تحلیل وبسایت کانورزیشن استدلال میکند که یادداشت تفاهم ۱۷ ژوئن میان آمریکا و ایران، بیش از آنکه نماد پیروزی راهبرد نظامی واشنگتن باشد، بیانگر شکست اهداف اولیه جنگ و پذیرش واقعیتهای جدید میدانی است؛ توافقی که به گفته نویسنده، با کنار گذاشتن مطالباتی مانند تغییر رژیم، برچیدن برنامه موشکی و قطع روابط منطقهای ایران، نشان میدهد قدرت نظامی نتوانسته تهران را به پذیرش شروط حداکثری آمریکا و اسرائیل وادار کند.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، تحلیل منتشرشده در وبسایت کانورزیشن یادداشت تفاهم ۱۷ ژوئن میان آمریکا و ایران را نشانهای از شکست راهبرد نظامی واشنگتن و تلآویو در برابر تهران میداند.
به نوشته این گزارش، جنگی که با هدف نابودی کامل برنامه هستهای و موشکی ایران، قطع حمایت تهران از نیروهای همپیمان منطقهای و حتی تغییر حکومت آغاز شد، در نهایت به توافقی ختم شده که هیچیک از آن اهداف حداکثری را محقق نکرده است. از نگاه نویسنده، متن ۱۴ مادهای تفاهمنامه نشاندهنده عقبنشینی عمیق از ادبیات آغاز جنگ و پذیرش این واقعیت است که قدرت نظامی بهتنهایی قادر به حل بحران ایران نیست.
این تحلیل استدلال میکند که توافق اخیر، فروپاشی نهایی نظم موسوم به «صلح آمریکایی» در خلیج فارس را آشکار کرده و تابآوری حاکمیت ملی ایران در برابر فشار خارجی را برجسته ساخته است. واشنگتن و تلآویو در آغاز جنگ با اتکا به برتری نظامی و اطلاعاتی خود تصور میکردند میتوانند ساختار قدرت در ایران را درهم بشکنند، اما تحولات میدانی نشان داد تهران با وجود تحمل خسارات ساختاری، توان تطبیق راهبردی خود را حفظ کرده است. جابهجایی تجهیزات، حملات تلافیجویانه موشکی و پهپادی و استمرار انسجام ساختار حکمرانی، نشان داد که فشار نظامی خارجی نهتنها به فروپاشی منجر نشد، بلکه به سختتر شدن هسته قدرت انجامید.
به باور نویسنده، مفاد تفاهمنامه نشان میدهد که آمریکا در نهایت ناچار شد با ایران نه به عنوان یک دشمن شکستخورده، بلکه به عنوان یک قدرت حاکم و طرف برابر مذاکره کند. تعهد واشنگتن به احترام به تمامیت ارضی ایران و خودداری از مداخله در امور داخلی، در تضاد کامل با ماهها ادبیات تغییر رژیم قرار دارد و از منظر حقوقی و سیاسی، به منزله پذیرش دوام جمهوری اسلامی تلقی میشود. این بند، یکی از مهمترین نشانههای عقبنشینی از اهداف اولیه جنگ ائتلاف آمریکا و اسرائیل است.
در بعد اقتصادی نیز این گزارش تأکید میکند که تفاهمنامه، لغو فوری محاصره دریایی آمریکا و صدور معافیتهای اضطراری وزارت خزانهداری برای ازسرگیری صادرات نفت خام ایران را پیشبینی کرده است. همچنین از آزادسازی تا ۱۰۰ میلیارد دلار دارایی محدودشده ایران و ایجاد صندوق بازسازی بینالمللی ۳۰۰ میلیارد دلاری برای توسعه اقتصادی سخن گفته میشود. از نگاه نویسنده، این مفاد نشان میدهد محاصره اقتصادی و فشار حداکثری، در برابر بازدارندگی نامتقارن منطقهای ایران، در بلندمدت پایدار نمانده است.
مهمترین نکته این توافق، به تعبیر کانورزیشن، نه آن چیزی است که در متن آمده، بلکه آن چیزی است که از متن حذف شده است. در تفاهمنامه هیچ اشارهای به برچیدن برنامه موشکهای بالستیک ایران نشده و هیچ الزامی برای قطع روابط تهران با نیروهای همپیمان منطقهای وجود ندارد. از این منظر، توافق آتشبس نه پیروزی راهبرد نظامی آمریکا، بلکه تأییدی بر همان گزارهای است که منتقدان جنگ سالها بر آن تأکید داشتند: در برابر ایران، قدرت نظامی بهتنهایی کار نمیکند.