اگرچه افزایش قیمت نفت، فشار افکار عمومی آمریکا و مخالفت برخی اعضای کنگره ظاهراً باید واشنگتن را به سمت پایان جنگ سوق دهد، اما تجربه تاریخی نشان داده بسیاری از جنگهای طولانی دقیقاً در چنین شرایطی ادامه یافتهاند.
به گزارش سرویس بین الملل جماران، ویل والدورف، استاد دانشگاه ویک فارست و پژوهشگر ارشد مؤسسه Defense Priorities، در مقالهای در فارنپالیسی با عنوان «ایران تمام نشانههای یک جنگ بیپایان را دارد» استدلال کرده است که جنگ آمریکا و ایران بهتدریج در حال تبدیل شدن به یک جنگ فرسایشی و بیپایان، شبیه ویتنام، افغانستان و عراق است.
نویسنده میگوید اگرچه افزایش قیمت نفت، فشار افکار عمومی آمریکا و مخالفت برخی اعضای کنگره ظاهراً باید واشنگتن را به سمت پایان جنگ سوق دهد، اما تجربه تاریخی نشان داده بسیاری از جنگهای طولانی دقیقاً در چنین شرایطی ادامه یافتهاند.
به باور والدورف، سه عامل اصلی باعث تبدیل یک درگیری به جنگی بیپایان میشود: اراده بالای طرف ضعیف، از بین رفتن محاسبه هزینه-فایده در طرف قدرتمند و نبود محدودیتهای نهادی برای ادامه جنگ. او معتقد است هر سه عامل اکنون در جنگ ایران دیده میشود.
نخستین عامل، اراده و مقاومت طرف ضعیف است. نویسنده توضیح میدهد در جنگهای نامتقارن، طرف ضعیف معمولاً جنگ را مسئله بقا میبیند و به همین دلیل توان تحمل هزینههای بسیار سنگین را دارد. او نمونههایی مانند جنگ بوئرها علیه امپراتوری بریتانیا، مقاومت مجاهدین افغان در برابر شوروی و جنگ طالبان علیه آمریکا را مثال میزند.
والدورف معتقد است ایران نیز امروز همین الگو را نشان میدهد. به نوشته او، جمهوری اسلامی با وجود بیش از ۱۶ هزار حمله هوایی آمریکا و اسرائیل، همچنان مقاومت کرده، حملات منطقهای انجام داده و با بستن تنگه هرمز فشار اقتصادی شدیدی بر جهان وارد کرده است.
او مینویسد تهران پس از هر ضربه، عمداً حملات بیشتری انجام داده یا کشتیهای بیشتری توقیف کرده تا نشان دهد عقبنشینی نخواهد کرد. به باور نویسنده، جمهوری اسلامی خود را «ساختهشده برای مقاومت طولانی» میداند و حتی تصور میکند در حال پیروزی است، زیرا مهمترین هدفش بقاست.
به همین دلیل، ایران در مذاکرات نیز انعطاف کمی نشان داده، دو بار مذاکرات را نادیده گرفته و حتی از اعزام مذاکرهکنندگان به اسلامآباد خودداری کرده است.
دومین عامل، از بین رفتن محاسبه منطقی هزینه و فایده در طرف قدرتمند است. والدورف میگوید در جنگهای طولانی، قدرتهای بزرگ بهجای ارزیابی واقعبینانه هزینهها و منافع، بیشتر تحت تأثیر مسائلی مانند اعتبار سیاسی، هزینههای قبلاً پرداختشده و غرور قدرت قرار میگیرند.
او نمونه جنگ ویتنام را مطرح میکند؛ جنگی که آمریکا برای حفظ اعتبار خود در برابر کمونیسم، با وجود آگاهی از دشواری پیروزی، سالها ادامه داد و بیش از ۵۸ هزار سرباز از دست داد. در افغانستان نیز تصور اینکه «فقط یک سال دیگر لازم است» باعث شد جنگ دو دهه طول بکشد.
نویسنده میگوید ترامپ در گذشته گاهی عملگرایانه رفتار کرده بود؛ از جمله در پذیرش توافق خروج از افغانستان در سال ۲۰۲۰ و توقف حملات در یمن پس از آنکه روشن شد شکست حوثیها نیازمند اعزام نیروی زمینی است.
اما در مورد ایران، به باور والدورف، ترامپ بیشتر تحت تأثیر جاهطلبی تاریخی و غرور قدرت قرار گرفته است. او میخواهد بهعنوان رئیسجمهوری شناخته شود که «مسئله ایران» را حل کرد و تهدید هستهای تهران را از بین برد.
نویسنده میگوید به همین دلیل، ترامپ حتی پیشنهاد ایران برای بازگشایی تنگه هرمز بدون توافق هستهای را رد کرد، زیرا آن را «پیروزی کامل» برای خود نمیدانست. والدورف هشدار میدهد همین ذهنیت میتواند آمریکا را به سمت تشدید جنگ سوق دهد، چون ترامپ باور دارد فشار بیشتر در نهایت ایران را وادار به تسلیم خواهد کرد.
سومین عامل، نبود محدودیتهای نهادی برای ادامه جنگ است. والدورف توضیح میدهد وقتی رهبران سیاسی با محدودیتهای جدی داخلی روبهرو نباشند، احتمال طولانی شدن جنگ افزایش مییابد.
او به جنگ ویتنام اشاره میکند که قطعنامه خلیج تونکین عملاً اختیار گستردهای به لیندون جانسون داد. همچنین پس از حملات ۱۱ سپتامبر، مجوز گسترده استفاده از نیروی نظامی زمینه جنگ طولانی افغانستان و عملیاتهای متعدد آمریکا در مناطق مختلف، از جمله آفریقا را فراهم کرد.
به گفته نویسنده، در ایران، ساختار سیاسی غیردموکراتیک و انسجام جناح حاکم باعث شده محدودیت چندانی برای ادامه جنگ وجود نداشته باشد. در آمریکا نیز کنگره تحت کنترل جمهوریخواهان تاکنون فقط چند جلسه استماع برگزار کرده و اقدام جدی برای محدود کردن اختیارات جنگی ترامپ انجام نداده است.
والدورف تأکید میکند قانون اختیارات جنگی نیز عملاً اثر چندانی نداشته، زیرا کنگره حاضر نشده جلوی ادامه جنگ را بگیرد. او هشدار میدهد اگر ترامپ بتواند نوعی روند مذاکره یا استراتژی را بهعنوان «برنامه جنگ» معرفی کند، احتمال دارد کنگره در نهایت مجوز رسمی جنگ را صادر کند و درگیری برای سالها ادامه یابد.