جنگ روسیه و اوکراین که از فوریه ۲۰۲۲ آغاز شد و تا به امروز ادامه دارد، بار دیگر تأیید کرده است که جنگ زمینی در مقیاس بزرگ دیگر مربوط به گذشته نیست و ارتش‌های مدرن به ذخایر و نیروی انسانی قابل توجهی نیاز دارند که بتوانند در برابر فرسایش مقاومت کنند.

به گزارش جماران، الجزیره در گزارشی نوشت: پس از پایان جنگ سرد، اروپا طوری رفتار کرد که گویی دوران جنگ‌های زمینی گسترده در خاک خود به پایان رسیده است و تهدید وجودی که کشورهای اروپایی را مجبور به حفظ ارتش‌های بزرگ کرده بود، اکنون به امری مربوط به قرن بیستم تبدیل شده است. در راستای این برداشت، دولت‌های اروپایی به سمت کاهش نیروهای زمینی خود و ایجاد ارتش‌های کوچک‌تر، بسیار حرفه‌ای و از نظر فناوری پیشرفته حرکت کردند که برای درگیری‌های خارجی دوردست مانند جنگ افغانستان، عملیات ضد تروریسم و ​​مدیریت بحران در خارج از قاره اروپا آماده شده بودند.

در کمتر از دو دهه، اکثر کشورهای اروپایی خدمت سربازی اجباری را به حالت تعلیق درآوردند یا لغو کردند، که از فرانسه، آلمان و ایتالیا شروع شد و به سوئد، لهستان و کشورهای اروپای شرقی گسترش یافت، به موازات کاهش قابل توجه هزینه‌های نظامی، کوچک‌سازی نیروهای منظم و تعطیلی پادگان‌ها و مراکز آموزشی، و این کار به عنوان بخشی از آنچه که در آن زمان به عنوان «سود صلح» شناخته می‌شد، یعنی انتقال منابع از حوزه نظامی به اقتصاد و رفاه اجتماعی صورت گرفت.

با این حال، جنگ روسیه و اوکراین که از فوریه ۲۰۲۲ آغاز شد و تا به امروز ادامه دارد، بار دیگر تأیید کرده است که جنگ زمینی در مقیاس بزرگ دیگر مربوط به گذشته نیست و ارتش‌های مدرن به ذخایر و نیروی انسانی قابل توجهی نیاز دارند که بتوانند در برابر فرسایش مقاومت کنند. بنابراین، ناتو برنامه‌های جدیدی را بر اساس توانایی بسیج بیش از ۳۰۰۰۰۰ نیرو در اروپا طی ۳۰ تا ۱۸۰ روز، با ظرفیت استقرار سریع آنها در جبهه‌ای از بالتیک تا دریای سیاه، اتخاذ کرده است.

انتقاد مکرر ترامپ رئیس جمهور  آمریکا از ناتو، همراه با تصمیم او در اوایل ماه مه 2026 برای خروج 5000 سرباز آمریکایی از آلمان، نگرانی‌هایی را در مورد قابلیت اطمینان حفاظت آمریکا از امنیت اروپا ایجاد کرده است. در نتیجه، اروپایی‌ها بار دیگر سوالاتی را مطرح می‌کنند که فکر می‌کردند به آنها پاسخ داده‌اند، مانند: چگونه می‌توان از این قاره در برابر یک جنگ فرسایشی طولانی دفاع کرد؟ آیا ارتش‌های فعلی اروپا می‌توانند بدون مشارکت آمریکا یک درگیری طولانی و شدید را تحمل کنند؟ و آیا فناوری و تسلیحات پیشرفته برای جبران کمبود نیروی انسانی و ذخایر نظامی کافی است؟

 

زنگ‌های خطر به صدا در می‌آیند

مراکز تحقیقاتی در جستجوی پاسخ‌هایی در مورد آینده امنیت اروپا بوده‌اند. در سال ۲۰۲۵، مؤسسه تحقیقات استراتژیک آکادمی نظامی فرانسه (IRSEM)، نهاد تحقیقات استراتژیک وزارت نیروهای مسلح فرانسه، مطالعه‌ای طولانی با عنوان «بازگشت خدمت سربازی در اروپا» منتشر کرد. 

این مطالعه نشان داد که ارتش‌های اروپایی در دهه‌های اخیر برای انجام عملیات کوتاه و محدود طراحی شده‌اند، نه جنگ‌هایی که سال‌ها طول بکشند و ده‌ها هزار سرباز را به خود اختصاص دهند.

بنابراین، بحث‌هایی در مورد بازسازی نیروهای ذخیره، احیای مفهوم «ارتش شهروندی» و بازنگری در خدمت سربازی اجباری آغاز شد. این مطالعه مدل‌های خدمت سربازی اجباری را در ۳۴ کشور اروپایی از زمان پایان جنگ سرد بررسی کرد. برخی از کشورها خدمت سربازی اجباری را حفظ کردند، در حالی که برخی دیگر آن را لغو کردند و برخی دیگر آن را در اشکال جدید مبتنی بر خدمت داوطلبانه دوباره برقرار کردند، که همه آنها با چالش‌های مشابهی از جمله کاهش نرخ زاد و ولد و عدم تمایل جوانان اروپایی به خدمت در ارتش روبرو بودند.

در سال ۲۰۲۶، مؤسسه هلندی کلینگندایل مطالعه‌ای با عنوان «پر کردن شکاف: چالش اروپا در بازسازی نیروهای زمینی» منتشر کرد. این مطالعه بررسی کرد که چگونه دانمارک، آلمان، سوئد و هلند کاستی‌های کلیدی در قابلیت‌های نیروهای زمینی خود و توانایی فعلی خود برای تأمین به موقع یک نیروی رزمی مؤثر را برطرف کرده‌اند. این مطالعه تأکید کرد که ارتش‌های اروپایی از شکاف‌های قابل توجهی در پدافند هوایی زمینی، توپخانه و قابلیت‌های مانور زمینی و همچنین کمبود شدید نیروی انسانی رنج می‌برند که به مهمترین محدودیت در برنامه‌های بازسازی آنها تبدیل شده است.

این مباحث در بحبوحه احساس کاهش بازدارندگی سنتی در اروپای شرقی و تهدید قریب‌الوقوع جنگ به مرزهای این قاره، به موضوع مورد علاقه و بحث فزاینده‌ای در سمینارها و کنفرانس‌های نظامی و امنیتی تبدیل شده‌اند. مارک روته، دبیرکل ناتو، بارها هشدار داده است که مسکو می‌تواند تا سال 2030 آماده استفاده از زور علیه اعضای ناتو باشد. در همین راستا، آلمان از یک طرح عملیاتی با هدف سازماندهی عبور و استقرار تقریباً 800000 نیروی ناتو در سراسر خاک آلمان، همراه با 200000 وسیله نقلیه و پشتیبانی لجستیکی مرتبط با آنها، رونمایی کرد که نشان‌دهنده مقیاس تغییر در حال وقوع در تفکر نظامی اروپا است.

 

پایان مرحله «بازگشت صلح»

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، اروپا محیط امنیتی جدید را فرصتی برای کاهش هزینه‌های نظامی و ارتش خود، هدایت بودجه به سمت رفاه اجتماعی و بهبود کیفیت زندگی دانست. در این زمینه، اکثر کشورهای اروپایی خدمت سربازی اجباری را به حالت تعلیق درآوردند. فرانسه در سال ۲۰۰۱ آن را لغو کرد، به دنبال آن اسپانیا در پایان همان سال، ایتالیا در سال ۲۰۰۵ و لهستان در سال ۲۰۰۸. تعداد قابل توجهی از کشورهای اروپای شرقی، مانند بلغارستان، لیتوانی، مجارستان، رومانی و لتونی، نیز پس از خروج از پیمان ورشو با اتحاد جماهیر شوروی، به دنبال نوسازی ارتش‌های خود و همسو کردن آنها با استانداردهای غربی بودند.

در طول آن سال‌ها، ماهیت ارتش‌های اروپایی تغییر کرد. اروپا به جای تکیه بر نیروهای بزرگ و قابل توجه، به سمت ارتش‌های کوچک‌تر و حرفه‌ای که به فناوری، نیروهای ویژه و قابلیت‌های استقرار سریع وابسته بودند، حرکت کرد. در بریتانیا، جایی که ارتش هنوز از تصویر عمومی مثبتی برخوردار است، تعداد پرسنل فعال از 306000 نفر به تقریباً 136000 نفر کاهش یافت، در حالی که اندازه نیروهای زمینی از 134000 نفر به تنها حدود 73000 نفر کاهش یافت. این امر باعث شد تا رئیس سابق ستاد کل، ژنرال پاتریک سندرز، نگرانی خود را در مورد توانایی ارتش بریتانیا در انجام تعهدات خود به ناتو یا انجام عملیات‌های گسترده در خارج از کشور ابراز کند.

آلمان که هنوز خاطره منفی نازیسم و ​​جنگ جهانی دوم را با خود حمل می‌کند و هرگونه گسترش نظامی‌گری را با سوءظن می‌بیند، در سال ۲۰۱۱ خدمت سربازی اجباری را به عنوان بخشی از تغییر به سمت یک ارتش کاملاً حرفه‌ای به حالت تعلیق درآورد و کاهش هزینه‌های نظامی برای سال‌های زیادی ادامه یافت، تا جایی که برلین در تأمین تعداد مورد نیاز سرباز برای انجام تعهدات خود در ناتو با مشکل مواجه شد.

نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که در اروپا اختلاف نظر آشکاری در مورد خدمت سربازی وجود دارد. طبق گزارش YouGov، اکثریت در فرانسه (68٪) و آلمان (58٪) از خدمت سربازی اجباری برای جوانان حمایت می‌کنند. در مقابل، ایتالیایی‌ها و بریتانیایی‌ها در این مورد اختلاف نظر دارند، در حالی که اکثریت اسپانیایی‌ها (53٪) با آن مخالفند. نظرسنجی دیگری که توسط گالوپ در سال 2024 انجام شد، نشان داد که تنها 32٪ از شهروندان اتحادیه اروپا آماده دفاع از کشور خود در صورت جنگ هستند. در بزرگترین اقتصادهای اتحادیه اروپا، مانند ایتالیا، آلمان و اسپانیا، این ارقام حتی کمتر بود: تنها 14٪ از ایتالیایی‌ها، 23٪ از آلمانی‌ها و 29٪ از اسپانیایی‌ها تمایل خود را برای جنگیدن برای کشورشان در زمان جنگ ابراز کردند.

فنلاند که با روسیه مرز مشترک دارد و میراث تاریخی مرتبط با تهاجم شوروی را در خود جای داده است، هرگز خدمت سربازی اجباری را لغو نکرده است. قانون خدمت سربازی این کشور تصریح می‌کند که هر شهروند مرد فنلاندی موظف است بین ۱۸ تا ۶۵ سال خدمت سربازی را انجام دهد. هلسینکی سالانه تقریباً ۲۱۰۰۰ تا ۲۴۰۰۰ سرباز از جمعیت ۵.۵ میلیونی خود را به خدمت سربازی فرا می‌خواند.

لیتوانی اولین کشور اتحادیه اروپا بود که در سال ۲۰۱۵ خدمت سربازی اجباری را دوباره برقرار کرد و پس از آن سوئد در سال ۲۰۱۷ این کار را انجام داد و پس از آنکه قبلاً خدمت سربازی را به مردان محدود کرده بود، آن را به مردان و زنان نیز گسترش داد. لتونی قرار است این کار را در اوایل سال ۲۰۲۴ انجام دهد، در حالی که نروژ و دانمارک به ترتیب در سال‌های ۲۰۱۵ و ۲۰۲۵ خدمت سربازی اجباری را به زنان نیز گسترش دادند. در اکتبر ۲۰۲۵، قانونگذاران کرواسی به برقراری مجدد خدمت سربازی اجباری از سال ۲۰۲۶ رأی دادند.

حتی کشورهایی که در مورد بازگرداندن خدمت سربازی اجباری مردد بودند، به برنامه‌های داوطلبانه روی آورده‌اند. در سال ۲۰۲۵، کشورهایی مانند فرانسه، آلمان، بلژیک و لهستان از راه‌اندازی خدمات داوطلبانه جدید خبر دادند. برنامه جدید ۱۰ ماهه داوطلبانه فرانسه که در نوامبر ۲۰۲۵ اعلام شد، جایگزین خدمت سربازی قبلی می‌شود. در همین حال، آلمان قصد دارد از سال ۲۰۲۶ سالانه ۲۰۰۰۰ داوطلب استخدام کند و تا حدودی تصمیم خود در سال ۲۰۱۱ مبنی بر تعلیق خدمت سربازی اجباری را لغو کند.

 

بازگشت به قرن بیستم؟

با این حال، بازگشت اروپایی‌ها به خدمت سربازی به معنای بازگشت به مدل سربازگیری انبوه که اروپا در طول دو جنگ جهانی یا جنگ سرد تجربه کرد، نیست، زیرا مدل‌های جدید انعطاف‌پذیرتر هستند و تا درجات مختلفی به داوطلبی، انتخاب گزینشی یا قرعه‌کشی بستگی دارند.

برای مثال، در سوئد، همه مردان جوان واجد شرایط که تعدادشان سالانه حدود ۱۰۰۰۰۰ نفر است، به خدمت سربازی اعزام نمی‌شوند. در عوض، یک فرآیند انتخاب چند مرحله‌ای به کار گرفته می‌شود که با پر کردن فرمی حاوی اطلاعات مربوط به سلامت، تناسب اندام، تحصیلات و سابقه کیفری شروع می‌شود. پس از آن معاینات پزشکی و روانشناسی انجام می‌شود. در نهایت، تصمیم به اعزام به خدمت بر اساس درصد محدودی از داوطلبان مورد نیاز ارتش، که بین ۴ تا ۸ درصد از کل متقاضیان است، گرفته می‌شود. سوئد برنامه‌ای را با هدف افزایش تعداد سربازان وظیفه از ۸۰۰۰ نفر فعلی در سال به تقریباً ۱۲۰۰۰ نفر تا سال ۲۰۳۲ اتخاذ کرده است.

آلمان، به نوبه خود، در حال حرکت به سمت اتخاذ مدلی مبتنی بر «خدمت سربازی داوطلبانه» برای یک دوره شش ماهه قابل تمدید، همراه با بازگرداندن خدمت اجباری برای جوانان است. این پروژه شامل فرم‌های ثبت نام اجباری پس از رسیدن به سن ۱۸ سالگی، معاینات پزشکی و ارائه مشوق‌های مالی و آموزشی برای داوطلبان، تا سقف ۲۳۰۰ یورو (تقریباً ۲۶۰۰ دلار) در ماه، می‌شود. در صورتی که مدل داوطلبانه نتواند کمبود نیرو را برطرف کند، گزینه بازگشت به خدمت کامل همچنان پابرجاست.

برلین در حال حاضر با مشکلات استخدام روبرو است، چرا که ارتش آن ۱۸۰ هزار سرباز دارد، در حالی که حداقل تعداد مورد نیاز تا سال ۲۰۳۵ حدود ۲۶۰ هزار نفر است. طبق اظهارات صدراعظم سابق، اولاف شولتز، در سال ۲۰۲۲، برلین امیدوار است بزرگترین ارتش دائمی در اروپا را داشته باشد. با این حال، این امر با هزینه اقتصادی بالایی همراه خواهد بود. مطالعه‌ای توسط موسسه «ایفو» نتیجه گرفت که بازگشت کامل به خدمت سربازی اجباری می‌تواند منجر به کاهش درآمد ناخالص ملی تقریباً ۱.۶٪ یا نزدیک به ۷۹ میلیارد یورو (حدود ۹۰ میلیارد دلار) شود.

در فرانسه،  مکرون رئیس جمهور این کشور از ایجاد خدمت ملی داوطلبانه تا پایان سال ۲۰۲۵ خبر داد و «قانون برنامه‌ریزی نظامی» برای دوره ۲۰۲۴-۲۰۳۰ با هدف دو برابر کردن تعداد سربازان ذخیره و رسیدن به ۱۰۵۰۰۰ سرباز تا سال ۲۰۳۵ تدوین شده است، که معادل یک سرباز ذخیره به ازای هر دو سرباز عادی است، در مقایسه با نسبت فعلی یک سرباز ذخیره به ازای هر پنج سرباز عادی.

در بریتانیا، ریشی سوناک، نخست وزیر سابق، تلاش کرد تا ۱۲ ماه خدمت سربازی اجباری را برای افراد ۱۸ ساله بازگرداند، که این رویکردی متفاوت از رویکردی بود که لندن از سال ۱۹۵۷ مبنی بر حفظ یک ارتش کوچک، حرفه‌ای و از نظر فناوری پیشرفته اتخاذ کرده بود. سال‌ها، بریتانیایی‌ها معتقد بودند که داشتن سلاح‌های هسته‌ای کمبود نیروی انسانی را جبران می‌کند، اما این اعتقاد پس از جنگ در اوکراین شروع به از بین رفتن کرد.

در لهستان، دولت یک برنامه یک ساله «خدمت سربازی داوطلبانه» برای مردان جوان ۱۸ تا ۳۵ ساله راه‌اندازی کرد. این برنامه شامل ۲۷ روز آموزش با حقوق در یک واحد نظامی است که می‌تواند با ۱۱ ماه آموزش تخصصی دنبال شود. این برنامه بخشی از طرحی برای تقویت نیروهای ذخیره است، زیرا ورشو به سومین قدرت نظامی بزرگ در ناتو تبدیل شده است. از سوی دیگر، استونی از همه مردانی که به سن قانونی رسیده‌اند می‌خواهد که در یک کمیسیون نظامی حاضر شوند که از این کمیسیون ۳۰۰۰ تا ۴۰۰۰ سرباز جدید انتخاب می‌شوند. پس از ۸ تا ۱۱ ماه آموزش، این سربازان جدید در نیروهای ذخیره ثبت نام می‌شوند و هر پنج سال یکبار برای آموزش کار با سلاح‌های جدید فراخوانده می‌شوند.

کشورهای اروپایی به این اشکال جدید خدمت سربازی روی آورده‌اند، زیرا با مشکلات فزاینده‌ای در استخدام و حفظ پرسنل نظامی، همراه با افزایش سن جمعیت، فردگرایی، تلاش برای رفاه و کاهش جذابیت زندگی نظامی در بین جوانان، همراه با مشکلات مربوط به حقوق، مسکن و شرایط خدمت، مواجه هستند. در نتیجه، ارتش اروپا خود را در تضاد با جوامعی می‌بیند که کمتر مایل به پذیرش نظم، فداکاری و خدمت طولانی مدت هستند.

 

درس‌هایی از اوکراین و اسرائیل

ارتش‌های اروپایی از نزدیک تجربیات اوکراین و اسرائیل را دنبال می‌کنند، زیرا این تجربیات به عنوان مدل‌هایی عمل می‌کنند که اهمیت نیروهای ذخیره و بسیج را در جنگ‌های طولانی آشکار می‌کنند و در عین حال محدودیت‌ها و چالش‌های این مدل را نیز برجسته می‌کنند. در اسرائیل، حدود ۳۶۰ هزار نیروی ذخیره پس از ۷ اکتبر ۲۰۱۳، در بزرگترین بسیج از زمان جنگ ۱۹۷۳، فراخوانده شدند، در زمانی که نیروهای ذخیره حدود ۷۰ درصد از ارتش اسرائیل را تشکیل می‌دهند. با این حال، ادامه جنگ منجر به افزایش نارضایتی در میان نیروهای ذخیره و افزایش انتقادات سیاسی، به ویژه در مورد معافیت حریدی‌ها از خدمت سربازی شده است.

در مورد اوکراین، با وجود موفقیتش در بسیج بیش از یک میلیون نفر پس از بازگرداندن خدمت سربازی اجباری و خدمت سربازی عمومی، جنگ 

طولانی مدت محدودیت‌های نیروی انسانی این کشور را آشکار کرده است. میانگین سنی سربازان به حدود ۴۳ سال افزایش یافته است که نشان دهنده بحران فرسایشی رو به گسترش و کمبود جنگجویان جوان است. این امر کی یف را بر آن داشته است که سن خدمت سربازی را از ۲۷ به ۲۵ سال کاهش دهد و محدودیت سنی ۶۰ سال را برای برخی از رده‌های خدمتی حذف کند. همزمان، فرار از خدمت افزایش یافته و طبق آمار دفتر دادستان کل اوکراین، از آغاز جنگ تاکنون تقریباً به ۲۵۰۰۰۰ مورد رسیده است. این افزایش ناشی از خستگی اجتماعی و فشارهای فزاینده ناشی از بسیج‌های مکرر و مدت زمان به ظاهر بی‌پایان جنگ است.

بر اساس موارد فوق، بحث اروپایی به این موضوع می‌پردازد که کشورها تا چه حد می‌توانند بارهای انسانی، اقتصادی و نهادی خدمت اجباری را در زمانی که اقتصادهای اروپایی با فشار فزاینده‌ای روبرو هستند، تحمل کنند. گذار از سربازگیری ده‌ها هزار نفر در سال به جذب صدها هزار جوان، نیازمند زیرساخت‌های عظیمی برای گزینش، آموزش، اسکان، تجهیز و تأمین مالی است. به عنوان مثال، در مورد فرانسه، تغییر از سربازگیری تقریباً ۴۰۰۰۰ نفر در سال به جذب بین ۶۰۰۰۰۰ تا ۸۰۰۰۰۰ جوان در سال، مستلزم بازسازی بخش قابل توجهی از زیرساخت‌های نظامی و لجستیکی است که پس از پایان دوران خدمت اجباری برچیده شده بود.

برآوردهای  موسسه «فرانس استراتژی» نشان می‌دهد که اجرای خدمت سربازی داوطلبانه شش ماهه، که تنها حدود ۱۰٪ از گروه سنی هدف را شامل می‌شود، می‌تواند سالانه تقریباً ۱.۷ میلیارد یورو (حدود ۱.۸ میلیارد دلار) برای فرانسه هزینه داشته باشد، البته بدون احتساب هزینه‌های ساخت زیرساخت‌های جدید. اگر خدمت اجباری برای مردان و زنان اجرا شود، این هزینه می‌تواند سالانه به بیش از ۱۴ میلیارد یورو (حدود ۱۵.۱ میلیارد دلار) افزایش یابد. بخش کلیدی این بحث حول محور اولویت‌ها می‌چرخد: آیا منابع باید به سمت ساخت سیستم‌های خدمت نظامی در مقیاس بزرگ برای افزایش اندازه نیروهای ذخیره هدایت شوند، یا به سمت جذاب‌تر کردن نیروهای مسلح منظم با بهبود حقوق، مسکن و شرایط خدمت؟

اروپا دریافته است که تحمیل خدمت اجباری سربازی، افزایش هزینه‌های نظامی و خرید سامانه‌های دفاع موشکی، هواپیما، تانک و توپخانه سنگین بیشتر به تنهایی برای حل معضل یک جنگ طولانی کافی نیست، چرا که این امر مستلزم ظرفیت اجتماعی، روانی و اقتصادی برای تحمل این فرسایش 

خونین نیز هست. همچنین مستلزم بازسازی رابطه بین جامعه، دولت و ارتش است، به گونه‌ای که امکان سازگاری با منطق بسیج، انضباط، فداکاری و آمادگی برای تحمل هزینه‌های جنگ‌های بزرگی را فراهم کند که به نظر می‌رسد نشانه‌های آن در افق پدیدار شده است.

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.