فارینپالیسی در گزارشی درباره وضعیت هستهای ایران پس از تفاهم اخیر تهران و واشینگتن مینویسد این سند، نه پیروزی تاریخی آمریکا است و نه تسلیم ایران؛ بلکه چارچوبی اولیه برای ادامه گفتوگوهاست. به روایت این گزارش، مهمترین مانع در مسیر توافق نهایی، ابهام درباره وضعیت واقعی ذخایر اورانیوم، سطح دسترسی آژانس به سایتهای آسیبدیده و امکان راستیآزمایی تعهد ایران به حفظ «وضعیت موجود» برنامه هستهای است.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، گزارش فارین پالیسی به بررسی یکی از گرههای اصلی پس از امضای یادداشت تفاهم میان آمریکا و ایران میپردازد: «وضعیت موجود برنامه هستهای ایران و دشواری راستیآزمایی آن». این گزارش تأکید میکند که یادداشت تفاهم اخیر، در واشنگتن از سوی برخی بهعنوان یک پیروزی تاریخی و از سوی برخی دیگر بهعنوان تسلیم تعبیر شده، اما پس از نخستین مذاکرات عالیرتبه در سوئیس روشن شده است که این سند نه پیروزی قطعی است و نه عقبنشینی کامل؛ بلکه صرفاً مبنایی اولیه برای ادامه گفتوگوها و شکلگیری یک فرآیند دیپلماتیک گستردهتر است.
به روایت فارین پالیسی، این فرآیند شامل نظارت سیاسی، گروههای کاری فنی، ایجاد خط ارتباطی برای تنگه هرمز و تشکیل یک سلول حل اختلاف برای لبنان خواهد بود. با این حال، این پیشرفت تنها گامی مقدماتی به سوی توافق هستهای محسوب میشود. نویسنده تأکید میکند که بدون دستیابی به درک مشترک از وضعیت فعلی برنامه هستهای ایران، تعهد مرکزی یادداشت تفاهم، یعنی توقف برنامه هستهای ایران در برابر تسکین اقتصادی، قابل راستیآزمایی نخواهد بود.
این گزارش ابعاد مسئله را در سه محور کالبدشکافی میکند:
یک: یادداشت تفاهم؛ نه پیروزی تاریخی، نه تسلیم کامل
فارین پالیسی معتقد است سند امضاشده میان آمریکا و ایران بیش از آنکه یک توافق نهایی باشد، چارچوبی برای آغاز یک مسیر پیچیده دیپلماتیک است. در بخش هستهای، این یادداشت بار دیگر بر تعهد ایران به نساختن سلاح هستهای تأکید میکند و دو طرف را متعهد میسازد درباره راهی برای رقیقسازی و احتمالاً دفع ذخیره اورانیوم بسیار غنیشده ایران به توافق برسند. با این حال، بحث درباره تواناییهای آینده ایران، از جمله سطح غنیسازی و میزان ذخایر آتی، به توافق نهایی موکول شده است. در این میان، ایران باید «وضعیت موجود کنونی» برنامه هستهای خود را حفظ کند؛ عبارتی که از نگاه نویسنده، بدون تعریف دقیق و قابل راستیآزمایی، میتواند به یکی از مبهمترین بخشهای توافق تبدیل شود.
دو: معمای ذخیره اورانیوم و ضرورت خط مبنای جدید
آخرین برآورد تأییدشده آژانس بینالمللی انرژی اتمی از ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵، ذخیره ایران را ۴۴۰.۹ کیلوگرم اورانیوم غنیشده تا سطح ۶۰ درصد تخمین زده بود؛ اما اکنون این برآورد بیش از یک سال قدمت دارد. فارین پالیسی تأکید میکند که مشخص نیست چه مقدار از این ذخیره از حملات انجامشده و حملات بعدی جان سالم به در برده، چه بخشی آسیب دیده و اکنون در کجا نگهداری میشود. از نگاه نویسنده، تا زمانی که یک خط مبنای جدید درباره اندازه، ترکیب و مکان ذخایر هستهای ایران ایجاد نشود، نه میتوان وضعیت موجود را حفظ کرد و نه میتوان توافق آینده را بهدرستی راستیآزمایی کرد. این مسئله مستلزم دسترسی کامل آژانس به تمام سایتهای مرتبط، از جمله تأسیسات آسیبدیده است.
سه: بازگشت بازرسان آژانس؛ ابهام رویهای یا اختلاف واقعی؟
گزارش فارین پالیسی هشدار میدهد که اظهارات مقامهای آمریکایی درباره بازگشت بازرسان آژانس به ایران باید با دقت بررسی شود؛ زیرا ایران هرگز رابطه خود با آژانس را به طور کامل قطع نکرده بود. از نگاه نویسنده، ازسرگیری بازرسیها زمانی معنا دارد که بازرسان بتوانند به سایتهای بمبارانشده در نطنز، فردو و اصفهان دسترسی پیدا کنند. در مقابل، وزارت خارجه ایران میگوید تهران با هیچ چیز جدیدی موافقت نکرده است. فارین پالیسی این تناقض ظاهری را ممکن است بیشتر رویهای بداند تا ماهوی؛ اما تأکید میکند اگر یادداشت تفاهم قرار است اجرا شود، درخواستهای مشخص آژانس باید با پاسخهای مثبتتری روبهرو شود.
جمعبندی فارین پالیسی این است که مذاکرهکنندگان در هفتههای آینده باید پرسشهای فنی، دقیق و جنجالی درباره سطح دسترسی آژانس را حل کنند؛ از جمله اینکه این دسترسی صرفاً یک بازدید یکباره خواهد بود، بازگشت به پایبندی معمول به پادمانها محسوب میشود یا پایهای برای یک رژیم نظارتی قویتر خواهد بود. آسیب به تأسیسات هستهای ایران، راستیآزمایی را وارد زمینی ناشناخته کرده است، اما بدون بازدید بازرسان از این سایتها، ایجاد خط مبنای معتبر ممکن نیست. فراتر از مفاد یادداشت، موضوعاتی مانند غنیسازی، اعتمادسازی، سیاست داخلی، لبنان و تنگه هرمز نیز میتوانند مسیر مذاکرات را از ریل خارج کنند. از نگاه فارین پالیسی، این یادداشت تفاهم راهحل نهایی نیست؛ بلکه تنها برای دیپلماسی زمان خریده است.