اروپا باید آمریکاییها را از دنیای خصمانهای که ترامپ در حال شکل دادن به آن است، آگاه کند. اگر نتوانند به آمریکا اعتماد کنند، آلمان، ژاپن، لهستان و کره جنوبی به سرعت شروع به تسلیح مجدد خواهند کرد و شاید حتی به دنبال سلاحهای هستهای بروند. گسترش سلاحهای هستهای، ارزش زرادخانه آمریکا را کاهش میدهد و مانع از دیپلماسی آن خواهد شد. چین و روسیه با ترامپ در مورد اینکه نفوذ آمریکا کجا پایان مییابد و نفوذ آنها کجا شروع میشود، موافقت نخواهند کرد. همه اینها میتواند به جنگی ویرانگر منجر شود که آمریکا نمیتواند از آن کنار بکشد.
به گزارش جماران؛ به نقل از انتخاب، بحران گرینلند درسی برای تمام کشورها دارد. یکی از این درسها این است که ترامپ تحت فشار عقبنشینی میکند، بدون اینکه لزوما اهداف بلندمدت خود را کنار بگذارد. درس دیگر این است که نگاه محدود و بدبینانه ترامپ به جهان و تمایل او به بازنویسی تاریخ، اعتمادی را که زمانی پایهگذار ائتلافهای آمریکایی بود، تضعیف کرده است. آخرین درس این است که هر اختلافنظر با ترامپ میتواند تهدیدی وجودی باشد. او پیشبینیکننده یک بازچینی جهانی است که متحدان آمریکا باید خود را برای آن آماده کنند.
اکونومیست نوشت: اروپاییها انتظار داشتند که در داووس دونالد ترامپ به انتقادهای تند بپردازد، اما او تقریبا با لحن آشتیجویانهای صحبت کرد. او خواستار «حق، عنوان و مالکیت» گرینلند شد، اما تعرفهها را کنار گذاشت، استفاده از نیروی نظامی را رد کرد و سپس چارچوب جدیدی را معرفی کرد و از یک توافق احتمالی سخن گفت.
در ادامه این مطلب آمده است: این باید برای متحدان آمریکا در سراسر جهان مایه راحتی باشد. بحرانی که تهدید به غرق کردن ائتلاف فراآتلانتیک میکرد، کاهش یافته است. اما تا کی؟ این ممکن است فقط یک عقبنشینی تاکتیکی باشد. ترامپ سالهاست که به گرینلند چشم دوخته است. وقتی او در مورد ادعای خود صحبت کرد، با تحقیر ناتو سخن گفت که باید پایتختهای اروپا را در حالت هشدار قرار دهد.
بحران گرینلند درسی برای تمام کشورها دارد. یکی از این درسها این است که ترامپ تحت فشار عقبنشینی میکند، بدون اینکه لزوما اهداف بلندمدت خود را کنار بگذارد. درس دیگر این است که نگاه محدود و بدبینانه ترامپ به جهان و تمایل او به بازنویسی تاریخ، اعتمادی را که زمانی پایهگذار ائتلافهای آمریکایی بود، تضعیف کرده است. آخرین درس این است که هر اختلافنظر با ترامپ میتواند تهدیدی وجودی باشد. او پیشبینیکننده یک بازچینی جهانی است که متحدان آمریکا باید خود را برای آن آماده کنند.
با گرینلند، اروپا خوششانس بود. این بار از این بحران به این دلیل عبور کرد که ترامپ تصمیم گرفت بر سر جایزهای تقریبا بیارزش برای آمریکا، درگیری ایجاد کند. ترامپ درست میگوید که قطب شمال در حال تبدیل شدن به یک منطقه رقابتی است، چرا که یخهای آن در حال ذوب شدن است و کشتیهای جهان قادر به عبور از آن هستند. گرینلند محل استقرار سیستم دفاع موشکی «گنبد طلایی» آینده آمریکا است. اگر این جزیره به آمریکا تعلق داشته باشد، نه روسیه و نه چین جرأت نخواهند کرد به آن حمله کنند.
اما گرینلند در حال حاضر پایگاه آمریکایی دارد که مانع از حملات دشمنان میشود. اگر این جزیره مورد حمله قرار گیرد، دانمارک و متحدان اروپایی آن منافع قوی برای دفاع از آن خواهند داشت. آمریکا میتواند بسیاری از اهداف خود را در گرینلند تحت پیمانهای موجود دنبال کند و طبق چارچوب جدید، دانمارک میتواند آنها را تقویت کند. فایده اضافی داشتن نقشهای رنگآمیزیشده، بیارزش است.
همه این موارد به اروپاییها کمک کرد تا توضیح دهند که هزینه احتمالی برای آمریکا ارزش این اقدام را ندارد. بلبلهای ترامپ در مورد وضع تعرفهها باعث شد که برخی کشورهای اروپایی تهدید به انتقام کنند. بازارها نیز به اثرات جنگ تجاری و بحران امنیتی که میتواند به آمریکا آسیب برساند، توجه نشان دادند. نظر عمومی در آنجا به طور کلی مخالف تصاحب پرهزینه است. با لابیگری شدید اروپا، کنگره نشانههای نادری از ایستادگی در برابر ترامپ را نشان داد.
اما خبر خوب اینجا به پایان میرسد. در داووس، ترامپ در مورد مالکیت گرینلند صحبت کرد، که به این معنی است که ممکن است او هنوز هم بخواهد با احیای تعرفهها یا حتی تهدید به استفاده از نیروی نظامی از آن به عنوان اهرم فشار استفاده کند. حتی اگر چنین نکند و آمریکا و دانمارک موفق به مذاکره بر سر یک پیمان اصلاحشده شوند که همچنان از مالکیت کامل ناتوان است، اروپاییها باید زبان او را در سخنانش جدی بگیرند. این سخنان نشاندهنده بیاحترامی آشکار نسبت به اروپا و ارزشی است که ائتلاف فراآتلانتیک فعلی برای آمریکا دارد.
ترامپ گفت که آمریکا «100%» هزینه ناتو را پرداخت کرده است و هیچ چیزی در عوض دریافت نکرده است. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری، انتقاد میکند که آمریکا از 1980 تا کنون 22 تریلیون دلار بیشتر از اروپاییهایی که ظاهرا از دفاع «سواری میزنند»، خرج کرده است. استراتژی امنیتی دولت هشدار داده است که اروپا با تهدید «حذف تمدنی» از مهاجرت مواجه است و ممکن است به زودی دیگر متحد قابل اعتمادی برای آمریکا نباشد.
این یک تحریف از تاریخ ناتو و آینده اروپا است. درست است که از پایان جنگ سرد به این سو، اعضای اروپایی ائتلاف در زمینه هزینههای دفاعی کمکاری کردهاند، اما در دوران جنگ سرد، آنها دیوار دفاعی علیه گسترش شوروی بودند و به باورهایی چون دموکراسی و آزادی اعتقاد داشتند. در هر صورت، آنها دوباره شروع به خرج کردن پول بیشتر کردهاند، بخشی به دلیل فشارهای ترامپ، اما عمدتاً به دلیل تهدید فزاینده روسیه.
ناتو موفق بوده است چون بر اساس منافع متقابل و ارزشها ساخته شده است. تنها زمانی که بند 5 توافقنامه دفاع متقابل آن به اجرا درآمد، برای حمایت از آمریکا پس از حملات 11 سپتامبر بود. به طور نسبی، دانمارک در افغانستان بیشتر از آمریکا تلفات داد. اروپا به آمریکا پایگاههایی مانند رامشتاین در آلمان میدهد که قدرت خود را در سطح جهانی نشان میدهد؛ اروپا منافع آمریکا را، از جمله در قطب شمال، دفاع میکند.
متاسفانه، ترامپ به احتمال زیاد دیدگاه خود را تغییر نخواهد داد که متحدان یک باری اضافی هستند و ارزشهای مشترک برای احمقها است. این امر قطعاً به درگیریهای بیشتری منجر خواهد شد، چه بر سر گرینلند و چه مسائل دیگر. به همین دلیل، دوستان آمریکا در اروپا و فراتر از آن باید خود را برای جهانی آماده کنند که در آن تنها هستند. این شروع میشود با حفظ هرچه بیشتر ناتو که میتوانند. ساخت قدرت سخت سالها زمان میبرد و ترامپ عجله دارد.
مشکل این است که ترامپ معتقد است آمریکا تمام برگها را در اختیار دارد، چون متحدان اروپایی و آسیایی او بیشتر از آمریکا از یک اختلافنظر آسیب خواهند دید. او تا حدی درست میگوید. به عنوان مثال، اگر آمریکا فروش سلاح به اوکراین را رد کند و اطلاعات را مسدود کند، با خطر شکست اوکراین مواجه خواهد شد و در نتیجه تهدید روسیه دوباره جان میگیرد. اروپا و آسیا به سلاحهای آمریکایی وابسته هستند. آمریکا 40% از ظرفیت ناتو را تأمین میکند و همین 40% مهمترین بخش است. آمریکا خدمات و فناوریهای حیاتی اقتصادی به اروپا میدهد.
اروپا باید تلاش کند تا عمق تفکر ترامپ را افشا کند. میتواند با تنظیم یک فهرست از آنچه آمریکا از دست خواهد داد شروع کند—و این شامل چیزهای بیشتری از هزینه تعرفهها برای مصرفکنندگان آمریکایی است. اروپا یک بازار برای 1 تریلیون دلار کالا و خدمات آمریکایی است. اروپا فناوریهای ضروری مانند تجهیزات ساخت چیپ، تجهیزات مخابراتی، لنزها، هواپیما و بسیاری دیگر را تأمین میکند. جاسوسان اروپایی، به ویژه بریتانیا، اطلاعات ارزشمندی به آمریکا میدهند.
گرینلند فقط نوک کوه یخ است
سپس، اروپا باید آمریکاییها را از دنیای خصمانهای که ترامپ در حال شکل دادن به آن است، آگاه کند. اگر نتوانند به آمریکا اعتماد کنند، آلمان، ژاپن، لهستان و کره جنوبی به سرعت شروع به تسلیح مجدد خواهند کرد و شاید حتی به دنبال سلاحهای هستهای بروند. گسترش سلاحهای هستهای، ارزش زرادخانه آمریکا را کاهش میدهد و مانع از دیپلماسی آن خواهد شد. چین و روسیه با ترامپ در مورد اینکه نفوذ آمریکا کجا پایان مییابد و نفوذ آنها کجا شروع میشود، موافقت نخواهند کرد. همه اینها میتواند به جنگی ویرانگر منجر شود که آمریکا نمیتواند از آن کنار بکشد.
اروپا باید اطمینان حاصل کند که وقتی سرمایهگذاران، رأیدهندگان و کنگره به طرحهای خودشیفتهوار آقای ترامپ واکنش نشان میدهند، نهتنها بر آسیبپذیریهای اروپا، بلکه بر زیانهایی که خودشان نیز ممکن است متحمل شوند تمرکز کنند. این یعنی توسل به منافع شخصی آنها در کنار اصول عمیق جنگ و صلح. سرمایهگذاران نمیخواهند پول از دست بدهند، شهروندان نمیخواهند ریاضت بکشند و سیاستمداران نمیخواهند رأی نیاورند.
متأسفانه، اتحادهای آمریکا ممکن است از پسِ کشمکشهای پیاپیِ بازوآزمایی که توسط رئیسجمهوری آغاز میشود که برای متحدان ارزشی قائل نیست، جان سالم بهدر نبرند. از درون، اروپا دچار تفرقه خواهد شد، زیرا کشورهای مختلف بهدنبال سازشهای متفاوت با آمریکای درندهخو خواهند رفت. از بیرون، رؤسای جمهور روسیه و چین، ولادیمیر پوتین و شی جینپینگ، خواهند کوشید با تحریکاتی که متحدان را از هم جدا میکند، وحدت آنها را فرسایش دهند.
در دهههای گذشته، حمایت آمریکا اروپاییها را نازپرورده کرده بود. بهجای مواجهه با قدرت سخت، آنها بر زندگی خوش تمرکز کردند. آن روزها به پایان رسیده است. رهبران اروپا باید بکوشند فرسایش اتحاد فراآتلانتیک را کند کنند، اما همچنین باید خود را برای روزی آماده کنند که ناتو دیگر وجود ندارد.