با وجود انتظارات برای افزایش قیمتها، امروز ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ بازار شاهد افت غافلگیرکننده قیمتها بود. اسکناس دلار با ریزشی سنگین از سقف ۱۹۰ هزار تومان عقبنشینی کرد و به ۱۷۹ هزار تومان رسید.
به گزارش جماران، بازار ارز ایران این روزها شاهد التهابات و رفتارهای غیرمنتظرهای است. در سایه اخبار سیاسی و شرایط پیچیده اقتصاد کلان، نوسانات ارزی به یکی از مهمترین دغدغههای شهروندان و سیاستگذاران تبدیل شده و پرسشهای اساسی را درباره واکنشهای هیجانی بازار، ریشههای اقتصادی تقاضا و نحوه صحیح مدیریت سرمایههای خرد در برابر تورم مطرح کرده است.
مهر نوشت، با وجود انتظارات برای افزایش قیمتها به دلیل اخبار تنشزای منطقهای، در روز ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ بازار شاهد افت غافلگیرکننده قیمتها بود. اسکناس دلار با ریزشی سنگین از سقف ۱۹۰ هزار تومان عقبنشینی کرد و به رقم ۱۷۹ هزار تومان رسید. همزمان، تتر (دلار دیجیتال) نیز با افت شدید ۲۰ هزار تومانی مواجه شد و پس از نزدیک شدن به مرز ۱۷۰ هزار تومان، اکنون در محدوده ۱۸۲ هزار تومان مورد معامله قرار گرفته است.
در تحلیل این شرایط، منصوری بیدکانی، اقتصاددان، ورود مردم به بازار برای خرید ارز و طلا را نه سفتهبازی، بلکه یک «حق طبیعی» برای حفظ ارزش داراییها در برابر تورم مزمن میداند. به اعتقاد وی، پناه بردن شهروندان به داراییهای با ارزش ذاتی، نوعی پوشش ریسک بلندمدت و سازوکار بقاست که در غیاب ابزارهای جایگزین مطمئن از سوی سیاستگذار شکل گرفته است.
از سوی دیگر، مجید شاکری، کارشناس پول و اقتصاد بینالملل، بخشی از فشار مضاعف تقاضا در بازار ارز را نتیجه سیاستگذاریهای شتابزده میداند. وی هشدار میدهد که تصمیمات مقطعی و فاقد منطق اقتصادی در مواجهه با تهدیدات خارجی، بهویژه آزاد کردن بیضابطه واردات، التهابات ارزی را تشدید کرده و به یک فشار تقاضای غیرقابل کنترل منجر میشود.
با این وجود، توصیه نهایی و ملی به سرمایهگذاران خرد روشن است: حفظ ارزش سرمایه بله، اما نوسانگیری و سوداگری خیر. دلار شریان حیاتی تامین داروی کشور است و تقاضای سفتهبازانه، اقتصاد ملی را تحت فشار قرار میدهد. شهروندان میتوانند به جای خرید فیزیکی ارز، دارایی خود را به سمت خرید طلا و از همه مهمتر، سرمایهگذاری در چرخه تولید و توسعه کسبوکارها هدایت کنند تا به سودی پایدارتر دست یابند.
برای درک دقیقتر ابعاد این ریزش قیمتی، تفاوت نرخهای رسمی و غیررسمی، و همچنین بررسی عمیقتر ریشههای رفتار خریداران از نگاه اقتصاددانان، در ادامه مشروح این گزارش میدانی و تحلیلی را خواهید خواند.
قیمت دلار در بازار آزاد
بازار ارز تهران در روز سهشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ شاهد افت چشمگیر و غافلگیرکننده قیمتها بود. در حالی که روز گذشته در معاملات عصرگاهی بازار غیررسمی، قیمت هر اسکناس یک دلاری آمریکا به بالای ۱۹۰ هزار تومان رسیده بود، امروز نرخ این ارز در بازار آزاد و صرافی ملی به کانال ۱۷۰ هزار تومان بازگشت و در رقم ۱۷۹ هزار تومان قیمتگذاری شد که ریزشی بیش از ۱۰ هزار تومانی را نسبت به سقف معاملات روز گذشته نشان میدهد.
نکته قابل تامل در این ریزش سنگین، تقارن آن با اوجگیری تنشها در تنگه هرمز در ساعات پایانی روز گذشته و اخباری مربوط به پایان آتشبس بود؛ اتفاقی که در حالت عادی میتوانست به عنوان یک محرک صعودی قدرتمند برای بازار ارز عمل کند، اما بازار واکنش معکوسی از خود نشان داد.
بررسیهای میدانی در بازار غیررسمی ارز نشان میدهد که با وجود افت قیمتها در صرافیهای رسمی، دلالان ارزی همچنان در تلاش برای حفظ قیمتها هستند؛ به طوری که نرخهای اعلامی توسط واسطهها تا ۶ هزار تومان بالاتر از تابلوی صرافی ملی است. از این رو، به متقاضیان ارز توصیه میشود پیش از هرگونه اقدام به خرید و فروش، نرخهای مرجع را از صرافی ملی استعلام کنند.
تتر از لبه پرتگاه ۱۷۰ هزار تومانی بازگشت
تتر (USDT) به عنوان دلار دیجیتال نیز از این نوسانات در امان نماند و حوالی ساعت ۲۰ شب گذشته با یک ریزش شدید ۲۰ هزار تومانی از مرز ۱۹۰ هزار تومان فاصله گرفت و تا یک قدمی از دست دادن کانال ۱۷۰ هزار تومانی پیش رفت. با این حال، تتر از این محدوده حمایتی بازگشت و در لحظه تنظیم این گزارش، در محدوده ۱۸۲ هزار تومان داد و ستد میشود.
![]()
پناه بردن مردم به طلا و ارز؛ یک حق طبیعی برای پوشش ریسک در سایه انتظارات تورمی
در همین راستا و در شرایطی که نوسانات ارزی به بحث داغ محافل اقتصادی تبدیل شده است، منصوری بیدکانی، اقتصاددان و استاد دانشگاه، در گفتوگو با خبرنگار مهر به تحلیل رفتار خریداران در بازار پرداخت.
وی با رد اتهام سفتهبازی به عموم مردم گفت: از منظر فلسفه پول، کارکرد اصلی پول «ذخیره ارزش» است، نه صرفاً «وسیله مبادله». وقتی ریال بر اثر تورم مزمن کارکرد حفظ ارزش خود را از دست میدهد، روی آوردن شهروندان به طلا و ارز، یک «حق طبیعی» اقتصادی است.
بیدکانی با استناد به نظریات جان لاک، فیلسوف قرن هفدهم، افزود: هنگامی که اعتماد عمومی به حفظ ارزش داراییها کاهش مییابد، فرار سرمایه به سمت کالاهایی با ارزش ذاتی، یک خطای رفتاری نیست، بلکه یک سازوکار بقای نهادی است. سرزنش مردم در این شرایط، نه تنها از نظر اقتصادی نادرست است، بلکه از منظر فلسفی نوعی «سرزنش قربانی» محسوب میشود. سیاستگذار باید از خود بپرسد که چرا ابزار جایگزین و مطمئنی برای حفظ ارزش داراییها به مردم ارائه نداده است.»
این استاد دانشگاه با تفکیک مفهوم «سفتهبازی» از «پوشش ریسک» تصریح کرد: سفتهباز کسی است که با استفاده از اهرم مالی و در کوتاهمدت به دنبال سوداگری از نوسانات است؛ اما دادههای بازار ایران نشان میدهد که بیش از ۹۰ درصد خریداران طلا، افق نگهداری بالای شش ماه دارند. این اقدام دقیقاً پوشش ریسک بلندمدت است و زدن برچسب دلالی به این افراد، ناشی از درک نادرست از اقتصاد مالی رفتاری است.
فشار مضاعف تقاضا بر بازار ارز؛ نتیجه سیاستهای شتابزده
از سوی دیگر، مجید شاکری، کارشناس حوزه پول، بانکداری و اقتصاد بینالملل، ریشه بخشی از التهابات ارزی را در واکنشهای سیاستگذار جستجو میکند.
شاکری با بیان اینکه بازگشت بازارها پس از دورههای رکود امری طبیعی است، تاکید کرد: آنچه اهمیت بالاتری دارد، نوع واکنش سیاستگذار به بحرانهاست. اینکه به دلیل احساس کمبود ناشی از تهدیدات خارجی، واردات را به طور کامل و بدون ضابطه آزاد کنیم یا به سمت واردات بدون انتقال ارز حرکت کنیم، فاقد منطق اقتصادی است.
وی هشدار داد که چنین سیاستهای شتابزدهای، در نهایت به ایجاد یک فشار تقاضای سنگین و غیرقابل کنترل در بازار ارز منجر میشود و یادآور شد که واردات، تنها راهکار موجود برای مدیریت چالشهای تامین کالا در کشور نیست.
حفظ ارزش سرمایه بله، نوسانگیری و سوداگری خیر!
در کنار تحلیلهای کلان، یک توصیه کاربردی و ملی برای سرمایهگذاران خرد وجود دارد: اگر مجبور نیستید، صرفاً به بهانه نوسانگیری و سوداگری، دلار نخرید.
بدیهی است که اگر فردی برای حفظ ارزش پول خود در برابر تورم ناچار به سرمایهگذاری است، این حق طبیعی اوست؛ اما اگر هدف صرفاً کسب سود از نوسانات کوتاهمدت است، باید گزینههای دیگر را بررسی کرد. به جای خرید فیزیکی ارز، میتوان به سراغ خرید کالاهای سرمایهای اما دلاری و طلا، یا در بهترین و مولدترین حالت، سرمایهگذاری در توسعه کسبوکار خود رفت.
دلار صرفاً یک ابزار سرمایهگذاری نیست؛ بلکه شریان اصلی تامین دارو و کالاهای اساسی کشور است. واقعیت این است که ورود تقاضاهای خرد به بازار ارز آزاد، مجموعاً حجم بالایی در این بازار ایجاد کرده و بر قیمت نهایی تاثیر میگذارد. هرچند ریشه اصلی تورم و کاهش ارزش پول ملی در رشد پایه پولی، نقدینگی و سیاستهای کلان اقتصادی نهفته است، اما این موضوع توجیهی برای تشدید فشار بر منابع ارزی کشور توسط شهروندان نیست.
اگر نیاز واقعی (مانند سفر یا واردات رسمی) دارید، ارز تهیه کنید؛ اما برای حفظ ارزش سرمایه، دارایی خود را وارد زنجیره کسبوکار و تولید خود یا شراکت با موارد معتبر و معتمد کنید. این کار نه تنها سودآوری پایدارتری دارد، بلکه به اقتصاد ملی نیز یاری میرساند؛ چرا که در نهایت، همه ما اعضای یک خانواده در ایران هستیم و تبعات فشارهای اقتصادی به تمام جامعه بازخواهد گشت.