هنگامی که یک وزیر دفاع فاقد آموزش نظامی، یک ژنرال با چهل سال تجربه را در بحبوحه جنگ برکنار میکند، موضوع مربوط به سیاست امور پرسنلی نیست، بلکه مربوط به این است که چه کسی واقعاً ماشین نظامی آمریکا را برای چه هدفی اداره میکند.
به گزارش جماران، والنتین تولسکی، نویسنده روسی، برکناری ژنرال «رندی جورج»، رئیس ستاد ارتش آمریکا، توسط «پیت هگست»، وزیر دفاع، را اوج یک رویارویی طولانیمدت بین رهبری غیرنظامی وزارت دفاع و فرماندهی عالی ارتش آمریکا دانست.
این نویسنده در مقالهای در روزنامه «فوینوه آبوزرینیه» متخصص در امور نظامی و دفاعی، خاطرنشان کرد که این رویارویی در مرحله حساسی در بحبوحه بزرگترین عملیات نظامی آمریکا در ۲۰ سال گذشته رخ داد و شامل برکناری ۳ ژنرال در یک روز بود.
زمینه پاکسازی
وی ادامه داد: زمانی که جورج برکنار شد، جنگ با ایران آغاز شده بود و در مقایسه با سناریوی مختصری که در کاخ سفید ارائه شده بود، به سرعت از کنترل خارج شد.
والنتین تولسکی توضیح داد که ارتش به رهبری جورج، بیشترین بار را در استقرار نیروهای زمینی و ارائه پدافند هوایی و موشکی یکپارچه بر عهده داشت و در آن لحظه، زمانی که خطرات در اوج خود بود، هگسث تصمیم به تغییر فرماندهی گرفت.
نویسنده این پرسش ها را مطرح کرد که آیا این یک تصادف است؟ یا یک رابطه سببی وجود دارد؟
درگیری بین دو مفهوم
نویسنده گفت که این برکناری در میان گمانهزنیها درباره یک حمله زمینی احتمالی به ایران صورت گرفت، سناریویی که شایعه شده است اختلافات شدیدی را در داخل فرماندهی نظامی ایجاد کرده است، همچنین سؤالاتی را درباره نحوه برخورد هگست با توصیههای نظامی که با گرایشهای سیاسی او مغایرت دارد، ایجاد کرده است.
علاوه بر این، هیچ توضیح رسمی برای این برکناری که با یک تماس تلفنی ساده آغاز و پایان یافت، ارائه نشد.
در پاییز سال گذشته، هگست، ژنرال جیمز مینگوس، معاون جورج را در چارچوب کارزار پاکسازی ژنرالهایی که در صلاحیت آنها تردید وجود دارد یا با دیدگاه دولت همخوانی ندارند برکنار کرد.
نویسنده توضیح داد که پنج وزیر دفاع سابق آمریکا در یک نامه سرگشاده که سال گذشته منتشر شد، هشدار دادند: «آنها احساس خواهند کرد که بر اساس معیارهای سیاسی محاکمه میشوند.» جیمز ماتیس، که ترامپ او را در دوره اول ریاستجمهوری خود به عنوان رئیس وزارت دفاع (پنتاگون) منصوب کرد، از جمله امضاکنندگان این نامه بود.
نویسنده معتقد است که آنچه اکنون در فرماندهی نظامی آمریکا رخ میدهد، صرفاً تعدیل در سمتها نیست، بلکه یک درگیری ساختاری بین دو مفهوم ارتش است. یکی مفهوم سنتی است که ریشه در الگوی قانون اساسی دارد: کنترل غیرنظامی، اما همچنین مشاوره صریح و شفاف از سوی ارتش به رهبری سیاسی، حتی اگر ناخوشایند باشد.
در این حالت، ارتش به دستورات پایبند است، اما حق و مسئولیت دارد که در مورد عواقب، حقیقت را بگوید.
اما مفهوم دیگر، مفهومی است که هگست ترویج کرده است: ارتش به عنوان ابزاری برای اجرای اراده دولت فعلی بدون هر گونه بحثی است. وفاداری بالاتر از شایستگی و ایدئولوژی بالاتر از تجربه است.
به نظر نویسنده، این رویداد صرفاً برکناریها نبود، بلکه منطقی بود که بر اساس آن تصمیم گرفته شد. هنگامی که فرمانده عالی نیروهای زمینی در بحبوحه جنگ، نه به دلیل شکست یک عملیات یا سهلانگاری جنایی، بلکه صرفاً به دلیل اختلاف با روسای خود، عزل میشود، این یک علامت برای همه میفرستد: موافقت نکنید. بحث نکنید. فکر نکنید.
دشمن در داخل
نویسنده تا آنجا پیش میرود که میگوید ایران، با زرادخانه موشکی، موقعیت جغرافیایی، آمادگی برای یک جنگ طولانیمدت و نیز حمایت حوثیها در یمن و چین از این کشور ، یک دشمن خطرناک است. اما تهدید اصلی برای ماشین نظامی آمریکا، بر اساس آنچه اتفاق میافتد، از تهران نمیآید، بلکه از واشنگتن میآید.
ارتش آمریکا که برای دههها یکی از محترمترین نهادهای کشور بدون در نظر گرفتن وابستگی حزبی بود، به عرصه درگیری ایدئولوژیک تبدیل شده است.
هنگامی که فرماندهانی که به وضعیت عملیاتی آگاه هستند، لجستیک را درک میکنند، با متحدان هماهنگ میکنند و مسئول جان صدها هزار سرباز هستند، در بحبوحه نبرد، عزل میشوند، این یک تغییر نظامی نیست، بلکه خرابکاری است، حتی اگر توسط کسانی انجام شود که دارای قدرت رسمی هستند.
وی ادامه میدهد که جایگزینی جورج با ژنرال کریستوفر لانیف، دستیار نظامی سابق هگست، فقط جوهر آنچه را که اتفاق میافتد تأیید میکند. یک متخصص با یک کارآموز جایگزین میشود و یک وفادار با یک برنامهریز استراتژیک جایگزین میشود.
پشت صحنه
تولسکی میگوید که از همه آنچه در جلسات غیرعلنی در پنتاگون گفته شده است، و نه از استدلالهایی که جورج در پاسخ به هگست مطرح کرده است، آگاه نیست.
همچنین نمیداند که آیا احتمال حمله زمینی مورد بحث قرار گرفته است یا میزان جدی بودن اختلافات در مورد استراتژی. اما یک چیز را میداند:«هنگامی که یک وزیر دفاع فاقد آموزش نظامی، یک ژنرال با چهل سال تجربه را در بحبوحه جنگ برکنار میکند، موضوع مربوط به سیاست امور پرسنلی نیست، بلکه مربوط به این است که چه کسی واقعاً ماشین نظامی آمریکا را برای چه هدفی اداره میکند.»