در شرایطی که واشنگتن دامنه اقدامهای خود را به رفتارهای عمدتاً دفاعی محدود کرده و فرماندهی مرکزی آمریکا تنها به انهدام چند قایق مینگذار در تنگه هرمز و حمله به پدافند هوایی بندرعباس بسنده کرده است، ماشین جنگ نامتقارن ایران همچنان در پی فرسایش اراده نظامی غرب است.
به گزارش سرویس بین الملل جماران، پایگاه آمریکایی هیل در گزارشی تحلیلی نوشت که دونالد ترامپ، به دلیل ناتوانی در درک ماهیت جنگهای نامتقارن، شکست راهبردی خود در برابر جمهوری اسلامی را تشخیص نمیدهد و همچنان تلاش میکند بحران را بهعنوان یک پیروزی زودهنگام معرفی کند.
توهم پیروزی متعارف
به نوشته هیل، ترامپ مفهوم پیروزی را همچنان با معیارهای کلاسیک جنگ میسنجد؛ یعنی شکست آشکار ارتش مقابل در میدان نبرد. همین نگاه باعث شده او در برابر جنگهای نامتقارن مدرن دچار خطای محاسباتی شود و پیش از رسیدن به نتیجهای واقعی، از موفقیت سخن بگوید.
اگرچه در مقیاس جنگ متعارف، کفه قدرت نظامی به سود واشنگتن سنگینی میکند، اما تهران طی چهار و نیم دهه گذشته، دکترین دفاعی خود را بر پایه توسعه شبکهای از متحدان منطقهای مانند حماس، حزبالله، حوثیها و گروههای نظامی شیعه بنا کرده است.
هدف این شبکه، انتقال خطوط مقدم هرگونه جنگ با آمریکا یا اسرائیل به خارج از مرزهای ایران و ایجاد سپری راهبردی برای محافظت از برنامههای موشکی و هستهای تهران است.
به نوشته این گزارش، اکنون در سایه فشارهای سنگین اقتصادی و امنیتی، واشنگتن در آستانه خروج از میدان، بدون خنثیسازی کامل این بحران قرار گرفته است. این در حالی است که ترامپ پیشتر در پانزدهم مارس، در هواپیمای ریاستجمهوری آمریکا، مدعی شده بود نابودی کامل زیرساختهای هستهای ایران خط قرمز واشنگتن است؛ اما تغییر تاکتیکهای اخیر، نشانه عقبنشینی پنهان از همان موضع اولیه ارزیابی میشود.
تله تفاهمنامه شکننده
هیل در ادامه مینویسد پذیرش یک تفاهمنامه اولیه بر محور بازگشایی تنگه هرمز و کاهش تحریمها، پرونده هستهای را به سطح تضمینهای مبهم و قابل تفسیر تقلیل داده است.
از زمان خروج جیدی ونس از اسلامآباد در دوازدهم آوریل، ابتکار عمل رسانهای نیز عملاً از دست کاخ سفید خارج شده و روایت رقیب، فضای مذاکرات را در اختیار گرفته است.
رسانههای دولتی با طرح پیششرطهایی مانند تصویب اجباری توافق در شورای امنیت، عقبنشینی نیروهای آمریکایی و کنترل مشترک کشتیرانی در تنگه هرمز با همراهی عمان، واشنگتن را در موضع انفعال قرار دادهاند. کاخ سفید این ادعاها را قویاً ساختگی میداند، اما از نگاه هیل، همین فضاسازی نشان میدهد که طرف مقابل وارد فاز تهاجمی تازهای شده است.
این تهاجم تنها جنبه رسانهای و اطلاعاتی ندارد. حمله هدفمند به نیروگاه هستهای براکه در امارات متحده عربی، پیامی راهبردی به متحدان منطقهای واشنگتن ارسال کرد: چتر امنیتی آمریکا، در میانه تلاش ترامپ برای دستیابی به توافقی خیالی، توان محافظت پایدار از شرکای راهبردی خلیج فارس را ندارد.
سایه سنگین پکن
به نوشته هیل، در شرایطی که واشنگتن دامنه اقدامهای خود را به رفتارهای عمدتاً دفاعی محدود کرده و فرماندهی مرکزی آمریکا تنها به انهدام چند قایق مینگذار در تنگه هرمز و حمله به پدافند هوایی بندرعباس بسنده کرده است، ماشین جنگ نامتقارن ایران همچنان در پی فرسایش اراده نظامی غرب است.
مسدودسازی تنگه هرمز، تهدید زیرساختهای حیاتی کشورهای همسایه از جمله تأسیسات آبشیرینکن، و تلاش برای توقف عملیات نظامی اسرائیل در لبنان با هدف حفظ ساختار حزبالله، همگی بخشی از اهرمهای فشار تهران برای منصرف کردن واشنگتن از نابودی کامل برنامه هستهای ارزیابی میشود.
در همین چارچوب، پیشنهاد کاهش سطح ذخایر اورانیوم غنیشده نیز از نگاه این گزارش، بیشتر یک تاکتیک هوشمندانه برای خرید زمان است؛ بهویژه آنکه بخشی از تأسیسات مرتبط با این فرآیندها پیشتر در حملات اصفهان هدف قرار گرفتهاند.
هیل در جمعبندی این گزارش هشدار میدهد که خروج پیش از موعد آمریکا از این کارزار فرسایشی، نهتنها توان هستهای ایران را برای سالهای آینده حفظ خواهد کرد، بلکه خلأیی ژئوپلیتیک برای گسترش نفوذ چین در منطقه ایجاد میکند.
به نوشته این پایگاه، عقبنشینی شتابزده ترامپ در برابر ایران، میتواند به معنای پایان قطعی هژمونی ایالات متحده در خاورمیانه و ثبت یکی از بزرگترین شکستهای راهبردی آمریکا در تاریخ معاصر باشد.