همزمان با پایان رمضان سال 1406 قمری مصادف با خردادماه 1365 امام در سخنانی که به مناسبت عید فطر در جمع مسئولان نظام ایراد کردند، این عید را تبریک گفته و از تلاش براى اصلاح درون و باطن مصادیق و مراتب شکر گزاری سخن گفتند. بخشی از سخنان امام در این دیدار در ادامه آمده است:
«امیدوارم که این عید سعید براى همه مسلمین عید به معناى واقعى باشد و براى ملت ایران برکات عید از جانب خداى تبارک و تعالى نازل شود. عید واقعى آن وقتى است که انسان رضاى خدا را به دست بیاورد، درون خود را اصلاح کند. امورى که مربوط به این عالم است گذراست، زودگذر هم هست و پیروزیها و شکستها و خوشیها و ناخوشیهاى این دنیا بیش از چند روزى و مقدار اندکى پایدار نیست. آنچه که براى ما و شما مى‏ماند، آن چیزى است که در درون خودمان تحصیل کرده باشیم، باور بکنیم که خداى تبارک و تعالى حاضر است، باور بکنیم که همه چیز به دست اوست و ما چیزى نیستیم، باور کنیم که ما قاصر ه

آنچه در پی می‌آید متن سخنرانی امام خمینی به مناسبت عید سعید فطر در صبح سی‌ام خرداد 1364 مصادف با یکم شوال 1405 است. در این جلسه آیت الله سیدعلی خامنه‌ای (رئیس جمهور)، آیت الله سیدعیدالکریم موسوی اردبیلی (رئیس‏ دیوانعالى کشور) مهندس میرحسین موسوى (نخست وزیر)، هیأت دولت، اعضاى شوراى نگهبان قانون اساسى، هیأت رئیسه و نمایندگان مجلس شوراى اسلامى، اعضاى شورایعالى قضایى، روحانیون، مقامات کشورى و لشکرى، مسئولان نهادهاى انقلاب اسلامى و ارگانهاى دولتى، سفرا و کارداران کشورهاى اسلامى در تهران و همچنین خانواده شهید مصطفى چمران حضور داشتند.

بسم اللَّه الرحمن الرحیم

بسط توحید و ارائه حقایق عالم، هدف بعثت انبیا

من امیدوارم که این عید پر برکت به همه ملتهاى اسلامى و به همه مستضعفان جهان، خصوصاً ملت بزرگ ایران، برکت خداوند عنایت کند و مبارک باشد. و امیدوارم که دست تواناى حضرت ولى امر، پشتیبان این ملت عزیز باشد. آنچه که انبیا براى او مبعوث شده بودند و تمام کارهاى دیگر، مقدمه اوست، بسط توحید و شناخت مردم از عالم است که چطور است؛ ارائه عالم به آن طورى که هست، نه به آن طورى که ما ادراک مى‏کنیم. و دنبال این بودند که همه تهذیبها، تعلیمها و همه کوششها در این باشد که مردم را از این ظلمتکده‏هایى که همه عالم ظلمت است، نجات بدهند و به نور برسانند. غیر حق تعالى نورنیست، همه ظلمت‏اند و اگر چنانچه، ما از این حجابهاى ظلمانى بیرون برویم و همین‏طور اگر موفق بشویم از حجابهاى نورانى هم بیرون برویم و همه حجابها را خرق {پاره کردن}(1) کنیم، آن وقت حق را به همه صفات و اسمائش مشاهده مى‏کنیم و غیر او کسى نیست، سراب است. البته به آن معناى کاملش، نادرى از اولیاى خدا به تبع انبیا موفق شدند و دیگران مراتب پایینتر را، تا برسد به ما که هیچ .

نزول قرآن پس از رسیدن پیامبر به حقیقت قرآن
ماه مبارک رمضان که ماه مبارک است ممکن است براى این باشد که ماهى است که ولى اعظم؛ یعنى رسول خدا واصل شده است و بعد از وصول، ملائکه را و قرآن را نازل کرده است. به قدرت او ملائکه نازل مى‏شوند؛ به قدرت ولى اعظم است که قرآن نازل مى‏شود و ملائک نازل مى‏شوند. ولىّ اعظم، به حقیقت قرآن مى‏رسد در ماه مبارک و شب قدر، و پس از رسیدن، متنزل مى‏کند به وسیله ملائکه- که همه تابع او هستند- قرآن شریف را، تا به حدى که براى مردم بگوید. قرآن در حد ما نیست، در حد بشر نیست.
قرآن سرّى است بین حق و ولىّ اللَّه اعظم که رسول خداست، به تبع او نازل مى‏شود تا مى‏رسد به اینجایى که به صورت حروف و کتاب در مى‏آید که ما هم از آن استفاده ناقص مى‏کنیم. و اگر سرّ «لیلة القدر» و سرّ «نزول ملائکه» در شبهاى قدر- که الآن هم براى ولىّ اللَّه اعظم حضرت صاحب- سلام اللَّه علیه- این معنا امتداد دارد- سرّ اینها را ما بدانیم، همه مشکلات ما آسان مى‏شود. تمام مشکلاتى که ما داریم براى این است که، ما محجوبیم از اینکه واقعیت را آن‏طور که هست و نظام هستى را به آن طورى که تنظیم شده است، مشاهده کنیم. ما گمان مى‏کنیم که حیاتِ در اینجا چیزى است و نبودن در اینجا نقصى است، در صورتى که حیات در اینجا نازله آن حقیقتى است که از عالم غیب آمده است و موت- اگر چنانچه موت انسانى باشد- رجوع به همان مرتبه‏اى است که در اول بوده است، و البته مراتب مختلف و شئون مختلف است. و ما امیدواریم که از فیض ماه مبارک و فیض عید ماه مبارک- که عید وصال است- ما هم حظّى ببریم که بتوانیم در این مشکلاتى که بر ما وارد مى‏شود، سرفراز بیرون بیاییم، تمام چیزهایى که انبیا آوردند، مقصود آنها به ذات نبوده است؛ تشکیل حکومت مقصود به ذات نیست براى انبیا.
دعوتها هرچه مى‏شود مقدمه است براى اینکه انسان را بیدار کنند، انسان را بفهمانند به‏ «او»، ارائه بدهند به «او» که چه بوده است و چه هست و چه خواهد بود و عالم چه جور است وضعش با ذات مقدس حق تعالى. و ما دستمان از این مسائل کوتاه است و امیدواریم که به برکت اولیاى خدا، ما هم یک آشنایى ضعیفى پیدا بکنیم و بعض از حجب، از پیش چشم ما برداشته بشود. خداى تبارک و تعالى که مى‏فرماید که: اللَّهُ نُورُ السَّموات وَالارْض (1) و هُوَ الاوَّلُ والآخِرُ وَالظاهِرُ وَالباطِن، (2) این را ما با قلبمان، با وجودمان ادراک کنیم، نه ادراک علمى، مشاهده، ادراک علمى‏اش آسان است، لکن رسیدن به آنجایى که انسان دریابد این مسائل را، این کار مشکلى است و محتاج به مجاهدت، و انبیا و اولیا با مجاهدات خودشان به این مسائل رسیده‏اند .

ادعیه ائمه (ع) راهگشاى انسان به مدارج الهیه
ادعیه‏اى که از ائمه- علیهم السلام- وارد شده است- که به تعبیر بعضى قرآن صاعد است- این ادعیه به قدرى معارف الهیه در آن هست که انسان متحیر مى‏ماند، آن قدر معارف در ادعیه هست. مسائلى که- ائمه علیهم السلام- براى نوع مردم گفته‏اند به طور مسئله گویى به‏طور تعیین وظایف، آنها یک باب است که روى همان عرف عام صحبت شده است؛ وقتى که رسیدند به مناجاتها و ادعیه، مسائل فرق کرده است. آنجا دیگر زبان عامه مردم نیست، البته در آن همه چیز هست، لکن آن معارفى که در ادعیه و مناجاتهاى ائمه- علیهم السلام- هست، آنها یک زبان دیگرى است غیر زبان معمولى و غیرزبان ذکر احکام الهیه. و مطالعه این ادعیه راهگشایى است براى انسان و رسیدن به بعض مدارج الهیه. و من امیدوارم که همان طورى که این کشور ما و این ملت عزیز، در همه چیز متحول شده است، در این معانى هم متحول بشود .

تحول درونى ملت ایران بواسطه اسلام
و امیدوارم که تحول همان طورى که در میدانهاى جنگ و در تظاهرات، در این ایام‏پیدا شد که تظاهرات به طورى بود که سابقه نداشت، و این از هنر اسلام است و هنر ملت ایران. هنر اسلام؛ که بعد از این همه فشارها و بعد از این همه ارعابها و بعد ازاین همه تهدیدها و بعداز آن همه تبلیغات، بعد از چندین سال زحمت و جور، زحمت و اذیت یکدفعه تمام ایران در یک روز براى یک دعوت یک فرد- فرد عزیز- این‏طور در خیابانها ریختند. این از طرفى هنر اسلام است، اسلام این‏طور مردم را متحول کرده است که ترس را از دلها برده است و جانها را الهى کرده است و روحها را روحانى کرده است که بچه‏هاى کوچکشان را مى‏آورند کفن مى‏پوشانند و مى‏گویند براى شهادت آمدیم.
این در تاریخ دنیا هیچ سابقه ندارد؛ تمام تاریخ دنیا را شما بگردید این را پیدا نمى‏کنید که با این وضع، با این کیفیت، با این ارعاب و ترساندنهاى مردم و با این بمباران کردن مناطق- حتى تهران- این‏طور مردم بریزند بیرون که نتواند دیگر کسى بگوید که مردم جنگ نمى‏خواهند! مردم جنگ نمى‏خواهند، اما دفاع دارند. این «جنگ جنگ تا پیروزى» که مردم مى‏گویند. این جنگ دفاعى است. و الّا ابتدائاً که اگر این مسائل نبود، ایران به هیچ جا نظر نداشت، الآن هم ندارد.

راهپیمایى روز قدس، ضربه به ابرقدرتها
تجربه‏هایى که کردند خارجیها، آنهایى که بى‏اطلاع بودند از اسلام، آنهایى که بى اطلاع بودند از قدرت اسلام و هنر اسلام، آنها در حجاب بودند و نمى‏دانستند- حالا هم هستند- لکن یک پرده‏اى برداشته شد از این حجاب. الآن سرتا ته دنیا همه ابرقدرتها مى‏دانند قضیه چى هست. همه این تبلیغات هم که دارند مى‏کنند، همه براى این است که، مى‏دانند قضیه چه قضیه بزرگى بوده است و باید چه جورى با آن مقابله کرد، ابتدایش با اینکه سکوت کنند. این سکوت نه این است که ندانند، آنهایى که باید بدانند مى‏دانند، سرانى که در دنیا هستند، ابرقدرتها، آنها مى‏دانند، خبرگزاریهایى که اینجا دارند، مسائل را آن طورى که هست اطلاع مى‏دهند، لکن یک وضع دیگرى هم براى تبلیغاتى درست مى‏کنند، نه اینکه ندانند، مسائل را مى‏دانند. مى‏دانند که بعد از این همه تبلیغاتى که‏کردند، این همه تهدیداتى که کردند، حتى کاخ سفید تهدید کرد ایران را، ملت ایران همه این تهدیدات را توى خیابانها گذاشت و از رویش عبور کرد. آنها مى‏فهمند قضیه را، و الآن در فکر این‏اند که از چه راه دیگر پیش بیایند. اینها خیال مى‏کردند که اختلاف مى‏توانند ایجاد کنند در ایران، هى دامن زدند به اینکه هى اختلاف است، هى اختلاف است، سران با هم اختلاف دارند، مردم دیگر خسته شدند رو به اختلاف رفتند، خیال مى‏کردند با دعوت به اختلاف، مردم اختلاف پیدا مى‏کنند. یک وقت چشمهاى بسته‏شان را باز کردند و دیدند که ایران یکپارچه قیام کرد. یکدفعه از خواب بیدار شدند که چه بود قضیه، الآن متحیرند که چه بود قضیه و باید چه کرد. اختلافى که آنها خیال مى‏کردند، ما که مى‏دانستیم نیست قضیه چیزى، لکن آنها مى‏خواستند با همین کلمه، اختلاف درست کنند. تبلیغ به «اختلاف»، خیال مى‏کردند اختلاف درست مى‏کند. تبلیغ به اینکه «مردم دیگر خسته شدند از جنگ»، این خستگى ایجاد مى‏کند؟ روز قدس یکدفعه سیلى زد به صورت همه‏شان و تحلیل عملى‏اى که ملت ایران کرد، تمام تحلیلهاى آنها را نقش به آب کرد. این هنر اسلام است از یک طرف و هنر ملت ایران است از طرف دیگر. در روز قدس که همه شاهد بودید و سفرایى هم که گفتند امروز هستند اینجا، آنها هم شاهد بودند. روز قدس یک مطلبى نبود که در مخیله امثال کارتر و امثال رؤساى جمهور امریکا- چه حالا و چه سابق- وارد بشود. آنها خیال مى‏کردند که- از بس به آنها اشتباهى فهمانده بودند- خیال مى‏کردند که ایران دیگر خسته شده است، «این قدر به مردم فشار آمده، خانه‏ها بر رویشان خراب شده است، آواره شده‏اند، اینها دیگر از میدان در رفته‏اند، بنابراین، مى‏شود زود قضایا را ختم کرد»، یکدفعه چشم باز کردند و ایران را دیدند که یکپارچه قیام است و یکپارچه جنگ خواهى؛ یعنى مدافع.

اتکاى ملت ایران به قدرت عظیم الهى

ما نمى‏توانیم از ملت ایران تشکر کنیم، ما خودمان یک نقطه ضعیفى هستیم در بین این دریاى بزرگ؛ یک قطره هستیم در بین این دریاى بزرگ. ما مى‏گوییم که خدا از شماتشکر مى‏کند. ما که تشکر مى‏کنیم، براى این است که، تشکر خدا را کرده باشیم، شکر شما، شکر خداست. شما به مردم، به دنیا ثابت کردید- ولو در گوش یک افرادى نگذاشتند برسد، لکن موجش بالاخره مى‏رسد- شما به دنیا ثابت کردید که ایران زیربار هیچ ظلمى نمى‏رود، و ایران با هیچ تهدیدى از میدان بیرون نمى‏رود، و ایران متکى به یک قدرت عظیم است و آن قدرت خدا. کسى که متکى به قدرت خداست، کسى که ایمان در قلب او هست، کسى که علم به معاد دارد و خدا را مى‏شناسد و قضاى الهى را مى‏داند، این از این معانى از میدان در نمى‏رود. فکر دیگرى بکنند؛ آنهایى که نشسته بودند و براى خودشان خیالبافى مى‏کردند که دو ماه دیگر، سه ماه دیگر، یک سال دیگر، دو سال دیگر، یک فکر دیگرى بکنند، این فکر درست از کار درنیامد. ابرقدرتها هم یک فکر دیگرى بکنند و بهتر این است که دست از این کارها بردارند. بهتر این است که این عامل خبیث (1) خودشان را که این‏طور رسوایى به بار آورد براى ابرقدرتها، دست از پشتیبانى این بردارند. این بدبخت را بازى دادند و بعد معلوم شد که مسئله این جور نبود. الآن هم این دست و پاها هیچ اثرى ندارد. اینها خیال مى‏کردند که حالا دیگر چند تا بمب بیندازند به شهرهاى ایران، ایران از میدان در مى‏رود. اینها هزاران بمب انداختند، بمباران کردند، همه مناطق طرفهاى مرز را بمباران کردند و شهرهاى بزرگ ما را هم بمباران کردند. و روز قدس آن‏طور جمعیت و فریاد بود که به گفته بعض از مخبرین؛ «صداى توپ‏ها را مردم دیگر نمى‏شنیدند، صداى بمبها را دیگر مردم نمى‏شنیدند»، فریاد مردم غلبه کرده بود. این فریاد از قلب مؤمن است و این فریادى که از قلب مؤمن است بر همه چیز غلبه مى‏کند؛ بر کاخ سفید هم غلبه مى‏کند و غلبه کرده است.
و موج این ایمان در سرتاسر دنیا از زیر بار این ظلمهایى که در طول تاریخ بر آن شده است، از زیر این بار دارد در مى‏آید. همه جا نغمه این است که ظلم نه. دست تواناى ملتها، ابرقدرتها را به جاى خودشان نشانده و مى‏نشاند.

بیدارى ملتهاى مستضعف جهان
ملتهاى مستضعف در هر جاى جهان رو به بیدارى هستند، نمى‏پذیرند امروز دیگر آن حرفهایى که سابق گفته مى‏شد. آن ارعابهایى که مى‏کردند و کشتیهایى که مى‏آوردند در اطراف خلیج فارس و امثال اینها، یا کارهاى دیگرى که مى‏کردند، تمام اینها کهنه شده است، دیگر پیش مردم ارزش ندارد. ملتى که بیرون آمده روز جمعه و مى‏گوید که «ما براى شهادت آمدیم»، آنها را از مردن نترسانید، این شهادت است. شما هرچه مى‏توانید بترسانید، این است که؛ «ما خانه‏هاى شما را خراب مى‏کنیم، خود شما را هم مى‏کشیم»، آنها جلو آمدند، مى‏گویند ما براى این آمدیم، چطور اینها را مى‏ترسانید؟ این کار احمقانه است؛ این کارى که اخیراً صدام کرد و مخالف همه قواعد دنیا و قواعد الهى بود و همه دنیا او را تشویق کردند و یکى پیدا نشد بگوید چرا، این کار احمقانه را تکرار نکند، دیدید که اگر تکرار بشود بدتر از اول مى‏شود. ملت، هرچه تاکنون شما کردید و هرچه جنایت کردید، دیدید که محکمتر شد. از این به بعد هم اگر چنانچه سرعقل نیایید و باز شرارت بکنید این ملت آن وقت هم از حالا هم بالاتر مى‏شود. ان شاء اللَّه خداوند به همه ملت، ملتهاى اسلامى، قدرت ایمان عنایت کند، و قدرت ایمان ملت ما را روزافزون کند.
و امیدوارم که این شرارتها، از آن دست بردارند تا ملتها به کار خودشان مشغول بشوند. و ما، هم از شرارتهاى آنها ناراحت هستیم و هم از مقابله به مثل، از هر دو ناراحت هستیم.
ومن امیدوارم که قطع بشود این امور. و خداوند ان شاء اللَّه شما را موفق کند و از برکات این عید سعید و این ماه مبارک که گذشت، شمّه‏اى به ما و به شما عنایت بفرماید.

والسلام علیکم و رحمة اللَّه‏

منبع: صحیفه امام، ج‏19، ص: 284 تا291

ستیم براى شکرگزارى نعمتهاى خدا.
این ماه مبارک رمضان با آن همه برکاتى که دارد، ما نمى‏توانیم از عهده شکر یکى‏اش برآییم، ولى باید کوشش کنیم که در این ماه مبارک رمضان که بر ما گذشت، اگر حالى پیدا شد، این حال را تا ماه رمضان دیگر نگه داریم و اگر حالى پیدا نشد، متأسف باشیم و کوشش کنیم که پیدا کنیم. این هیاهوها همه رفتنى است، تمام شدنى است، آنچه که هست آنى است که پیش خود ماست، آن باقى است و با ماست و ما باید کوشش کنیم که باطن خودمان را اصلاح کنیم.
..توجه کنید که دنیا را به چیزى نگیرید، توجه کنید که همه رفتنى هستیم و باید به خداى تبارک و تعالى نزدیک بشویم تا آن جا ما را راه بدهند. شما ادعیه ائمه اطهار را ملاحظه کنید، ادعیه شلاقه‏هایى است که بر فرق ماها زده مى‏شود. اینهایى که به واقعیت و به عقیده ما معصوم از هر خطا هستند، ببینید که در ادعیه‏ها چه جور عجز و ناله مى‏کنند، براى اینکه مطلب بزرگ است. مقام بشر هر چه باشد، مقام خاتم النبیین بالاترین مقام، لکن وقتى که این مقام را با مقام الوهیت ملاحظه بکنیم که خود آنها مى‏بینند، هیچ است در مقابل همه چیز. آنى که آنها فهمیدند از عظمت خدا، آنها را وادار کرده است آن طور راز و نیاز کنند و اعتراف به تقصیر. شما در ادعیه امیر المؤمنین، خود رسول خدا، حضرت سجاد- سلام اللَّه علیه- سایر ائمه، ملاحظه کنید چه جملاتى هست و ما چطور بعیدیم از این معانى، چه معارفى در این ادعیه هست که ما محرومیم از آن معارف، چه آتش‏سوزى در قلب این خاصان خدا بوده است که براى فراق خدا مى‏سوختند و آتش جهنم را مى‏گفتند اگر صبر کنیم، صبر در فراق را چه کنیم؟ اینها براى ما مثل یک افسانه است، لکن واقعیت است، واقعیتى که آنها فهمیده‏اند و ما نفهمیدیم.»
منبع: صحیفه امام، ج‏20، ص: 53 و 54<Br>
انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.