​نشریه اکونومیست با بررسی پیامدهای جنگ ایران، دونالد ترامپ را بزرگ‌ترین بازنده این درگیری می‌داند؛ جنگی که نه‌تنها اهداف اصلی آمریکا را محقق نکرد، بلکه با تقویت موقعیت ایران، افزایش بی‌ثباتی منطقه و تشدید ریسک‌های اقتصادی و هسته‌ای، محدودیت‌های قدرت نظامی واشنگتن را نیز عیان کرد.

سرویس بین‌الملل جماران: همه جنگ‌ها برنده ندارند، اما هر جنگی دست‌کم یک بازنده دارد و اگر آتش‌بس به معنای پایان جنگ ایران باشد، بزرگ‌ترین بازنده آن ترامپ خواهد بود. این درگیری اهداف اصلی او از جنگ را عقب انداخته و سطحی بودن دیدگاهش درباره شیوه‌ای جدید برای اعمال قدرت آمریکا را آشکار کرده است.

صلح به‌شدت شکننده است. آمریکا و ایران حتی بر سر این‌که آیا آتش‌بس شامل لبنان می‌شود یا نه، توافق ندارند. آن‌ها بر سر نحوه بازگشایی تنگه هرمز توسط ایران اختلاف دارند. مواضع مذاکره‌ای دو طرف آن‌قدر از هم دور است که حتی نمی‌توانند بر سر طرحی که قرار است آخر هفته در اسلام‌آباد درباره‌اش گفت‌وگو کنند، توافق کنند.

حتی آتش‌بس هم پیامدهای اقتصادی جنگ را متوقف نخواهد کرد و جنگ آمریکا علیه ایران، خاورمیانه را به شکلی منفی تغییر داده است.

بهترین دلیل برای این‌که فکر کنیم ترامپ دوباره به جنگ بازنمی‌گردد، این است که اکنون فهمیده اصلاً نباید آن را آغاز می‌کرد. پیام‌های تهاجمی و زننده او که تهدید به نابودی ایران می‌کرد، بیشتر شبیه تلاش برای پوشاندن عقب‌نشینی‌اش است. او می‌داند ازسرگیری جنگ بازارها را وحشت‌زده می‌کند و پس از آن‌که از «عصر طلایی» در خاورمیانه سخن گفته، در صورت بازگشت به جنگ، احمق به نظر خواهد رسید.

ترامپ تضعیف توان نظامی ایران را «پیروزی بزرگ» می‌نامد، اما در مقایسه با پیشرفت اندکش در تحقق سه هدف اصلی جنگ یعنی امن‌تر و مرفه‌تر کردن خاورمیانه با مهار ایران، سرنگونی حکومت و جلوگیری دائمی از هسته‌ای شدن ایران، چنین به نظر نمی‌رسد.

این جنگ امنیت منطقه را تضعیف کرده است. پیش از آن، اسرائیل تا حدی به متحدین منطقه‌ای ایران آسیب زده بود. اما اکنون ایران اهرم فشار جدیدی به دست آورده است: حمله به کشورهای خلیج فارس و ایجاد اختلال در عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز. ایران حتی به‌دنبال دریافت عوارض برای عبور از این تنگه است و ترامپ هم به تقسیم این درآمدها اشاره کرده است. کشورهای خلیج فارس و مشتریانشان احتمالاً در برابر چنین اقدامی مقاومت خواهند کرد، اما تنش‌هایی در پیش است.

 

ترامپ بزرگ‌ترین بازنده این جنگ است

 

حتی اگر تولیدکنندگان نفت طی سال‌ها خطوط لوله جدیدی برای دور زدن خلیج فارس بسازند، ایران همچنان قادر خواهد بود زیرساخت‌های حیاتی را هدف قرار دهد. کشورهای خلیج فارس که خود را به‌عنوان مناطق امن معرفی می‌کنند، اکنون باید بپرسند آیا می‌توانند به آمریکا تکیه کنند یا باید امنیت خود را بازتعریف کرده و حتی به نوعی مصالحه با ایران فکر کنند.

برخلاف ادعای ضعیف ترامپ درباره سرنگونی حکومت، ایران همچنین پابرجاست. او شاید امیدوار باشد مردم ایران علیه حکومت قیام کنند تا بتواند اعتبار آن را به نام خود ثبت کند، اما این احتمال اکنون کمتر از قبل از جنگ است.

این جنگ حتی ممکن است تهدید هسته‌ای را تشدید کرده باشد. آمریکا و اسرائیل به زیرساخت‌های ایران آسیب بیشتری زده‌اند، اما حدود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده کافی برای ساخت حدود ۱۰ بمب هنوز در سایت‌های هسته‌ای باقی است. ترامپ اصرار دارد ایران آن را تحویل دهد. ایران خواهان رفع تحریم‌هاست، اما انگیزه‌اش برای بازدارندگی از طریق ساخت سلاح هسته‌ای افزایش یافته است؛ امری که می‌تواند به گسترش هسته‌ای در منطقه منجر شود. جلوگیری از آن ممکن است نیازمند حملات دوره‌ای آمریکا باشد، چیزی که با توجه به تجربه این جنگ، دشوار به نظر می‌رسد.

این وضعیت برای طراحان جنگ چه معنایی دارد؟ اسرائیل امروز از قدرت نظامی بی‌سابقه‌ای برخوردار است، اما جنگ نشان داد این قدرت محدودیت‌هایی دارد و تمایل آن به حملات پیش‌دستانه موجب ترس و نفرت در منطقه شده است. در داخل اسرائیل، جنگیدن در کنار آمریکا غرور ملی ایجاد کرده، اما در آمریکا، ۶۰ درصد مردم اکنون دیدگاهی منفی نسبت به اسرائیل دارند.

برای آمریکا تحت رهبری ترامپ نیز درس‌های مهمی وجود دارد. این کشور زمانی قدرت خود را از ترکیب توان نظامی و اعتبار اخلاقی به دست می‌آورد. اما وقتی رئیس‌جمهور تهدید به نابودی تمدن ایران می‌کند، که عملاً به معنای نسل‌کشی است، اخلاق را به‌عنوان نقطه ضعف تلقی می‌کند.

این جنگ نشان داد ارزش قدرت نظامی آمریکا به‌راحتی بیش‌ازحد برآورد می‌شود. کارخانه‌های این کشور نمی‌توانند به‌سرعت نیازهای نظامی را تأمین کنند، در حالی که ایران با جنگ نامتقارن و منابع محدود مقابله کرد. تصمیم‌گیری‌های شتاب‌زده و مبتنی بر هیجان، مرگبار بودن را با پیروزی اشتباه می‌گیرند. قدرت آتش بدون استراتژی، توان آمریکا را تحلیل می‌برد.

ترامپ با ایران مانند پروژه‌ای شخصی برخورد کرد و گمان برد قدرت آمریکا او را از مسئولیت بررسی پیامدهای حمله معاف می‌کند. اما قدرت به‌تنهایی حقانیت نمی‌آورد و حتی گاهی به پیروزی هم منجر نمی‌شود.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.