از زمان خرید توییتر توسط ایلان ماسک در سال ۲۰۲۲، پلتفرمی که زمانی میدان رقابت مترقیها و محافظهکاران بود، به تریبونی برای تقویت راست سیاسی تبدیل شد؛ اما اکنون همان فضا به صحنه درگیریهای تلخ، شکافهای ایدئولوژیک و جنگ داخلی میان حامیان دونالد ترامپ بدل شده است—شکافهایی که آینده ائتلاف «ماگا ۲.۰» را با تردید جدی مواجه کرده است.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، vox نوشت: از زمانی که ایلان ماسک در سال ۲۰۲۲ توییتر را خرید، این تصور بهطور گسترده شکل گرفت که او پلتفرمی با گرایش غالب مترقی را به فضایی بدل کرده که به تقویت جناح راست سیاسی کمک میکند. در سالهای پس از این خرید، بخت سیاسی راستگرایان بهشکل چشمگیری بهبود یافت. دوران موسوم به «ووک» رو به افول گذاشت، محافظهکاران در جنگهای فرهنگی دست بالا را پیدا کردند و دونالد ترامپ بار دیگر به قدرت بازگشت. در مقابل، دموکراتها و جریانهای چپ دچار سرخوردگی و فرسایش روحی شدند. فضایی از پیروزی راستگرایانه بر پلتفرمی که ماسک نام آن را به «ایکس» تغییر داد، سایه انداخت.
اما در ماههای اخیر، این پلتفرم توان خود را برای حفظ انسجام جناح راست از دست داده است. ایکس اکنون بیش از هر چیز به صحنهای تبدیل شده که در آن حامیان ترامپ آشکارا و بیپروا به جان یکدیگر افتادهاند.
درگیریهای علنی، شدید و تلخ بر سر موضوعاتی چون اسرائیل، یهودستیزی، نفرتپراکنی علیه آمریکاییهای هندیتبار، و این پرسش که آیا کسانی که نیاکانشان دیرتر به ایالات متحده مهاجرت کردهاند «کمتر آمریکاییِ اصیل» محسوب میشوند یا نه، بهطور فزایندهای گسترش یافته است. همزمان، نظریههای توطئه به شکلی افسارگسیخته در حال انتشارند؛ نظریههایی که این بار حتی خود دولت ترامپ را نیز هدف گرفتهاند.
نکته کلیدی آن است که بخش بزرگی از این وضعیت، مستقیماً محصول تغییرات ایکس است. سیاستها و فرهنگ جدیدی که تحت مالکیت ماسک بر این پلتفرم حاکم شده، هنجارهای گفتاری جناح راست را دگرگون کرده و مشوق رقابتی برای سقوط هرچه بیشتر بهمنظور جلب توجه و تعامل ایجاد کرده است. نتیجه روشن است: با حذف موانع نظارتی در برابر نفرتپراکنی و اطلاعات نادرست، تقاضای قابلتوجهی در میان بخشی از راست برای هر دوی این پدیدهها آشکار شده است.
کریستوفر روفو، فعال راستگرا و چهره پرنفوذ ایکس، اخیراً نوشت که «در جناح راست، ذهن عمومی اکنون توسط الگوریتم ایکس شکل میگیرد» و این پلتفرم عملاً جای نقشی را گرفته که پیشتر فاکسنیوز ایفا میکرد. با این حال، او هشدار داد که الگوریتم ایکس بهطور فزایندهای در اختیار بازیگران بدخواهی قرار گرفته که برای «کلیک، پول و بازنشر»، نظریههای توطئه بیپایه را ترویج میکنند.
در همین حال، هرچه ایکس افراطیتر و از واقعیت اجتماعی دورتر میشود، مقامهای ارشد دولت ترامپ همچنان وسواسگونه در پی جلب رضایت کاربران آن هستند. تمرکز آنها نه بر بازسازی ارتباط با رأیدهندگان عادیِ ناامید از رئیسجمهور، بلکه بر راضی نگه داشتن راستِ آنلاین و تولید «خوراک سیاسی» برای آن است.
در دل این روند، نشانههای فروپاشی بالقوه ائتلاف «ماگا ۲.۰» بهوضوح دیده میشود. جنجالهای مربوط به یهودستیزی، نهادهای مهم راستگرا مانند بنیاد هریتیج را دچار بحران کرده است. نفرتپراکنی عریان و اشتغال وسواسگونه به جنجالهای بیپایه آنلاین، بهسختی میتواند وفاداری رأیدهندگان رنگینپوستی را حفظ کند که در سال ۲۰۲۴ برای نخستینبار به ترامپ رأی دادند.
از این منظر، ماجرا چندان هم ناآشنا نیست. تنها چند سال پیش، زمانی که مترقیها کاربران غالب توییتر بودند، این دموکراتها بودند که بازنشرها را با واقعیت اشتباه میگرفتند و از رأیدهندگان عادی فاصله میگرفتند. اکنون، جناح راست در حال تکرار همان خطاست.
چرا توییتر/ایکس اینقدر اثرگذار است؟
توییتر—و اکنون ایکس—نزدیکترین نمونه به یک «میدان عمومی» در عصر دیجیتال است؛ جایی که افراد با گرایشهای فکری متفاوت و از طبقات گوناگون اجتماعی گرد هم میآیند و دیدگاههای خود را بیان میکنند.
حضور مستمر نخبگان سیاسی، رسانهای و فرهنگی در این پلتفرم باعث شده ایکس در شکلدهی به تصور آنها از ایدههای «مقبول»، «رایج» و «درست» نقشی محوری ایفا کند. در فضای رسانهایِ بهشدت پراکنده امروز، ایکس همچنان نقطهای است که نویسندگان، استریمرها و پادکسترها مستقیماً با یکدیگر وارد گفتوگو میشوند.
یکی از ابزارهای اصلی قدرت ایکس، پدیده «حمله جمعی» است؛ جایی که انبوهی از کاربران همصدا میشوند تا فرد یا نهادی را هدف بگیرند. این حملات برای مشارکتکنندگان حس معنا و تعلق ایجاد میکند و برای اهداف بالقوه—از سیاستمداران گرفته تا شرکتها و رسانهها—عاملی بازدارنده و هراسانگیز است.
اما همین ویژگی، ایکس را به تلهای خطرناک تبدیل کرده است. کاربران پرمصرف پلتفرم عموماً بهشدت سیاسی و ایدئولوژیکاند، در حالی که بخش بزرگی از جامعه—با دیدگاههای میانهتر یا درگیری کمتر با سیاست—نمایندگی اندکی در آن دارند. با این حال، سیاستمداران و کنشگران سیاسی اغلب ایکس را معیاری برای سنجش افکار عمومی میپندارند و ناخواسته سیاستگذاری خود را بر اساس صدای افراطیترین بخش پایگاهشان تنظیم میکنند.
ایکسِ ماسک و تغییر هنجارهای راست
ماسک با عقبنشینی از سیاستهای نظارت بر نفرتپراکنی، فروش نشان تأیید، پرداخت پول به تولیدکنندگان محتوای ویروسی و ایجاد موج خروج مترقیان، ایکس را به فضایی تبدیل کرد که در آن راستگرایان نسبتاً میانهرو در کنار افراطیها و نفرتپراکنان فعالیت میکنند.
در این فضا، نهتنها هزینهای برای بیان سخنان افراطی وجود ندارد، بلکه انگیزه مالی نیز برای تشدید آن فراهم شده است.
نتیجه، تغییر عمیق در هنجارهای گفتاری جناح راست بوده؛ تغییری که حتی برخی چهرههای باسابقه محافظهکار را نگران کرده است. نگرانی از نژادگرایی، یهودستیزی و توطئهباوری اکنون به شکافی جدی در درون راست آمریکایی تبدیل شده است.
دولت ترامپ و وسواس ایکس
دولت دوم ترامپ آنلاینترین دولت تاریخ آمریکا توصیف میشود. بسیاری از مقامهای ارشد آن، ایکس را معیار اصلی سنجش محبوبیت خود میدانند و تلاش میکنند با جلب نظر اینفلوئنسرهای راستگرا، جایگاهشان را تثبیت کنند.
این رویکرد، نهتنها به افزایش محبوبیت ترامپ منجر نشده—چراکه میزان نارضایتی عمومی همچنان بالاست—بلکه خطر دور شدن هرچه بیشتر دولت از واقعیت اجتماعی و رأیدهندگان عادی را تشدید کرده است.
در چنین فضایی، ایکس به بستری برای گسترش نفرت، توطئه و افراط بدل شده؛ بستری که وحدت راست را فرسوده، اما همزمان این امید را زنده نگه داشته که شاید با یافتن «دشمنان مشترک»، بتوان شکافها را موقتاً پوشاند. پرسش اساسی این است: آیا این وحدت مصنوعی دوام خواهد آورد؟