به گفته «فاطمه موسوی ویایه» مدیر گروه مسائل اجتماعی انجمن جامعهشناسی، در چند سال اخیر الگوی طلاق در ایران در حال تغییر بوده است: در الگوی قبلی بیشترین طلاقها در ۵ سال اول زندگی رخ میداد به این علت که زوجین در سن پایین ازدواج میکردند، آشنایی قبل از ازدواج وجود نداشت و زوجین شناخت کافی از یکدیگر نداشتند ولی در چند سال اخیر به دلیل همین مشکلات اقتصادی، میزان طلاق در ۱۰ سال دوم زندگی مشترک افزایش پیدا کرده است یعنی خانوادههایی با فرزندان کوچک به سمت طلاق حرکت کردهاند.
به گفته مدیر گروه مسائل اجتماعی انجمن جامعهشناسی، الگوهای فرزندآوری، تشکیل خانواده و طلاق در ایران با سرعتی بسیار زیاد در حال تغییر هستند. این نابسامانیها نیازمند برنامهریزی است، ولی بهترین و مهمترین برنامهریزی پایان یافتن مشکلات اقتصادی است.
به گزارش جماران، «فاطمه موسوی ویایه» مدیر گروه مسائل اجتماعی انجمن جامعهشناسی ایران در گفتوگو با ایلنا درباره تاثیر «فشارهای اقتصادی» و «موج بیکاری» که بهویژه بعد از آغاز جنگ رخ داد بر ساختار خانواده عنوان کرد: تحقیقات مختلف نشان داده که در 100 سال اخیر «بیکاری» یکی از مهمترین مشکلات اقتصادی بوده که خانوادهها را تحت تاثیر خود قرار داده است. با از دست رفتن شغل، خانوادهها دچار مشکلات اقتصادی بسیار زیادی میشوند، ولی این مشکلات تنها در بخش اقتصادی باقی نمیماند.
او توضیح داد: داشتن شغل تنها درآمد ایجاد نمیکند بلکه با عزتنفس، اعتبار اجتماعی و برنامه روزانه افراد گره خورده است. وقتی افراد و بهویژه مردان شغل خود را از دست داده و نقش نانآوریشان مخدوش میشود دچار احساساتی منفی نسبت به خود میشوند مثلا مردان از یک سو با طردشدن اجتماعی روبهرو میشوند و از طرف دیگر احساس بیعرضه بودن یا مرد خوب و کامل نبودن، میکنند. این مشکلات اقتصادی و روانی در روابط خانوادگی هم خود را نشان میدهد.
احتمال افزایش خشونت خانگی در ۲ سال آینده
مدیر گروه مسائل اجتماعی انجمن جامعهشناسی ایران، با بیان اینکه بسیاری از تحقیقات نشان داده است، در خانوادههایی که مردان آن دچار بیکاری یا مشکلات اقتصادی میشوند، «خشونت خانگی» افزایش مییابد. چنین افرادی به دلیل اینکه مورد سرزنش قرار میگیرند و عزت نفس خود را از دست میدهند، خشم و سردرگمی خود را به شکل خشونت فیزیکی علیه همسر و فرزندانشان نشان میدهند. داستانهایی که از خوشحالی و حال خوش خانوادههای فقیر میگوید، فقط افسانههای سینمایی است. آنچه در حقیقت رخ مینماید این است که معمولاً در خانوادههای دچار مشکلات اقتصادی میزان خشونت اعم از خشونت کلامی، روانی و حتی فیزیکی بالا است.
موسوی ویایه به موج بیکاریهای اخیر هم اشاره کرد: با افزایش موج بیکاری، میزان خشونت خانگی در ایران از این هم خیلی بالاتر خواهد رفت. تحقیقات نشان میدهد که یک تا 5 درصد خانوادههای ایرانی با مشکل خشونت سطح بالا حتی خشونت فیزیکی مواجه هستند و انتظار میرود با افزایش موج بیکاری این آمار افزایش یابد. انتظار من هم این است که با ادامه این روند تا 2 یا 3 سال آینده آمار خشونت خانگی در خانوادههای ایرانی بیشتر شود.
این جامعهشناس بیکاری و مشکلات اقتصادی را یکی از عوامل اصلی «طلاق» توصیف کرد: وقتی که ما در تعاریف سنتی نقش نانآور خانواده را برای مرد تعریف کردیم و نقش مراقب را برای زن، زمانی که مرد در نانآوری و تأمین معاش خانواده با مشکل شدید مواجه شود برخی از زنان بهویژه آنها که تحت خشونت هم قرار دارند شرایط را تحمل نمیکنند زیرا لزومی نمیبینند در خانوادهای بمانند که از یک طرف ریاست از آن مرد است و به همین واسطه حتی زن را تحت خشونت هم قرار میدهد و از طرف دیگر خودش و فرزندانش تأمین معاش نمیشوند. بنابراین وقتی مشکلات ناشی از فقر خود را نشان دهد معمولا نرخ طلاق هم افزایش خواهد داشت.
تغییر الگوی طلاق در ایران
به گفته مدیر گروه مسائل اجتماعی انجمن جامعهشناسی، در چند سال اخیر الگوی طلاق در ایران در حال تغییر بوده است: در الگوی قبلی بیشترین طلاقها در ۵ سال اول زندگی رخ میداد به این علت که زوجین در سن پایین ازدواج میکردند، آشنایی قبل از ازدواج وجود نداشت و زوجین شناخت کافی از یکدیگر نداشتند ولی در چند سال اخیر به دلیل همین مشکلات اقتصادی، میزان طلاق در ۱۰ سال دوم زندگی مشترک افزایش پیدا کرده است یعنی خانوادههایی با فرزندان کوچک به سمت طلاق حرکت کردهاند.
او این الگوی جدید طلاق را زنگ خطری جدی برای جامعه ارزیابی کرد: در الگوی قبلی که طلاق در ۵ سال اول ازدواج رخ میداد، معمولاً ممکن بود فرزندی وجود نداشته باشد یا تعدادشان خیلی کم باشد. ولی در الگوی جدید طلاقها در خانوادههایی رخ میدهند که فرزندانشان در سنین دبستان دارند یا حتی پایینتر قرار دارند. این موضوع میتواند تبدیل به یک معضل شود زیرا خانوادههایی را خواهیم داشت که تکوالد هستند و مادر سرپرست خانواده است.
موسوی ویایه، اضافه میکند: در چنین وضعیتی زنان در کنار مشکلاتی که برای مراقبت از فرزندان خردسالشان دارند باید به فکر تامین معاش هم باشند این درحالی است که در قوانین ما حمایت از کودکانی که والدینشان متارکه کردهاند با خلاهایی مواجه است و زنان برای گرفتن حضانت یا نقفه فرزند دچار مشکل میشوند. با این روند ما روزبهروز بیشتر شاهد چنین مسائلی در جامعه خواهیم بود که متأسفانه راهحلی هم ندارد.
رسیدن جوانها به تجرد قطعی در سایه مشکلات اقتصادی
این جامعهشناس یکی دیگر از تبعات مشکلات اقتصادی روز افزون را کاهش ازدواج و تشکیل خانواده عنوان کرد: در حال حاضر میزان نرخ ازدواج در کشور خیلی پایین آمده یعنی تعداد زنان و مردانی که بدون ازدواج به سنین 40، 45 سال و در نتیجه به تجرد قطعی رسیدهاند رو به افزایش است. بسیاری از افراد به دلیل نامناسب بودن شرایط اقتصادی، مدام ازدواج را به تاخیر میاندازند.
او، «تاخیر در فرزندآوری زوجین» را هم یکی دیگر از محصولات تنگنای اقتصادی شدید و فقدان امنیت شغلی دانست: درحال حاضر الگوی غالب خانوادهها در ایران «تکفرزندی» شده است. در حال حاضر یکی از پایینترین نرخهای موالید را در ایران داریم که حدود 1.3 شده است یعنی میزان فرزندآوری در جامعه ما در حد کشورهای اروپایی پایین آمده است. درحالیکه کشورهای اروپایی دلایل دیگری برای فرزندآوری پایین دارند اما یکی از علل این پدیده در ایران همین مشکلات اقتصادی است .
این پژوهشگر جامعهشناسی با تاکید بر اینکه به طرز جالبی کاهش فرزندآوری در ایران خلاف الگوهای جهانی است، توضیح داد: در سایر کشورها معمولاً خانوادههای فقیر تعداد فرزندان بالاتری دارند زیرا معمولا این بخش از جامعه با نگاه سنتی و همچنین فقر فرهنگی دست و پنجه نرم میکنند اما در کشور ما این موضوع به گونه ای دیگر است. به این معنا مشکلات اقتصادی در ایران باعث شده که طبقه متوسط فقیر شود.
او اضافه میکند: طبقه متوسط در جامعه ایرانی اگر چه دچار فقر شده ولی سرمایه فرهنگی خود را حفظ کرده و حاضر نیست در فقر فرزندآوری کند و تعداد بچههای بیشتری داشته باشد. زیرا برای این گروه هنوز فرزندان یک سرمایهاند و میخواهد روی فرزندان خود سرمایهگذاری کند به همین دلیل هم تعداد فرزندان در این گروه اجتماعی- درآمدی کاهش یافته است.
الگوهایی که به سرعت تغییر میکنند
به گفته مدیر گروه مسائل اجتماعی انجمن جامعهشناسی، الگوهای فرزندآوری، تشکیل خانواده و طلاق در ایران با سرعتی بسیار زیاد در حال تغییر هستند. این نابسامانیها نیازمند برنامهریزی است ولی بهترین و مهمترین برنامهریزی پایان یافتن مشکلات اقتصادی است. یعنی ما باید بعد از تحمل یک ریاضت اقتصادی چندساله، دوباره شاهد رشد اقتصادی باشیم درحالیکه امسال پیشبینی شده که ایران رشد منفی اقتصادی هم خواهد داشت و این وضعیت در همه جنبههای اجتماعی، خانواده و رفتاری خود را نشان میدهد.
او به این پرسش که این میزان تبلیغات و در نظرگرفتن مشوقهای مختلف برای ازدواج، فرزندآوری یا حتی محدودیت در برخی غربالگریهای مرتبط با جنین که در سالهای گذشته انجام میشد، میتواند کمکی به افزایش ازدواج و کمک به رشد جمعیتی باکیفیت کند؟ پاسخ منفی داده و گفت: معمولاً مشوقهای مالی تنها میتواند روی طبقه فرودست اقتصادی - فرهنگی تأثیر بگذارد و ممکن است آنها را به تغییر رفتار وادار کنند اما روی طبقه متوسط فقیرشده هیچ تأثیری ندارد، و حتی ممکن است با واکنش منفی هم روبهرو میشود.
موسوی ویایه تاکید کرد: وقتی خانوادهها میبینند که غربالگری محدود شده، وقتی به هر دلیلی مثلا ازدواج خانوادگی از تولد فرزند معلول نگران هستند. اتفاقا نرخ فرزندآوری را پایین میآورند به این معنا که یعنی خانم باردار نمیشود، چون نگران است که در صورت بارداری، فرزندی متولد شود که سالم نباشد.
به گفته این جامعهشناس، تحقیقات مختلف نشان داده است که در ۱۰ سال اخیر و بهویژه ۵ سال اخیر، هر نوع سیاستهای افزایش جمعیت با شکست مواجه شده است همانطور که گفتم در حال حاضر نرخ رشد جمعیت ما 1.3 شده است هرچند منفی شدن این نرخ مدت زمانی طول میکشد اما با ادامه این فرایند در چند دهه آینده این نرخ منفی هم خواهد شد.