«نکته خطرناک اینجا این ایده است که یک رئیسجمهور میتواند فقط تصمیم بگیرد یک رهبر مشروع نیست و سپس به کشور حمله کند و ظاهراً کسی را که دولت آمریکا دوست دارد، به قدرت برساند. اگر این ممکن باشد، این پایان حقوق بینالملل است، پایان منشور سازمان ملل، پایان هرگونه محدودیت قانونی بر استفاده از زور.»
به گزارش جماران، صبح شنبه، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده اعلام کرد که نیروهای نظامی این کشور، با همکاری مقامات اجرای قانون آمریکا، عملیاتی در ونزوئلا انجام دادهاند و نیکولاس مادورو، رئیسجمهور این کشور و همسرش را دستگیر کردهاند. مادورو در دادگاه فدرال نیویورک به اتهام نقش داشتن در آنچه دولت ادعا میکند توطئه تروریسم مواد مخدر است، کیفرخواست شده است. دونالد ترامپ در کنفرانس مطبوعاتی بعدی در روز شنبه گفت: «ما تا زمانی که بتوانیم یک انتقال امن، مناسب و محتاطانه انجام دهیم، کشور را اداره خواهیم کرد.» او همچنین گفت که از استقرار نیروی زمینی آمریکا در ونزوئلا نگران نیست.
مجله نیویورکر با Isaac Chotiner استاد دانشکده حقوق ییل و مدیر مرکز چالشهای حقوقی جهانی آن و رئیس منتخب جامعه حقوق بینالملل آمریکا، گفت و گوی تلفنی در این خصوص انجام داده است:
هیچ مبنای قانونی برای آنچه در ونزوئلا انجام شد وجود ندارد
مبنای قانونی این اقدام، هرچه که باشد، چیست؟
متأسفانه فکر نمیکنم هیچ مبنای قانونی برای آنچه در ونزوئلا میبینیم وجود داشته باشد. البته دولت استدلالهای حقوقی ارائه خواهد کرد، اما همه استدلالهایی که تاکنون شنیدهام، پایه محکمی ندارند. هیچکدام آنچه رئیسجمهور ظاهراً دستور انجام آن را داده، توجیه نمیکنند.
در حقوق بین الملل حمله مسلحانه برای مقابله با قاچاق مواد مخدر توجیه ندارد
استدلالهایی که از سوی افراد دولت یا حامیانشان شنیدهاید چیست؟
هنوز در ساعات اولیه هستیم، اما استدلالهایی که پیش از این تلاش تمامعیار مطرح شده، عمدتاً بر دفاع از خود در برابر قاچاقچیان مواد مخدر متمرکز بوده که ادعا میکنند توسط مادورو و دولتش حمایت یا حتی هدایت میشوند.
مشکل این است که این ادعا تحت حقوق بینالملل کار نمیکند. طبق منشور سازمان ملل متحد، حق دفاع از خود وجود دارد که به کشورها اجازه میدهد در برابر حمله مسلحانه از زور استفاده کنند. اما هرگز برای چیزی مثل قاچاق مواد مخدر استفاده نشده است. بنابراین همه حملات قایقی که در چند ماه گذشته انجام شده و بهعنوان دفاع از خود توجیه شدهاند، در چارچوب چیزی که کسی بهعنوان دفاع از خود تحت حقوق بینالملل بشناسد، قرار نمیگیرند.
دفاع از خود معمولاً نیازمند یک حمله مسلحانه واقعی است. به نظر میرسد اینجا هم استدلال مشابهی برای توجیه دستگیری مادورو و استفاده از زور در خاک ونزوئلا مطرح میکنند.
طبق منشور ملل متحد کشورها حق استفاده از زور علیه سایر کشورها را ندارند
نظرتان درباره این استدلال که بسیاری از مردم آمریکا بر اثر مصرف مواد مخدر میمیرند و بنابراین این نوعی دفاع از خود است چیست؟
وقتی منشور سازمان ملل حدود هشتاد سال پیش نوشته شد، شامل ممنوعیت مهمی بر استفاده از زور توسط کشورها بود. کشورها اجازه ندارند خودشان تصمیم بگیرند که میخواهند علیه کشورهای دیگر از زور استفاده کنند. هدف این بود که ایده نسبتاً جدیدی را تقویت کند که کشورها دیگر نمیتوانند هر وقت خواستند به جنگ بروند. در دنیای پیش از منشور سازمان ملل، اگر احساس میکردید قاچاق مواد مخدر به شما آسیب میزند، میتوانستید از زور استفاده کنید و توجیه قانونی بیاورید. اما کل هدف منشور سازمان ملل این بود که بگوید: «دیگر به این دلایل به جنگ نمیرویم.»
منشور استثنای بسیار محدودی داشت و آن دفاع از خود بود. ایده این بود که اگر مورد حمله قرار گرفتیم، نباید منتظر مجوز شورای امنیت بمانیم تا از خود دفاع کنیم. اما این استثنا قرار بود محدود باشد.
اگر قاچاق مواد مخدر توجیه معقولی باشد، طیف وسیعی از استدلالهای دیگر ممکن میشود که عملاً دفاع از خود را از استثنا به قاعده جدید تبدیل میکند. چرا نتوان همان استدلال را درباره بیماریهای واگیردار مطرح کرد؟ آنفلوآنزای پرندگان از کشوری میآید، پس ما حق قانونی برای استفاده از نیروی نظامی داریم. وقتی این مسیر را شروع کنیم، ایده وجود هرگونه محدودیتی محو میشود.
بله، مواد مخدر وحشتناک هستند. آیا باعث مرگ در ایالات متحده میشوند؟ قطعاً. هیچ شکی نیست. بلای وحشتناکی است، اما این ایده که چون مواد مخدر از کشوری میآید، حمله و تغییر دولت در آن کشور را توجیه میکند، اساساً هرگونه محدودیتی بر استفاده از زور را از بین میبرد.
مادورو را رهبر مشروع ونزوئلا نمیخوانند تا مصونیت دیپلماتیک او را زیر سوال ببرند
استدلالهای دیگری از سوی دولت شنیدهاید؟
یکی از ادعاها این است که مادورو در واقع رهبر ونزوئلا نیست. این چیزی است که مدتی است میگویند، او رهبر مشروع کشور نیست، ما او را بهعنوان رئیس دولت به رسمیت نمیشناسیم. این ممکن است دستگیری و کیفرخواست او را توجیه کند، هرچند استفاده از نیروی نظامی برای این کار توجیه نمیشود. نمیدانم چطور از اینجا به استدلالی میرسند که اجازه استفاده از نیروی نظامی در ونزوئلا را میدهد.
دقیقاً منظورتان از «دستگیری و کیفرخواست» چیست؟ ونزوئلا انتخابات داشت. البته انتخابات آزاد نبود. او خودش را رئیسجمهور اعلام کرد و بهطور گسترده بهعنوان رئیسجمهور ونزوئلا شناخته میشود. آیا این میتواند کیفرخواست او در دادگاه آمریکایی را توجیه کند؟
بگذارید عقب بروم. بخشی از این عملیات نظامی حداقل یکی از اهداف کلیدیاش دستگیری مادورو و همسرش بوده که در ناحیه جنوبی نیویورک به اتهامات جنایی کیفرخواست شدهاند. تنها راه انجام این کار این است که ادعا کنند او رئیس دولت نیست، چون رؤسای دولت مصونیت دارند و در دادگاههای داخلی کشورهای دیگر قابل تعقیب کیفری نیستند. این یک قاعده اساسی حقوق بینالملل است. ایالات متحده مدتهاست آن را به رسمیت میشناسد.
پس شما معتقد نیستید که صرف دزدیدن انتخابات به خودی خود به معنای این است که میتوان او را دستگیر کرد و در دادگاه آمریکایی محاکمه کرد، بلکه اگر او رئیس دولت نبود، حداقل امکان محاکمه در دادگاه آمریکایی وجود داشت که معمولاً چنین نیست؟
درست است. اگر واقعاً رئیس دولت نباشد، مصونیت رئیس دولت اعمال نمیشود. این به سؤال گستردهتر استفاده از نیروی نظامی مرتبط است؛ ممکن است ادعا کنند که چون او رئیس دولت مشروع نیست، بهنحوی اختیار قانونی برای استفاده از زور برای دستگیری او دارند. اما دوباره، این دو به هم متصل نیستند. مشکل این است که صرف گفتن اینکه او رئیس دولت نیست، استفاده از نیروی نظامی در ونزوئلا را توجیه نمیکند.
پنج سال پیش، مادورو در دادگاه منهتن به اتهام تروریسم مواد مخدر و قاچاق کوکائین کیفرخواست فدرال شد.
بله. کیفرخواست ۲۰۲۰ ادعا میکرد که او و چند مقام دیگر ونزوئلایی در توطئه خشونتآمیز تروریسم مواد مخدر با گروههای غیردولتی مختلف، از جمله فارک (گروه کلمبیایی)، شرکت داشتهاند و این به قاچاق مواد مخدر در ایالات متحده مرتبط بوده است.
امریکا در حال تکرار الگوی پاناما در ونزوئلا است
اگر مادورو در دادگاه آمریکایی محاکمه شود، آیا مسئله حقوقی مورد مناقشهای درباره اینکه آیا اصلاً میتوان او را محاکمه کرد بر اساس اینکه رئیس دولت ونزوئلا هست یا نه، پیش خواهد آمد؟ آیا این چیزی است که دادگاههای آمریکایی باید دربارهاش نظر دهند؟
بله، چیزی است که دادگاههای آمریکایی باید دربارهاش نظر دهند. قطعاً وکلای او استدلال خواهند کرد که او در زمان دستگیری رئیس دولت در حال خدمت بود و همچنان رئیس دولت است و بنابراین طبق حقوق بینالملل و حقوق آمریکا باید مصونیت داشته باشد، یعنی مشمول صلاحیت دادگاههای آمریکا نیست و نمیتواند متهم کیفری شود. این موضوع قبلاً یک بار با کیفرخواست کیفری مانوئل نوریگا، رهبر سابق پاناما، پیش آمده بود؛ وقتی آمریکا در ۱۹۸۹ به پاناما حمله کرد، نوریگا را دستگیر کرد و به ایالات متحده آورد و به اتهام قاچاق مواد مخدر و پولشویی محاکمه کرد.
در آن زمان نوریگا ادعا کرد که از مصونیت رئیس دولت برخوردار است و قوه مجریه استدلال کرد که ندارد چون ایالات متحده او را بهعنوان رهبر مشروع پاناما به رسمیت نمیشناخت. این به ما سرنخی میدهد که احتمالاً در این پرونده چه اتفاقی خواهد افتاد. حدس من این است که ایالات متحده استدلال خواهد کرد که هرگز مادورو را بهعنوان رهبر مشروع ونزوئلا به رسمیت نشناخته و بنابراین مصونیت ندارد. دادگاهها در موقعیتی قرار میگیرند که باید تصمیم بگیرند آیا به تعیین قوه مجریه که او رئیس دولت نیست، احترام بگذارند یا ارزیابی مستقل خودشان از مشروعیت او بهعنوان رهبر ونزوئلا را انجام دهند.
پرونده نوریگا چطور پیش رفت؟
در پرونده نوریگا، دادگاهها به قوه مجریه احترام گذاشتند. گفتند که میپذیرند قوه مجریه گفته او رئیس دولت قانون اساسی نیست و بنابراین میتواند محاکمه شود.
به نظر کاملاً ممکن است دوباره همین کار را بکنند.
به نظر میرسد احتمالاً همین کار را خواهند کرد. منظورم این است که این استدلال قوه مجریه ضعیفتر است.
چرا ضعیفتر؟
مادورو بهوضوح پس از باختن انتخابات قدرت را قبضه کرد. اما با این حال، مدتهاست که بهعنوان رئیس دولت عمل میکند و توسط تعدادی از کشورهای دیگر بهعنوان رئیس دولت مشروع به رسمیت شناخته شده است. او قدرتهای رئیس دولت را اعمال میکند. ارتش را هدایت میکند. کشور را اداره میکند. نوریگا دیکتاتور نظامی غیرانتخابی بود که در کنار روسایجمهور مختلف پاناما خدمت میکرد. بنابراین ادعای او برای رئیس دولت بودن ضعیفتر بود. اما برای روشن شدن، هیچکدام از اینها استفاده از زور را توجیه نمیکرد.
پس طبق حقوق بینالملل، اگر مثل رئیس دولت عمل کنید و قدرتهای رئیس دولت را داشته باشید، رئیس دولت هستید؟
مقداری عدم قطعیت وجود دارد، اما بهطور کلی طبق حقوق بینالملل، اگر کنترل مؤثر داشته باشید، عملاً کشور را اداره میکنید.
حمله به یک کشور و تغییر رهبر آن با هدف به روی کار آوردن دولت مطلوب خود، پایان منشور ملل متحد است
ایده اینکه ترامپ اساساً میتواند تصمیم بگیرد چه کسی رئیس دولت یک کشور است، برای من پوچ و ترسناک است. در سطح دیگری هم به نظر پوچ و حتی ترسناک میآید که کسی که انتخاب نشده به رهبر یک کشور تبدیل شود و سپس بهعنوان رهبر آن کشور شناخته شود و مصونیتهای رئیس دولت را دریافت کند. شما چطور به این موضوع فکر میکنید؟
این حوزهای از حقوق است که حلنشده است و میتواند مشکلات واقعی ایجاد کند. نکته خطرناک اینجا این ایده است که یک رئیسجمهور میتواند فقط تصمیم بگیرد یک رهبر مشروع نیست و سپس به کشور حمله کند و ظاهراً کسی را که دولت آمریکا دوست دارد، به قدرت برساند. اگر این ممکن باشد، این پایان حقوق بینالملل است، پایان منشور سازمان ملل، پایان هرگونه محدودیت قانونی بر استفاده از زور. اگر رئیسجمهور بتواند این کار را بکند، چه چیزی جلوی رهبر روسیه یا چین یا هر کسی که قدرت دارد را میگیرد؟ ما از اوکراین و جنگش علیه روسیه حمایت میکنیم و پوتین دقیقاً همین استدلال را درباره زلنسکی مطرح میکند.
شما درست اشاره کردید که از منظر دموکراتیک هم چیزی اشتباه به نظر میرسد در این ایده که هرکس موفق شود کنترل یک کشور را به دست بگیرد، بهنحوی رئیس آن میشود، حتی اگر مشروع نباشد، حتی اگر انتخابات را نبرده باشد. این منبع واقعی تنش در حقوق بینالملل بوده است. چه کسی تصمیم میگیرد رهبر مشروع کیست؟ چه کسی تصمیم میگیرد که باید از نیروی نظامی برای حل این مشکل استفاده کرد؟
اجازه دهید سریع به نوریگا برگردم، چون این خیلی شبیه کاری است که جورج بوش در پاناما کرد. در آن مورد، یک آدم بد کشور را اداره میکرد، کشور وضعیت خوبی نداشت، تاریخ طولانی و کثیفی بین آن کشور و آمریکا وجود داشت و آمریکا تصمیم گرفت آن شخص را سرنگون کند و دستگیرش کند. آیا فکر میکنید این قیاس خوبی برای چیزی است که الان میبینیم؟ تفاوتهای بزرگی وجود ندارد؟
بله، شبیه است. تعدادی استدلال توسط افراد بوش مطرح شد که مشابه بودند. تفاوتهایی در آن زمان وجود داشت و ادعا شد که معاهدات کانال پاناما توجیه قانونی برای حمله را میداد، اما در غیر این صورت استدلالها خیلی مشابه هستند. مهم است که توجه کنیم مجمع عمومی سازمان ملل آن حمله را بهعنوان نقض آشکار حقوق بینالملل محکوم کرد و فکر میکنم ارزیابی درستی بود. بهوضوح غیرقانونی بود و ما دوباره در ونزوئلا کاری بهوضوح غیرقانونی انجام میدهیم.
سخنان ترامپ درباره استفاده از نفت ونزوئلا نشان می دهد که مساله منافع مردم ونزوئلا نبوده است
شما به دکترین مونرو اشاره کردید. آیا نکته ای در این خصوص دارید؟
آنچه اینجا نگرانکننده است این است که به نظر میرسد رئیسجمهور ترامپ در حال عملی کردن وعدهاش و استراتژی امنیت ملی است که ماه گذشته صادر کرد برای احیای دکترین مونرو. دکترین مونرو اساساً توجیهی توسط ایالات متحده برای استفاده از زور در آمریکای لاتین بود. و این توسط رئیسجمهور فرانکلین روزولت کنار گذاشته شد بهعنوان بخشی از فاصله گرفتن از ایده اینکه کشورها میتوانند هر وقت خواستند از زور استفاده کنند. این تأیید ایدهای بود که جنگ را بهعنوان راه حل مشکلات ممنوع میکنیم. اما ادعای ترامپ که در حال ایجاد یک «مکمل ترامپ» به دکترین مونرو است، نشان میدهد این فقط یک مورد، موردی نیست. حمله به پاناما حداقل یک مورد موردی بود.
ترامپ در کنفرانس مطبوعاتی گفت که ایالات متحده «کشور را اداره خواهد کرد». و روشن کرد که از استقرار «نیروی زمینی» در ونزوئلا برای مدت طولانی اگر لازم باشد «نمیترسد». این اصلاً شبیه عملیات دستگیری نوریگا از پاناما نیست که کوتاهمدت بود. و اصلاً شبیه چیزی نیست که ترامپ تا امروز انجام داده باشد. استفادههای غیرقانونی قبلی او از زور همه خیلی زود تمام شدند. مقیاس عملیاتی که لازم است بسیار عظیم است و به معنای قرار دادن سربازان آمریکایی در معرض خطر بلندمدت است.
او همچنین ادعا کرد که نفت ونزوئلا را خواهیم گرفت. حتی پیشنهاد کرد که بخشی از نفت برای جبران نفت «دزدیدهشده» از ما احتمالاً اشاره به ملیسازی شرکتهای نفتی در دهه ۱۹۷۰گرفته خواهد شد. این غارت است، ساده و واضح، و بهوضوح غیرقانونی. همچنین روشن میکند که این درباره بهترین منافع مردم ونزوئلا نیست. همهاش درباره نفت است.
در حال حرکت به سمت حل کردن مشکلات خود از طریق نیروی نظامی هستیم
بله، ترامپ همین حالا در فاکس نیوز گفت که این پیامی به مکزیک بود و دولتش ممکن است مجبور شود در مکزیک هم کاری انجام دهد. فکر نمیکنم منظورش برداشتن رئیسجمهور مکزیک باشد، اما باز هم.
بله، این خطر است. برای روشن شدن، این یک تغییر فاجعهبار است از جهانی که مشکلاتمان را صلحآمیز حل میکنیم به جهانی که مشکلاتمان را با نیروی نظامی حل میکنیم.
مطمئن نیستم که ایالات متحده برای مدت طولانی مشکلاتش در آمریکای لاتین را صلحآمیز حل کرده باشد.
اما به کشورها حمله نکرده و رهبرانشان را به خاطر مشکلاتی مثل قاچاق مواد مخدر بازداشت نکرده است. این سطح متفاوتی است.
از کودتاهای متعددی در این منطقه حمایت کرده است.
بله، قطعاً. نگاه کنید، آمریکا سابقه بینقصی ندارد. هیچ شکی نیست و بارها به ارزشهایش خیانت کرده، اما این سطح متفاوتی است. این فقط دور انداختن کل چیز و ادعای توانایی استفاده از زور هر وقت که بخواهد است.
ترامپ، کنگره را تحقیر کرد
ترامپ کارهایی میکند که واقعاً منحصربهفرد و همزمان وحشتناک هستند و کارهای دیگری که با رفتار روسایجمهور قبلی آمریکا همخوانی دارد، اما به خاطر نحوه انجامشان نگرانکنندهتر به نظر میرسد. این اقدام او در کدام یک از این دو گروه قرار میگیرد.
جالب است که در همان مصاحبه فاکس، خیلی تحقیرآمیز درباره هر پیشنهادی که کنگره باید بهنحوی درگیر میبود، صحبت کرد. البته مهم است به یاد بیاوریم که اینجا نه فقط حقوق بینالملل مسئله است؛ بلکه حقوق داخلی آمریکا و بهخصوص حقوق قانون اساسی است که رئیسجمهور را ملزم میکند قبل از استفاده از زور علیه کشور دیگر از کنگره مجوز بگیرد. در کنفرانس مطبوعاتی، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، گفت که این «آن نوع مأموریتی نیست که بتوان اطلاعرسانی به کنگره کرد»، و آن را «عمدتاً عملیات اجرای قانون» توصیف کرد. بخشی از آنچه اینجا نگرانکننده است نه فقط این است که رئیسجمهور از زور بهوضوح در نقض حقوق داخلی و بینالمللی استفاده کرده، بلکه روشن است که اصلاً اهمیتی نمیدهد که این قوانین را میشکند. ما نه فقط درباره منشور سازمان ملل صحبت میکنیم، بلکه درباره قانون اساسی ایالات متحده حرف میزنیم.
این وضعیت نشان میدهد که ممکن است برای او هیچ محدودیتی وجود نداشته باشد و او فقط کاری را که خودش فکر میکند درست است انجام خواهد داد. او طبق استدلال های خود رفتار خواهد کرد به جای آنکه مشورت کند یا به محدودیت های قانونی توجه کند و یا از جامعه بین المللی و یا کنگره رضایت بگیرد. فکر میکنم این چیزی است که واقعاً ترسناک است.