«استفن ام. والت» در تحلیلی برای فارنپالیسی، کارنامه دوره دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ را مجموعهای از ضربههای ساختاری به قدرت آمریکا میداند؛ از کاهش اعتماد متحدان و فرسایش توان نظامی و دیپلماتیک گرفته تا تضعیف برتری علمی، حاکمیت قانون، اعتماد انتخاباتی و قدرت نرم. به باور او، ترامپ برخلاف شعار «بازگرداندن عظمت آمریکا»، کشوری ضعیفتر، دوقطبیتر و کماعتبارتر در نظام بینالملل بر جای خواهد گذاشت.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، «استفن ام. والت»، استاد روابط بینالملل در دانشگاه هاروارد، ستوننویس فارن پالیسی و از برجستهترین نظریهپردازان مکتب واقعگرایی در روابط بینالملل در یادداشتی برای «فارن پالیسی» به بررسی پیامدهای دوره دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ بر جایگاه ایالات متحده پرداخت و با تمرکز بر ده حوزه از قدرت نظامی و دیپلماسی تا علم، حاکمیت قانون و قدرت نرم نوشت: سیاستهای ترامپ، برخلاف شعار «بازگرداندن عظمت آمریکا»، این کشور را از نظر قدرت نسبی، اعتبار بینالمللی و انسجام داخلی ضعیفتر کرده است.

استدلال اصلی والت این است که ترامپ برخلاف وعده «بازگرداندن عظمت آمریکا»، این کشور را از نظر قدرت نسبی، اعتبار بینالمللی، توان نظامی، ظرفیت دیپلماتیک، برتری علمی و انسجام داخلی ضعیفتر کرده است. به اعتقاد او، نزدیک به نیمه دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ، منافع اصلی سیاستهایش نصیب خانواده و نزدیکانش شده، درحالیکه آمریکا ضعیفتر و دوقطبیتر شده است.
نخستین آسیب، کاهش اعتماد به تعهدات آمریکاست. والت به خروج ترامپ از توافق هستهای ایران، انتقاد او از توافق تجاریای که در دوره نخست خود با کانادا و مکزیک امضا کرده بود، تغییر مداوم سیاست تعرفهای، تهدیدهای مکرر علیه متحدان و عقبنشینی از پیشنهاد کمک به اوکراین برای تولید موشکهای پاتریوت اشاره میکند. او معتقد است بیاعتمادی تهران به وعدههای ترامپ یکی از دلایل دشواری پایاندادن به جنگ ایران است؛ رهبران ایران خواهان دریافت امتیازات عملی پیش از پذیرش هر توافقی هستند و کشورهای دیگر نیز بهدنبال شرکای قابلاعتمادتر میگردند.
دومین آسیب به توان نظامی آمریکا مربوط است. جنگ ایران ذخایر مهم تسلیحاتی را کاهش داده و کشتیها، هواپیماها و نیروهای نظامی آمریکا را برای ماهها در منطقه نگه داشته است. گزارشهایی نیز درباره افزایش تلاش برای خودکشی در میان نیروهای مستقر در ناو آبراهام لینکلن منتشر شده است. والت میگوید این جنگ آسیبپذیریهای آمریکا را برای دشمنان آشکار کرده و روحیه نیروهای نظامی را کاهش داده، درحالیکه رقبای احتمالی مشغول تسلیح، آموزش و بررسی نقاط ضعف آمریکا هستند.
او همچنین ترامپ و پیت هگست را به سیاسیکردن ارتش متهم میکند. به نوشته والت، هگست افسرانی را که «بیدارگرا» میداند کنار گذاشته و تعداد نامتناسبی از زنان و اقلیتهای دارای سوابق حرفهای مطلوب را اخراج کرده یا مانع ارتقای آنان شده است. والت هشدار میدهد تبدیل ارتش حرفهای و وفادار به قانون اساسی به ابزاری حزبی، کارآمدی نظامی و اصل غیرسیاسیبودن نیروهای مسلح را تضعیف خواهد کرد.
سومین موضوع، تخریب ظرفیت دیپلماتیک آمریکاست. ایالات متحده در دوره مارکو روبیو از بیش از ۶۰ سازمان بینالمللی خارج شده، کنسولگریها و دفاتر خارجی را تعطیل کرده و دهها کرسی سفارت را خالی گذاشته است. در نظرسنجی انجمن خدمات خارجی آمریکا، ۹۸ درصد پاسخدهندگان از پایینبودن روحیه و ۸۶ درصد از آسیب این سیاستها به توانایی انجام وظایفشان سخن گفتهاند. والت میگوید چین همزمان حضور خود را در همین نهادها گسترش میدهد و دیپلماسی شخصی استیو ویتکاف، جرد کوشنر و جیدی ونس جایگزین مؤثری برای دستگاه حرفهای وزارت خارجه نبوده است.
چهارمین آسیب، تضعیف برتری علمی آمریکاست. کاهش بودجه تحقیقات، فشار بر دانشگاهها و انتصاب افراد فاقد صلاحیت علمی، روند خروج پژوهشگران را تشدید کرده است. براساس دادههای مؤسسه فیزیک آمریکا، فارغالتحصیلان دکتری فیزیک با بالاترین نرخ ۳۰ سال گذشته در حال ترک ایالات متحدهاند و این میزان تقریباً دو برابر سال قبل است. والت معتقد است ادامه این فرار مغزها توان نوآوری، بهرهوری و امنیت آمریکا را کاهش داده و برتری علمی را به چین واگذار خواهد کرد.
پنجمین عامل، عقبماندن آمریکا از گذار به انرژی سبز است. والت میگوید مخالفت ترامپ با انرژیهای تجدیدپذیر و تأکید او بر سوختهای فسیلی موجب میشود چین بر فناوریهای آینده، از جمله انرژی خورشیدی، بادی و باتریها مسلط شود، درحالیکه آمریکا همچنان به صنایع قدیمی وابسته میماند. پیامد این سیاست از دید نویسنده، تشدید تغییرات اقلیمی و کاهش توان رقابتی اقتصادی آمریکاست.
ششمین آسیب، فرسایش حاکمیت قانون است. والت ترامپ را متهم میکند که خود را از محدودیتهای حقوقی مصون کرده و از نظام قضایی برای مقابله با مخالفانش استفاده میکند. او انتصاب وکیل شخصی ترامپ، تاد بلانش، به سمت دادستان کل و همراهی دیوان عالی با گسترش اختیارات رئیسجمهور را بخشی از این روند میداند. به گفته او، کاهش اعتماد به استقلال نظام قضایی، خطر تجارت و سرمایهگذاری در آمریکا را افزایش داده و یکی از مزیتهای تاریخی این کشور را از بین میبرد.
هفتمین موضوع، تضعیف اعتماد به انتخابات است. والت به ادعای بیاساس ترامپ درباره پیروزی در انتخابات ۲۰۲۰، فشار بر مقامهای ایالتی برای یافتن رأی بیشتر، تلاش برای وادارکردن مایک پنس به جلوگیری از تأیید نتیجه و حمله هواداران ترامپ به کنگره اشاره میکند. او معتقد است تکرار ادعای تقلب، بازندگان انتخابات را به رد نتایج و پذیرش نظریههای توطئه سوق داده و انسجام مدنی را تضعیف میکند.
هشتمین آسیب، کنارگذاشتن سازوکارهای مهار و موازنه است. والت اذعان دارد که گسترش قدرت ریاستجمهوری پیش از ترامپ آغاز شده بود، اما بیاعتنایی او به محدودیتهای قانون اساسی را در تاریخ آمریکا کمسابقه میداند. فشار بر استقلال فدرال رزرو میتواند سرمایهگذاران خارجی را نگران کند و حذف نظارت کنگره و دادگاهها احتمال تصمیمهای پرهزینهای مانند جنگ ایران را افزایش میدهد.
نهمین عامل، نابودی گفتوگوی مدنی است. والت ترامپ را بیش از هر فرد دیگری مسئول رواج دروغ، توهین، ادبیات خشونتآمیز و معرفی مخالفان بهعنوان مجرم و خائن میداند. به نوشته او، جیدی ونس و دیگر چهرههای جمهوریخواه نیز همین روش را پذیرفتهاند. نتیجه، تشدید قطبیشدن جامعه، بنبست سیاسی و تبدیل بحثهای پیچیده به رقابت در توهین شخصی بوده است.
دهمین پیامد، سقوط قدرت نرم آمریکاست. والت میگوید مجموعه این سیاستها به اعتبار نظام سیاسی، زیرساختها، توان کارشناسی و تصویر بینالمللی آمریکا آسیب زده است. کشورهایی مانند کانادا و دانمارک که زمانی از نزدیکترین شرکای واشنگتن بودند، از سیاستهای ترامپ فاصله گرفتهاند. براساس یکی از ارزیابیهای مورد استناد مقاله، تصویر آمریکا در افکار عمومی جهانی اکنون فقط اندکی بهتر از کره شمالی، افغانستان، ایران یا اسرائیل است.
والت میپذیرد که ترامپ چند امتیاز اقتصادی کوتاهمدت از شرکای آمریکا گرفته و به انتخاب برخی سیاستمداران همسو در کشورهای کوچک کمک کرده است. بااینحال، او مهمترین دستاورد دوره دوم ترامپ را افزایش ثروت شخصی و خانوادگی او میداند و نتیجه میگیرد که آمریکا در پایان این دوره احتمالاً ضعیفتر، بیمارتر و خشمگینتر خواهد بود.