یک تحلیلگر مسائل خاورمیانه گفت: علیرغم وجود اصل دفاع مشترک در توافق مکه، ممکن است برخی ملاحظات کشورها باعث گردد تمام آنچه بر روی کاغذ آمده، به صورت تمام و کمال دنبال نشود.
جواد حیراننیا در گفتوگو با خبرنگار جماران، با اشاره به امضای توافق سهجانبه دفاعی میان عربستان، پاکستان و ترکیه در روز گذشته، اظهار کرد: این توافق در ادامه پیمان دوجانبه دفاعی میان عربستان و پاکستان است که سال گذشته پس از جنگ 12 روزه و همزمان با حمله اسرائیل به قطر امضا شده بود. البته گفتوگوها و همکاریهای امنیتی-دفاعی پاکستان و عربستان به سالها پیش بازمیگردد، اما حمله اسرائیل به قطر، باعث افزایش نگرانیهای کشورهای منطقه از جمله عربستان نسبت به پیشروی اسرائیل شد و در آن فضا، یک پیمان دفاعی دوجانبه بین عربستان و پاکستان به امضا رسید.
وی افزود: پس از جنگ 40 روزه علیه ایران و واکنش جمهوری اسلامی به آن و حمله به تمام 6 عضو شورای همکاری خلیجفارس، کشورهای منطقه از جمله عربستان دریافتند که نظم پیشین که ذیل پرچم امنیتی آمریکا تعریف شده بود، نمیتواند به تهدیدات ایران و نیروهای منطقهای آن پاسخ دهد. از سالها پیش، دو محور در منطقه شکل گرفته بود؛ یکی محور ایران و متحدینش و دیگری، همکاریهای رو به گسترش امارات و اسرائیل. سومین محوری که پس از جنگ رمضان شکل گرفت، یک ائتلاف چهارگانه میان مصر، عربستان، ترکیه و پاکستان بود که بر خلاف محور امارات و اسرائیل که خواستار تداوم جنگ علیه ایران بود، برای تقویت دیپلماسی میان ایران و آمریکا تلاش میکرد.
مدیر گروه مطالعات خلیجفارس مرکز پژوهشهای استراتژیک خاورمیانه ادامه داد: از دل همین ائتلاف چهارگانه، این همکاری دفاعی سهجانبه میان عربستان، پاکستان و ترکیه امضاء شد که نشان میدهد اکنون نظم جدیدی در حال شکلگیری است که هم مقابل ایران قرار دارد و هم مقابل اسرائیل وخصوصا پس از جنگ 40 روزه، سویه ضدایرانی این ائتلاف بیشتر خود را نشان داد. پیشتر حتی ایران از پیمان دفاعی دوجانبه عربستان و پاکستان استقبال کرده بود، اما این توافق سهجانبه که دیروز امضاء و به توافق مکه معروف شد، مادهای شبیه ماده 5 ناتو برای دفاع مشترک را دارد و تأکید میکند که حمله به هر کدام از سه کشور عربستان، پاکستان و ترکیه، حمله به هر سه آنهاست.
حیراننیا با بیان اینکه بنابراین وجود تهدید علیه هر کدام از این کشور، میتواند دو بازیگر دیگر را هم درگیر کند، گفت: اما یک نکته در اینجا وجود دارد؛ در جنگ 40 روزه نیز عربستان مورد حمله قرار گرفت، اما پاکستان به عنوان کشوری که پیمان دفاعی مشترک با سعودیها امضا کرده بود، واکنشی نشان نداد. البته به نظر نمیرسد در شرایطی که حملات ایران به یک تهدید وجودی علیه عربستان تبدیل نشده، سعودیها هم از پاکستان درخواست ورود کرده باشند. در مجموع، علیرغم وجود اصل دفاع مشترک در توافق مکه، ممکن است برخی ملاحظات کشورها باعث گردد تمام آنچه بر روی کاغذ آمده، به صورت تمام و کمال دنبال نشود. نهایتا اینکه توافق مکه میتواند یک بازدارندگی مشترک را شکل دهد؛ خصوصا که پاکستان تنها کشور اسلامی است که بمب اتمی دارد و ترکیه نیز عضو ناتوست. اما این بدین معنا نیست که هر جنگی که علیه یکی از سه کشور عربستان، پاکستان و ترکیه شکل بگیرد، دو کشور دیگر الزاما به آن ورود کنند.
وی با بیان اینکه در مجموع، توافق مکه حامل دو پیام روشن برای ایران و اسرائیل است و یک پیام پنهان نیز برای آمریکا دارد، عنوان کرد: هم در جنگ 40 روزه و هم در تحولات یک ماه اخیر، عربستان مورد حمله ایران قرار گرفت و خصوصا در چند هفته اخیر، عملیات گستردهای توسط انصارالله علیه این کشور انجام شد و متقابلا، عربستان نیز با حمله به حشدالشعبی، پاسخ این حملات را داد و بدین ترتیب این پیام را به ایران رساند که از رویکرد محتاطانه خودش فاصله گرفته و وارد مرحله تقابل مستقیم با نیروهای نیابتی ایران شده است. اکنون نیز پیمان مکه این پیام را برای ایران دارد که عربستان در تلاش است در یک چهارچوب منطقهای و خارج از چتر نظامی آمریکا، با تهدیدات ایران و نیروهایش مقابله کند.
این تحلیلگر مسائل خاورمیانه در تشریح پیام توافق مکه برای رژیم صهیونیستی، بیان کرد: نتانیاهو در یک تهدید آشکار علیه سعودیها، اعلام کرد چنانچه عربستان نگران فلسطین است، میتواند بخشی از سرزمین خود را در اختیار فلسطینیها قرار دهد. لذا یکی از اهداف سه کشور مذکور از امضای توافق مکه، این است که جلوی هژمونشدن اسرائیل را بگیرند. همچنین این توافق پیامی برای آمریکا نیز دارد؛ چتر حمایتی ایالات متحده نتوانست از کشورهای عربی در برابر حملات ایران محافظت کند و اولویت را به اسرائیل داد و لذا این کشورها تصمیم گرفتند با امضای توافقهایی از این دست، به سمت متنوعسازی شرکای استراتژیک خود و تقویت و بومیسازی صنایع دفاعیشان حرکت کنند.
حیراننیا در خصوص چرایی الحاق ترکیه به این توافق، اظهار کرد: ترکیه دغدغه توازن منطقهای را دارد. گسترش جنایات اسرائیل در منطقه، یک زنگ خطر را برای ترکیه به صدا درآورد و به آن هشدار داد که ممکن است کشور بعدیای باشد که مورد حمله اسرائیل قرار میگیرد. همچنین درگیریهای بین اسرائیل و سوریه در زمان احمد الشرع نیز یک چالش امنیتی برای ترکیه به شمار میرود و منافع این کشور در سوریه را به خطر میاندازد. علاوه بر اینها، تا کنون مقامات صهیونیستی بارها ترکیه را به حمله نظامی تهدید و اردوغان را به یهودیستیزی متهم کردهاند. نهایتا در فضای پس از تحولات 7 اکتبر 2023، ترکیه درصدد ایجاد یک ائتلاف نظامی در منطقه برآمد تا جلوی پیشروی اسرائیل را بگیرد. ضمن اینکه پیمان ناتو که ترکیه نیز از اعضای آن محسوب میشود، ماهیت غربی دارد و لذا ممکن است در صورت ایجاد درگیری نظامی بین ترکیه و اسرائیل، به نفع ترکیه وارد عمل نشود. مجموع اینها باعث پیوستن ترکیه به توافق مکه شد. ضمن اینکه این توافق ممکن است دیگر روابط دوجانبه در منطقه مانند تعاملات ترکیه و قطر یا کویت و پاکستان را تحت تأثیر قرار و آنها را ذیل خود جای دهد.
وی در پاسخ به اینکه از سالها پیش بحث شکلگیری ناتوی عربی در منطقه مطرح بود و ایران به چشم تهدید به آن نگاه میکرد؛ آیا اکنون میتوان توافق مکه را نوعی ناتوی اسلامی دانست، گفت: شرایط امروز با زمانی که بحث ناتوی عربی مطرح بود، متفاوت است. اکنون تهدید اسرائیل برای عربستان، ترکیه و پاکستان بسیار پررنگ است و به علاوه، سعودیها از بابت ایران نیز نگرانیهای جدی دارند و همچنین وضعیت تنگه هرمز و بابالمندب، امنیت انرژی منطقه را نیز به خطر انداخته است. این شرایط با دولت نخست ترامپ و زمانی که بحث شکلگیری ناتوی عربی برای نخستین بار توسط عربستان مطرح شد، متفاوت است.
حیران نیا یادآور شد: آن زمان، عمده نگرانی کشورهای عربی و اسلامی، بابت ایران و نیروهای متحدش بود، اکنون اما عربستان، پاکستان و ترکیه اعلام کردهاند توافق مکه، علیه هیچ کشوری نیست و دیگر کشورها هم میتوانند عضو آن شوند. بنابراین، اساسا شرایطی که منجر به شکلگیری توافق مکه شده، بسیار حادتر از زمانی است که عربستان ایده ناتوی عربی را مطرح کرده بود و امروز تهدیدات بسیار ملموستر شده است.