پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

گفت‌وگو با سیدهادی خسروشاهی به مناسبت پنجاه و چهارمین سالگرد شهادت نواب صفوی؛

نگاهی دوباره به فداییان اسلام و شهید نواب صفوی

امام خمینی قدس‌سره شاید قبلاً با بعضی از روش‌های آنان موافق نبودند ولی بی‌تردید از بزرگ علمایی بودند که خواهان موفقیت فدائیان اسلا‌م بودند، اما شرایط اجازه نمی‌داد که به طور علنی به دفاع بپردازند، به ویژه که ایشان احترام خاصی به مقام مرجعیت آیت‌ا... بروجردی داشتند و رنجش ایشان باعث گردید که امام نیز نفیا یا اثباتا در این امر دخالت نکنند البته در جریان محکومیت شهید نواب صفوی به اعدام در دادگاه نظامی رژیم شاه طبق اظهار منسوبین نزدیک و اعضای خانواده ایشان، حضرت امام قدس سره اقدام لا‌زم را به عمل آوردند و به نزد آیت‌ا... بروجردی رفتند، ولی متاسفانه به علت اخلا‌ل بعضی از پیشکاران! بیت مرجعیت وساطت ایشان به نتیجه مطلوب نرسید

حجت‌الا‌سلا‌م و المسلمین سید هادی خسروشاهی از علمای مبارز و معروف، استاد حوزه و دانشگاه و سفیر سابق ایران در واتیکان و مصر و کارشناس ارشد سیاسی وزارت امورخارجه در محافل فرهیخته فرهنگی- سیاسی به‌عنوان یک محقق و پژوهشگر، نخبه و سیاستمدار برجسته شناخته می‌شود. ‌ او دارای بیش از 50 جلد کتاب و صدها مقاله و مصاحبه به زبان‌های مختلف پیرامون موضوعات سیاسی، اجتماعی، مذهبی، علمی و... است.فعالیت‌های سیاسی استاد از سال 1332 ش پس از آشنایی نزدیک با آیت‌ا... کاشانی، آیت‌ا... طالقانی و شهید نواب صفوی، آغاز گردید و به همین دلیل، از همان دوران تا زمان پیروزی انقلا‌ب اسلا‌می، بارها در قم، تهران و تبریز دستگیر، زندانی و یا تبعید شده که آخرین آن تبعید به «انارک» یزد، به مدت سه سال بود که با آغاز انقلا‌ب اسلا‌می، همراه دیگران آزاد شد.او پس از پیروزی انقلا‌ب اسلا‌می، نخست به مدت دو سال به‌عنوان نماینده امام خمینی قدس‌سره در وزارت ارشاد اسلا‌می فعال بود و سپس به سفارت ایران اسلا‌می در واتیکان انتخاب شد و به مدت 5 سال در خارج از کشور به فعالیت پرداخت که تاسیس «مرکز فرهنگی اسلا‌می اروپا» در رم و تاسیس دوماهنامه به انگلیسی به نام‌های «انکوائری» و«افریکن ایونتس» و مجله‌ای هفتگی به زبان عربی «العالم» در لندن- با همکاری وزارت ارشاد اسلا‌می- از آثار این دوران است...
در مدت اقامت سه ساله در قاهره به‌عنوان رئیس‌دیپلماسی ایران در مصر، نیز علا‌وه بر حضور در محافل علمی- سیاسی و سخنرانی و مصاحبه تلویزیونی و مطبوعاتی و ده‌ها ملا‌قات با شیخ‌الا‌زهر و مقامات علمی- سیاسی مصر، بالغ بر 50 جلد کتاب و نشریه، درباره انقلا‌ب اسلا‌می ایران، تشیع و اهل بیت تالیف و یا با همکاری و مساعدت ایشان در مصر منتشر گردید. استاد کتاب‌هایی نیز درباره فداییان اسلا‌م منتشر کرده که از جمله آنها «فداییان اسلا‌م، تاریخ عملکرد و اندیشه» است.

سابقه و نحوه آشنایی خود با فداییان اسلام و شهید نواب صفوی چگونه بود ؟
بنده از سال 1330 در تبریز، مطالعه روزنامه‌های وابسته به فداییان اسلام مانند اصناف، نبرد ملت و غیره، با نام فداییان اسلام آشنا شدم.‌البته این روزنامه‌ها، ارگان جمعیت نبودند بلکه به عنوان هوادار، اخبار و گزارش‌ها و فعالیت‌ها، تظاهرات و سخنرانی‌های رهبری فداییان اسلام را منعکس و منتشر می‌کردند.در همان ایام، نامه‌ای به شهید نواب صفوی نوشتم و کتاب (رهنمای حقایق) را درخواست کردم که درواقع مانیفست سازمان بود. چیزی نگذشت که کتاب، همراه نامه‌ای از مرحوم سیدهاشم حسینی که مرد شماره 3 فداییان اسلام بشمار می‌رفت، دریافت کردم و سپس، هفته‌نامه (منشور برادری) را که ارگان رسمی جمعیت بود، برای من فرستادند که بیشتر از پیش با اندیشه و اهداف فداییان اسلام آشنا شدم.‌این البته در مرحله نخستین بود، بعدها که به قم آمدم، آشنایی و روابط در قم و تهران بیشتر شد. و من البته عضو جمعیت نبودم، بلکه مانند بقیه طلاب دوستدار یا هوادار بودم.با توجه به اختلاف روش مجتهدانی همچون آیات عظام حائری یزدی، آقا سیدابوالحسن اصفهانی و مرحوم حاج‌آقا حسین بروجردی (که کناره‌گیری‌شان از سیاست، خواه ناخواه به ماندگاری وضع موجود می‌انجامید) با روحانیان مبارزی همچون آیت‌الله کاشانی و مرحوم نواب (که خواهان شرکت گسترده روحانیان در سیاست و چیرگی ایشان بر ساختارهای حکومتی بودند)، این پرسش مطرح می‌شود که: نهایتاً کدام روش را باید برگزید؟
بی‌تردید روش مراجع و بزرگانی چون آیت‌الله اصفهانی، آیت‌الله حائری یزدی، آیت‌الله بروجردی، (روش موقت و مصلحتی) برای حفظ و بقای حوزه‌ها و سازمان روحانیت، در مقابل روش سرکوبگرانه و تخریبی رژیم‌های حاکم وقت و عناصری مانند (رضاخان) بود، وگرنه اصل کلی در مبانی اسلامی، با توجه به سیره‌ پیامبر اکرم(ص) و روش ائمه هدی(ع) وجوب شرکت در اصلاح همه‌ امور مسلمین و اهتمام به وضع آنان است و کسی که اهتمام به امر مسلمین نداشته باشد، در لسان حدیث (غیرمسلم) خوانده می‌شود. پس در اصل موضوع اختلافی در بین نیست؛ اما شیوه و عملکرد متفاوت شخصیت‌هایی چون آیت‌الله کاشانی، شهید آیت‌الله سیدحسن مدرس و شهید نواب صفوی و دهها نمونه دیگر، باید با توجه به همان اصول و با در نظر داشتن شرایط زمان و مکان ارزیابی شود...‌بدین ترتیب پاسخ پرسش‌ دوستان روشن می‌شود که:‌اصل کلی در اسلام، طبق موازین و مبانی و تعلیماتی که در منابع اسلامی قرآن و حدیث موجود است، دخالت در امور کشورداری و اصلاح جامعه و بهبود بخشیدن به وضع کلی زندگی مردم، یک واجب حتمی است، و این امر بدون دخالت در امر حکومت و سیاست، تحقق‌پذیر نیست.
به عبارت دیگر اسلام همچون مسیحیت، فقط به جنبه‌ روحانی انسان توجه ندارد که اگر سیلی به گونه راست او زدند، احتراماً گونه چپ خود را هم جلو بیاورد تا سیلی دیگری بخورد! و یا اگر عبایش را بردند، قبایش را هم ببخشد! بلکه از دیدگاه اسلام دفاع از حق و معامله به مثل در صورت تجاوز، یکی از ضروریات است و تحقق این امور، بدون دخالت در سیاست، امکان‌پذیر نخواهد بود.‌البته در مورد (شرکت گسترده روحانیان در سیاست و چیرگی بر ساختارهای حکومتی) دیدگاه‌ها حتی در میان علما و فقهای معتقد به شرکت در امور هم یکسان نیست و همه آنها، هوادار (چیرگی کامل) بر ساختارهای حکومتی نیستند؛ ولی اصل کلی دخالت را قبول دارند. بحث درباره کیفیت امر، در کتب فقهی، به تفصیل مورد بحث و بررسی قرار گرفته و نتیجه (اجتهادی) هریک از دو گروه، مورد احترام خواهد بود.

مبارزه مسلحانه فداییان اسلام چه تأثیری در فضای سیاسی و اجتماعی آن دوران داشت؟
مبارزات مسلحانه فداییان اسلام از آغاز - قتل کسروی مدعی پیامبری که پس از مباحثات مستقیم و مفصل شهید نواب صفوی با وی، چون منتج به نتیجه نشد و کسروی به گمراه‌گری خود ادامه داد، اقدام شد و بی‌تردید اگر در آن هنگام این اقدام به عمل نمی‌آمد، ما امروز شاهد یک پدیده ساختگی سیاسی دیگری به نام (پاکدینی)! در کنار بابیگری و بهائیگری بودیم -- تا اقدام به اعدام (حسین علا) نخست‌وزیر شاه که عازم بغداد برای انعقاد قراردادی در ضمیمه کردن ایران به پیمان آمریکایی (بغداد) بود، بی‌تردید دارای آثار مثبت فراوانی بود. گرچه بعضی از تاریخ‌نویسان معاصر ملی‌گرا، یا سلطنت‌طلب و یا چپ‌نما! این اقدامات را (ترور کور) می‌نامند، ولی حقیقت غیر این است.مرحوم آیت‌الله طالقانی که کسی در صفا و صدق و خلوص او تردید ندارد، در سخنرانی معروف خود در احمدآباد، صریحاً اعلام کرد که: (مانع اصلی ملی شدن صنعت نفت را فداییان اسلام از میان برداشتند)... پس این جنبه‌ مثبت اعدام انقلابی ژنرال رزم‌آرا؛ اما با اعدام عبدالحسین هژیر، وزیر دربار هم‌ می‌دانیم که نتایج انتخابات قلابی شاهانه، لغو و باطل اعلام شد و شرایط برای به قدرت رسیدن حکومت جدید فراهم گردید و شاه هم مجبور شد که وضع موجود را بپذیرد.البته آخرین اقدام گرچه به نتایج زودرس مطلوب نرسید، ولی این حقیقت را ثابت کرد که علی‌رغم حکومت سرنیزه و سلطه‌ رژیم کودتا، مقاومت علیه سلطه‌ استعمار و ایادی آن ادامه دارد و اگر امروز نشد، روز دیگری ثمره آن ظاهر خواهد شد، که شد!

آیا فداییان اسلام برنامه مدون و یا به اصطلاح مانیفستی که نشان‌دهنده اهداف و برنامه‌های آنها باشد، داشتند یا آن هم غیر تشکیلاتی بود؟
شاید نخستین سازمان و جمعیت سیاسی - اسلامی که در دوران پهلوی، مانیفست خاص خود را منتشر کرد، فداییان اسلام بود که با انتشار کتاب (اعلامیه فداییان اسلام یا کتاب رهنمای حقایق) اهداف خود را رسماً اعلام داشته و شکل حکومت مورد نظر خود را ترسیم نمودند و در همین کتاب که در سال 1327 تنظیم و یکسال بعد چاپ و منتشر گردید، تکلیف نهادهای اجتماعی، مدنی، سازمان‌های دولتی، وزارتخانه‌ها کاملاً روشن و حتی رنگ و نوع پرچم نیز مشخص شده بود و در این کتاب، قبل از پیدایش نهضت ملی شدن صنعت نفت و جبهه ملی، شهید نواب صفوی رسماً خواستار ملی شدن صنعت نفت و همه منابع طبیعی کشور گردید. در حالی که بعضی از رهبران اصلی جبهه ملی بعدی - طبق مستندات موجود در مجلس - مخالف لغو قراردادهای خارجی بوده و خواستار احترام به قوانین بین‌المللی بودند!البته بعدها شادروان دکتر فاطمی یا مرحوم حسین مکی هم به عنوان مقامات رسمی، خواستار ملی شدن صنعت نفت شدند که ماجرای آن را همگان می‌دانستند؛ ولی به نظر این جانب نخستین مطرح‌کننده ضرورت ملی شدن نفت در ایران، شهید نواب صفوی، در کتاب (رهنمای حقایق) بود.

برخی معتقدند که فداییان اسلا‌م بعد از مشروطیت اولین گروهی بودند که برای حکومت اسلا‌می برنامه مدونی داشتند. این نظریه تا چه حد صحت دارد و حکومت اسلا‌می مطلوب آنها چه بود؟
پس از دوران مشروطیت، بعضی از علما و شخصیت‌های برجسته اسلا‌می، با توجه به اصول کلی اسلا‌م و مبانی سیاسی و حکومتی مستند از سیره نبوی(ص) و روش ائمه هدی(ع)، کتاب‌ها و رساله‌های متعددی که در راستای برقراری نوعی حکومت اسلا‌می مجری احکام شریعت بود، نوشته‌اند که بخشی از آنها به کوشش محقق ارجمند جناب رسول جعفریان تحت عنوان «رسائل سیاسی-اسلا‌می دوره پهلوی» دو سه سال پیش در چند مجلد، چاپ شد. ولی این آثار بیشتر، آثار فردی است و برنامه تدوین شده از سوی یک جمعیت یا حزب و سازمان سیاسی اسلا‌می به شمار نمی‌رود. ‌ البته در نیم قرن اخیر ما؛ با توجه به پیدایش ده‌ها سازمان، گروه، جمعیت و حزب سیاسی-اسلا‌می، رساله‌ها و نشریاتی که بیان کننده نظریات و افکار آنها باشد، منتشر گردیده که باز به شکل یک برنامه مدون نیستند. فقط می‌توان گفت که قبل از فدائیان اسلا‌م، «حزب برادران» یا حزب نور- که توسط مرحوم آیت‌ا... سیدنورالدین شیرازی در شیراز تاسیس گردید و شعب آن تقریبا در همه شهر‌های استان فارس گسترش یافت، دارای «مرامنامه» معروفی بود که نشان دهنده اهداف سیاسی حزب برادران بود. در کتاب «کسر کسروی» هم که مرحوم آیت‌ا... سید نورالدین آن را تالیف و منتشر کرده اهداف «نوعی حکومت اسلا‌می» تبیین شده بود که البته با اهداف عصر ما هماهنگی ندارد، ولی به هر حال به نوبه خود دارای برنامه خاصی برای یک «حکومت دینی» بود. البته باید پذیرفت که نخستین جمعیت یا سازمان سیاسی - اسلا‌می که در عصر ما مانیفست یا بیانیه خود را در رابطه با چگونگی و نوع حکومت اسلا‌می تدوین و منتشر ساخت «جمعیت فدائیان اسلا‌م» بود که این برنامه یا مانیفست را تحت عنوان: «اعلا‌میه فدائیان اسلا‌م یا کتاب راهنمای حقایق» در اواخر سال 1327 تنظیم و آماده نمود ولی به علت مشکلا‌ت مالی تا اواخر سال 1328 یا اوائل سال 29، نتوانست آن را چاپ و منتشر سازد و سرانجام با جمع‌آوری مبلغی به عنوان «سهام» از برادران عضو یا هوادار فدائیان اسلا‌م، در ده هزار نسخه چاپ و در سطح وسیعی نخست در تهران و سپس در بقیه بلا‌د توزیع گردید...
اما نوع حکومت اسلا‌می مطلوب فدائیان اسلا‌م، با توجه به شرایط زمان و مکان به طور کامل در این بیانیه یا کتاب، عنوان شده است. ‌ و در کل و به طور اشاره می‌توان گفت که بیانیه فدائیان اسلا‌م در واقع شامل سه بخش می‌شود:
1_ توضیحی درباره گرفتاری‌ها و بدبختی‌های جامعه بشری و به ویژه مردم مسلمان ایران... که ناشی از انحراف‌های فکری، فرهنگی، اخلا‌قی و اعتقادی مردم و دوری آنها از خدا محوری و بسنده کردن به زندگی مادی است و همین امر منشأ همه مشکلا‌ت بعدی اقتصادی و اجتماعی است.
2_ شرح وظایف نهاد‌های مذهبی- مدنی، اجتماعی و سپس سازمان‌های اداری دولتی- وزارتخانه‌ها و دیگر ارگان‌های وابسته به دولت.
3_ گزیده‌ای از اخطار‌ها، تذکار‌ها، نصیحت‌ها و بالا‌خره: تهدید‌ها به غاصبان حکومت و شخص شاه. در همین بخش به مساله ضرورت ملی شدن صنعت نفت و اصلا‌ح جریان‌های هنری، رسانه‌ای پرداخته شده است. و بدین ترتیب این بیانیه نشانگر حرکت سازمان یافته و با برنامه‌ای در میان مردم‌مسلمان ایران در دهه بیست قلمداد می‌شود.

نحوه تصمیم‌گیری در جمعیت فداییان اسلام چگونه بود؟
تصمیم‌گیری درباره اغلب یا همه اقدامات خرد و کلان در جمعیت فداییان اسلام، براساس مشورت اعضا رهبری که مرکب از یاران و برادران نزدیک شهید نواب صفوی، (چون سید عبدالحسین واحدی، سیدهاشم حسینی، خلیل طهماسبی، سید محمدعلی لواسانی و دیگران) بود اتخاذ می‌شد و البته با توجه به موقعیت ویژه شهید نواب صفوی، تصمیم‌گیری نهایی وی، مورد قبول همه‌ اعضا قرار می‌گرفت... گرچه در مواردی هم، مانند قبول نامزدی شهید نواب صفوی از قم، علی‌رغم پذیرش ایشان، به علت مخالفت اعضای رهبری ملغی شد، و این خود نشان می‌دهد که تصمیم‌ها به حالت فردی بدون مشورت انجام نمی‌گرفت...
برخی افراد یا جریانها شائبه همراهی فداییان اسلام با برخی نیروهای مرموز و مشکوک را مطرح می‌کنند؛ از جمله در جریان ملی شدن صنعت نفت، کودتای 28 مرداد و دوران اختناق پس از کودتا تا به هنگام پیروزی انقلاب اسلامی در این باره چه می‌فرمایید؟
تعبیر (همراهی)! فداییان اسلام یا شهید نواب صفوی با برخی از (نیروهای مرموز و مشکوک) در دوره‌های متفاوت فعالیت آنان به‌نظرم تعبیر و عنوان صحیحی نیست... انسان‌های مخلص و صادق و پاکباز آماده هر نوع جانبازی در دفاع از اسلام و مسلمین، چگونه می‌توانند با نیروها و یا افراد مرموز و مشکوک همکاری و یا همراهی داشته باشند؟البته اگر گفته شود که عناصری توانسته بودند در سازمان فداییان اسلام با ظاهرسازی و گذاشتن ریش و کلاه پوستی! نفوذ کنند، این امر هیچ بعید نیست و در هر سازمان و حزب و تشکیلاتی هم امکان وقوع آن وجود دارد، ولی این یک نوع خیانت مخفی از سوی عامل نفوذی است و نمی‌توان آن را نوعی (همراهی) نامید؛ چون در صورت افشای این امر، بی‌تردید فرد خائن، در هر تشکیلاتی، طرد می‌شود تا چه رسد به فداییان اسلام...
اصولاً در مورد فداییان اسلام هم با توجه به اینکه اهداف آن‌ها جز (اجرای شریعت اسلامی) چیز دیگری نبود، و هیچ‌گونه فعالیت‌ اقتصادی و سود مادی و یا درآمد ویژه و رانت‌خواری در کار نبود، به‌طور طبیعی افراد دنیاطلب نمی‌توانستند انگیزه‌ای برای شرکت در این نوع فعالیت داشته باشند و اگر یک عامل نفوذی مأموریتی هم از بیرون، به او محول می‌گردید، میدانی برای اجرای آن نداشت.
در جریان ملی شدن صنعت نفت و مبارزات نهضت ملی، دیدیم که فداییان همکار اصلی جبهه ملی و آیت‌الله کاشانی و نهضت بودند. پس از کودتای 28 مرداد هم، طبق اسناد موجود، عملکرد رهبری بر ضد اهداف کودتا بود، گرچه در اوایل، به‌خاطر ظلمی که در دوره حکومت ملی‌گراها برآن‌ها روا داشته شده بود، خوشحال بودند؛ ولی خیلی زود پس از کشف ماهیت حکومت کودتا، از آن روی برگرداندند و به یاری برادران در نهضت مقاومت و غیره پرداختند و حتی به ملاقات آیت‌الله کاشانی رفتند، تا بلکه به نحوی مبارزه را ادامه دهند.
در دوران اختناق پس از کودتا هم نخستین کسانی که علیه آن و هیأت حاکمه اعلامیه دادند، فداییان اسلام بودند. بعد هم که برای جلوگیری از شرکت ایران در پیمان خائنانه بغداد، وارد عمل شدند که منجر به اعدام اعضای اصلی و رهبری شد... و پس از آن،‌ تا پیروزی انقلاب اسلامی هم که البته دیگر فداییان اسلامی وجود نداشت که عناصر مرموز و مشکوک بتوانند با آن‌ها همراهی کنند! پس از انقلاب نیز کسانی که خود را به عنوان رهبر فداییان اسلام و یا ادامه دهندگان راه شهید نواب صفوی معرفی کردند، نه تنها سابقه‌ای در فداییان اسلام نداشتند، بلکه اصولاً فاقد صلاحیت لازم برای رهبری بودند که به همین دلیل هم هرگز مورد استقبال مردم قرار نگرفتند و علی‌رغم ادعاها و ادامه راه نواب‌، دیدیم که به سرعت فروکش کردند...

نحوه عضو‌گیری و یارگیری فداییان اسلام چگونه بود؟
عضوگیری و یارگیری در فداییان اسلام به هیچوجه سیستماتیک و تشکیلاتی نبود. برادرانی که به عنوان هوادار خود را در اختیار جمعیت می‌گذاشتند و در کارهای خیریه اجتماعی یا مسائل فرهنگی با آن همکاری داشتند، به عنوان عضو یا سمپات شناخته می‌شدند، بدون آنکه کارت عضویتی برایشان صادر شود یا پرونده‌ای تشکیل گردد و یا امور دیگری که در احزاب دیگر مرسوم است، انجام گردد.
زعامت کلی دین، فکری، سیاسی جمعیت فداییان اسلام در درجه اول به عهده شهید نواب صفوی بود؛ ولی در امور تقلید مذهبی، آنان از مرحوم آیت‌الله سید صدر‌الدین صدر تقلید می‌کردند و باقیماندگان آن‌ها نیز بعدها به تقلید از امام خمینی(س) روی آوردند که داستان آن نیاز به تفصیل دارد.

فدائیان اسلا‌م یا شهید نواب صفوی، چه نوع جامعه و حکومتی را می‌خواستند؟ و نظر آنان درباره رژیم شاه و نظام حاکم چگونه بود؟
شهید نواب صفوی در این کتاب به صراحت و به آشکار، ضمن غیرقانونی خواندن رژیم حاکم، خواستار برقراری نظام یا دولت اسلا‌می در ایران، به جای «حکومت غاصب» شاه می‌شود و در این راستا، به چند موضوع مهم و حیاتی تکیه می‌کند که عبارتند از:
1-ضرورت نشر و گسترش اسلا‌م راستین در جامعه
2-حذف فرهنگ و اقتصاد غرب‌زده حاکم بر کشور و اجرای موازین و قوانین اسلا‌می در این زمینه
3-ضرورت تشکیل حکومت اسلا‌می و مبارزه همه‌جانبه- حتی مسلحانه- برای برقراری آن..
پس از تعیین هدف‌های اصلی فدائیان اسلا‌م؛ شهید نواب صفوی در همان کتاب‌ یا بیانیه می‌نویسد: «ایران مملکت اسلا‌می است، بایستی احکام اسلا‌م اجرا شود اگر اجرا می‌شد، ایران نورباران می‌شد. پس باید حکومت را به دست خود مسلمین سپرد تا آنها نیز از طریق فقها و بزرگان و اندیشمندان غیرتمند و آگاه دین در مسیر اصلی سعادت و شرافت خود قدم بردارند. بایستی با انتخابات آزاد نمایندگان پاک و لا‌یق انتخاب گردند و قوانین پوسیده را لغو نمایند. اعلا‌م ما به دشمنان اسلا‌م و غاصبین حکومت اسلا‌م؛ شاه و دولت و سایر کارگردانانی که آنان را به خوبی می‌شناسیم: ای خائنین، ایران مملکت اسلا‌می است و شما دزدان و غاصبینی هستید که حکومت اسلا‌می را غصب نموده‌اید...»
باز در آخرین صفحات کتاب می‌خوانیم: «... برای آخرین بار به دشمنان اسلا‌م و غاصبین حکومت اسلا‌می، شاه و دولت و سایر کارگردانان ابلا‌غ می‌شود که چنانچه مقررات اسلا‌می را مو به مو اجرا ننمایند، به یاری خدای توانا نابودشان می‌کنیم و حکومت صالح اسلا‌می و قانونی تشکیل و احکام اسلا‌م را سراسر اجرا می‌نماییم».
بدین ترتیب روشن می‌شود که حکومت مطلوب فدائیان اسلا‌م، حکومتی است که مجری تمامی احکام اسلا‌می باشد و چون شاه و ارکان او، صلا‌حیت چنین کاری را ندارند، به عنوان غاصب و خائن، باید کنار بروند تا حکومت «صالح اسلا‌می» تشکیل گردد. و همانطور که قبلا‌ اشاره شد در این کتاب یا بیانیه، وظایف همه وزارتخانه‌ها، نهاد‌های اجتماعی، فرهنگی، هنری و کیفیت برنامه‌های رادیو، تلویزیون، سینما و چگونگی وظایف مجلس و بالا‌خره پاکسازی سازمان روحانیت و حوزه‌های علمیه از آلودگی‌ها و نابسامانی‌ها، مطرح می‌شود که نشان دهنده تدوین یک برنامه کامل برای اداره یک جامعه اسلا‌می است.
این کتاب علا‌وه بر چاپ سال‌های 29 و 32، در سال 57 و قبل از پیروزی انقلا‌ب نیز تحت عنوان «جامعه و حکومت اسلا‌می» با مقدمه‌ای از اینجانب منتشر گردید که اکنون هم در دسترس همگان است و در مقدمه آن تذکر داده‌ام که این برنامه، مربوط به سالیانی پیش است و در شرایط کنونی جامعه ایرانی، تکمیل و تصحیح آن، برای آنکه مطابق شرایط زمان و مکان باشد، ضروری است.
پس به طور خلا‌صه باید گفت، همانطور که شما در سوال خود مطرح کردید، فدائیان اسلا‌م پیشگام در ارائه برنامه‌ای مدون برای تشکیل و اداره یک حکومت اسلا‌می بودند و اهداف و برنامه‌های خود را به صراحت بیان کرده و خواستار اجرای احکام شریعت، در یک نظام صالح اسلا‌می ـ مردمی بودند... و خوشبختانه اهداف آنان با پیروزی انقلا‌ب اسلا‌می ایران، تحقق یافت و نظام «جمهوری اسلا‌می» در شکل کامل‌تر و مترقیتری در ایران به وجود آمد که می‌توان آن را مرحله تکامل یافته‌تر برنامه حکومت اسلا‌می مطلوب فدائیان اسلا‌م نامید.

نگاه علما به حرکت گروه فدائیان اسلا‌م چگونه بود؟
بخشی از علمای سنتی که معتقد بودند تشکیل حکومت اسلا‌می قبل از ظهور حضرت مهدی(عج) امکان‌پذیر نیست؛ نگاه مثبتی نسبت به حرکت فدائیان اسلا‌م نداشتند و حوزه علمیه قم هم از این امر مستثنی نبود! ولی علی‌رغم عدم موافقت بعضی از علما، بزرگان و مراجعی چون آیت‌ا... سیدمحمدتقی خوانساری، آیت ا... سید‌صدرالدین صدر، آیت‌ا... مرعشی نجفی‌علا‌وه بر علمای طبقه دوم مانند آیت‌ا... شیخ محمد مجاهدی، آیت‌ا... سید احمد زنجانی، آیت‌ا... سید محمدباقر سلطانی و امثالهم... هوادار سرسخت حرکت و مدافع شهید نواب صفوی بودند. در شهرهای دیگر ایران نیز وضع به همین منوال بود، عده‌ای موافق وگروهی مخالف بودند، ولی خوشبختانه این مخالفت‌ها در حد تفسیق و تکفیر و اتهام‌زنی عقیدتی و تخریب حیثیّتی نبود.

دیدگاه آیت‌ا... ‌بروجردی درباره حرکت گروه فدائیان اسلا‌م چه بود؟
دیدگاه شخصی و نخستین مرحوم آیت‌ا... بروجردی مانند بقیه علما و مراجع قم بود. گرچه ایشان مانند آن آقایان، تایید رسمی و علنی نمی‌کردند، ولی در عمل، موافقت ضمنی ایشان روشن بود. اما متاسفانه منافقان و بعضی از وابستگان دستگاه ایشان، زمینه مخالفت را آماده کردند و با توجه به تظاهرات مستمر و یومیه و سخنرانی‌های تند رهبری فدائیان اسلا‌م در صحن مطهر حضرت معصومه(س) و یا در مدرسه فیضیه، چنین القا کردند که این اقدامات موجب تعطیلی حوزه و به هم خوردن سازمان روحانیت فعلی خواهد شد و همین القائات، همراه با تندروی بعضی از جوانان هوادار فدائیان اسلا‌م، سرانجام باعث گردید که ذهن مرحوم آیت‌ا... بروجردی مشوب گردد و این عدم رضایت از روش و شیوه فدائیان اسلا‌م موجب گردید که چند نفر از شاگردان و یا کسانی که خود را به ایشان منسوب می‌کردند (در راس آنها شیخ اسماعیل ملا‌یری و شیخ علی طاهری) به سخنرانان فدائیان اسلا‌م در مدرسه فیضیه حمله کردند و با چوب و چماق، شهید سیدعبدالحسین واحدی و مرحوم حجت‌الا‌سلا‌م و المسلمین سید هاشم حسینی- مرد شماره 3 فدائیان- و عده‌ای دیگر را مضروب و مجروح و سرکوب و از مدرسه بیرون کردند. شهید نواب صفوی که در تهران بود، به سرعت به قم آمد و با مراجع تماس گرفت... و در نهایت تصمیم گرفتند که فعالیت فدائیان اسلا‌م، در حوزه علمیه قم، محدود شود و فقط جنبه تعلیماتی و فرهنگی داشته باشد. البته ارزیابی کامل و تحلیل زوایای این قضیه نیاز به فرصت بیشتری دارد تا حقیقت آن طور که بود روشن گردد.

دیدگاه حضرت امام خمینی(س) درباره گروه فدائیان اسلا‌م چه بود؟
امام خمینی قدس‌سره شاید قبلاً با بعضی از روش‌های آنان موافق نبودند ولی بی‌تردید از بزرگ علمایی بودند که خواهان موفقیت فدائیان اسلا‌م بودند، اما شرایط اجازه نمی‌داد که به طور علنی به دفاع بپردازند، به ویژه که ایشان احترام خاصی به مقام مرجعیت آیت‌ا... بروجردی داشتند و رنجش ایشان باعث گردید که امام نیز نفیا یا اثباتا در این امر دخالت نکنند البته در جریان محکومیت شهید نواب صفوی به اعدام در دادگاه نظامی رژیم شاه طبق اظهار منسوبین نزدیک و اعضای خانواده ایشان، حضرت امام قدس سره اقدام لا‌زم را به عمل آوردند و به نزد آیت‌ا... بروجردی رفتند، ولی متاسفانه به علت اخلا‌ل بعضی از پیشکاران! بیت مرجعیت وساطت ایشان به نتیجه مطلوب نرسید.من به خاطر دارم که در همان زمان همراه مرحوم حجت‌الا‌سلا‌م و المسلمین شیخ رضا گلسرخی که خود از اعضای فدائیان اسلا‌م بود، در این رابطه به خدمت امام خمینی(س) رسیدیم و موضوع جدی بودن اعدام را مطرح ساختیم، حضرت امام فرمودند: «من به وظیفه خود عمل کرده‌ام، شما آقایان هم به وظیفه خود عمل کنید و اقدام نمایید بلکه ان‌شا‌ءا... فرجی حاصل شود.» در اینجا مرحوم گلسرخی، با لحن تندی راجع به بیت‌آیت‌ا... بروجردی خواست مطلبی را مطرح کند که امام(س) بلا‌فاصله فرمودند: «شما به این و آن چه کار دارید؟ خودتان اقدام کنید.» و در واقع اجازه ندادند که مساله به نوعی برخورد با مرجعیت بکشد! و این روش کلّی ایشان، نسبت به همه مراجع بود.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.