همان‌طور که آن نقل قول معروف می‌گوید: «هیچ برنامه‌ای پس از نخستین تماس با دشمن دست‌نخورده باقی نمی‌ماند.» پیامد این واقعیت برای سیاست‌گذاران روشن است: راهبردهایی که با هدف اجبار یا مهار ایران طراحی می‌شوند، ممکن است ناخواسته پتانسیل درگیری‌ را آزاد کنند که مهار آن از توانشان خارج است.

به گزارش  جماران، سینا عضدی، استادیار سیاست خاورمیانه و مدیر برنامه مطالعات خاورمیانه در مدرسه امور بین‌الملل الیوتِ دانشگاه جرج واشینگتن در تازه ترین نوشتار تفصیلی درباره تنش نظامی و جدال سیاسی میان ایران و آمریکا در نشنال اینترست می‌نویسد:

یک درگیری احتمالی آینده میان آمریکا و ایران ممکن است شبیه جنگ ژوئن ۲۰۲۵ باشد؛ جنگی که در آن تهران با احتیاط ضربات خود را از پیش اعلام کرد اما این درگیری همچنین می‌تواند بسیار سریع‌تر و شدیدتر از  قبل از کنترل خارج شود.

با اعزام ناوگروه ضربتی هواپیمابر «آبراهام لینکلن» به خاورمیانه و ازسرگیری تهدیدهای نظامی از سوی رئیس‌جمهور دونالد ترامپ، چشم‌انداز یک تقابل تازه میان آمریکا و ایران بار دیگر در حال شکل‌گیری است. لحن و ادبیات دو طرف تندتر شده است.

ترامپ در شبکه‌های اجتماعی، اعزام این «ناوگان عظیم» را اهرمی برای بازگرداندن تهران به میز مذاکره توصیف کرد و نوشت: «امیدوارم ایران به‌سرعت به میز مذاکره بیاید و به توافقی منصفانه و عادلانه برسد، بدون سلاح هسته‌ای، توافقی که برای همه طرف‌ها خوب باشد.»

مقام‌های ایرانی نیز به‌نوبه خود واکنش نشان داده‌اند. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در شبکه ایکس (توییتر سابق) هشدار داد که اگرچه ایران برای یک توافق «منصفانه و عادلانه» و عاری از اجبار آماده است، اما نیروهای مسلح کشور آماده‌اند در برابر هرگونه تجاوزی «فوراً و با قدرت» پاسخ دهند.

 مجموع این اظهارات نشان می‌دهد که سیگنال‌دهی دیپلماتیک به‌سرعت جای خود را به قدرت‌نمایی بازدارنده داده و فضای کاهش تنش به‌شدت محدود شده است.

اکنون گمانه‌زنی درباره سناریوهای نظامی احتمالی گسترده شده است. برخی تحلیلگران از حملات محدود آمریکا در داخل ایران، شبیه الگوی «ونزوئلا» سخن گفته‌اند؛ برخی دیگر از حمله به بقایای برنامه هسته‌ای ایران یا مراکز فرماندهی و کنترل نیروهای امنیتی.

 صداهای تندروتری حتی پیشنهاد داده‌اند که واشینگتن می‌تواند محاصره دریایی علیه ایران اعمال کند، اقدامی که احتمالاً طبق حقوق بین‌الملل غیرقانونی است یا حتی به رهبران ایران اولتیماتوم بدهد که کشور را ترک کنند. در تهران، این ایده‌ها به‌عنوان حرف‌های بی‌اساس کنار گذاشته نمی‌شوند.

نخبگان سیاسی ایران، تحرکات نظامی آمریکا در نزدیکی خلیج فارس را نه‌فقط یک هشدار، بلکه مقدمه‌ای بر مرحله دوم تقابل ژوئن ۲۰۲۵ با اسرائیل و ایالات متحده می‌دانند.

محمد رئیسی، نماینده مجلس از شهر مذهبی قم، هشدار داده که ایران باید برای بدترین سناریوها آماده شود، از جمله هدف قرار گرفتن یا حتی اشغال جزیره خارک، مهم‌ترین پایانه صادرات نفت ایران.

 

ایران چگونه در برابر آمریکا مقابله می‌کند؟

این تحولات بار دیگر پرسشی اساسی را زنده می‌کند که دهه‌هاست روابط ایران و آمریکا را شکل داده است: چگونه کشوری از نظر مادی ضعیف‌تر، که بیش از چهار دهه از بازارهای بین‌المللی تسلیحات محروم بوده، می‌تواند با قدرتمندترین ارتش جهان روبه‌رو شود؟

دو نکته برای درک تفکر تهران حیاتی است. نخست، رهبران ایران وضعیت کنونی را یک بحران مجزا نمی‌دانند، بلکه ادامه «جنگ ۱۲روزه» ژوئن ۲۰۲۵ تلقی می‌کنند؛ جنگی که در نهایت آمریکا در کنار اسرائیل به حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران پیوست.

 دوم، حکومت جمهوری اسلامی ایران باور ندارد که بتواند در یک جنگ متعارف علیه ایالات متحده پیروز شود. بنابراین، راهبرد آن نه پیروزی کامل، بلکه تحمیل هزینه است؛  چیزی که می‌توان آن را «شکست شرافتمندانه» نامید. یعنی بالا بردن هزینه‌های جنگ برای آمریکا تا حدی که ادامه آن غیرقابل‌تحمل شود و واشینگتن را به توافقی سریع وادار کند.

مقام‌های ایرانی به‌خوبی از ضعف‌های متعارف کشور، به‌ویژه نبود نیروی هوایی مدرن، آگاه‌اند. در هر درگیری، تهران احتمالاً به‌جای آن بر موشک‌های بالستیک و زرادخانه بزرگ پهپادی خود تکیه خواهد کرد تا پایگاه‌های نظامی آمریکا در سراسر منطقه را هدف قرار دهد؛ همان‌گونه که در جنگ ژوئن ۲۰۲۵ عمل کرد.

 زمانی که نیروهای آمریکایی در کنار اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای ایران حمله کردند، تهران با شلیک موشک به پایگاه هوایی العدید در قطر که میزبان هزاران نیروی آمریکایی است، پاسخ داد. هیچ آمریکایی کشته نشد؛ احتمالاً به این دلیل که ایران پیشاپیش به مقامات قطری اطلاع داده بود، اقدامی که به‌طور گسترده تلاشی برای محدود کردن تشدید تنش، در عین نمایش قاطعیت، تفسیر شد. مقام‌های ایرانی صراحتاً این منطق را بیان کرده‌اند. عراقچی در دسامبر ۲۰۲۵ هشدار داد: «اگر جنگی میان ما و ایالات متحده دربگیرد و آمریکایی‌ها به تأسیسات هسته‌ای ما حمله کنند، قطعاً باید انتظار داشته باشند که ما به پایگاه‌های نظامی آن‌ها حمله کنیم. فرقی نمی‌کند این پایگاه‌ها کجا باشند.» منطق این موضع روشن است: ایران توانایی معناداری برای حمله به خاک اصلی آمریکا ندارد و حتی یک حمله متعارف فرضی نیز از نظر نظامی بی‌اثر خواهد بود. در مقابل، پایگاه‌های منطقه‌ای آمریکا آسیب‌پذیر، از نظر نمادین مهم و برای نمایش قدرت ایالات متحده حیاتی‌اند.

 

اصلاحات نظامی ایران پس از جنگ ۱۲روزه

به نظر می‌رسد ایران از حملات آمریکا در جنگ ژوئن ۲۰۲۵ درس‌های مهمی گرفته است. در ماه‌های پس از آن، تهران سامانه‌های فرماندهی و کنترل نیروهای مسلح خود را غیرمتمرکز کرده و تصمیم‌گیری‌های سیاسی و نظامی را پراکنده ساخته تا دشمن نتواند با یک حمله دقیق، بخش‌های بزرگی از توان نظامی ایران را از کار بیندازد.

به گفته حمیدرضا عزیزی، تحلیلگر مسائل ایران، این اقدامات برای «تضمین بقا در شرایط حمله و حفظ توان پاسخ‌گویی حتی در صورت تضعیف گره‌های مرکزی» طراحی شده‌اند.

مسیر احتمالی دیگر برای تشدید تنش از اسرائیل می‌گذرد. از نگاه تهران، آمریکا و اسرائیل متجاوزانی مشترک‌اند که هدف راهبردی واحدی را دنبال می‌کنند. علی شمخانی، وزیر دفاع پیشین و دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی ایران، در ۲۸ ژانویه هشدار داد که «حمله محدود یک توهم است» و افزود هر اقدام نظامی آمریکا «از هر مبدأ و در هر سطحی» به‌عنوان آغاز یک جنگ تمام‌عیار تلقی خواهد شد. او به‌صراحت گفت که ایران می‌تواند اسرائیل و «همه حامیان متجاوز» را هدف قرار دهد. در مقابل، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، هشدار داده که در صورت حمله ایران به خاک اسرائیل، پاسخ «غیرقابل تصور» خواهد بود.

فراتر از تبادل مستقیم نظامی، ایران در حوزه دریایی نیز گزینه‌هایی در اختیار دارد. هدف قرار دادن کشتیرانی تجاری در خلیج فارس و تنگه هرمز بیش از آنکه برای پیروزی نظامی باشد، برای اخلال و ارسال پیام سیاسی است. تهران پیش‌تر نیز از این الگو استفاده کرده است. در دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ و در چارچوب سیاست «فشار حداکثری»، ایران با سلسله‌ای از حملات به نفتکش‌ها پاسخ داد به‌ویژه در ژوئن ۲۰۱۹، هم‌زمان با سفر میانجی‌گرانه شینزو آبه، نخست‌وزیر وقت ژاپن به تهران. ایران همچنین از متحدان غیردولتی خود در منطقه، از جمله حوثی‌ها، برای حمله به تأسیسات نفتی عربستان استفاده کرده است.

 

درک راهبرد دریایی نامتقارن ایران

در واقع، ایران به‌جای تلاش برای بستن کامل مسیرهای دریایی که حفظ آن دشوار و از نظر اقتصادی به زیان خودش خواهد بود می‌تواند به اقدامات مقطعی، قابل انکار و برگشت‌پذیر روی آورد؛ اقداماتی که هزینه‌های بیمه را بالا می‌برد، تردد را کند می‌کند و عدم قطعیت را به بازارهای انرژی تزریق می‌کند. این اقدامات شامل استفاده محدود از مین‌های دریایی، مزاحمت توسط قایق‌های تندرو در نزدیکی سواحل ایران، و تهدید (آشکار یا ضمنی) موشک‌ها و پهپادهای ساحل‌پایه ضدکشتی است. هدف، سلطه دریایی نیست، بلکه ایجاد عدم اطمینان است: افزایش هزینه‌های بیمه، کند کردن ترافیک دریایی و ایجاد نوسان در بازارهای جهانی انرژی. در این معنا، اخلال در کشتیرانی کمتر شکل جنگ متعارف دارد و بیشتر نوعی سیگنال‌دهی قهری از طریق اهرم‌های نامتقارن است.

خطرناک‌ترین سناریو شامل حمله مستقیم به ناوهای جنگی آمریکا در خلیج فارس است، واضح‌ترین نمادهای قدرت نظامی ایالات متحده. برنامه‌ریزان ایرانی می‌دانند که این گزینه به‌شدت پرریسک و از نظر عملیاتی دشوار است. نیروی دریایی متعارف ایران که هنوز بر ناوچه‌ها و رزم‌ناوهای قدیمیِ مربوط به دوران شاه متکی است، توان مقابله با قدرت آتش نیروی دریایی آمریکا را ندارد. آخرین باری که دو طرف به‌طور آشکار درگیر شدند، در سال ۱۹۸۸، ایران در یک روز حدود نیمی از ناوگان دریایی خود را از دست داد. تهران تمایلی به تکرار آن تجربه ندارد.

بنابراین هر رویارویی دریایی میان آمریکا و ایران احتمالاً بر دکترین «حمله ازدحامی» نیروی دریایی سپاه پاسداران متکی خواهد بود: تعداد زیادی قایق تندرو مجهز به موشک که از پایگاه‌های ساحلی پراکنده عملیات می‌کنند تا ناوهای آمریکایی را آزار دهند، محاصره کنند و بیازمایند. در یک درگیری شدید، این ازدحام می‌تواند با مین‌های دریایی و آتش موشکی ساحلی ترکیب شود تا محیطی متراکم و گیج‌کننده ایجاد کند که هدف آن اشباع سامانه‌های دفاعی آمریکا باشد. برنامه‌ریزان ایرانی همچنین به‌طور علنی به حملات انتحاری اندیشیده‌اند از جمله قایق‌ها یا سامانه‌های بدون سرنشین حامل مواد منفجره که هدفشان نه غرق کردن ناوهای بزرگ آمریکا، بلکه ارسال پیام قاطعیت، وارد کردن خسارت و نشان دادن آمادگی برای پذیرش تلفات به‌منظور تحمیل هزینه‌های سیاسی است.

با این حال، تهران به‌خوبی آگاه است که درگیری مستقیم با ناوهای جنگی آمریکا، نیروهای دریایی‌اش را در معرض آتش تلافی‌جویانه‌ای ویرانگر قرار می‌دهد و می‌تواند ظرف چند ساعت به خساراتی فاجعه‌بار منجر شود.

 از همین رو، حملات به شناورهای نظامی احتمالاً بسیار گزینشی، فرصت‌طلبانه و با دقت تنظیم‌شده خواهد بود با هدف به چالش کشیدن بازدارندگی و پرستیژ آمریکا، نه وارد کردن تلفات سنگین یا پیروزی تاکتیکی و این دقیقاً منطبق با منطق راهبردی کلی تهران در پذیرش ریسک و تشدید نامتقارن در سایه برتری نظامی آمریکا است.

 

اگر تهران به این نتیجه برسد که آمریکا به دنبال تغییر رژیم است، همه‌چیز تغییر می‌کند

در فضای بی‌ثبات کنونی، احتمال محاسبه اشتباه بسیار بالاست. دیپلماسی «قایق‌های نظامی» دولت ترامپ برای گرفتن یک توافق هسته‌ای، در تهران نه به‌عنوان اهرم فشار بلکه به‌عنوان بخشی از تدارک برای عملیات تغییر رژیم سیاسی تفسیر می‌شود.

نکته کلیدی این است که اگر رهبران ایران به این جمع‌بندی برسند که هدف نهایی واشینگتن همین است، احتمالاً هر تقابلی را نه یک درگیری محدود شبیه جنگ ۱۲روزه، بلکه نبردی برای بقا تلقی خواهند کرد. در چنین شرایطی، تهران تمایل خواهد داشت توانمندی‌های خود را زودتر به کار گیرد، پیش از آنکه در اثر حملات هوایی مداوم تضعیف شوند.

عراقچی در ۲۰ ژانویه هشدار داد: «برخلاف خویشتن‌داری‌ که ایران در ژوئن ۲۰۲۵ نشان داد، نیروهای مسلح ما اگر دوباره مورد حمله قرار بگیریم، هیچ تردیدی در استفاده از تمام توان خود برای پاسخ نخواهند داشت.»

در نهایت، خطر واقعی برای هر دو طرف در این باور نهفته است که می‌توان رفتار ایران را به‌طور دقیق پیش‌بینی یا کاملاً کنترل کرد. تصمیم‌گیری در ایران انعطاف‌پذیر است و به همان اندازه که به برنامه‌ریزی رسمی وابسته است، از برداشت روزبه‌روز تهدید نیز تأثیر می‌پذیرد. در یک بحران، پیام‌ها به‌راحتی بدفهمیده می‌شوند و تشدید تنش می‌تواند شتاب خاص خود را پیدا کند. همین امر لحظات تنش شدید را به‌ویژه خطرناک می‌سازد.

همان‌طور که آن نقل قول معروف می‌گوید: «هیچ برنامه‌ای پس از نخستین تماس با دشمن دست‌نخورده باقی نمی‌ماند.» پیامد این واقعیت برای سیاست‌گذاران روشن است: راهبردهایی که با هدف اجبار یا مهار ایران طراحی می‌شوند، ممکن است ناخواسته پتانسیل درگیری‌ را آزاد کنند که مهار آن از توانشان خارج است.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.