توماس فریدمن در تحلیلی در نیویورک تایمز، ترامپ، نتانیاهو و پوتین را سه رهبر گرفتار در جنگ‌هایی می‌داند که با اعتمادبه‌نفس افراطی، حلقه‌های چاپلوس و تحلیل‌های نادرست آغاز شده‌اند؛ جنگ‌هایی که نه‌تنها به اهداف سیاسی موردنظر نرسیده‌اند، بلکه اکنون تنها راه پایان آن‌ها، پذیرش شکست راهبردهای نظامی و بازگشت به میز مذاکره است.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، توماس ال. فریدمن، ستون‌نویس روزنامه نیویورک تایمز، در مقاله‌ای استدلال می‌کند که دونالد ترامپ، بنیامین نتانیاهو و ولادیمیر پوتین، با وجود تفاوت‌های سیاسی و شخصیتی، یک ویژگی مشترک دارند: هر سه خود را داناترین فرد در اطراف خود می‌دانند، با حلقه‌ای از افراد چاپلوس و تأییدکننده احاطه شده‌اند و با اتکا به اعتمادبه‌نفس بیش از حد، وارد جنگ‌هایی شده‌اند که اکنون خروج از آن‌ها بسیار دشوار است. به اعتقاد فریدمن، هر سه رهبر بر پایه تحلیل‌های نادرست و اطلاعاتی که مطابق میل و پیش‌فرض‌هایشان بوده، تصمیم‌های راهبردی اشتباهی گرفته‌اند؛ تصمیم‌هایی که نه‌تنها اهداف مورد نظر آن‌ها را محقق نکرده، بلکه بحران‌هایی پیچیده و فرسایشی به وجود آورده است.

 

 

Screenshot 2026-07-25 071056

 

اشتباه بزرگ نتانیاهو درباره ایران

فریدمن می‌نویسد بزرگ‌ترین اشتباه بنیامین نتانیاهو این بود که تصور کرد اسرائیل می‌تواند با مجموعه‌ای از حملات هوایی، جمهوری اسلامی را سرنگون کند و حتی در تعیین رهبر بعدی ایران نقش داشته باشد.

به گفته او، سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل، موساد، اگرچه در طراحی و اجرای عملیات ترور عملکرد موفقی داشته، اما در تحلیل شرایط سیاسی و اجتماعی ایران ضعیف عمل کرده است. فریدمن معتقد است موساد بیش از اندازه به مخالفان جمهوری اسلامی تکیه کرده؛ افرادی که برای جلب حمایت اسرائیل، میزان ضعف حکومت ایران و احتمال فروپاشی سریع آن را بزرگ‌نمایی کرده‌اند.

او می‌نویسد نتانیاهو و رئیس وقت موساد، دونالد ترامپ را متقاعد کردند که با حذف رهبران جمهوری اسلامی، ساختار حکومت فرو خواهد پاشید. این در حالی بود که رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، چنین سناریویی را «مضحک» توصیف کرده بود؛ اما ترامپ هشدارهای دستگاه اطلاعاتی آمریکا را نادیده گرفت و به ارزیابی‌های ارائه‌شده از سوی اسرائیل اعتماد کرد.

 

طرح موساد برای دوران پس از سقوط جمهوری اسلامی

فریدمن همچنین به گزارشی از نیویورک تایمز اشاره می‌کند که براساس آن، موساد برای دوران پس از سقوط احتمالی جمهوری اسلامی، روی محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور پیشین ایران، به‌عنوان یکی از گزینه‌های احتمالی رهبری حساب باز کرده بود. او این طرح را نشانه‌ای از غرور، زیاده‌روی و بی‌اطلاعی از تاریخ و جامعه ایران می‌داند. فریدمن یادآوری می‌کند که خاطره کودتای سال ۱۳۳۲ علیه دولت محمد مصدق و نقش قدرت‌های خارجی در سرنگونی او، همچنان در حافظه تاریخی ایرانیان زنده است.

به نوشته او، حتی مخالفان جمهوری اسلامی نیز حاضر نخواهند شد رهبری را بپذیرند که از سوی اسرائیل به ایران تحمیل شده باشد. فریدمن تأکید می‌کند تصور اینکه جمعیتی حدود هشت میلیون نفری از یهودیان اسرائیل بتواند برای بیش از ۹۰ میلیون ایرانی رهبر تعیین کند، نمونه‌ای آشکار از غرور، زیاده‌روی و درک نادرست از قدرت ملی‌گرایی ایرانی است.

 

ترامپ بدون متحد و برنامه وارد جنگ شد

فریدمن درباره دونالد ترامپ نیز معتقد است که او بدون همراهی متحدان آمریکا، بدون برخورداری از مشروعیت بین‌المللی و بدون داشتن برنامه‌ای مشخص برای «روز بعد» از جنگ، وارد درگیری با ایران شد. به اعتقاد او، نتیجه این تصمیم آن بود که ایران به‌جای ورود به یک رویارویی نظامی متعارف و مستقیم، به ابزارهای کم‌هزینه اما مؤثری روی آورد؛ ابزارهایی مانند تهدید امنیت تنگه هرمز و حمله به متحدان آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس. این اقدامات به ایران امکان داد بدون نیاز به شکست مستقیم ارتش آمریکا، هزینه‌های اقتصادی، امنیتی و سیاسی درگیری را برای واشنگتن و شرکای منطقه‌ای آن افزایش دهد.

 

اشتباه محاسباتی پوتین در اوکراین

فریدمن در ادامه میان اشتباهات نتانیاهو و ولادیمیر پوتین شباهت برقرار می‌کند. به نوشته او، رئیس‌جمهور روسیه نیز براساس اطلاعات و تحلیل‌های نادرست تصور می‌کرد مردم اوکراین از ورود نیروهای روس استقبال خواهند کرد و عملیات نظامی مسکو با مقاومت جدی روبه‌رو نخواهد شد. اما همانند نتانیاهو که ارزیابی نادرستی از جامعه و ساختار سیاسی ایران داشت، پوتین نیز قدرت ملی‌گرایی، مقاومت عمومی و ظرفیت دفاعی اوکراین را دست‌کم گرفت و وارد جنگی طولانی و پرهزینه شد که خروج از آن برای روسیه بسیار دشوار است.

 

پایان جنگ‌ها تنها پای میز مذاکره رقم می‌خورد

فریدمن در پایان نتیجه می‌گیرد که هیچ‌یک از این جنگ‌ها راه‌حل نظامی ندارد. به باور او، نه آمریکا و اسرائیل می‌توانند صرفاً با حملات نظامی آینده سیاسی ایران را تعیین کنند، نه روسیه قادر است با ادامه جنگ اراده خود را به‌طور کامل بر اوکراین تحمیل کند و نه طرف‌های مقابل می‌توانند بدون پرداخت هزینه‌های سنگین به اهداف نهایی خود برسند. او تأکید می‌کند همه طرف‌های درگیر سرانجام ناچار خواهند شد به مذاکره روی آورند. از نگاه فریدمن، مسئله اصلی این نیست که آیا مذاکرات انجام خواهد شد یا نه؛ بلکه تنها پرسش این است که چه زمانی رهبران درگیر حاضر خواهند شد شکست راهبردهای خود را بپذیرند و برای پایان دادن به جنگ‌ها به راه‌حلی سیاسی تن دهند.

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.