یک نفر از اسلام برگشته و کافر شده اما آنقدر مردانگی دارد که بگوید من از اسلام جدا شدم اما عده دیگری هنوز پرچم اسلام در دست دارند، شعار دینی می دهند، شعار طرفداری از اسلام، پیامبر(ص) و حتی ائمه اطهار علیهماالسلام را می دهند اما صفات و رفتارشان با مردم طبق افکار و رسوم جاهلیت است. این ارتجاع خطرناک ترین ارتجاع است چون انسان ها را می فریبد، اسلام را مخدوش می کند، اسلام را با چهره ای زشت در دنیا معرفی می کند، پیامبر (ص) و اهل بیتش را وسیله دکان داری خود می کند و دکان بزرگی به نام دین می زند!
برنامه هفتمین شب از دهه سوم ماه صفر، با سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین منتجب نیا در حسینیه حضرت فاطمه الزهرا (س) برگزار شد.
به گزارش جماران، حجت الاسلام و المسلمین، رسول منتجب نیا، در سخنانی با عنوان «اختلال جریان واپسگرایی در پیشبرد اهداف نهضت نبوی» به دو جریان بزرگ ارتجاعی اشاره کرد که یکی به نام ارتداد شناخته می شود و دیگری با پرچم و زیر نقاب اسلام فعالیت می کند و جریان دوم را به مراتب خطرناکتر و آسیب رسانتر دانست.
منتجب نیا گفت: در میان موجودات عالم، از خاک گرفته تا فرشته، انسان از همه کاملتر و شریفتر است. هیچ موجودی به پای انسان نخواهد رسید و حتی فرشتگان که کارگزار پروردگارند، در برابر انسان خضوع می کنند. چنان که خداوند می فرماید: «وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ» به راستی ما بنی آدم را گرامی داشتیم. « إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَةً» روی زمین بنی آدم را به عنوان جانشین خود برگزیدیم.
وی افزود: این آیات، به معنای آن نیست که بالفعل هر انسانی شریفترین موجودات است. بلکه به این معنی است که انسان میتواند به بزرگترین مقام دست یابد. و الا همین انسان کسی است که خداوند در آیه ای دیگر از قرآن میفرماید « أُوْلَئِکَ کَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ» و یا در قیامت برخی انسانها میگویند « یا لَیتَنی کُنتُ تراباً». ای کاش من خاک بودم. پس اگر گفته میشود انسان اشرف مخلوقات است، یعنی شایستگی و استعداد رسیدن به آن مقام را دارد، ولی فرشته و موجودات دیگر ندارند.
این استاد حوزه و انشگاه اضافه کرد: در میان انسان ها نیز، برگزیدگان آنها، انبیا و رسل الهی از حضرت آدم تا حضرت خاتم، اشرف و برتر هستند و در میان تمام انبیا، اشرف انبیا، پیامبر عظیم الشأن اسلام است. پیامبری که خداوند او را اسوه و الگو برای همه انسانها - از آغاز تا پایان جهان- قرار دادهاست. « لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ». ابراهیم خلیل (ع) اسوه است اما خداوند در موردی خاص، او را اسوه و پیشوا نمیداند. اما درباره پیامبر فرموده است هر کسی بخواهد به سعادت برسد، پیامبر اسوه و الگوی اوست. پس پیامبر، اشرف موجودات است و نزدیکترین خلایق به خداست. خداوند، این انسانی را که تمام ظرفیت کمالی خود را به مرحله فعلیت رسانده و به اوج کمال انسانی رسیدهاست، مامور کرده تا بشریت را از منجلاب ضلالت نجات دهد. در دوران سیاهی که جاهلیت سراسر جهان را فرا گرفته بود و تمام کشورها، در تباهی و ظلمت و سیاهی به سر میبردند، خداوند شریفترین بنده و مخلوق خود را در سیاهترین نقطه جهان و عقبافتادهترین ملتها، مامور کردهاست که بدرخشد و انسان را نجات دهد. پیامبر مبعوث شد برای مبعوث شدن همه انسانها. برانگیخته شد تا بشریت را برانگیزد و به اوج کمال برساند. بعثت پیامبر یعنی انقلاب و بعثت و خیزش در کل بشریت. پیامبر مبعوث شدهاست تا پیام الهی را به بشریت برساند و علاوه بر آن، آنچه خداوند می گوید را در عمل به مردم نشان دهد. این معنای اسوه بودن رسول الله است.
منتجب نیا خاطر نشان کرد: در جامعه عقب افتاده جاهلیت، انسانی به چنان مرتبهای از کمال میرسد که خداوند درباره او میفرماید « وَإِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ». رسول خدا، آنچه را که در اندیشه و رفتار فردی و اجتماعی کمال بود، در وجود خود جمع کرد. انسان متحیر است که رسول گرامی اسلام به چه مقامی در بندگی خدا، مردمداری، پاکدامنی، امانتداری، صداقت و راستی، تواضع و فروتنی، عفو و گذشت و کرامت و بزرگواری رسیده است. اگر ما امروز میبینیم یکی از رهبران بزرگ جهان که کار بزرگی انجام داده و در تشییع پیکر او جمعیت زیادی گرد آمدند، گفته است که من نه تنها زندانیها را آزاد میکنم، بلکه زندانبان خود را نیز آزاد میکنم، باید به خاطر آوریم پیامبر عظیم الشأن اسلام را که چهارده قرن گذشته، در فتح مکه درباره کسی که بزرگترین خیانت را به پیامبر کرد فرمود ابوسفیان در امانت است و اگر اسلحه خود را زمین گذارد، خانه او دارالامان است. و در پاسخ کسانی که گفتند امروز روز انتقام گرفتن است و باید کینههای خود را ابراز کنیم و از آزار و اذیتهای مردم مکه انتقام بگیریم، پیامبر فرمود شعار دهید « أَلْیَوْمُ یَوْمُ الْمَرْحَمَةِ». امروز روز رحمت و کرامت است.
وی گفت: رسولالله در دورانی مبعوث شدهاست که قرآن درباره آن میفرماید «إِذْ کُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ». شما در آن زمان دشمن یکدیگر بودید و دلتان سرشار از کینه بود و پیامبر قلبهایتان را پیوند داد. یا می فرماید «وَاذْکُرُواْ إِذْ أَنتُمْ قَلِیلٌ مُّسْتَضْعَفُونَ فِی الأَرْضِ» شما افراد ضعیفی بودید و هر لحظه میترسیدید شما را نابود کنند. خدا شما را نصرت و پناه داد. در آن دوران کسانی بودند که وقتی به آنها بشارت میدادند که برایتان دختری آمده از شدت عصبانیت صورتشان سیاه میشد و از شرم مخفی میشدند. بتپرستی فراوانی داشتند و آیینهایی عجیب درباره بتپرستی به عنوان عبادت و پرستش به جا می آوردند. مثلا معتقد بودند هر سال یک نفر را باید در برابر بتها قربانی کنند. اگر اسیر جنگی میگرفتند، زیباترین آنها را قربانی میکردند و عجیبتر آنکه گاهی، پدران فرزندان خود را در برابر بتها ذبح میکردند.
عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز اظهار داشت: در چنین شرایطی پیامبر مبعوث شده است و می فرماید بتها را کنار بگذارید و خدا را بپرستید. خصومتها را کنار بگذارید و دلها را به هم نزدیک کنید. پیامبر (ص) اخلاق زشت را به فضایل انسانی تبدیل کردهاست و جامعهای سرشار از مهر و انسانیت ایجاد کردهاست و این در حالی است که چنان متواضعانه در کنار مردم مینشینید که فرد تازهوارد رسولالله را نمیشناسد. شریعت مترقی اسلام را پیامبر نازل کرده و انسانها را به آن دعوت کردهاست. از میان مردم انسانهایی مانند سلمان فارسی، بلال حبشی، ابوذر غفاری، مقداد و دیگران ساختهاست و جامعهای که سرتاسر نور و روشنایی است.
وی ادامه داد: آوازه نهضت و بعثت رسولالله در سراسر جهان کشیدهشدهاست. پیامبر، که جوانی یتیم و امی بود، به امپراتوریهای بزرگ جهان نامه مینویسد و نماینده میفرستد و آنها را به اسلام دعوت میکند. بیست و سه سال از عمر پر برکت را رسولالله صرف تبلیغ دین و ارائه مدلی جدید به بشریت کردهاست و حالا سالهای آخر عمر او رسیدهاست. از یک سو تنها پسرش را از دست داده و به او ابتر می گویند. یعنی جانشینی ندارد که راهش را ادامهدهد. و از طرف دیگر خبر کینه و دشمنیهایی که در دل برخی منافقان قرار داشت به پیامبر رسیدهاست و از همه مهمتر رسولالله در خواب دیدهاست که بنیامیه بالای منبر او میمونوار جست و خیز میکنند و مردم را به انحراف میکشانند. خواب انبیا خوابی وحیگونه است.
منتجب نیا افزود: به همین دلیل، پیامبر نگران است که بعد از او چه با این شریعت و دین و امت انجام میگیرد. آیهای نازل می شود «و ما جعلنا الرؤیا التی أرَیْنک إِلاَّ فِتْنَةً لِّلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِی القُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا یَزِیدُهُمْ إِلاَّ طُغْیَانًا کَبِیرًا». ای رسول ما، آن خوابی که در مورد بنیامیه به تو نشان دادیم، آزمایشی برای مردم است. مفسران از شیعه و سنی گفتهاند این آیه درباره بنیامیه و داستان منبر رفتن آنهاست. پیامبر بارها هشدار میدهد و میفرماید که اسلام از آغاز غریب بود و سرانجام هم غریب خواهد شد و آفرین بر انسانهایی که میایستند و حمایت میکنند. کسانی که در اوج غربت، دست از اصلاح جامعه بر نمیدارند. و باز میفرمایند به زودی بعد از من، امت من را فتنههایی مانند پاره شبهای تاریک و ظلمانی فرا میگیرد. به طوری که انسانی در اثر کارهای منافقانه، صبح مومن است و شب کافر میشود و بسیاری دینشان را در آن روزهای آشفته به بهای بسیار کمی میفروشند. و در جای دیگر می فرمایند « اِذا بَلَغَ بَنُو الْعاصِ ثَلثینَ اِتَّخَذوا مالَ اللهِ*دُوَلاً وَ عِبادَ اللهِ خِوَلاً وَ دینَ اللهِ دَخَلاً». وقتی که بنیمروان و بنیامیه به 30 نفر برسند، اموال الهی را به عنوان ثروتهای شخصی خود در میآورند و مهمتر از آن، بندگان خدا را به صورت بردگان خود در میآورند و دین خدا را وسیلهی فریب دادن مردم و افکار عمومی قرار میدهند. این پیشبینیها را پیامبر دارد و به شدت نگران است.
وی گفت: خداوند پیامبر را تسلی می دهد و آیه ای نازل می شود که وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِکُمْ: پیامبر کسی نیست جز فرستاده ما، اگر کشته شود یا بمیرد به پیشینه خود بر می گردید؟؛ وَمَن یَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَیْهِ فَلَن یَضُرَّ اللّهَ شَیْئًا وَسَیَجْزِی اللّهُ الشَّاکِرِینَ: و هرکه به پیشینه خود برگردد به خدا ضرری نمی رساند. اینگونه خداوند پیامبر را تسلی می دهد اما پیامبر، سال های آخر همیشه نگران است.
قائم مقام حزب اعتماد ملی گفت: وقتی پیامبر بیمار می شود و فاطمه بالای سر اوست، می فرماید فاطمه جان همان آیه را بخوان و بعد وصیت می کند «إنّی تارِکُ فیکُم الثّقلین، کتابَ الله و عترتی اهلَ بیتی. اما درهمان لحظات آخر چه کردند؟ ابن عباس بعدها گریه می کند و می گوید ما یوم الخمیس: چه پنج شنبه نامبارکی بود. از او می پرسند کدام پنج شنبه را می گویی. می گوید همان روزی که پیامبر قلم و کاغذ می خواست تا برای ما وصیتی بنویسد که هرگز گمراه نشویم و گفتند إنَّ الرجل فیَحجُر، کفانا کتاب الله.
وی تصریح کرد: مساله ارتجاع از همان لحظه آغاز شد. ارتجاع یعنی بازگشت به عقب، واپس گرایی، از دست دادن همه کمالات و ارزش هایی که آدم به دست آورده است. ارتجاع از رجعت می آید و قرآن مجید با چند واژه آن را توصیف می کند. عباراتی مانند انقلاب علی اعقاب ، ردّ علی اعقاب، نکص علی اعقاب و رد علی ادبار، همه این بازگشت به عقب و فراموش کردن این پیشرفت هاست. پیامبر سال های آخر همواره نگران همین ارتجاع و فراموش کردن ارزش های اسلام توسط مسلمانان است و همواره برای آنان دعا می کند.
منتجب نیا اضافه کرد: ارتجاع انواعی دارد. ارتجاع فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و دینی، و از همه مهمتر ارتجاع از اسلام به کفر است. یکی از انواع ارتجاع به کفر همان ارتداد است. اما نوع دیگر این ارتجاع احیای تمام عادات و ارزش های جاهلیت و کفر است با پرچم اسلام و دین. این فرد صفات و رفتار و برخورد جاهلیت را با شعار و علم دین ترویج می دهد. خطرناک ترین نوع ارتجاع، همین نوع دوم، یعنی ارتجاع با شعار اسلام، پیامبر اسلام و اهل بیت(ع) است که انسان ها را می فریبد، برای همیشه راه هدایت را می بندد و چهره اسلام را زشت و خشن نشان می دهد.
وی تاکید کرد: کسی که ارتداد می ورزد این شهامت و مردانگی را دارد که علنا بگوید من از اسلام دست شستم، اما کسی که با صبغه دینی ارتجاع می ورزد آنقدر نامردی در خود دارد که دین و خدا و پیامبر و همه ارزش ها را فدای خود می کند. عده ای پرچم اسلام در دست دارند، شعار دینی می دهند، شعار طرفداری از اسلام، پیامبر(ص) و حتی ائمه اطهار علیهماالسلام را می دهند اما صفات و رفتارشان با مردم طبق افکار و رسوم جاهلیت است. این ارتجاع خطرناک ترین ارتجاع است چون انسان ها را می فریبد، اسلام را مخدوش می کند، اسلام را با چهره ای زشت در دنیا معرفی می کند، پیامبر (ص) و اهل بیتش را وسیله دکان داری خود می کند و دکان بزرگی به نام دین می زند!
در عصر بنی امیه تمام عَلَم های اسلام برپا بود: نماز جماعت، دعوت به تقوی، خطبه های نماز جمعه، اما پشت همه این ها دعوت به اخلاق جاهلی بود و این بدترین نوع ارتجاع بود که پیامبر همواره نگران آن بود.
یک نفر از اسلام برگشته و کافر شده اما آنقدر مردانگی دارد که بگوید من از اسلام جدا شدم اما عده دیگری هنوز پرچم اسلام در دست دارند، شعار دینی می دهند، شعار طرفداری از اسلام، پیامبر(ص) و حتی ائمه اطهار علیهماالسلام را می دهند اما صفات و رفتارشان با مردم طبق افکار و رسوم جاهلیت است. این ارتجاع خطرناک ترین ارتجاع است چون انسان ها را می فریبد، اسلام را مخدوش می کند، اسلام را با چهره ای زشت در دنیا معرفی می کند، پیامبر (ص) و اهل بیتش را وسیله دکان داری خود می کند و دکان بزرگی به نام دین می زند!
این فعال سیاسی اصلاح طلب به سالهای حکومت بنی امیه اشاره کرد و گفت: بنی امیه و بنی مروان 83 سال بر گرده مسلمین حکومت کردند و خود را امیر المومنین می خواندند اما روزهای جمعه بخشنامه کرده بودند یکی از دعاهایی که شما را به بهشت می برد دشنام به علی است و مردم هم با او هم صدا می شدند. وقتی دستگاه های تبلیغاتی در اختیار چنین افرادی هست مردم عادی فریب می خوردند و می گویند حتما علی کاری کرده است و الا نمی شود همه خطبای جمعه در یک روز علی را لعن کنند. به همین دلیل وقتی حضرت علی به شهادت رسید گفتند این دروغ است، علی را با نماز و مسجد چه کار؟
وی افزود: در این 83 سال، بنی امیه، 5 امام معصوم را به شهادت رساندند و صدها یار و صحابی پیامبر و ائمه را شکنجه دادند و به شهادت رساندند. همه با این بهانه که با جانشین رسول الله به مخالفت پرداختند.
منتجب نیا سپس به دوران سیاه حکومت عباسی هم توجه نمود و گفت: پس از این 83 سال، ابوالعباس سفاح با پرچم یالثارات الحسین و به نام خون خواهی امام حسین علیه السلام به قیام پرداخت و مردم هم با او همراه شدند اما پس از پیروزی بالای منبر رفت و گفت: ای مردم شما بیعت کردید. اما می دانید منظور من ازاهل بیت که بود؟ مردم پچ پچ کنان می گفتند خب معلوم است، علی و اولاد علی. ابوالعباس گفت نه خیر. منظور من خود ما خاندان عباسی بودیم. علی و اولاد او هم اگر بخواهند حکومت را از ما بگیرند به ما ظلم کردند. من بیعت برای خودم گرفتم.
استاد فقه و اصول دانشگاه شاهد خاطرنشان کرد: خلافت بنی عباس از این روز تا 524 سال ادامه یافت. اما این قوم چگونه حکومت کردند؟ فقط به نام های خلفای بنی العباس فکر کنید: معتصم بالله، واثق بالله، متوکل علی الله، منتصر بالله، مستعین بالله، معتز بالله، مهتدی علی الله، معتضد بالله و همین طور تا آخرین نفر که المستعصم بالله بود، همه خود را منسوب به خدا می دانستند و اینگونه به خود اجازه می دادند که شش امام معصوم را به شهادت رسانند و جنایاتی را مرتکب شوند که نمی توان از آنها یاد کرد.
وی با اشاره به دو منبع ارزشمند، یعنی «تتمة المنتهی»، جلد سوم منتهی الآمال محدث قمی و «الشیعة و الحاکمون» از محمدجواد مغنیه که مرحوم مصطفی زمانی آن را ترجمه کرده است برای پی بردن به جنایات بنی العباس، به ذکر چند داستان درمورد تجاوز بنی امیه و بنی عباس به بیت المال و جان و ناموس مسلمین بسنده کرد.
منتجب نیا اضافه کرد: بیش از 607 سال به نام اسلام و رسول الله این جنایات را مرتکب شدند. آیا پیامبر حق نداشت که اینگونه نگران باشد؟ الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ: کسانی که از رسول خدا تبعیت می کنند. رسولی که یَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنکَرِ، پیامبری که آنها را هدایت می کند، ویضَعُ عنهُم إصرَهُم والاَغلالَ الّتی کانَت علَیهِم: پیامبر آمده سنگینی ها را بردارد، می فرماید انی بُعِثتُ لشریعة السَّمحة السَُهله: من برای آوردن دینی مبعوث شده ام که تماما آسانی و شیرینی است، نه دینی که پر از خشونت و زشتی و عداوت است.
وی توجه مخاطبین را به نکته ای معطوف کرد و افزود: بیش از 6 قرن این همه جنایات به نام اسلام رخ داد. اما چرا پس از این همه جنایت به نام اسلام هنوز اسلام نه تنها زنده است بلکه روز به روز گسترده تر و عمیق تر می شود. دو دلیل در پاسخ به این سوال وجود دارد: قرآن کریم و معجزه الهی درون آن و دوم، به خصوص برای شیعیان اهل بیت عصمت و طهارت که شکر خدا ما خود را مفتخر به پیروی از ایشان و بهره مندی از سرچشمه زلال آنها می دانیم.
منتجب نیا در پایان درخواست کرد: تلاش کنیم چهره شیعه را آنچنان که بوده است به دنیا معرفی کنیم و زشتی را به چهره زیبای اسلام و تشیع نبندیم و بگذاریم دین اسلام خود انسان ها را جذب و هدایت کند. باید تلاش کنیم نه فقط در ذکر گفتن و غذا خوردن بلکه در همه ساحات زندگی از پیامبر تبعیت کنیم و به این اسوه الهی نزدیک تر شویم.