فارن‌پالیسی می‌نویسد واشنگتن اکنون در شرایطی بررسی کاهش محدودیت‌های فروش نفت ایران را در دستور کار قرار داده که همین ابزار، پیش‌تر یکی از پایه‌های اصلی سیاست فشار حداکثری علیه تهران بود. این تغییر رویکرد، بیش از آنکه صرفاً یک امتیاز یک‌جانبه به ایران باشد، از نگرانی دولت ترامپ نسبت به افزایش قیمت انرژی و عبور بهای بنزین از مرزهای حساس در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا ناشی می‌شود.

به گزارش سرویس بین الملل جماران، فارن‌پالیسی در گزارشی تحلیلی با بررسی پیامدهای اقتصادی جنگ، آینده دارایی‌های مسدودشده ایران و جایگاه تنگه هرمز نوشت که هرگونه توافق آتش‌بس، می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای برای اقتصاد ایران، بازار جهانی انرژی و موازنه قدرت در خلیج فارس داشته باشد.

به نوشته فارن‌پالیسی، چشم‌انداز توافق و آتش‌بس، بیش از هر چیز با موضوع دارایی‌های بلوکه‌شده ایران و امکان بازگشت درآمدهای نفتی گره خورده است.

برآوردها نشان می‌دهد حجم دارایی‌های مسدودشده ایران در خارج از کشور بین ۱۲۰ تا ۱۳۰ میلیارد دلار است؛ رقمی قابل توجه که معادل حدود یک‌سوم تولید ناخالص داخلی ایران برآورد می‌شود. این منابع شامل میلیاردها دلار از مطالبات ایران در کره جنوبی، حدود ۷ میلیارد دلار در هند و ۱۲ میلیارد دلار در قطر است؛ منابعی که عمدتاً به معاملات نفت، گاز یا قراردادهای مالی و نظامی سال‌های گذشته مربوط می‌شود.

در چنین شرایطی، لغو یا کاهش تهدید تحریم‌های ثانویه می‌تواند مسیر بازگشت بخشی از این منابع ارزی به اقتصاد ایران را هموار کند؛ اقدامی که در صورت تحقق، می‌تواند فشارهای ارزی و مالی بر تهران را کاهش دهد.

فارن‌پالیسی می‌نویسد واشنگتن اکنون در شرایطی بررسی کاهش محدودیت‌های فروش نفت ایران را در دستور کار قرار داده که همین ابزار، پیش‌تر یکی از پایه‌های اصلی سیاست فشار حداکثری علیه تهران بود.

این تغییر رویکرد، بیش از آنکه صرفاً یک امتیاز یک‌جانبه به ایران باشد، از نگرانی دولت ترامپ نسبت به افزایش قیمت انرژی و عبور بهای بنزین از مرزهای حساس در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا ناشی می‌شود.

این گزارش در ادامه به پیامدهای سنگین جنگ بر زیرساخت‌های اقتصادی ایران اشاره می‌کند و می‌نویسد ارزیابی خسارت‌های واقعی، فراتر از آمارهای رسمی و اولیه است.

در جریان این درگیری‌ها، بخشی از زیرساخت‌های صنعتی، انرژی، پتروشیمی و تولیدی ایران آسیب دیده و همین مسئله، بازسازی اقتصادی را به یکی از اولویت‌های اصلی تهران در هرگونه توافق احتمالی تبدیل کرده است.

برخی برآوردهای داخلی، حجم خسارت‌های واردشده به زیرساخت‌ها و بخش‌های تولیدی را ده‌ها میلیارد دلار اعلام کرده‌اند و حتی در برخی ارزیابی‌ها، رقم خسارت تا حدود ۲۷۰ میلیارد دلار نیز مطرح شده است؛ عددی که در صورت صحت، نشان‌دهنده فشار سنگین جنگ بر ظرفیت تولید، اشتغال و سرمایه‌گذاری در کشور است.

از سوی دیگر، رکود ناشی از جنگ و کاهش فعالیت‌های اقتصادی، بازار کار ایران را نیز تحت تأثیر قرار داده است. آمارهای رسمی از افزایش قابل توجه بیکاری حکایت دارد و برآوردهای مستقل کارگری، دامنه این آسیب را گسترده‌تر توصیف می‌کنند.

در کنار این موارد، محدودیت‌های طولانی‌مدت اینترنت نیز ضربه قابل توجهی به اقتصاد دیجیتال، کسب‌وکارهای آنلاین و فعالیت‌های نوآورانه وارد کرده است. با توجه به وابستگی بسیاری از مشاغل به ارتباطات آنلاین، تداوم اختلالات اینترنتی می‌تواند هزینه‌های سنگینی بر اقتصاد روزمره و بخش خصوصی تحمیل کند.

فارن‌پالیسی در بخش دیگری از گزارش خود، تنگه هرمز را یکی از مهم‌ترین متغیرهای معادله جدید منطقه‌ای معرفی می‌کند؛ گذرگاهی که بخش بزرگی از انرژی جهان از آن عبور می‌کند و هرگونه تنش در آن، بلافاصله بر بازارهای جهانی نفت و گاز اثر می‌گذارد.

به نوشته این نشریه، پس از تحولات اخیر، بازگشت کامل به وضعیت پیش از جنگ و نادیده گرفتن نقش ایران در امنیت این آبراهه، برای واشنگتن دشوارتر از گذشته شده است.

ایران با تکیه بر موقعیت جغرافیایی خود در تنگه هرمز، تلاش دارد این گذرگاه را نه صرفاً یک مسیر عبور انرژی، بلکه بخشی از معادله امنیتی و اقتصادی منطقه تعریف کند. در همین چارچوب، بحث‌هایی درباره دریافت هزینه‌های خدماتی یا تنظیم مقررات عبور کشتی‌ها مطرح شده است؛ موضوعی که از نگاه برخی تحلیلگران، می‌تواند در آینده به یکی از محورهای اختلاف میان تهران، واشنگتن و بازیگران منطقه‌ای تبدیل شود.

فارن‌پالیسی تأکید می‌کند که هرگونه تغییر در قواعد عبور از تنگه هرمز، حساسیت بالایی برای بازار جهانی انرژی و ناوگان تجاری بین‌المللی خواهد داشت. از سوی دیگر، برای ایران که با هزینه‌های سنگین بازسازی و فشارهای اقتصادی روبه‌روست، هر سازوکار جدید در این مسیر می‌تواند به‌عنوان منبع درآمد و اهرم چانه‌زنی مطرح شود.

به نوشته این گزارش، پذیرش نقش پررنگ‌تر ایران در مدیریت امنیتی و اقتصادی تنگه هرمز، برای واشنگتن به‌معنای تغییر مهم در نظم سنتی خلیج فارس خواهد بود؛ نظمی که طی دهه‌های گذشته عمدتاً بر محور حضور و بازدارندگی آمریکا شکل گرفته بود.

فارن‌پالیسی در جمع‌بندی می‌نویسد که آینده تنگه هرمز، آزادسازی دارایی‌های ایران و بازگشت نفت این کشور به بازار، تنها موضوعاتی اقتصادی نیستند؛ بلکه بخشی از جدال بزرگ‌تر بر سر نظم امنیتی خاورمیانه‌اند. اگر آمریکا ناچار شود نقش ایران در این گذرگاه راهبردی را بپذیرد، این تحول می‌تواند نشانه‌ای از کاهش نفوذ سنتی واشنگتن و افزایش نقش بازیگران منطقه‌ای در تعیین قواعد جدید خلیج فارس باشد. 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.