منوچهر متکی، وزیر اسبق امور خارجه کشورمان و نماینده مجلس شورای اسلامی گفت: در حوزه سیاسی ما واقعا به این نتیجه برسیم، که آمریکا وقتی میگوید مذاکره یعنی فریب، آمریکا براساس مذاکره آمده است چهارده بند را امضا کرده، یک دانه اش را اجرا نکرده، یک فروش نفت را گذاشتند برای این که آن دو سه تای دیگر سریع بگیرند و بعدش هم تعطیلش کردند آزادی فروش نفت را بعدش متوقف کردند و این ها، ما به این نتیجه قطعی برسیم، که از نظر آمریکا مذاکره یعنی خریدن زمان، یعنی رفتن به انتخابات، یعنی یک فریب جدید، ما برای این که در دنیا به ما نگویند مخالف مذاکره، بنده دیپلمات هستم، با مذاکره مخالف نیستم که، اما مذاکره باید پیش شرط داشته باشد، پیش شرط آن این است او اثبات بکند بدعهدیهای گذشته خودش، چهار تا شرط جدی، یکی لبنان و سه تای دیگر که دوستان و مذاکره کنندگان ما میدانند.
نماینده مجلس شورای اسلامی گفت: ایران با اتخاذ موضع فعال و طراحی در حوزههای سیاسی و نظامی در صد روز آینده، شکست جدی را به ترامپ و جمهوریخواهان تحمیل خواهد کرد.
منوچهر متکی به تحلیل موضوعات منطقه و ایران پرداخت و به پرسشها در این باره پاسخ داد. متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:
سوال: آقای دکتر اگر بخواهیم از خبرها شروع کنیم بحث لفاظیهای ترامپ است که چیز جدیدی نیست ولی باز مجدداً اینها را دارد تکرار میکند راجع به زدن زیرساختها و اینکه دستور حمله را صادر کردم و مسائلی از این دست، اگر بخواهیم از اینجا شروع کنیم تحلیل شما چیست و فکر میکنید آنچه که در جنگ ۴۰ روزه اتفاق افتاد مجدد تکرار خواهد شد؟
متکی: من فکر میکنم این دفعه ما از آن طرف بیاییم فکر کنیم یعنی ترامپ را بگذاریم کنار، حرفهایش تکراری است تقریباً حوصله آمریکاییها را هم سر برده، اما این به این معنا نیست که آمریکاییها پیرامون مسائل جاری چه به لحاظ استراتژیک و چه به لحاظ تاکتیکها برنامه ندارند، هفته گذشته ما جلسهای خدمت آقای دکتر عراقچی بودیم حدود ۱۰ تا ۱۵ نفر از نمایندگان مجلس و اقدام خوبی است که وزارت خارجه میکند گهگاهی با نمایندگان و ایشان شرحی دادند و از آخرین وضعیت اقدامات ترامپ و موارد دیگر مذاکرات با عمان بعد ۳ وضعیت تشریح شد که سه وضعیت متصور بر شرایط یکی جنگ و ادامه آن، دیگری خاتمه جنگ است صلح نمیشود گفت خیلی، خاتمه جنگ است و حالت سوم هم نه جنگ و نه صلح بعد در جلسه بحث شد که برای ما کدام گزینه مطلوبترین است من به همین مقدار گزارش از آن جلسه عبور میکنم اینکه ما از نظر خودمان بررسی کنیم کدام وضعیت برای ما بهتر است.
خیلی روشن است که میگوییم به اصطلاح خاتمه جنگ، چون ما جنگ نمیخواهیم و وضعیت نه جنگ و نه صلح را هم نمیخواهیم، اما پرسش اصلی که عرض کردم از آن طرف بپرسیم در این سه وضعیت گزینه آمریکاییها کدام است و آنها کدام را میخواهند من تصور میکنم که آمریکاییها صلح نمیخواهند یعنی گزینه متارکه جنگ را هم نمیخواهند دلایلش هم روشن است یکی اینکه در جنگ اهدافی داشتند که به آنها نرسیدند و در شرایط سختی قرار دارد، اما در عین حال دست و چشم از پیروزی ولو موردی و مقطعی برنداشتند همه این حرکتهای پراکنده که صورت میگیرد تحلیل میکنند دوستان در برنامههای شما و برنامههای دیگر به اینکه برای تنگه است این فشارها را میآورند برای اینکه این تنگه را از این تعریف منحصر به فردی که ایران دارد برای خودش نهایی میکند از این در بیاورند یک جوری شریک باشند، یک جوری دیگران را وارد میدان کنند.
اما ترامپ در این شرایطی که قرار دارد هدفهای بزرگتری را هم مد نظر دارد مهمترین آنها دارد فکر میکند برای دو سال بعد ریاست جمهوری خودش اگر فضای جاری در آمریکا تداوم پیدا کند و آبان سرنوشت بدی را برای جمهوریخواهان رقم بزند او دو سال باقیمانده ریاست جمهوری را با کابوس باید ادامه بدهد در تحت سلطه بودن کنگره یعنی مجمع نمایندگان و سنا در دست دموکراتها با شرایطی که در دو سال گذشته داشتند اگر هدف گذاری برای ترامپ بخواهیم بکنیم، چون ببینید دیپلماسی یک کاربرد جدی آن رمزگشایی دشمن است یعنی ما ببینیم دشمن میخواهد چه کار کند ما باید آن را در بیاوریم استخراج، استنتاج از حرکتی که دشمن میکند من معتقدم که اگرچه همه صاحب نظران میگویند ترامپ شکست خورده چنین و چنان شده ما این گونه ما یعنی کسانی که تصمیم گیر هستند نباید اینگونه نگاه کنیم گزارشهای مختلف دارد مطرح میشود بانک آمریکا دارد سلاح کم میآورد، رزمندگان ما میگویند و رصد میکنند بر اساس دریافتی که دارند تدوین اقدامات خودشان را میکنند.
اما ما نباید روی اینها بایستیم، آمریکاییها در افغانستان شکست خوردند مگر به خاطر نداشتن سلاح بود که شکست خوردند، نداشتن پول بود که شکست خوردند؟ نداشتن نیرو و سرباز بود که شکست خوردند؟ آمریکاییها در افغانستان در منطق شکست خوردند یعنی نتوانستند مردم افغانستان را اقناع کنند، نتوانستند مردم منطقه را اقناع کنند، چون گفتند ما میرویم افغانستان برای دو کار، اول تروریسم را از بین ببریم، دوم مواد مخدر را از بین ببریم یکی منطقهای شد به جای اینکه فقط در افغانستان باشد تروریسم، دیگر میگفتند طالبان پاکستانی، یواش یواش طالبان هندی ما نباید آنها را لحاظ کنیم ما باید ببینیم که آمریکاییها برنامهشان چیست من تصور میکنم علی رغم ضرباتی که دیدند بسیار حساب شده دارند کار میکنند و ممکن است هر شرایط جدیدی را هم پدید بیاورند.
سوال: شما معتقد هستید که ماجرای انتخابات آبان ماه خیلی تعیین کننده خواهد بود، درست است؟
متکی: تعیین کننده از این نظر که جمهوریخواهان و شخص ترامپ دیگر این رئیس جمهور نمیتواند باشد و اگر ترامپ این رئیس جمهور نباشد اصلاً نمیتواند ریاست جمهوری کند یک وقتی خدمت امام شهید انتخابات آمریکا بود اوباما و خانم کلینتون و دیگران نامزد بودند پرسیده شد که به نظر شما چه کسی انتخاب شود در آمریکا بیشتر به نفع ما است، فرمودند که هر کس نتواند آمریکا را اداره کند بعد بالاخره یک مقدار پررویی کردیم پرسیدیم به نظر شما در این چهار نفر در دموکراتها چه کسی نمیتواند، ایشان فرمودند خانم کلینتون، ترامپ در صورت شکست جمهوریخواهان در انتخابات اکتبر رئیس جمهوری خواهد شد که اداره نمیتواند بکند آمریکا را و این مطلوب ما است.
سوال: خوب حالا الان اگر این را شاخص بگذاریم که انتخابات آبان ماه میتواند تعیین کننده باشد در تصمیم گیری آمریکاییها اینجا ۲ تحلیل مطرح میشود یکی اینکه گفته میشود آمریکاییها به دلیل اینکه ما داریم به سمت آبان میرویم از تنشها خواهند کاست که آنجا دچار مشکل نشود برای حزب جمهوریخواهان بتواند رایشان را بگیرد و برخی معتقدند نه اتفاقاً افزایش پیدا خواهد کرد که تا آن موقع بتواند کار را یکسره بکند.
متکی: کاملا تحلیل درستی است و هر دو گزینه را ترامپ و آمریکاییها در دستور کارشان داشتند خاطرتان باشد ما اینجا یک بار در مورد مذاکرات صحبت کردیم و گفتیم فریب بود مذاکرات اول فریب بود، مذاکرات دوم فریب بود، مذاکرات سوم هم از دیدگاه شخصی خودم را دارم که نمیخواهم وارد آن بشوم، اما یک سوال خیلی جدی در رصد دشمن مطرح است آنها برای اسلام آباد طرح ۱۵ مادهای داده بودند در آن طرح ۱۵ مادهای ۸۰ درصد به نفع آمریکا بود و ۲۰ درصد به نفع ما بود چگونه ترامپ از طرح ۱۵ ماده خودش عدول کرد و آمد طرح ۱۴ مادهای ما را پذیرفت که ۸۰ درصد به نفع ما است و ۲۰ درصد به نفع آمریکا است چرا پذیرفت؟ برای همین دو تحلیلی که شما فرمودید تحلیلشان این است در نهایت که ما باید برنده بشویم ما باید پیروز بشویم گام نخستشان با طرح اسلام آباد این بود که ما هرچه ایرانیها بخواهند امضا میکنیم، چون آن امضا برای ما مهم است اراده ما این است که آن ۱۴ بندی اجرا نشود.
همه حرکتهای بعدشان هم این را نشان داد، اما یک چیز در آن تعریف کردند و آن ۶۰ روز مذاکره آمدند خیلی هم گرم گرفتند و ونس آمد دور اول مذاکره شروع شد و بنا بود ۶۰ روز ادامه پیدا کند و بعد از ۶۰ روز طرفین به نتیجه نمیرسند ۶۰ روز ادامه پیدا کند بشود ۱۲۰ روز که یک بار اینجا در این زمینه من با شما صحبت کردم میرسند به آبان و خرشان از پل میگذرد بعد هم میگویند شتر دیدی ندیدی ما رفتیم یک سری مشکلات میخواستند برای ما به وجود بیاورند نگذاشتیم به وجود بیاورند بنابراین ما نتوانستیم تفاهم کنیم، انتخابات را میبرند که به نظر من این بسیار مهم است وقتی میگویم مهم است یعنی ما باید برایش تدبیر کنیم ولی الان یک چالش جدی برایشان لاینحل باقی مانده و آن تنگه هرمز است یعنی کسی که آمده بود خانهای را بگیرد صاحبخانه کوچه را هم بسته خانه را که نتوانسته بگیرد، افتضاح کوچه بسته را هم پیش رویش دارد که نمیتواند باز کند باز نشدن تنگه هرمز به نظرم اینطور نیست که در افکار عمومی دنیا و حتی داخل آمریکا که مثلاً بگویند حالا تو رفتی نتوانستی حالا آمدی بیرون و تمام، میگویند تو یک هزینه بیشتری را روی دست دنیا گذاشتی از بابت انرژی و کنترل انرژی.
یعنی شرایط دنیا بسیار سخت شده است بله شما چند مثال دیگر هم در این زمینه میزنید یکی میدان ما است کاری که اخیراً در کویت، بحرین و اردن کردند ماهیتاً متفاوت است با حملات دیگر، الان آمریکاییها در این موضع هستند که از کل منطقه جمع کنند ببرند اسرائیل و اخیراً مطرح کردند که در اسرائیل هم ما مشکل خواهیم داشت در برابر موشکها همین امشب تحلیل این بود که ما به لحاظ دریایی نمیتوانیم از اسرائیل حمایت کنیم اگر مورد حمله موشکهای ایران قرار بگیرد این وضعیتش است.
سوال: یعنی میخواهم بگویم الان آمریکاییها به این راحتی نمیتوانند بگویند ما میرویم، چون باید یک چیزی را جبران کنند.
متکی: نه، الان نمیروند آنها انتخابات را که ببرند میروند یعنی کاری دیگر نمیتوانند بکنند همه را تجربه کردند و به نتیجه نرسیدند من میخواهم تشبیه کنم وضعیت ترامپ را در شرایط کنونی با وضعیت کارتر در شرایط انتخابات دور دوم خودش برای کارتر و دموکراتها بسیار مهم بود که دور دوم انتخابات را ببرند و آمدند بیانیه الجزایر این طرف آن طرف تلاش فراوان شد برای اینکه کارتر در کاخ سفید استقبال کند از گروگانهای آزاد شده و ۳ روز بعد، ۴ روز بعد انتخابات آمریکا است و او ببرد ما در مجلس اول نگذاشتیم این اتفاق بیفتد یعنی در مجلس کسانی که معتقد بودند آقای کارتر باید بیفتد چرا برای اینکه امام فرمود کارتر بد رئیس جمهوری بود برای آمریکا، امام فرمود کارتر باید کاری غیر از ریاست جمهوری برای خودش پیدا کند در حالی که برخی معتقد بودند نه اگر کارتر برود کسی میآید به نام ریگان چنین و چنان است ما برایمان تحقق حرف امام مهم بود و آن را دنبال میکردیم.
سوال: یعنی خلاصه فرمایش شما این است که ما الان باید کاری انجام بدهیم که ترامپ نتواند این انتخابات را ببرد و دو سال بعد ریاست جمهوری کند ریاست جمهوری آمریکا بشود که بتواند کاری از دستش بر بیاید.
متکی: بله، کسی که نمیتواند اداره کند برای اینکه این هدف را اگر رویش اجماع کنیم لازم نیست ما کار خاصی بکنیم فقط کارهایی را که نباید بکنیم را نکنیم.
سوال: آنها چیست؟
متکی: ما مذاکره را واقعا مشروط کنیم، به این که چهار تا گام عملی باید بردارد، تا ما دوباره بنشینیم و صحبت کنیم، به نظر من پیغام پسغامها خیلی کارسازی ندارد، شبهه طرف مقابل را بیشتر میکند اصلا او میخواهد این مدت صد، صد و بیست روز به همین صورتها بگذرد، ما برویم با عمان مذاکره کنیم، برای تنگه، بند ۵ نیست که ما برویم با عمان مذاکره کنیم، نفی نمیکنم کار دوستان مان را در وزارت خارجه، ما الان مثلا با عمان توافق کنیم از این طرف بیاید، از آن طرف بیاید و فلان، این چه نقشی در این استراتژی که ما میخواهیم داشته باشیم، دارد، قطر، قطر واقعا باید خودش را بدهکار حس کند قطر گفته است که شش میلیارد چیست که پیش من دارید، من ۱۲ میلیارد به شما میدهم، اگر این قطر تصمیم بگیرد به امر آمریکا که ۱۲ میلیارد شما را در بیست و چهار قسط بدهد، این یعنی چی، یعنی آمریکا به دنبال این است که بازیهای متفاوتی برای ما ایجاد کند، ما مشغولش شویم.
ما باید مراقبت کنیم، ما باید دقت کنیم، همین جا یک توضیحی برای مخاطبین باید بدهم. توضیح اول من این است که ما مثلثی داریم که یک ضلع آن میدان است، یک ضلع آن دیپلماسی است و یک ضلع خیابان و مردم است، غیر از قوا که در کنار مردم و نظام کار خودشان را میکنند، سه قوه منظورم، ما به این سه ضلع مثلث اعتماد داریم دوست شان داریم، برای توفیق شان دعا میکنیم معتقدیم هم در زمان امام شهید، هم در زمان امام عزیز حی مان، هیچ مذاکرهای صورت نگرفته مگر این که اذن ولی بر آن بوده، اذن ولی یک مقوله است تدبیر مذاکره یک مقوله دیگری است، در این قسمت دوم ما باید برگردیم به فرمایش قدیم امام شهیدمان، که عزت، حکمت، مصلحت در مناسبات خارجی باید مدنظر باشد، حکمت یعنی حکمیانه تصمیم بگیریم.
یعنی در تصمیم گیری همه اجزاء، همه مولفهها، همه عناصر تصمیم ساز با ببینیم و تصمیم بگیریم، من این نکتهای را خدمت شما عرض کنم، در واقع فکر میکنم که کسانی در قوه بالغه و عاقله آمریکا، در شرایط متفاوت در هر حال تصمیم میگیرند، اینها برای دنیا دارند تکلیف تعیین میکنند، من قبول دارم امام شهید ما فرمود افول آمریکا و این افول هم دارد رخ میدهد، آن یک بحث دیگری است، اما وضعیت کنونی آنها لحظه به لحظا دارند رصد میکنند و تدبیر میکنند.
یکی از استراتژیهای آنها این است که ما را تا آبان، یا به مذاکره و یا به این واسطه و آن واسطه، حملات محدود و غیر محدود، عمیق و غیر عمیق مشغول کنند تا به آن جا برسند؛ که در آن صورت هر دو تحلیل میشود، شما گفتید دو تا تحلیل وجود دارد، یکی تحلیل این است که آنها این راه را انتخاب کنند که مذاکره کنند و به یک جایی برسانند، به افکار عمومی بگویند که ما تمام کردیم و فلان کردیم، آمریکا به جهت ذاتش چنین بنایی ندارد، به این دلیل آمریکا دنبال صلح نیست، دنبال خاتمه جنگ نیست، اگر دنبال خاتمه جنگ بود، جنگ را شروع نمیکرد، آمریکاییها دنبال هدف بزرگ تری هستند، آن هدف اصلی را نرسیدند، حالا که تنگه را نرسیدند، یک چیزی برای افکار عمومی آمریکاییها میخواهند، برای انتخابات شان، یک چیزی هم برای بعد از این میخواهند که به ما نشان بدهند و آن این که هیچ یک از بندهای شما را که پذیرفتیم نگذاشتیم اجرا شود، در آن صورت ما در وضعیت مطلوبی نیستیم.
اگر آمریکاییها انتخابات را هم ببرند، بنابراین من عرضم این است که ما در این صد روز آینده، تا آبان ماه، کاملا باید مراقب باشیم، دنبال حواشی نرویم، توضیح دومی برای مردم دارم و آن این است که بعضی از اساتید و بعضی از دوستان من بعد از چند تا مصاحبه که این جا داشتیم، گفتند آقای متکی آدم ملایمی و میانه رو بود، این جوری بود، ولی الان طرحهای خیلی طوفانی میدهد، مثل آن قصه تسخیر پایگاههای آمریکا دیپلماسی طبیعت آن ملایم است، اما به این معنا نیست که حرفهای سخت در آن نیست و مطالب سخت در آن نیست.
آمریکاییها از تقریبا مدتی بعد از جنگ ۱۲ روزه و شروع جنگ رمضان بحث جنگ زمینی را مطرح کردند، هنوز هم دارند مطرح میکنند که امروز هم میآیم در مذاکرات نتانیاهو و ترامپ چی بوده، جنگ زمینی را مطرح میکردند، جنگ زمینی یعنی بیایند در جزایر، یعنی بیایند در دریا و بیایند در سواحل که چه نیرویی میخواهد سرجای خودش، فلان، فلان، بعد هم بررسی کردند، با تهدیدهایی که رزمندگان ما میکنند، که اینها این جا اگر بیایند دیگر جنازه هم ندارند که بفرستند به آمریکا، یعنی در قعر خلیج فارس اینها از بین میروند، ولی این شعار را همیشه میدادند، به نظر من برنامهای برای حمله هم نداشتند امروز نقل شده که نتانیاهو و ترامپ جنگ زمینی شان این است که به پاکستان فشار بیاورند، مرزهایش را ببندد، به عراق فشار بیاورند که مرزهایش را ببندد، این شده است، خلاصه جنگ زمینی شان. من موقعی که مطرح کردم جنگ زمینی را ما باید شروع کنیم، اولا خواستم بگویم که جواب های هوی است، تو میگویی جنگ زمینی، دیجیتالی حرف میزنی، مصنوعی حرف میزنی، ما روی زمین این بحث را قابل بررسی میدانیم اگر چه آدمی مثل من که نظامی نیست، این پیشنهاد را میتواند بکند، فرماندهان و بزرگان نظامی ما تحت نظر فرماندهی کل قوا بررسی میکنند تصمیم میگیرند یا نمیگیرند، هرچی هم تصمیم گرفتند برای ما مطاع است، اما پیشنهادش را میدهیم.
پایگاههای تان در عراق، پایگاه تان در کویت، پایگاه تان در بحرین ضربه پذیرست، از دو جهت، یکی از باب نزدیکی به ما و دیگری از باب کسانی که اتفاقا به عنوان حامی داریم، شما اگر راه بیافتید در ایران، هرجای ایران بخواهید کاری کنید، با استراتژی نیروهای نظامی که دفاع منطقهای و استانی کردند، تکه تکه تان میکنند، خیلی شانس آوردید که در رفتید در اصفهان و فرار کردید، میماندید خدمت تان میرسیدند مردم لرستان، مردم اصفهان، بنابراین اگر ما از جنگ زمینی صحبت میکنیم، یک جنگ واقعی است، یعنی شما در کویت پایگاه شان را بگیرید، بخش اعظمی از بصره راه میافتد و میآید، در بحرین به شکل دیگری، در عراق به گونه دیگری، من تعبیر لشکر کرار کردم که میآیند به کمک این هم یک توضیحی بود در مورد جملهای که اشاره کردن به معنای تندرفتن بی منطق نیست و از کوره دررفتن نیست، ما در شرایطی که قرار داریم آمریکاییها هم راهکار سیاسی را تدبیر کرد، اسلام آباد یک چیز دفعی نیست، اسلام آباد ادامه عمان و ادامه سوئیس است، مذاکره به عنوان یک حربه برای رسیدن به آن هدف اصلی که دارد، در مذاکرات لبنان معلوم شد هدف اصلی چی بود، جنگ بود، در مذاکرات سوئیس معلوم شد هدف اصلی چی بود، جنگ بود.
جنگ ۴۰ روزه بود که شروع کردند، اسلام آباد برای آن طرح داشتند، دو تا طرح داشتند، یک طرح سیاسی بود که همین چهارده مادهای شد و امضا شد و بنای اجرا نداشتند، بازی شروع کردند به درآوردن و یک بخش هم نظامی است یعنی همیشه لازم نیست که مثلا مذاکرات و سیاسی و فلان و اینها باشد، نظامی است همین تحرکاتی که انجام میدهند، این تحرکات یک قسمت آن بیانیههای ما را که برای مردم آمریکا نمیخوانند که، بیانیههای سنتکام را برای مردم آمریکا میخوانند، بنابراین فضای واقعی این جا را باید تصور کنید که آمریکاییها اصلا نمیدانند و لذا هم با رویکرد نظامی آمریکاییها میخواهند این ۱۲۰ روزه را پر کنند، با رویکرد سیاسی با رویکرد سیاسی یک روز قطر را میفرستند، ما سیصدتا، من سیصد و پنجاه تا میدهم، تو ۱۲ را نمیدهم، میگویی من ۳۵۰ هزار میلیارد دلار میدهم، دروغ میگوید قطر، ما ۱۹۶۳ با قطریها قرارداد داریم برای پارس جنوبی که به منصفانه برداشت شود، ما نمیتوانستیم برداشت کنیم، چون تجهیزاتش را به ما نمیدادند، قطر بیست سال و بیست و چهار سال برداشت کرد، چهارصد میلیارد دلار اضافه قطر برداشت کرده است.
سوال: همان را میخواهد پس دهد؟
متکی: بله، عرض شود که شهید رئیسی در سفری که به قطر رفته بود این موضوع را مطرح کرد، یک گزارش خیلی خوبی یکی از کارشناسان تهیه کرد که قصه ما در موضوع گاز مشترک ایران و قطر این است، ایشان طرح کرد؛ که او یکباره غافلگیر امیر اخیرا فوت شده قطر و نه نه همین امیر جدید بود، پسر امیر بود، با ایشان آقای رئیسی ملاقات داشت، قصه را مطرح کرد، یک دفعه برگشت گفت که ما یک طرح بسیار بزرگی داریم، ما میخواهیم یک چیز به اصطلاح یک تونل زیر آبی بین قطر و ایران احداث کنیم که بحث را عوض کند قطر، امارات، کویت، بحرین و حتی عربستان کسانی نیستند که با ما بازی بخواهند بکنند.
ما ۴۷ سال صعه صدر نشان دادیم، چون بعضی از دوستان گفته بودند که در قصه بحرین شما خیلی محکم صحبت کردید، برای این که ما اینها را میشناسیم، اینها از زمانی دولت ملتی شکل گرفت در کشورهای شان، در همین شیخ نشینها و اینها، اینها انگلیسیها حاکم مطلق برآنها بودند و بعد از انگلیسیها آمریکاییها حاکم مطلق بودند و سلطه بر آنها داشتند این که آمدند با پول خودشان پایگاههای بالای هزار میلیارد دلار را ساختند که نه تنها از آنها نتوانستند حمایت کنند، ازخودشان هم نتوانستند حمایت کنند این کشورها این گونه هستند، این کشورها این گونه هستند که در دوران هشت ساله صدام پولهایی که دادند، هیچی، تبعیت محضی که از صدام داشتند.
سوال: یک بخش خبری داریم که بعد برمی گردیم یک ده دقیقهای انتها فرصت برای شما خواهد بود؟
متکی: بنابراین کشورهای حاشیه خلیج فارس باید توجه کنند که بازی تمام شده است و به واقعیات برگردند.
سوال: آقای دکتر شما معتقد هستید که ما نباید فضای پیروز شدن را در این انتخابات به آمریکاییها بدهیم و برای اینکه این اتفاق نیفتد باید اقداماتی را انجام بدهیم و این اقدامات به نظر شما به لحاظ عملی در این مدت باقیمانده چه باید باشد؟
متکی: در دو قسمت است آنها از دو رویکرد همان دو تحلیلی که شما گفتید دارند استفاده میکنند یک رویکرد سیاسی که ما داریم مذاکره میکنیم امکان تفاهم وجود دارد فلان، فلان و یک رویکرد شلیکهایشان امروز به بوشهر میزنند، فردا خوزستان و بعد جاهای دیگر را بتوانند میزنند ما در هر دو زمینه باید تدابیری را اتخاذ کنیم خوشبختانه در بعد نظامی قرارگاه نظامی ما و فرماندهان عزیز ما تدبیر جدیدشان تکلیف را روشن کرده حملات را به گونهای جواب میدهند که دیگر چشم در برابر چشم نیست، سر در برابر چشم است اینکه مطرح میشود از کویت دارند تخلیه میکنند، از اردن هم میخواهند بروند در اسرائیل اینها همه نشان از رویکرد درست رزمندگان ما دارند و باید این را افزایش بدهند به اعتقاد من به عنوان آدمی که نظامی نیست ولی میتواند پیشنهاد بدهد از کف خیابان، قسمت دومی که باز به نظامیان ما بر میگردد مسئله محاصره است.
آمریکاییها نباید به دنیا القا کنند که هر وقت اراده کنند میتوانند ما را در محاصره دریایی قرار بدهند و بعد هم نگذارند ما نفت بفروشیم، نگذارند کالا بیاوریم شرایطی که در دور قبل برایمان پیش آمد گرچه ما داریم جاهایی را انتخاب میکنیم مسئله محاصره باید تعیین تکلیف بشود به اعتقاد من از دو طریق یکی راهکار نظامی من بلد نیستم، اما رزمندگان فکر کنند همانگونه که آبراهام لینکلن ناو جنگی آمریکا را تا دیگو گارسیا عقب راندند رزم ناوها یا شناورهای نظامی که آمدند و در آن محاصره و انجام میدهند این را اگر مصلحت میدانند این محاصره باید شکسته شود این آرام آرام فضای روانی دارد ایجاد میکند، راه دوم شکستن محاصره این است که ما هم محاصره را در منطقه کامل کنیم اگر این محاصره پیامش این است که ما نفت نفروشیم مگر از شهید سلیمانی تا سرلشکر عبداللهی نگفتند یا نفت میفروشیم و همه میفروشند یا اگر ما نفت نمیفروشیم هیچکس دیگر هم نباید بفروشد، اما هنوز دارند میفروشند بنابراین من تصور میکنم این محاصره با این دو حربه تکلیفش روشن است.
سوال: یعنی اضافه شدن باب المندب به تنگه هرمز منظورتان است؟
متکی: بله، تنگه هرمز و اساساً جلوگیری از صدور نفت از منطقه و این منطقه فقط خلیج فارس نیست چه آنکه از باب المندب میخواهد برود، چه از کانال سوئز و دریای سرخ و ... برود این زمینه و امکانها وجود دارد یعنی دنیا متوجه بشود که نرفتن ۲۰ درصد نفت جهان از اینجا برای جاهای مختلف یعنی چه که چین باید راه بیفتد برود کانادا مثلاً نفت بخرد پس یکی قصه نفت است که اگر ما به صفر رسیدیم همه باید به صفر برسند و قسمت دیگر اوکراین است من قبل از این حرکت زشت و جنایتی که اوکراین انجام داد پیشنهاد کرده بودم که ما اولتیماتوم به اوکراین بدهیم اوکراین یک بار یک محموله پهپاد داد به امارات ما انبار محمولهاش را زدیم همان موقع در جنگ ۴۰ روزه و آن موقع من در محاسبه گفتم کاش خود زلنسکی که آن موقع در امارات بود را میزد ولی الان پیام بدهیم که اگر یک بار دیگر از این کارها بخواهید بکنید و طرف جنگ بایستید آن وقت با هم زرادخانهها و هم مقر خودت را میزنیم البته تهدید واقعی موجب میشد که او به مخیلهاش نرسد که کشتی ما را در ولگا بزند، دیگری بحث شیخ نشینها است ما یک دیپلماسی صریح، صمیمانه و جدی با آنها وارد گپ بشویم اینکه عربستان همین جوری یکجا یک جمله بگوید که برود آمریکا بگوید که ما میخواهیم با ایران تنش کم بشود یا دیگری یک جور دیگر و بعد همه امکاناتشان در اختیار آمریکاست، ما وارد یک دیپلماسی جدی شویم، ما سابق میگفتیم دیپلماسی بخش نرم دارد، بخش سخت دارد، گاهی مذاکره کنندگان این دیپلماسی آدمهای متفاوتی هستند.
یعنی وزارت خارجه بخشی از این دیپلماسی را جلو میبرد، کسان دیگری از سیستم، بخشی دیگری از دیپلماسی را جلو میبرد، یعنی در یک مذاکرات دوستانه، اما سخت، که کی میخواهید تمام کنید شما، کی میخواهید جمع کنید، کی میخواهید اعلام کنید، اینها از یک امام شهید ما تا تمام شهدای دیگر ما همین شهدایی که این روزها میدهیم، یک کلمه بر زبان شان نیاوردند من گمان میکنم ما یک راهکار جدیدی را در تعامل با آنها باید دنبال کنیم این راهکار این که برویم با عمان گپ تنگه بزنیم، در حالی که اصل قصه را هوا کردند، بند پنج به اعتقاد من کار لازم و واجبی نیست، یک توافقی بکنیم کی به آن توجه میکند.
در حوزه سیاسی ما واقعا به این نتیجه برسیم، که آمریکا وقتی میگوید مذاکره یعنی فریب، آمریکا براساس مذاکره آمده است چهارده بند را امضا کرده، یک دانه اش را اجرا نکرده، یک فروش نفت را گذاشتند برای این که آن دو سه تای دیگر سریع بگیرند و بعدش هم تعطیلش کردند آزادی فروش نفت را بعدش متوقف کردند و این ها، ما به این نتیجه قطعی برسیم، که از نظر آمریکا مذاکره یعنی خریدن زمان، یعنی رفتن به انتخابات، یعنی یک فریب جدید، ما برای این که در دنیا به ما نگویند مخالف مذاکره، بنده دیپلمات هستم، با مذاکره مخالف نیستم که، اما مذاکره باید پیش شرط داشته باشد، پیش شرط آن این است او اثبات بکند بدعهدیهای گذشته خودش، چهار تا شرط جدی، یکی لبنان و سه تای دیگر که دوستان و مذاکره کنندگان ما میدانند.
اینها را بردارد تا ما دور بعدی مذاکرات را برویم و انجام بدهیم و این ها، خدمت شما عرض شود که در جنگ، حالا من نظامی نیستم، اما رجز بخشی از جنگ است، دوستان ما هم در این مصاف، رجزهای خوبی را ارائه میدهند، برخی از پیامهایی که میدهند، برخی از تهدیدهای به جایی که بیان میکنند و اینها، من گمان میکنم که توازن بین رجز و اقدام، موجب میشود که آنها اقدامات عملی ما را راحتتر تحلیل میکنند یعنی همین آقای شایمر که معمولا تلویزیون ما در همین برنامه شما معمولا اظهاراتش را میگذارد یا دیگران و دیگران از اقدامات ما تحلیل میکنند، رویکردهای ما تبیین میکنند و میگویند ایران تحت هیچ شرایطی کنار نمیآید و اینها، امیدوارم اگر ما یک موضع فعال برای اداره صد روز آینده مسائل جنگ بین ایران و آمریکا در پیش بگیریم که لازمه اش این است، هم در حوزه سیاسی، هم در حوزه نظامی، طراحی فعالانه داشته باشیم ما میدان را میبریم، ترامپ و جمهوری خواهان و آمریکا در واقع، به خونخواهی خون امام شهیدمان شکست جدی را بر آنها تحمیل خواهد شد، پیروزی ما که همه دارند میگویند باید تثبیت شود و درست هم میگویند، تثبیت خواهد شد.