پایگاه خبری و اطلاع رسانی جماران- اصغر میرشکاری: 1- در صحنه اجتماع مردم ایران نگاه به قومیت و مسأله قومیتها دارای ویژگی منحصر به خودی است که در هیچ جای جهان برای آن نظیری پیدا نمی شود؛ 2- این امر البته مبتنی بر این حقیقت است که مردم ایران در پرتو مسائل عقیدتی واحد یکپارچه ای را تشکیل می دهند که در واقع مصداق این بیت شعر علامه اقبال لاهوری است که: فارغ از ابن و عم و اعمام باش/ همچو سلمان زاده اسلام باش! و؛ 3- این زاده اسلام بودن که خود بزرگترین مانع بر سر راه دشمنان این آب و خاک برای رسیدن به اهداف شوم و مقاصد نا پاکشان بوده است، در دوران انقلاب اسلامی به رهبری مرجع دینی و پس از آن بر اساس اندیشه و خط مشی وی که اصالت را البته به اسلام می داد و بر مبنای اندیشه وحدت بخش و نگاه و نگرش امت مدارانه خویش وحدت ملی و یکپارچگی عمومی تقویت و تا آنجا استحکام بخشیده شد که راه همه ترفندها و توطئه های لایه لایه بر سر راه این ملت را مسدود ساخت و در جهت تأمین منافع و مصالح ملی بزرگترین نقش آفرینی را بازی کرد که دوران دفاع مقدس به برکت آن فصلی درخشان و غرور آفرین درتاریخ این آب و خاک به حساب خواهد آمد. 4- در این وحدت آفرینی همه اقوام با هر منطقه جغرافیائی و هر زبان و هر آئین و مذهب از موقعیت یکسان و نقش محوری بر خوردارند و کسی را بر کسی برتری و امتیازی نیست، زیرا این امتیاز طلبی از نظر اسلام مردود است و امام خمینی که خود به عنوان منادی راستین وحدت چه در جامعه اسلامی ایران و چه حتی بین مسلمانان بزرگترین تأثیر مثبت را در این جهت داشته است، چنین روشنگری دارند:
«همین نژادبازى که اسلام آمد و قلم سرخ روى آن کشید، و ما بین سیاه و ما بین سفید، ما بین ترک و ما بین عجم، ما بین عرب و ما بین غیر عرب هیچ فرقى نگذاشت، و فقط میزان را تقوا، میزان را از خدا ترسیدن، تقواى واقعى، تقواى سیاسى، تقواهاى مادى، تقواهاى معنوى، میزان را این طور قرار داد انَّ اکرَمَکمْ عِنْدَ اللَّهِ اتقیکمْ. ترک و فارس ندارد، عرب و عجم ندارد، اسلام نقطه اتکاست. قضیه نژادبازى یک ارتجاعى است.» ( صحیفه امام، ج1، ص: 378)
و به تبع آن در باره جمهوری اسلامی هم چنین اشاره دارند که:
«از اول پیروزى انقلاب تا کنون، در هر موقعیتى که پیش آمده است، اعلام کرده ایم که در اسلام کُرد و ترک و فارس و بلوچ و لر و ترکمن و غیر اینها مطرح نیست. اسلام براى همه است؛ و جمهورى اسلامى حق همه گروهها را با عدالت اسلامى ادا خواهد کرد. » (همان، ج9، ص: 388)
5- با همه این احوال بوده است مقاطع و مراحلی که عده ای بنا به مقاصدی خاص در انبوه توطئه ها به بیراهه رفته اند که بر اثر هوشیاری و هماهنگی و همدلی این مردم راه به جائی نبرده اند که نمونه هائی قابل شمارش از اوائل پیروزی انقلاب به یاد داریم. و در این جهت نقش آفرینی غیور مردان خطه آذربایجان تحسین برانگیز و مورد اشاره حضرت امام است. اما این اشاره حضرت امام خمینی(س) خود نکته های نغزی در بر دارد و از جمله گویای این است که هر نوع تعامل با مردمان این خطه از کشور عزیزمان شامل حال همگی ایرانیان خواهد شد، زیرا:
« آذربایجان با ملت ایران یکى است و ملت آذربایجان و ملت ایران، دو تا نیست، همه یک هستند. اسلام به همه ما حق دارد. ما باید حق اسلام را ادا کنیم. ادا کردن حق اسلام به این است که تفرقه در بین خودمان نباشد. آنهایى که مىخواهند ایجاد تفرقه کنند، از خود برانید. ... اهالى آذربایجان نگذارند اختلاف در میان ملت حاصل بشود، اختلاف در بین خودشان حاصل بشود. اسلام بین همه افراد مسلمین راعقد اخوت بسته است. مؤمنین رابرادرخوانده است. شما برادرها پشتیبان هم باشید.»(همان،ج11، ص: 529)
6- اما این که چه کس یا کسانی دنبال آشفته کردن فضا و بهره گیری شیطانی هستند، در منظر امام موارد متعددی شمارش شده است که یک نمونه و انگیزه عمل آن را چنین تصویر می کنند:
« این تبلیغات که این عرب است، آن ترک است و یا فارس یا کُرد، تبلیغاتى است که اجانب براى چپاول مخازنى که در این ممالک است رواج مى دهند که مسلمانان را از هم جدا کنند. مسلمین باید هوشیار باشند که تحت تأثیر این تبلیغات واقع نشوند.» (همان، ج5، ص: 187) و یا این که :
« نهضت اسلامى ایران مظهر برادرى شیعه و سنى و همگامى نژادهاى مختلف کشور ایران است. شما خواهران و برادران عزیز باید توجه داشته باشید که دشمن اصلى یعنى استعمار هنوز با وسایل مختلف دست اندرکار سنگ اندازى و تفرقه افکنى است تا بدین وسیله بار دیگر بر مخازن ما سیطره پیدا کرده و به چپاول و غارت این ملت بپردازد.» (همان،ج6،ص184)
7- و اما در راستای تقویت این دیدگاه وحدت بخش و امت مدارانه وظیفه چیست و چه باید کرد؟ این کلام آن پیر فرزانه بسیار درس آموز و روشنگرانه است که :
«کسانى که اهل قلم و بیان هستند، باید این مسائل را براى مردم توضیح دهند و اسلام را به مردم معرفى کنند، و بگویند که اسلام براى ملیت خاصى نیست و ترک، فارس، عرب و عجم ندارد. اسلام متعلق به همه است و نژاد و رنگ، قبیله و زبان در این نظام ارزش ندارد. قرآن کتاب همه است و این تبلیغات که این عرب است، آن ترک است و یا فارس یا کُرد، تبلیغاتى است که اجانب براى چپاول مخازنى که در این ممالک است رواج مى دهند که مسلمانان را از هم جدا کنند. مسلمین باید هوشیار باشند که تحت تأثیر این تبلیغات واقع نشوند.» (همان، ج5، ص: 187)
8- و در آخر ضمن هشدار به عزیزانی که شاید از یکی از برنامه های اخیر صدا و سیما که حاوی اهانتی نه فقط به عزیزان آذری که به همه برادران و خواهران ایرانی شماست، کدورتی به دل گرفته و خود را مجاز به اقداماتی می بینند که اصلا در شأن آنها و صلاح کشور و نظام عزیز اسلامیمان نیست، دردمندانه عرض می کنم تا این در در صدا و سیما بر این پایه می چرخد که از کارشناس و صاحب نظر تعریف خاص و تنگ نظرانه فعلی را دارند و حق انبوهی از مردم را در مصرف بیت المال چنین ندیده می انگارند و به این امانت به چشم غنیمت می نگرند، نه تنها این چنین برنامه هائی _ که البته از سر سهل انگاری است و نگارنده یقین دارد که آگاهانه و به قصد اهانت صورت نگرفته است_ که بسیاری اتفاقات دیگر رخ می دهد که با متر و معیارهای ترسیم شده توسط امام خمینی(س)نه تنها همخوانی ندارد که به جد مغایر هم هست و امید چنان است که در فرصتی بدان پرداخته شود، تا لااقل وظیفه شرعی خود را انجام داده باشیم هرچند اعتنائی به آن نخواهد شد. به قول آن عزیز سفر کرده :
« رادیو- تلویزیون باید مستقل و آزاد باشند و همه گونه انتقاد را با کمال بیطرفى منتشر سازند تا بار دیگر شاهد رادیو- تلویزیون زمان شاه مخلوع نگردیم» (همان، ج12،ص208) و در این جهت البته کسی را بر کسی امتیازی و یا اختیار وِیژه ای نیست و مسئولین این مجموعه هم امانت دار هستند و بس. و اگر چنین شود که همه باید به طور منطقی و مستدل خواهان آن باشیم، صدا وسیما نقش دانشگاه عمومی را بازی خواهد کرد و به امر تعلیم و تربیت انسانها خواهد پرداخت و صداقت و پاکی را رواج خواهد داد و بزرگترین مبلغ فرهنگ بالنده و حیات بخش عدالتمدارانه علوی خواهد بود و هیچکس و هیچ دسته و گروه از امتیاز ویژه برخوردار نخواهد شد و قانونمداری و انضباط اجتماعی را عرضه خواهد کرد و در آن صورت جوانان سلحشور بر اساس این همه دستمایه های بی نظیری که داریم تربیت خواهند شد و بسیاری دیگر از خوبیها و ارزشهای مورد سفارش امام و خواست مردم که متأسفانه در آستانه معبد سیاست بازیهای تنگ نظرانه به مسلخ می روند و چنین است که چنین برنامه ها و لودگیهائی پا می گیرد که اگر توهین مستقیم هم نباشد آن قدر لغو و بیهوده است که بزرگترین اهانت به فرهنگ و اعتقاد ما است که متأسفانه از آن غافلیم و نمی دانیم که با دست خویش چه بلائی بر سر خودمان و جوانانمان و آینده فرهنگیمان آورده می شود. انتهی.