خبرگزاری فارس نوشت: تفاوت دیدگاه در مورد مذاکره، به شرط آنکه در فضایی عقلانی و محترمانه مطرح شود، نه تنها تهدید نیست، بلکه نشانه بلوغ یک جامعه است. تهدید واقعی، تبدیل شدن این اختلافات به زمینهای برای دشمنیهای درونی و تسویهحسابهای روانی است.
به گزارش جماران، خبرگزاری فارس نوشت: بزرگترین منتفع از شکافهای سیاسی، دشمنان خارجی (آمریکا و رژیم صهیونیستی) هستند؛ هرگاه گفتمان داخلی از مسیر «نقد منصفانه» به سمت «دشمنی درونی» و «تهمت» پیش رود، عملاً دشمن اصلی از صحنه خارج شده و انرژی جامعه صرف درگیریهای درونی میشود.
در فضای کنونی جامعه ایران، دو دیدگاه کلی درباره مذاکره با آمریکا شکل گرفته است.
وجود این دو نگاه در یک جامعه متکثر، نه تنها طبیعی، که به مثابه یک فرصت برای پویایی فکری محسوب میشود. اما آنچه این وضعیت را از یک «اختلافنظر سالم» به یک «تهدید اجتماعی» تبدیل میکند، نه خودِ اختلاف، بلکه کیفیت و ادبیات گفتگو در این باره است.
اختلافنظر ریشه در تجارب زیسته، برداشتهای تاریخی و اولویتبندیهای مختلف دارد (مانند تجربه جنگ یا اعتمادنداشتن به آمریکا بر اساس مبانی قرآنی و تجربه برجام یا اصالت دادن به دیپلماسی). این تنوع، طبیعی و بلکه ضروری است.
شکاف اجتماعی اما زمانی شکل میگیرد که این اختلافات از چارچوب «استدلال و نقد» خارج شده و وارد حوزه «تخریب، طعنه و تسویهحسابهای روانی» میشود. در این مرحله، دیگر هدف «رسیدن به حقیقت» نیست، بلکه «تحقیر طرف مقابل» و «تثبیت برتری خودی» هدف قرار میگیرد.
نکته روانشناختی مهم این است که در چنین فضایی، عقل و استدلال دیگر نقش «چراغ راهنما» را ندارند. در عوض، احساسات اولیه و پیشداوریها تعیینکننده موضع فرد میشوند و سپس عقلِ ابزاری، صرفاً برای توجیه و اثبات آن حسِ ازپیشتعیینشده به کار گرفته میشود.
این دقیقا نقطه مقابل روش قرآنی و توصیههای رهبری است که بر «تعقل»، «انصاف» و «تبیین» مبتنی بر حقایق تأکید دارند، نه بر توجیه احساسات.
نکته راهبردی این است که بزرگترین منتفع از این شکافها، دشمنان خارجی (آمریکا و رژیم صهیونیستی) هستند.
هرگاه گفتمان داخلی از مسیر «نقد منصفانه» به سمت «دشمنی درونی» و «تهمت» پیش رود، عملاً دشمن اصلی (ترامپ و نتانیاهو که نمادهای فریب و دشمنیاند) از صحنه خارج شده و انرژی جامعه صرف درگیریهای درونی میشود. این دقیقاً همان راهبردی است که دشمن برای تضعیف «انسجام ملی» ایران دنبال میکند.
برای جلوگیری از تبدیل این اختلافات به شکاف، راهکارهای زیر پیشنهاد میشود:
تغییر کانون بحث: به جای تمرکز بر «شخص» یا «نیت» طرف مقابل، بحث را معطوف به «محتوای استدلالها» و «مستندات» کنیم.
ترجیح الفاظ محترمانه: بر اساس آموزههای قرآنی که بر «قول سدید» (سخن استوار و درست) و «قول معروف» (سخن نیکو) تأکید دارد، ادبیات گفتگو باید از هرگونه طعنه و زخمزبان پرهیز کند.
پذیرش محدودیتهای انسانی: بپذیریم که هیچکدام از ما از خطا و سوگیری مصون نیستیم. بهجای «منکوب کردن» طرف مقابل برای اثبات درستی خود، دست یکدیگر را بگیریم و به سمت فهم مشترک پیش برویم.
الگوگیری از سیره رهبری: نگاه رهبر انقلاب که تلفیقی از «تجربه تاریخی»، «عقلانیت» و «مبانی دینی» است، نشاندهنده مسیری است که همزمان «استقامت» و «درایت» را در برابر دشمن حفظ میکند، بدون آنکه به تفرقه داخلی دامن بزند.
بنابراین تفاوت دیدگاه در مورد مذاکره، به شرط آنکه در فضایی عقلانی و محترمانه مطرح شود، نه تنها تهدید نیست، بلکه نشانه بلوغ یک جامعه است.
تهدید واقعی، تبدیل شدن این اختلافات به زمینهای برای دشمنیهای درونی و تسویهحسابهای روانی است.
ما مسئولیم که با پرهیز از نفسانیات و وسوسههای شیطانی، این فضای بحث را به سمت همدلی، رشد جمعی و بصیرت هدایت کنیم تا ضربه نهایی به جایی زده نشود که بهترین بهرهبردار آن، دشمن بیرونی باشد.