حجت الاسلام و المسلمین محمود صادقی

نقش و جایگاه یگانه و بی مانند امام خمینی(س) در رهبری انقلاب اسلامی و رابطه معنوی ایشان با مردم بارزترین و نمایان ترین ویژگی دهه فجر انقلاب اسلامی ایران است. رابطه دوسویه امام و امت به طرز بارزی در پیروزی انقلاب اسلامی نقش ایفا کرد و توانست مردمی ترین انقلاب تاریخ معاصر جهان را رقم بزند.

پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران به مناسبت ایام الله دهه مبارک فجر در مجموعه مقالاتی با عنوان "امام امت، امت امام" به واکاوی و بررسی وجوه مختلف این رابطه بپردازد. دومین مقاله از این مجموعه را در ادامه می خوانید:

دولتى که ما مى‏گوییم، دولتى است که متکى به آراى ملت است؛ متکى به حکم خداست. تو باید، یا خدا را انکار کنى یا ملت را! (صحیفه امام، ج6، ص17؛ سخنرانی امام در بهشت زهرا(س) در دوازدهم بهمن 57)
1. اکنون که امام ما پای بر خاک پاک وطن نهاده، نخستین دیدار را با «مردم»، در کنار فرزندان خفته بر خاک همین مردم وعده کرده است؛ گویی مردم را در کنار مزار شهیدانشان گردآورده تا با ایشان و شهیدان عهد بر بندد که بر قامت رسای آرمان‌های بلند ایشان لباس عمل بپوشاند.
2. در این گفت‌وگوی تاریخی میان امام و امت، ریشه‌ها و بنیادهای اساسی‌ترین خواست مردم مسلمان، بنیان نهاده می‌شود و اساس قانون اساسی در میثاق‌نامه امت با امام نقش می‌بندد و با صدای رسای مردم که از حنجرهٴ امام طنین می‌افکند، مهر می‌شود.
نخستین و اساسی‌ترین خواست مردم مسلمان ایران، تغییر حاکمیت در همه شئون آن است و امام با آگاهی از این خواست اساسی و اصیل مردم، در روزی که همه چشم‌ها و گوش‌ها در او خلاصه شده‌اند، دولت و حاکمیت آینده را متکی به دو بال احکام الهی و آرای مردم معرفی می‌کند.
3. امام خمینی پیش‌تر نیز، در مواضع مختلف، طی سخنرانی‌ها، مصاحبه‌ها و پیام‌های خود، نوع حکومت پس از انقلاب ایران را بر اساس همین دیدگاه، یعنی ابتنا و اتکا بر احکام توحیدی و آرای مردمی، جمهوری اسلامی معرفی کرده بود. نوع بیان امام در معرفی حکومت آینده نیز جالب توجه است: «راجع به چگونگى دولت و رژیم، پیشنهاد ما جمهورى اسلامى است و چون ملت، ملت مُسْلم است و ما را هم خدمتگزار خود مى‏داند، از این جهت حدس مى‏زنیم به پیشنهاد ما رأى دهد. ما از طریق رفراندم با ملت، یک جمهورى اسلامى تشکیل مى‏دهیم». (صحیفه امام، ج4، ص332)
در حقیقت ایشان عامل اصلی انتخاب‌گر نوع حکومت را نیز رأی و نظر مردم می‌داند و فرایند تعیین سرنوشت سیاسی کشور را از آغاز بر دوش مردم می‌نهد و خود را در کنار مردم، تنها مشاوری می‌بیند که راه درست و صحیح را به مردم باز می‌شناساند؛ او تنها پیشنهاد می‌دهد و آنان‌که برمی‌گزینند مردم‌اند: «تعیین نظامى سیاسى، با آراى خود مردم خواهد بود. ما طرح جمهورى اسلامى را به آراى عمومى مى‏گذاریم. اینک کشور بر سر دو راهى مرگ و حیات، آزادى و اسارت، استقلال و استعمار، عدالت اقتصادى و استثمار قرار گرفته است. این حکومت، حیات ملى را باید نجات دهد. به مردم کشور، آزادى و به کشور استقلال را بازگرداند و به جاى نظام استثمارى، عدالت اقتصادى را برقرار سازد». (صحیفه امام، ج‏4، ص 359)
4. ایشان هم‌چنین در نگاهی که در نوع خود بی‌نظیر است، مسئله شکل و فرم حکومت را در جرگهٴ فروعات قرار می‌دهد و اصل را محتوای الهی و انسانی حکومت می‌خواند؛ گویی از نظر ایشان شکل و فرم حکومت یا اینکه چه کسانی در چه لباسی، نقش حاکم را بپذیرند، اهمیت چندانی ندارد و آنچه در درجه والای اهمیت است، احکام و قوانین و نیز عمل به آن‌هاست: « شکل حقوقى رژیم نیست که اهمیت دارد، بلکه محتواى آن مهم است. طبیعتاً مى‏توان یک جمهورى اسلامى را در نظر گرفت؛ ولى این موضوع بدین خاطر است که فکر مى‏کنیم برداشت اصیل اسلام، ما را به ترقى جامعه‏اى که سرشار از استعدادها و قواى انسانى و عدالت اجتماعى است، راهنمایى مى‏کند. قبل از هر چیز ما به محتواى اجتماعى رژیم سیاسى آینده دل بسته‏ایم». (صحیفه امام، ج4، ص3)
5. امام خمینی جمهوری اسلامی را که به رأی و پشتوانهٴ نظر مردم استقرار یافته، همان حکومت مردم می‌خواند و این حکومت را حافظ دو ودیعه مهم، یعنی استقلال و دموکراسی معرفی می‌کند: « نظام حکومتى ایران جمهورى اسلامى است که حافظ استقلال و دموکراسى است، و بر اساس موازین و قوانین اسلامى اعلام مى‏شود». (صحیفه امام، ج4، ص309)
ایشان چنان‌که پیش‌تر گذشت شکل و فرم حکومت را (جمهوری اسلامی) تنها نردبانی برای رسیدن به هدفی والاتر، یعنی تأمین استقلال و آزادی می‌بیند: « هدف ما برقرارى جمهورى اسلامى است و برنامه ما تحصیل آزادى و استقلال است‏». (صحیفه امام، ج4، ص263)
6. در اندیشهٴ امام خمینی، حکومت اسلامی یا جمهوری اسلامی یا آنچه ایشان آن را حکومت قانون(صحیفه امام، ج4، ص397) می‌خواند، همان حاکمیت توحید یا حاکمیت عدالت است که در مذاق هر انسانی پسندیده و پذیرفته است. عدالت، مفهوم گسترده و شیرینی دارد که هر انسانی را مجذوب خود می‌سازد و هر آزاده‌ای را به سوی خود می‌کشد و شاید بتوان ادعا کرد که نقطه تمایز حکومت اسلامی مد نظر امام با دیگر حکومت‌ها در همین امر نهفته است: « ما که مى‏گوییم حکومت اسلامى، مى‏گوییم حکومت عدالت، ما مى‏گوییم یک حاکمى باید باشد که به بیت المال مسلمین خیانت نکند، دستش را دراز نکند بیت المال مسلمین را بردارد، ما این یک مطلب را مى‏گوییم. این یک مطلب مطبوعى است که در هر جامعه بشرى که گفته بشود، براى هر کس گفته بشود، از ما مى‏پذیرند». (صحیفه امام، ج3، ص509)
بر این اساس، اصلی ترین شاخصهٴ حاکمیت در نگاه خمینی کبیر، توحید و در پس آن عدالت است و در بیانی فراتر، از نگاه اوحاکمیت توحید همان حاکمیت عدالت است که نه مسئله‌ای دینی که در افقی برتر، مسئله‌ای انسانی است.
انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.