ری تکیه، پژوهشگر ارشد شورای روابط خارجی آمریکا، معتقد است تحولات اخیر نشان داده که جمهوری اسلامی، کنترل تنگه هرمز و اعمال نفوذ بر مسیرهای صادرات انرژی را به اولویتی مهم‌تر از برنامه هسته‌ای تبدیل کرده است؛ با این حال، وابستگی مشترک تهران و واشنگتن به ثبات بازار انرژی می‌تواند زمینه دستیابی به توافقی تازه را فراهم کند.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، ری تکیه، پژوهشگر ارشد شورای روابط خارجی آمریکا، معتقد است اولویت اصلی جمهوری اسلامی دیگر توسعه برنامه هسته‌ای نیست، بلکه کنترل تنگه هرمز و اعمال نفوذ بر نحوه تردد کشتی‌ها در خلیج فارس است.

به باور او، مفاد تفاهم‌نامه اولیه میان تهران و واشنگتن نیز این اولویت راهبردی را آشکار کرد؛ زیرا یکی از بندهای مورد اختلاف توافق، ظاهراً به ایران اجازه می‌داد با همکاری عمان بر عبور کشتی‌ها نظارت داشته باشد و حتی برای تردد شناورها عوارض دریافت کند.

تکیه می‌گوید جمهوری اسلامی اصرار دارد که همه ترددهای دریایی در خلیج فارس، تحت نوعی حاکمیت، اقتدار یا نظارت ایران انجام شود. به همین دلیل، تهران از اقدام آمریکا برای اسکورت تعداد محدودی از کشتی‌ها در مسیری نزدیک به آب‌های عمان ناراضی بود؛ اقدامی که از نگاه ایران، تلاش واشنگتن برای دور زدن نقش و اقتدار تهران در مدیریت ترددهای دریایی محسوب می‌شد. 

با وجود فروپاشی تفاهم‌نامه و ازسرگیری درگیری‌ها، تکیه همچنان دستیابی به توافقی تازه میان ایران و آمریکا را ممکن می‌داند. او استدلال می‌کند که ایران برای ادامه صادرات نفت و حفظ روابط اقتصادی خود با چین، به باز بودن تنگه هرمز نیاز دارد. آمریکا نیز برای حفظ ثبات بازار جهانی انرژی و جلوگیری از آسیب دیدن اقتصاد خود، به تأمین امنیت این مسیر راهبردی وابسته است.

به گفته او، تهران و واشنگتن با وجود قرار گرفتن در یک رویارویی فزاینده، همچنان از میانجیگری کشورهای ثالث استقبال می‌کنند. بنابراین، اگر راه‌حلی برای اختلاف دو طرف بر سر نحوه مدیریت تنگه هرمز پیدا شود، امکان احیاء بخش‌هایی از تفاهم‌نامه پیشین یا شکل‌گیری توافقی تازه وجود خواهد داشت.

تکیه همچنین معتقد است، برنامه هسته‌ای دیگر در صدر اولویت‌های جمهوری اسلامی قرار ندارد. او می‌گوید زیرساخت‌های هسته‌ای ایران در جریان عملیات نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ تا حد زیادی نابود شده و ذخایر اورانیوم با غنای بالا نیز همچنان زیر آوار و در عمق تأسیسات مدفون مانده‌اند.

به گفته این پژوهشگر، تهران آمادگی خود را برای کاهش غنای ذخایر اورانیوم و پذیرش حضور بازرسان بین‌المللی در تأسیسات هسته‌ای به‌منظور راستی‌آزمایی تعهدات اعلام کرده است. این موضع نشان می‌دهد که برای جمهوری اسلامی، امنیت خلیج فارس و اعمال کنترل و نفوذ بر تنگه هرمز، اکنون اهمیتی بیشتر از برنامه هسته‌ای پیدا کرده است. 

در بخش دیگری از این تحلیل، تکیه از عملکرد دولت دونالد ترامپ انتقاد می‌کند و می‌گوید کاخ سفید نتوانسته اهداف، انگیزه‌ها و دلایل ورود به جنگ با ایران را به‌طور شفاف و منسجم برای افکار عمومی آمریکا توضیح دهد.

به اعتقاد او، دولت ترامپ در مقاطع مختلف، دلایل متفاوت و گاه متناقضی برای جنگ مطرح کرده است؛ از تغییر حکومت و حتی سخن گفتن درباره پایان تمدن ایرانی گرفته تا عادی‌سازی روابط با جمهوری اسلامی. همین تغییر مداوم اهداف و پیام‌های متناقض، به اعتبار آمریکا آسیب زده و تصویر روشنی از راهبرد نهایی واشنگتن ارائه نکرده است.

تکیه همچنین یادآور می‌شود که جنگ با ایران در میان افکار عمومی آمریکا، تمامی حزب دموکرات و بخش مهمی از رسانه‌های جریان اصلی این کشور، از حمایت گسترده‌ای برخوردار نیست. در چنین شرایطی، دولت ترامپ بیش از هر زمان دیگری به یک برنامه مشخص و منسجم برای ادامه جنگ یا خروج از آن نیاز دارد.

در پایان، تکیه تأکید می‌کند که کنگره آمریکا باید نقش فعال‌تری در نظارت بر جنگ ایفا کند. به باور او، کنگره با توجه به اختیارات گسترده‌ای که بر اساس اصل نخست قانون اساسی آمریکا در حوزه جنگ و سیاست خارجی در اختیار دارد، نباید همچنان از مسئولیت خود در قبال این درگیری فاصله بگیرد.

او پیشنهاد می‌کند کنگره با برگزاری جلسات استماع و بررسی دقیق اهداف راهبردی دولت، هزینه‌ها، منافع و پیامدهای جنگ با ایران را ارزیابی کند. چنین نظارتی می‌تواند تصویر روشن‌تری از جنگی ارائه دهد که هزینه‌های آن تاکنون آشکارتر از منافعش بوده است.

به اعتقاد تکیه، افزایش مشارکت کنگره همچنین می‌تواند پوشش و پشتوانه سیاسی لازم را برای مصالحه‌هایی فراهم کند که احتمالاً دولت ترامپ برای پایان دادن به جنگ ناگزیر به پذیرش آنها خواهد بود. در نتیجه، نظارت مؤثرتر کنگره ممکن است مسیر خروج آمریکا از این درگیری را نیز روشن‌تر کند .

ری تکیه در نهایت نتیجه می‌گیرد که تحولات اخیر نشان داده است راهبرد اصلی جمهوری اسلامی، نه توسعه برنامه هسته‌ای، بلکه حفظ نفوذ و اقتدار خود بر تنگه هرمز و مسیرهای صادرات انرژی در خلیج فارس است.

با این حال، منافع مشترک تهران و واشنگتن در باز نگه داشتن مسیر تجارت دریایی، ادامه صادرات نفت ایران، حفظ روابط اقتصادی تهران با پکن و جلوگیری از بی‌ثباتی بازار جهانی انرژی، همچنان می‌تواند زمینه شکل‌گیری توافقی جدید میان دو طرف را در آینده فراهم کند.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.