پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

انتقاد بنیان گذار بنیاد نهج البلاغه از عملکرد نهادهای فرهنگی درباره نهج البلاغه:

مقاومت حوزه علمیه برای تدریس نهج البلاغه به عنوان درس رسمی و خودداری کتابخانه ملی از ثبت ملی

جماران ـ حریم امام: حجت الاسلام والمسلمین سید جمال الدین دین پرور بنیانگذار و رئیس بنیاد نهج البلاغه است. او قریب به چهل سال است که علاوه بر تألیفات فراوان در این زمینه، اهتمام جدی خود را در گرد آوری متون، شروح و کتب مختلف نگاشته شده در مورد نهج البلاغه به کار بسته و گام های موثری برای ترجمه نهج البلاغه به زبان های مختلف دنیا برداشته است.
بنیان گذار بنیاد نهج البلاغه از اهمالکاری و بی توجهی حوزه علمیه به پیشنهاد مکتوب این بنیاد برای تدریس نهج البلاغه به عنوان متن درسی در حوزه علمیه سخن می گوید؛ از به نتیجه نرسیدن تلاش های شش ساله اش برای ثبت ملی عهدنامه و عدم همکاری کتابخانه ملی، از عدم ارتباط با شورای عالی انقلاب فرهنگی و .....این در حالی است که او در روایت خود از استقبال امام خمینی از برگزاری کنگره هزاره نهج البلاغه، دغدغه جدی بنیان گذار نظام جمهوری اسلامی ایران را درباره نهج البلاغه به روشنی توضیح می دهد.

این البته وضعیتی است که قطعا هر شیعه امام علی(ع) و چه بسا، هر ایرانی را متأثر خواهد ساخت. به راستی چرا باید در مقایسه عشق و ارادات و تلاش های علمی ارزشمند جرج جرداق مسیحی و حوزه علمیه شیعیان، شاهد چنین دوگانگی ای باشیم؟

در جریان برگزاری اولین کنگره هزاره نهج البلاغه، حضرت امام پیامی دادند. چه شد آن پیام را دادند؟ از مفاد آن و تأثیرش روی کارتان بفرمایید!

واقعاً نکته مهمی است. کنگره هزاره نهج البلاغه در سال 60 بود. آن سال ها از یک طرف درگیر بحران جنگ بودیم و از طرف دیگر گرفتار بحران درگیری منافقان و گروهک ها با مردم. وضع جامعه خیلی ملتهب بود. واقعاً امام شب و روز نداشتند. وقتی خواستیم کنگره را برگزار کنیم واقعاً احساس تکلیف می کردیم. در همان سال آقای دکتر مهدی محقق به دفتر ما در تهران آمدند. گفتند: «سال دیگر سال 1400 هجری قمری است و درست هزار سال از تألیف نهج البلاغه می گذرد. دو سه سال پیش در اصفهان عده ای از آقایان تصمیم گرفتند که کنگره هزاره را برگزار کنند. حتی نامه هایی برای استاد مطهری نوشتند و از ایشان مقاله خواستند. ولی سال گذشته اعلام انصراف کردند. شما این کنگره را برگزار کنید.» بنده، به تنهایی در دفترم پذیرفتم که کنگره هزاره نهج البلاغه را برگزار کنیم. جلساتی گذاشتیم و مشورت هایی کردیم. حتی تصمیم بر این شد که کنگره در مدرسه عالی شهید مطهری برگزار شود. با آیت الله امامی کاشانی جلسه گذاشتیم و ایشان پذیرفت و شروع به فعالیت کردیم. تقریباً چند مدت مانده به برگزاری کنگره، به امام عرض کردیم که می خواهیم یک چنین کنگره ای بگیریم و شروع کنگره بدون پیام ایشان خوب نیست. آن زمان کشور درگیر جنگ و گروهک ها بود. تقریباً یک هفته به برگزاری کنگره بود. با خودمان گفتیم نکند امام بگویند الان وقت این کارها نیست. همین که به ایشان گفتیم یک هفته دیگر کنگره است، بدون هیچ معطلی گفتند پیام می دهم. بدون استنکاف قبول کردند. بعد پیام را با خط مبارکشان نوشتند و به مرحوم حاج احمد آقا دادند و ایشان در کنگره قرائت کردند. جمعیت و شخصیت های مختلفی حضور پیدا کردند و کنگره با پیام امام افتتاح شد. از کشورهای مختلف برای کنگره دعوت کرده بودیم. شاید اولین کنگره علمی و بین المللی بود که در این سطح برگزار می شد. در واقع پیام امام به بنیاد رسمیت بخشید. ما کار را شروع کردیم و شانزده کنگره برگزار کردیم.

تا چه زمانی؟
تا سه چهار سال پیش. در واقع در پرتو رسمیت دادن امام به کنگره بود که این کار پیگیری شد. مفاد کنگره هم همه را به پیگیری دعوت می کرد. این ها خیلی برایمان کمک بوده است.

چطور با امام آشنا شدید؟ خاطره خاصی هم از ایشان دارید؟

حدوداً 50 سال پیش طلاب تهرانی در حوزه علمیه قم با هم جلساتی داشتند. در این جلسات از اساتید دعوت و استفاده می کردند. آن زمان بنده، که در اوایل طلبگی بودم، با حضرت امام آشنا شدم و کم کم به منزل ایشان رفتم. دوستان در جلسه تهرانی ها و سایر جلسات به خدمت ایشان می رفتند و رهنمودهایی می گرفتند.

از خصوصیات اخلاقی ایشان این بود که به همه طلاب خیلی احترام می کردند. بنده یک روز عید یا روضه به منزل حضرت امام رفتم. ایشان بلند شدند و به بنده، که طلبه بیست ساله ای بودم، و بقیه طلاب احترام کردند. خیلی تعجب کردم و خجالت کشیدم از این که ایشان بلند شدند.

به هر حال غیر از مباحث اخلاقی و دروس، حرکت و رفت و آمد امام نیز درس بود. مرحوم پدرم نقل می کردند: «به سمت منزلم در یخچال قاضی می رفتم. دیدم امام تنها به منزل می روند. بنده تندتند رفتم و همین که به ایشان رسیدم قدم هایم را آهسته کردم تا از ایشان جلو نزنم و پشت سر ایشان حرکت کنم. امام احساس کردند کسی تندتند آمد و پشت سرشان قدم هایش را آهسته کرد. ایستادند و برگشتند و سلام و احوالپرسی کردند و گفتند: فرمایشی دارید؟ گفتم: نه. گفتند: شما جلو بفرمایید و پشت سر من راه نروید.» رفت و آمدشان نیز درس اخلاق و مسئله تهذیب و تربیت داشت.

شما با تخصص هایی که دارید فرصت هایی مثل مرجعیت یا مباحثی مثل تفسیر، فقه و اصول، که سایر علما دنبال می کنند، را رها می کنید، به سمت نهج البلاغه می آیید و یک حرکت نهادین زیبا را شروع می کنید. چه شد که به سمت نهج البلاغه کشیده شدید؟

این هم داستان جالبی دارد؛ در اوایل طلبگی در جلسه ای خدمت علامه امینی رسیدیم. ایشان یک بار بدون هیچ مقدمه و دعوتی با دو نفر دیگر به منزل بنده آمدند. صحبت های مفصلی راجع به الغدیر کردند. می گفتند: «من سال ها در نجف درس می خواندم و تدریس می کردم. یک روز به حرم حضرت امیر (علیه السلام) رفتم و عرض کردم: آقا من خدمت شما درس می خوانم و درس می دهم. یک کاری به من واگذار کنید. از حرم که بیرون آمدم فکر تألیف الغدیر به ذهنم آمد و به دنبالش رفتم.» همان زمان نیت کردم که خوب است حضرت امیر یک کار هم به دست من بدهند.حدود سال پنجاه که به تهران آمدم مشغول تدریس بودم. یک روز در اتاق نشسته بودم و یک دفتر دستم بود. بدون هیچ مطالعه و مشورت و جلسه ای در آن نوشتم بنیاد نهج البلاغه. خب برای نامگذاری مؤسساتی مانند مؤسسه در راه حق یا اصول دین در قم، با عده ای از دوستان مانند آقای ، آقای خرازی، استادی و شهید حقانی و... از میان ده بیست تا اسم یکی را انتخاب می کردیم. اما آن روز اسم این بنیاد به ذهنم افتاد و به دنبالش رفتم و رهایش نکردم. حتی هر کاری پیش آمد مانند دعوت سپاه به همکاری و دعوت دانشگاه و دعوت مقام معظم رهبری برای اعزام به هند، گفتم نهج البلاغه را رها نمی کنم. بنده همواره این را یک لطف و مأموریت الهی تلقی می کنم.

مختصری در باره فعالیت های بنیاد بفرمایید! تا الان چه کارهایی کرده و چه کارهایی را دنبال می کند؟

بنیاد نهج البلاغه در سه قسمت فعالیت می کند: آموزش، پژوهش و مسائل بین المللی و تبلیغاتی. در جنبه آموزش کارهای مختلفی انجام شده است. آموزش های عمومی، آموزش های حوزوی و دانشگاهی ادامه دارد. همچنین دوازده سال است که به عنوان یکی از مراکز تخصصی حوزه در قم فعالیت می کنیم. با مجوز حوزه در هر دوره پانزده نفر را از بین هشتاد تا صد نفر، انتخاب می کنیم. این ها در یک دوره سه ساله و تحت ده عنوان درسی دوره می بینند و مربی نهج البلاغه می شوند. بعد هم در انتها پس از نوشتن پایان نامه، سطح سه نهج البلاغه می گیرند.

از چه پایه ای می توانند وارد این دوره شوند؟

از سطح دو. همچنین توانستیم در مقطع فوق لیسانس دانشگاه های سراسر کشور رشته نهج البلاغه را به تصویب وزارت علوم برسانیم. الان دانشگاه های، یزد، اصفهان، کاشان و دانشگاه پیام نور ودانشگاه قرآن و حدیث با مجوزی که ما گرفتیم این رشته را گذاشته اند. این فعالیت ها به طور کلی ادامه دارد. علاوه بر این ها سه سال است که بنیاد، به عنوان پژوهشکده نهج البلاغه، دانشجوی دوره دکتری می گیرد. الان این دانشجوها در زمینه نهج البلاغه مشغولند.

در نظر داریم نهج البلاغه به زبان های مختلف ترجمه شود. تا کنون آن را به انگلیسی، اردو، فرانسه و... و بعضی زبان ها ترجمه کرده ایم. دنبال این هستیم که به زبان های دیگر هم ترجمه اش کنیم.

یعنی ترجمه نهج البلاغه به انگلیسی و فرانسه و اردو کاملاً انجام شده.

بله. دوستان ما جدیداً ترجمه کرده اند که البته به زبان های دیگر نیز انشاءالله ادامه دارد.

اخیراً حضرتعالی ترجمه ای داشتید. امتیاز ترجمه شما نسبت به بر ترجمه های دیگر چیست؟

بیش از پنجاه ترجمه فارسی داریم که هر کدام یک ویژگی دارند. بنده در این ترجمه تلاشم این بوده که مفهومی که واقعاً از این کلام استفاده می شود را منتقل کنم. ضمن این که نهج البلاغه را به زبان روز و نسبتاً ادبی برگرداندم. تا هم عباراتش برای خواننده جاذبه داشته باشد و هم مفهوم را دریافت کند. این ها شاید ویژگی این ترجمه باشد.

چند ترجمه مفید از نهج البلاغه را برای نسل جوان، مخصوصاً طلبه هایمان، معرفی کنید!

ترجمه های مختلفی هست. ترجمه آیت الله مکارم، ترجمه دکتر شهیدی،آقای آیتی، مرحوم فیض الاسلام که مقام معظم رهبری دو بار از ایشان تجلیل کرد و ترجمه ای که بنیاد چاپ کرده ترجمه های خوبی هستند.

گویا شرح نهج البلاغه را هم شروع کرده اید.

بله، من به شرحی مشغولم. از ویژگی هایش این است که سعی کردم لغات توضیح داده شود. ضرب المثل ها، تشبیهات و کنایات جداگانه بحث شده است. این شرح از دیدگاه جدیدی است که با زمان تطبیق می کند.

در نهج البلاغه از توصیف طاووس داریم تا توصیف ذات مقدس خداوند و هستی. بایدها و نبایدهایی که در جنبه معرفت شناسی نهج البلاغه بیشتر باید مورد توجه حوزویان باشد را تشریح بفرمایید !

با این که بیش از چهل سال است روی نهج البلاغه کار می کنیم، هنوز نهج البلاغه بکر است. در مسئله خداشناسی بکر است. خطبه غراء با این که این همه شرح و تفسیر دارد ولی باز هم نیاز به پژوهش دارد. در باب خداشناسی، معاد، اخلاق و مسائل اجتماعی-سیاسی نیاز به تفسیر بیشتر داریم. شاید صد شرح و ترجمه برای عهدنامه مالک اشتر وجود دارد ولی امروزه این ها کفایت نمی کند. باید روی عهدنامه به شکل طرح یا لایحه کار شود که اصلاً نشده. باید با همکاری گروه های مختلف این طرح پیاده شود.

بهترین شروح موجود نهج البلاغه کدام است؟ در زمینه چاپ و انتشار این شروح تا الان اقدامی داشته اید؟

بله. هر شرحی به دیدگاه و اطلاعات شارح بستگی دارد. ابن ابی الحدید، شارح نهج البلاغه، مورخ، محدث و کلامی است. شرح بسیار خوبی دارد و بر اساس اعتقاداتش این کتاب را شرح داده. منتها برای خیلی از موارد شروحش باید پاورقی گذاشت. بعد از آن شرح ابن میثم است. ایشان فقیه و اصولی و فیلسوف بوده و شرحش کامل و جامع است. به نظر بنده بر شرح های دیگر اولویت دارد. تفسیر مرحوم علامه جعفری و شرح آیت الله مکارم هم خوب است. همه این ها در حدود تخصص خودشان خوب و مورد استفاده است.

ما به قطعیت می توانیم صحیفه سجادیه را به امام سجاد منسوب کنیم ولی در رابطه با نهج البلاغه این قاطعیت هنوز وجود ندارد. هنوز ابهاماتی در تألیف نهج البلاغه وجود دارد. آیا نهج البلاغه واقعاً کلام امیرالمؤمنین است؟

از قول ابن ابی الحدید عرض می کنم که با قاطعیت می گوید: همه نهج البلاغه برای حضرت امیر است. او استدلال هایی کرده که خیلی هم جالب است. ابن ابی الحدید عالم سنی است و بعضی ها می گویند متعصب است. او می گوید: نهج البلاغه برای حضرت است. بررسی این مسئله نیاز به بحثی مفصل دارد. نهج البلاغه نه مرسل است نه ضعیف و نه برای غیر حضرت. بر اساس ادله ای که دارم نهج البلاغه بدون هیچ مشکلی حداقل در ردیف سایر احادیث کافی و غیره است. اگر از آن بالاتر نباشد، کمتر نیست. به اعتقاد من قطعی تر از بقیه است. شیخ صدوق ابتدای کتاب «من لایحضره الفقیه»، که همه اسنادش را حذف کرده، گفته: من احادیثی را آوردم که بین خود و خدا حجت بوده. همین را قبول می کند. اما شریف رضی در مقدمه نهج البلاغه حرف هایی از این بالاتر زده. کسی که اهل حدیث و راوی است و سند دارد می گوید: من این ها را با دقت و وسواس جمع آوری کردم. بنابراین موثق و عادل است. حق را که بپذیریم نهج البلاغه بدون هیچ تردیدی برای حضرت امیر است. این تشکیک هایی که در رابطه با نهج البلاغه شده سیاسی و توطئه هایی در طول تاریخ بوده. گردآورنده نهج البلاغه هم بدون هیچ تردیدی خود شریف رضی است.

برای ثبت تألیف یا مؤلف نهج البلاغه در کتابخانه ملی اقدامی شده؟

بله، بیشتر از پنج شش سال است که برای ثبت عهدنامه اقدام کردیم. متأسفانه کتابخانه ملی هیچ گونه همکاری نکرده. چون باید اول ثبت ملی شود بعد ثبت جهانی. حتی دو بار رفتیم فرانسه و پاریس آن جا صحبت کردیم گفتیم مشکلی ندارد که اول در تهران ثبت ملی ثبت شود بعد ثبت جهانی. سوهان قم را ثبت کرده اند ولی این را هنوز اقدام نکردند.

ارتباط حقوقی بنیاد با نهادهای اجرایی و قانونگذاری، خصوصاً شورای انقلاب فرهنگی، در چه سطح است؟

متأسفانه هیچ ارتباطی نداریم. با این که ما تلاش می کنیم و نزدیک چهل سال است داریم کار می کنیم ولی هیچ ارتباط رسمی با آقایان نداریم.

ارتباط بنیاد با دانشگاه ها و پژوهشگاه های خارج کشور چگونه است؟

راجع به خارج کشور فعالیتی نکردیم. چون کار خارج کشور متولی دارد. سازمان عریض و طویل فرهنگ و ارتباطات با دوهزار پرسنل در این زمینه مشغول است. ما نه بودجه دولتی داریم نه کار تجاری می کنیم. این است که راجع به خارج کاری نکردیم.

در زمینه تربیت و اعزام مبلغ و مدرس نهج البلاغه به دانشگاه های ایران برنامه خاصی دارید؟

فارغ التحصیل های این جا تدریس می کنند. ما هم تلاش می کنیم با مدرسین نهج البلاغه سمینارهایی بگذاریم و این ها را دعوت و تبادل اطلاعات و انتقال تجربه کنیم. ولی تشکیلات رسمی دولتی حقوقی نداریم. ولی اساتید وطلاب را برای تدریس وتبلیغ نهج البلاغه به دانشگاه ها وسایر مراکز اعزام می کنیم.

یکی از امتیازات حضرتعالی در پرونده تبلیغیتان سیر جهانی و مطالعات و نشست و برخاست هایتان با بزرگان کشورهای مختلف است. جایگاه نهج البلاغه میان علمای اهل سنت و فراتر از آن علمای غیر اسلام چگونه است؟

ابتدا اشاره کنم که دنیا و دانشگاه های دنیا چه خط و خطوطی دارند. در هند که بودیم یکی از علمای شیعه هند گفت دکترای نهج البلاغه از انگلستان دارد. ما تعجب کردیم و گفتیم: تز خود را برای ما بیاور. بعد از مدتی گفت: این به درد شما نمی خورد. گفتیم: چرا؟ گفت: استاد آن دانشگاهی که می خواست دکترایمان را امضا کند گفت در صورتی دکترایت را امضا می کنم که در باره صحت انتساب نهج البلاغه به حضرت علی بن ابی طالب تشکیک کنی. آن ها می دانند که کجا را بزنند. می خواهند یک عالم شیعی ضد نهج البلاغه تز بنویسد. در دانشگاه های دنیا جهتدار و خط و خطوطی کار می کنند. این کار باید در جمهوری اسلامی شود که مهد امنیت علمی و اخلاقی است.

در باره دروس تخصصی و مواد درسی بنیاد توضیج دهید.

کلاس هایی در علوم ادبی وبلاغی، متن شناسی ومتن خوانی نهج البلاغه همچنین روش تحقیق مقدماتی داریم. همچنین سایر موضوعاتی که راجع به نهج البلاغه و مسائل اخلاقی، اعتقادی و سیاسی ،تربیتی،عرفانی،مدیریتی،حقوقی تدریس می شود.

بایدها، نبایدها و ضرورت هایی که فرهیختگان، حوزویان و دانشگاه های ما باید در زمینه نهج البلاغه در نظر بگیرند چیست؟

نهج البلاغه، با آن که نزدیک چهل سال است پیرامونش کار می کنیم، هنوز بکر است. در قسمت خداشناسی، نبوت، امامت، مسائل سیاسی و اخلاق خیلی جای کار دارد. باید نهضتی برای پشتیبانی از تفسیر و توضیح نهج البلاغه و ورودش به بستر قانونگذاری و اجرایی کشور به راه بیفتد.

چه موازی کاری هایی در این زمینه صورت می گیرد؟

کار موازی نیست. نهج البلاغه دریایی است که هر کاری تا الان در باره اش کردند یک کاسه برداشته اند. اصل کار هیچ تغییری نکرده. هیچ تکراری احساس نمی شود.

کمبودها، نیازها، چالش ها و موانع در پیش روی شما برای کار در نهج البلاغه چیست؟

همه اش با کمبودها داریم کار می کنیم. نه بودجه دولتی داریم نه کار تجاری می کنیم. نه حوزه نه دانشگاه نه مجلس نه دولت هیچ همکاری با ما ندارند الحمدلله!

چرا نهج البلاغه این قدر مظلوم مانده است؟

برای این که متأسفانه برای این طور کارها یا باید غوغاسالاری کرد یا باید بده بستانی صورت بگیرد.

برای تدریس نهج البلاغه به عنوان متن درسی در حوزه علمیه، پیشنهادی داده اید؟

بله به صورت مکتوب، ولی هنوز خیلی جدی تلقی نشده. حوزه باید بیشتر به نهج البلاغه ترتیب اثر بدهد. فکر نکند حالا نهج البلاغه منتسب به شخص یا بنیادی که دنبالش است. نه، نهج البلاغه برای حضرت امیرالمومنین علیه السلام است. مربوط به جهان اسلام و تشیع است. همکاری با این بنیاد و نهاد مربوط به شخص نیست؛ مربوط به یک هویت فرهنگی مذهبی است که همه در برابرش مسئولیت دارند.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.