناصر جهادی خارجی یا همسویی آشکار با گروههای شبهنظامی فراملی اجتناب میکند. این رویکرد ممکن است نشاندهنده نوعی تفاهم با طالبان افغانستان باشد که همچنان نسبت به فعالیتهای فرامرزی سایر گروههای شبهنظامی حساس است.
اتحاد مجاهدین پاکستان همچنین توانمندیهای عملیاتی فزاینده و پیچیدهای از خود نشان داده است و حملات یکپارچه را با انتشار تبلیغات شورشی ترکیب میکند. در نیمه نخست سال ۲۰۲۶، این گروه استراتژی سازمانیافته و حسابشدهتری را برای هدف قرار دادن نیروهای امنیتی اتخاذ کرده است. این اقدامات شامل استفاده از بمبهای دستساز، شلیک موشک، تیراندازی تکتیراندازها، حمله به ایست بازرسیها، کمین کردن برای کاروانهای امنیتی و حملات با پهپادهای کوادکوپتر بوده است.
این گروه اغلب حملات پهپادی را در عملیاتهای میدانی خود ادغام میکند تا در برابر نیروهای امنیتی با تجهیزات ضعیف، به برتری تاکتیکی دست یابد. این پهپادها برای حمل و پرتاب محمولههای انفجاری کوچک و نارنجک بر روی ایست بازرسیها و خودروهای امنیتی تغییر کاربری دادهشدهاند که امکان حملات دقیقتری را فراهم میکند. این سازگاری بازتابی از یکروند منطقهای گستردهتر در جنگهای چریکی است.
در ژوئیه ۲۰۲۵، اتحاد مجاهدین پاکستان مسئولیت بیش از ۹۰ حمله علیه نیروهای امنیتی در سراسر خیبرپختونخوا را بر عهده گرفت. گزارشها همچنین حاکی از آن است که تنها ماه ژوئن ۲۰۲۵ شاهد افزایش شدید حملات شبهنظامیان و متقابلاً عملیاتهای ضد تروریستی توسط نیروهای امنیتی بوده است. گروه حافظ گل بهادر جناح شبهنظامی پیشرو در انجام حملات مرگبار علیه نیروهای امنیتی بود. این گروه در حال حاضر چهار اردوگاه زبده استشهادی را اداره میکند و جناحهای متحد در ائتلاف نیز نیروی انسانی لازم برای تشدید حملات و گسترش نفوذ شبهنظامیان را فراهم میکنند. عملیاتها در سال ۲۰۲۶ تاکنون نشاندهنده تداوم این روند بوده است.
بیشتر حملاتی که توسط اتحاد مجاهدین پاکستان انجام و برعهدهگرفته میشود، شامل بمبگذاران انتحاری، جنگجویان مسلح هماهنگ، استفاده از پهپاد و تاکتیکهای درگیری است:
- در ۲۸ ژوئن، گروه حافظ گل بهادر یک حمله انتحاری در میرعلی انجام داد که منجر به کشته شدن ۱۳ نیروی امنیتی و زخمی شدن ۲۹ نفر دیگر شد.
- در ۱۰ می، اتحاد مجاهدین پاکستان یک گزارش اینفوگرافیک از ۱۰ روز عملیات خود (از ۲۸ آوریل تا ۸ می) منتشر کرد و مدعی شد ۴۸ نیروی امنیتی کشته و ۳۴ نفر مجروح شدهاند. این ائتلاف همچنین ادعا کرد که سه پاسگاه امنیتی، سه خودروی نظامی و یک سیستم خورشیدی را در این حملات منهدم کرده است.
- در ۱۹ می، این ائتلاف گزارش اینفوگرافیک دیگری از ۱۰ روز فعالیت عملیاتی خود (از ۹ می تا ۱۸ می) منتشر کرد و مدعی کشته شدن ۶۰ نیروی امنیتی و زخمی شدن ۲۵ نفر شد. این گزارش همچنین به حملهای به یک ایستگاه پلیس در «بنو» واقع در خیبرپختونخوا اشاره کرد که در آن بیش از ۱۵ پلیس کشته شدند.
روایتها و جنگ دیجیتال
اتحاد مجاهدین پاکستان تنها بر جبهه میدانی متمرکز نیست. این گروه در جبهه دیجیتال نیز فعال است؛ جایی که به دنبال هدف قرار دادن مخالفان، انتشار تبلیغات، تقویت روایت خود و دستیابی به برتری روانی از طریق یک دستگاه رسانهای پیچیده است. بسیاری از حسابهای رسانههای اجتماعی وابسته به این ائتلاف و زیرشاخههای آن — ازجمله لشکر اسلام، انقلاب اسلامی پاکستان و گروه حافظ گل بهادر — بهطور فعال نمونههایی از ایدئولوژی، حملات، سخنرانیها و نشریات گروه را منتشر، به اشتراک گذاشته و بازتاب میدهند.
در ماه می، رسانه «انقلاب اسلامی» وابسته به گروه انقلاب اسلامی پاکستان، جزوهای به سبک مانیفست را باهدف دستیابی به مخاطبان گستردهتر به اشتراک گذاشت. ایدئولوژی و روایت اصلی اتحاد مجاهدین پاکستان بهشدت غرب را محکوم کرده و ارتش پاکستان را بهعنوان یک دشمن به تصویر میکشد. این جزوه، گفتمان جهادی را با ضد امپریالیسم، ملیگرایی و پوپولیسم ترکیب کرده، پاکستان را بردهی غرب معرفی میکند و یک استراتژی ایدئولوژیک سهبخشی برای غلبه بر بحران موجود ارائه میدهد: دعوت، آموزش و جهاد مسلحانه. این سند فعالیتهای شبهنظامی گروه را در چارچوب مفاهیم اخلاقی قرار داده و به دنبال توجیه خشونت است.
این جزوه همچنین این جنبش را بهعنوان یک نیروی دارای انضباط اخلاقی، دوستدار جمعیتهای محلی و نواده ایدئولوژیک واقعی چهرههای احیاگر و جهادی اسلامی هند به تصویر میکشد. این چهرهها شامل «سید احمد شهید»، فعال ضداستعمار و از چهرههای برجسته دیوبندی؛ رهبر جمعیت علمای هند، مولانا «محمود حسن دیوبندی» (معروف به شیخالهند)؛ و اولین رهبر عالی طالبان افغانستان و «ملا محمد عمر» میشوند. این جزوه در ادامه هدف گروه را استقرار یک نظام حکومتی اسلامی در پاکستان معرفی میکند. چنین روایتی، ملیگرایی میهنپرستانه در پاکستان را با مضامین فداکاری، شهادت و شریعت اسلامی ترکیب کرده و بهشدت از روایت طالبان افغانستان در مورد جهاد و اسلامگرایی الهام میگیرد.
اصطکاک در درون تحریک طالبان
چشمانداز شبهنظامیگری پاکستان در حال تغییر شکل بهواسطه تنشهای نوظهور در میان جناحهای پراکنده تحریک طالبان پاکستان است. نقش و اهمیت اتحاد مجاهدین پاکستان همزمان با آشکار شدن شکافها در درون تحریک طالبان پاکستان، افزایشیافته است. در ۲۰ می، گروه «امتی» وابسته به «جماعتالاحرار» با «کاظم» (فرمانده محلی تحریک طالبان در کُرم ) درگیر شد که منجر به کشته شدن ۱۸ نظامی جماعتالاحرار از جمله فرمانده ممتاز گردید. رهبری جماعتالاحرار پیشازاین مفتی نور ولی را به دست داشتن در ترور «عبدالولی» رهبر جماعتالاحرار (معروف به عمر خالد خراسانی) در منطقه برمل واقع در پکتیکا در آگوست ۲۰۲۲ متهم کرده بود.
آخرین رویداد در منطقه کرم، روابط میان تحریک طالبان پاکستان و جماعتالاحرار را بیشازپیش تخریب کرد. گروه دوم به جنگجویان خود دستور داد تا به تحریک طالبان اعتماد نکنند و به اتحاد مجاهدین پاکستان نزدیکتر شده است. اکنون این احتمال وجود دارد که جماعتالاحرار به ائتلاف اتحاد مجاهدین پاکستان بپیوندد. اگر این اتفاق رخ دهد، تحریک طالبان پاکستان ممکن است نفوذ قابلتوجهی را در پاکستان از دست بدهد، درحالیکه اصطکاک موجود در میان گروههای شبهنظامی میتواند خشونتهای محلی را بر سر نفوذ، جذب نیرو، منابع و سلطه افزایش دهد.
نتیجهگیری
ظهور اتحاد مجاهدین پاکستان تحولی مرگبار را در چشمانداز اکوسیستم جهادی پاکستان آشکار میکند. شبهنظامیگری بهطور فزایندهای غیرمتمرکز شده و بازیگران، فناوری پهپاد و رسانههای دیجیتال را به روشهای پیچیدهتری به کار میگیرند. اتحاد مجاهدین پاکستان فراتر از الگوهای متعارف شورشی حرکت کرده و در حال تبدیلشدن به یک شبکه شبهنظامی ترکیبی است که قادر به چالش کشیدن اقتدار دولتی در مناطق درگیرِ ایالت خیبرپختونخوا است. در این زمینه اتحاد مجاهدین پاکستان بهعنوان یک ائتلاف قابلاعتماد برای جناحهای پراکنده و ناراضی تحریک طالبان پاکستان در حال کسب اهمیت است؛ موضوعی که این گروه را قادر میسازد شبکه شبهنظامی، نفوذ و کنترل خود را در مناطق ناآرام این ایالت و فراتر از آن گسترش دهد.