در این معنی هر کس بتواند کارها را با استفاده از نیروی دیگران به انجام برساند مدیر است. به عبارت دیگر مدیر هماهنگ کننده و کنترل کننده فعالیت های دسته جمعی برای رسیدن به هدف مطلوب سازمان با حداکثر کارآیی است.
اشاره این نظریه پرداز آمریکایی و مشاور تئودور روزولت رئیس‌جمهور وقت آمریکا بر هنر مدیریت در این تعریف، رسیدن به هدف مطلوب و با بیشترین کارایی مورد تاکید است.
دیگر اشاره او انجام کار به دست دیگرانی است که مدیریت می شوند و نحوه مدیریت بر آنها نیز مهم و تاثیرگذار است.
اما نقشی که رهبران و مدیران در تغییر و تحولات تاریخی، شکست ها و پیروزی ها، هدایت ها و گمراهی ها، ویرانگری ها و سازندگی ها و بالاخره رشد و تکامل جامعه انسانی داشته اند، همواره نقشی بسیار مهم و اساسی بوده است به طوری که برخی آن را تنها عامل تعیین کننده در همه این تغییر و تحول ها می دانند و برخی دیگر نیز آن را کلید پیشرفت جوامع و سازمان ها در قرن اخیر معرفی می کنند.
تا اواخر قرن نوزدهم میلادی، دانش مدیریت نیز مانند بسیاری از علوم و آموزه های دیگر در قلمرو دانش فلسفه قرار داشت.
بعد از انقلاب صنعتی و از اواخر قرن 19 دانش مدیریت نیز همچون علوم مهندسی و پایه، جای خود را در دانشگاه و مراکز علمی معتبر باز کرد و به تدریج در ردیف سایر علوم قرار گرفت.
مدیریت و رهبری می تواند از محدوده یک انسان شروع شود و تا گستره همه جهان هستی ادامه یابد. بین این دو سطح نیز سطوح مختلفی می تواند مطرح شود و تقسیم بندی های متنوعی صورت پذیرد که افراد، سازمان ها و گروه ها، کشورها و جهان، چهار سطح از این تقسیم بندی است.
مدیریت در سازمان های پیچیده و بوروکراتیک امروز، که برخی آن را «جهان سازمانی» و «عهد مدیریت» نامیده اند، فراگیری دانش مدیریت را بیش از هر زمان دیگر طلب می کند.
دیگر زمان آن سپری شده است که در انتخاب مدیران تنها به استعداد و لیاقت ذاتی اکتفا شود.
اکنون در کشور ما مشکل عمده ای بنام «مدیران رانتی» یا مدیران سفارشی وجود دارد که نه می توان وجود آن را کتمان کرد و نه می توان به سادگی و بدون توجه به آن از کنارش گذشت .
اگر چه از ابتدای پیروزی انقلاب تا حدود دو دهه بعد، عنوانی بنام مدیران رانتی کمتر به چشم می خورد و چندان مورد توجه نبود اما در سال های اخیر، وقتی که روابط به جای ضوابط نشست به تدریج پدیده مدیران رانتی آثار سوء و زیانبار خود را نشان داد.
در پیدایش و گسترش این پدیده دیگر مطرح نیست که مدیران منتسب شده تخصص و تجربه کافی را برای اداره امور و سر و سامان دادن به کارها دارند یا خیر و تنها سفارش های ویژه ای که از سوی برخی نهادها و افراد می شود ملاک انتخاب مدیران رانتی است.
پژوهش ها و تحقیقاتی که درباره پرونده های مالی و عملکرد برخی موسسه ها و شرکت ها انجام شده است نشان می دهد بیشتر شرکت هایی که از وجود مدیران رانتی بهره می برند پس از مدتی ورشکست می شوند و یا کیفیت پایین محصولات، عدم کارایی، نداشتن توان رقابت با سایر موسسات و شرکت ها و ...چیزی به جز تعطیلی شرکت به دست نمی دهد.
در این تحقیق ها ویژگی ها و شاخص هایی برای مدیران رانتی بیان می شود که برخی از این خصوصیات عبارتند از:
*این مدیران در هر شرایطی ضعف های مدیریتی و علمی خود را از طریق مرعوب کردن زیرمجموعه پوشش می دهند.
*تمایلی به برقراری سیستم های کنترلی و ابزارهای نظارتی در مجموعه های تحت مدیریت خود ندارند.
*اعتقادی به شایستگی و قابلیت های افراد ندارند و همواره مشاغل مهم و حساس زیر مجموعه خود را، به اشخاص متملق و چاپلوس می سپارند.
*معمولا به دلیل گرایش ذاتی در شناخت و مهارت کافی در ایجاد و برقراری رابطه با منابع قدرت تجربه ای گران سنگ در دور زدن قوانین، ضوابط و زد و بندهای پنهانی در تصاحب انواع و اقسام امتیازها، امکانات و مزایای رانتی به سود خود کسب می کنند.
*در هر شرایطی علاقمند به شفاف سازی عملکرد در مجموعه های تحت مدیریت خود بویژه منابع کسب درآمد و نحوه مصارف وجوه نیستند.
*برای پیشبرد اهداف و مقاصدشان، گشاده دستی به اقوام و متملقان، اسراف از منابع مجموعه های تحت مدیریت خود را رواج و مشاغل بی ثمر و تشریفاتی را گسترش می دهند.
*فاقد تخصص و دانش پایه بوده و از نظر فرهنگ ادبیات مکتوب بسیار ضعیف ولی در میدان و عرصه فرهنگ توجیه شفاهی و فن بیان، سخنرانی و مرعوب کردن مخاطبان دارای قدرتی فوق العاده هستند.
*همواره به طور نامشهود و غیرعلنی تمایل به تشکیل یک یا چند شرکت خدماتی یا بازرگانی در ارتباط با خرید مواد اولیه ترجیحاً خارج از کشور و فروش محصولات، دارایی و اموال شرکت های تحت مدیریت حود در داخل کشور را دارند که عملیاتی کردن این تمایل را می توان در قالب فعالیت های رانتی مکمل یا معاملات در سایه، تعریف کرد.
در مجموع آنچه که از بررسی و تحقیق شرکت ها و موسسه هایی با مدیران رانتی حاصل می شود این است که: غنی ترین واحدهای صنعتی با توان تولیدی بالا یا موسسه های مالی با دارا بودن سهم بازار فروش مناسب و ضریب سودآوری در خود توجه و با امکانات و منابع سرشار، حداکثر ظرف مدت 5 دوره متوالی پس از در اختیار گرفتن اداره آنها توسط مدیران رانتی، مشروط به آنکه در این مدت شارژ مجدد سرمایه از ثروت ملی و دوپینگ وجوه از محل اعطای تسهیلات رانتی و یا فروش و حراج اموال و دارایی های ثابت به این واحدها تزریق نشود، به طور قطع و یقین این واحدهای اقتصادی دهی از منابع، سرشار از تعهدهای آتی به صورت ورشکسته و یا متلاشی شده رها خواهند شد.
در این میان آنچه می ماند سوال های بی پاسخ اذهان عمومی نسبت به این که گذاشتن بار سنگین هزینه ها بر دوش ملت، اسراف و نابودی ثورت ملی، ایجاد یأس و ناامیدی و ...را چه کسی پاسخگوست؟ مدیران رانتی یا کسانی که در پیدایش و روند دنباله دار این پدیده نقش داشته اند.
از: محمود افشاری
7147/
انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.